درگذشت پرویز شهریاری، استاد سرشناس ریاضی و زندانی سیاسی سابق
چکیده :شهرياري جوان در سال 1329 - يعني زماني كه هنوز به اتهام فعاليتهاي سياسي و ضدسلطنتي در زندان بود - يك مجموعه كتاب درسي رياضي دوره اول دبيرستان را تاليف كرد و نخستين اثر ترجمه خود را كه يادگار دوران زندان بود در سال 1331 با عنوان «تاريخ حساب رنه تاتون» منتشر كرد. او سرانجام در خرداد ماه سال 1332 ليسانس رياضي دانشكده علوم و ليسانس دانشسراي عالي را دريافت كرد... استاد تا آذرماه 1335 زندگي مخفيانه داشت و در آن مدت با نام مستعار در يك دبيرستان و آموزشگاه شبانه تدريس ميكرد تا اين كه دستگير شد و مدت 40 روز همراه با زن و فرزندش در خانهاي در تهران تحت بازداشت قرار گرفت و پس از آن به زندان پادگان قصر و سپس به قزل قلعه منتقل شد....
استاد پرويز شهرياري، چهره ماندگار ریاضی كشور بامداد جمعه، 22 اردیبهشت ماه در بیمارستان جم تهران بر اثر سکته قلبی چشم از جهان فروبست. پیکر این استاد فقيد، امروز در آرامگاه زرتشتیان تهران در قصر فیروزه آرام میگیرد.
به گزارش ايسنا، استاد شهرياري از چهرههای ماندگار در عرصه علم و آموزش كشور، دوم آذرماه 1305 در محله «دولت خانه» كرمان به دنيا آمد. وي پس از اتمام دوران ابتدايي خود در دبستان كاوياني به دبيرستان ايرانشهر و سپس دانشسراي مقدماتي كرمان رفت و از آنجا كه شاگرد اول و دومها ميتوانستند براي ادامه تحصيل به تهران بروند، در دانشكده ادبيات تهران به تحصيل مشغول شد؛ اما به دليل شلوغي (350 نفره) كلاسهاي ادبي و از آنجا كه در مجموع شش نفر از آنها فارغالتحصيل ميشدند به رشته رياضي كه كمتر از 10 دانشجو داشت، تغيير رشته داد.
وي، پس از پايان كلاس مقدماتي (معادل سال آخر دبيرستان) درصدد ورود به دانشگاه بر آمد. شهرياري جوان مايل بود كه تحصيلات خود را در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه دهد، ولي پس از مدتي دريافت كه فارغالتحصيلاني نظير وي جز از طريق ورود به دانشكده علوم يا ادبيات حق تحصيل در دانشگاه را ندارند. بنابراين از سال 1324 در رشته رياضي دانشكده علوم ثبتنام كرد و همزمان به تدريس در دبستان كاخ واقع در ميدان رشديه و كلاسهاي شبانه اقدام كرد.
نخستين كتاب شهرياري در سال 1327 به چاپ رسيد و در فروردين سال بعد براي نخستين بار به اتهام فعاليتهاي سياسي و ضدسلطنتي براي مدت سه ماه روانه بازداشتگاه شد و از شركت در امتحان نهايي باز ماند. پرويز شهرياري در دوران زندان، زبان روسي را كه يكي از مهمترين زبانهاي علمي روزگار بود، به طور كامل فراگرفت كه بركات اين امر در طول بيش از نيم قرن تلاشهاي علمي وي در ترجمه دهها كتاب علمي از زبان روسي نمود يافته است.
شهرياري جوان در سال 1329 – يعني زماني كه هنوز در زندان بود – يك مجموعه كتاب درسي رياضي دوره اول دبيرستان را تاليف كرد و نخستين اثر ترجمه خود را كه يادگار دوران زندان بود در سال 1331 با عنوان «تاريخ حساب رنه تاتون» منتشر كرد. وي از همان سال، تحصيلات خود در دانشكده علوم را ادامه داد و در كنار آن تا 28 مرداد سال 1333 سردبيري هفتهنامه «وهومن» را برعهده گرفت.
شهرياري، سرانجام در خرداد ماه سال 1332 ليسانس رياضي دانشكده علوم و ليسانس دانشسراي عالي را دريافت كرد و با حكم آموزش و پرورش تا خرداد ماه 1333 به تدريس در دبيرستانهاي شيراز پرداخت. استاد در تابستان سال 1334 ازدواج كرد كه ثمره اين ازدواج پنج فرزند بود كه تمامي آنها جز فرزند دومشان كه در هشت سالگي در اثر تصادف فوت كرد، به مدارج عالي علمي و تحصيلي دست يافتهاند.
استاد تا آذرماه 1335 زندگي مخفيانه داشت و در آن مدت با نام مستعار در يك دبيرستان و آموزشگاه شبانه تدريس ميكرد تا اين كه دستگير شد و مدت 40 روز همراه با زن و فرزندش در خانهاي در تهران تحت بازداشت قرار گرفت و پس از آن به زندان پادگان قصر و سپس به قزل قلعه منتقل شد. استاد شهرياري در فروردين ماه 1337 با قيد كفايت آزاد شد و از مهرماه سال 1338 به صورت حقالتدريسي در دبيرستانهاي مختلف تهران به آموزش دانشآموزان همت گمارد.
راهاندازي نخستين كلاس كنكور در ايران، گروه فرهنگي خوارزمي، تاسيس دبيرستان پسرانه و انتشارات خوارزمي، تاسيس دبيرستان دخترانه مرجان، تدريس در دانشكده فني دانشگاه تهران و دانشسراي عالي از جمله اقدامات استاد تا سال 1342 بود. وي از سال 1342 تا 1349 در كنار فعاليتهاي وسيع آموزشي خود 90 شماره از مجله «سخن علمي و فني» را منتشر كرد.
