چکیده : برادر حبیب الله عسکر اولادی نظام بانکی کشور را اسلامی نمی داند و می گوید: از لحاظ شرعی به پولی که از بانک ها می گیرم، اشکال وارد و آن را نزول می دانم! نه می گیرم، نه می دهم.
اسدالله عسکر اولادی که پیشر گفته بود به میلیاردر بودن خود می بالد، اینک خود را «آدم سادهای از کسبه جزء تهران» معرفی میکند که صورتاش را با سیلی سرخ نگاه میدارد، وی یکی از مشهورترین گفتارهای نهجالبلاغه یعنی «ما رایت نعمه موفوره الا و فی جانبها حق مضیع» را انکار میکند و «دارا بودن» را یک ارزش معرفی می داند.
اسدالله عسگراولادی از برجستهترین و ثروتمندترین بازرگانان ایرانی، معروفترین صادرکننده خشکبار ایران، عضو اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در تمام دوران پس از انقلاب است.
وی رئیس اتاق بازگانی ایران و چین که تجربهای ۵۸ ساله در تجارت دارد در گفتوگو با روزنامه «جوان» به سؤالات خبرنگار این روزنامه حول «فقر و غنا» و «عدالت اجتماعی» تفسیرهای خاصی از این کلیدواژههای گفتمانی کرده است.
برادر حبیب الله عسکر اولادی نظام بانکی کشور را اسلامی نمی داند و می گوید: از لحاظ شرعی به پولی که از بانک ها می گیرم، اشکال وارد و آن را نزول می دانم! نه می گیرم، نه می دهم.
او که از منتقدان جدی سیاستهای اقتصادی احمدی نژاد است می گوید: برخی افراد در جایگاههایی قرار گرفتهاند که زرنگی میکنند و رانتهایشان از دید ناظران دولتی و قضایی مخفی میماند؛ برخی پولشوییها، فرار از مالیاتها و روابط ناسالم دولت با بخش خصوصی در همین وضعیت پیش میآید که منجر به بیعدالتی میشود. بنابراین، برای برقراری عدالت اجتماعی، دولتها باید ترتیبی بدهند که درآمدها عادلانه توزیع شود.
عسکراولادی با انتقاد از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها افزود: خیلی صریح بگویم؛ ریشه مشکل به اینجا بر میگردد که دولتها به جای ایجاد اشتغال برای اقشار پایین، بیشتر به فکر حکومت کردن بر آنها هستند؛ سیاسی هم صحبت نمیکنم، بلکه تخصصی و بر اساس تجربه حرف میزنم؛ مثلاً ببینید، امروز به جای پول دادن به افراد ضعیف جامعه به عنوان «یارانه»، باید برای آنها شغل ایجاد کنیم… چون از این مسئله غافل بودهایم، عدهای هشتشان گرو نُهشان است؛ البته بیکاری باعث انحرافات دیگری هم میشود. بنابراین دولتها وظیفه دارند که شغل برای افراد ایجاد کنند.
وی با انکار یکی از احادیث حضرت علی می گوید: فرمایش حضرت امیر (ع) این است که مواظب حلال و حرام زندگیت باش. اصلاً چنین فرمایشی وجود ندارد! من ۱۰ بار نهج البلاغه را خواندهام، چنین چیزی در آن نبود، شما اگر پیدا کردید، بگویید که در کدام فراز است؛ اینها ساخته کمونیستها یا کمونیستهای وطنی است! ایشان مرز ارزشها را «حلال و حرام» دانستهاند، نه اینکه اگر ثروتی انباشته شد، در کنار آن حقی از بین رفته است.
وی ادامه داد: پس عدالت اجتماعی باید در توزیع عادلانه ثروت دیده شود؛ مثلاً اگر وزیری از مسئولیتش کنار میرود و میگویند ثروتش بالای ۲۰۰ میلیارد تومان است، باید از او پرسید که از کجا آورده است؟! چون در کنار او کارگرش با ۳۰۰ هزار تومان زندگی میکند؛ اینها با هم جور در نمیآید و اندیشمندان ما خیلی باید روی این مسئله وقت بگذارند.
عسکر اولادی با اشاره به کمک های مردمی در طول جنگ گفت: به شرط رعایت مرز حلال و حرام، «داشتن و دارا بودن» ضد ارزش نیست، بلکه خودِ ارزش است؛ ببینید، وقتی عراق حمله کرد و جنگ شروع شد، دارایی دولت حدود ۱۳۵ میلیارد دلار بود، اما آمارها نشان میدهد که در آن سالها، یک هزار میلیارد دلار از خانههای مردم بیرون آمد تا جنگ اداره شد! حالا اگر ما ملت فقیری بودیم و چیزی نداشتیم، ۱۳۵ میلیارد دلار دولت به چه دردی میخورد؟! پس، ثروت نباید ضدارزش تلقی شود.
وی مدعی شد: من آدم ثروتمندی به آن معنا نیستم، خودم را ثروتمند نشان میدهم! یعنی سعی میکنم صورتم را با سیلی سرخ نگه دارم، این شایعاتی هم که درباره ثروتمند بودن من هست، دروغ است! من مستغنی هستم، نه ثروتمند. حدود ۶۰ سال پیش سفری داشتم به یکی از کشورهای خارجی. در آنجا در پای یک ساختمان عظیم، سه جمله از صاحب آنکه یک سرمایه دار کلان بود، نوشته شده بود: «در کارم موفق شدم، چون زودتر از دیگران مطلع شدم، زودتر از دیگران تصمیم گرفتم و زودتر از دیگران اجرا کردم»؛ من سه اصل دیگر را به آن سه اصل اضافه کردم؛ «خدا را ناظر بر اعمالم میدانم، به حقوق دیگران احترام میگذارم و دست اندازی نمیکنم، در کارم صداقت دارم».
عسکر اولادی ادعا کرد: من به عمد خودم را بزرگ نشان میدهم که بگویم تاجر موفقی هستم، شاید هم اشتباه میکنم؛ در صورتی که کل اموال من در تهران «یک خانه، یک انبار و یک دفتر» است، در دماوند هم «یک باغ» دارم و در جاهایی مثل کرمان و رفسنجان هم که مراکز کارم هستند، یک انبار دارم؛ همین! ولی انعکاسش این است که خیلی دارم، اما باور کنید که اینطور نیست!