استاد شهرياري، همچنين از سال 1346 تا 1354 سرپرست دفتر ترويج علوم وزارت آموزش عالي بود و در آن مدت، نشريهاي به نام مسائل دانشگاهي براي استفاده استادان دانشگاهها منتشر ميكرد. وي در فاصله سالهاي 1350 تا آذرماه 1354 گروه فرهنگي مرجان، انتشارات توكا و مدرسه عالي علوم اراك را پايهگذاري كرد.
شهرياري، خود تا سال 1356 در اين مدرسه عالي كه با كمك دكتر عبدالكريم قريب و دكتر حسين گلگلاب راهاندازي كرده بود، تدريس كرد. استاد همچنين از سال 1354 تا 1362 مسووليت نشريههاي جانبي دانشگاه آزاد و از سال 1356 تا اسفند 1371، انتشار 70 شماره از مجله «آشتي با رياضيات» و «آشنايي با رياضيات» و هفت شماره از نشريه «آشنايي با دانش» را برعهده داشت.
سردبيري نشريه «چيستا» از جملهي ديگر فعاليتهاي علمي و فرهنگي استاد است كه از شهريور ماه 1360 تاكنون تداوم داشته است. علاوه بر اين وي از سال 1379 تا مهر ماه 1380، 17 شماره از ماهنامه «دانش و مردم» را منتشر كرد.
در بيست و ششمين كنفرانس رياضي كشور كه فروردين ماه 1374 در كرمان برگزار شد، به پاس يك عمر تلاش علمي و آموزشي استاد پرويز شهرياري از او به عنوان پيشكسوت رياضي تجليل شد. در سالهاي 1376 و 1378 نيز در نخستين كنفرانس آموزشي رياضي در اصفهان و سومين گردهمايي شكوفههاي رياضي در دانشكده علوم رياضي دانشگاه شهيد بهشتي از وي تقدير شد.
در سال 1379 به مناسبت سال جهاني رياضيات (سال 2000) در مراكز مختلف به عنوان پيشكسوت از استاد شهرياري تجليل شد و در ارديبهشت ماه 81 در مراسمي ويژه با حضور وزير وقت علوم، تحقيقات و فنآوري، دكتري افتخاري رياضي آن دانشگاه به استاد اعطا شد.
استاد پرويز شهرياري همچنين در آبان ماه 1384 در پنجمين همايش «چهرههاي ماندگار» به عنوان چهره ماندگار آموزش رياضيات ايران تقدير شد.
از اين استاد بزرگ بالغ بر 60 عنوان كتاب درسي رياضيات – از جمله دروه كتابهاي درسي رياضي سه سال اول دبيرستان نظام قديم، دروهي كامل رياضيات دبيرستاني و كتابهاي مسائل مربوط به آن و جبر سال سوم رشتهي رياضي فيزيك و سه جلد كتاب آناليز رياضي – بيش از 97 كتاب كمك درسي – به صورت ترجه و تاليف – حدود 20 كتاب در زمينههاي مختلف تاريخ، فلسفه، كاربرد و آموزش رياضايات و 9 جلد كتاب سرگرمي در رياضيات به دانشآموزان و دانشپژوهان رياضي كشور ارائه شده است.
استاد شهرياري علاوه بر اين آثار، حدود 14 عنوان كتاب ديگر در زمينههاي مختلف تاليف يا ترجمه كرده كه در اين ارتباط ميتوان به كتابهاي دانشمندان و هنرمندان، خانه اهريمن، دانش و شبه دانش، دو درس كوتاه درباره ديرينشناسي، قطاري كه در بعد چهارم گم شد و نظريه نسبيت در مسالهها و تمرينها اشاره كرد. اين رياضيدان پر تلاش همچنين از سال 1325 تاكنون حدود يك هزار مقاله در نشريات مختلف به ويژه نشريههاي علمي و رياضي به چاپ رسانده است.














درود بروان پاک او به شاگردی ایشان افتخارمیکنم افسوس…..
استاد شهریاری بعد از انقلاب به علت فعالیت های سیاسی به زندان رفتن…
او به حق شهریار ریاضی ایران بود،ضمن اینکه هیچ موقع دست از مبارزه برای تحقق عدالت اجتماعی نکشید و زندانی دو رژیم بود..کلمه فراموش کرده بنویسد که این استاد بزرگ پس از انقلاب هم پشت میله های زندان بوده است.
یادش گرامی
سلام
بهتر ان بود که سایت کلمه خود زندگی نامه ای از او تهیه می کرد و زندگی نامه ای که پیشینه سیاسی شهریاری و زندانی شدن او در سال 62 را حذف کرده است را نشر نمی داد.
شهریاری در 19 سالگی عضو حزب توده شد و در حوزه حزبی زیر نظر احسان
طبری فعالیت می کرد.فروردین 1328 به مدت سه ماه زندانی شد.اذر 1335 در
تهران دستگیر شد و تا فروردین 1337 در زندان بود.اذر ماه 1354 به مدت 45 روز
در کمیته مشترک زندانی بود.8 اردیبهشت 1362 تا اخر تیر 1363 در زندان 3000
یا همان کمیته مشترک سابق به همراه رهبران حزب توده ایران زندانی بود.
کاش سایت کلمه در موردمراسم هایی که احتمالا برای بزرگداشت یاد استاد در روزهای اتی اجرا خواهد شد اطلاع رسانی نماید
می گین شاه فقید دیکتاتور بود این چه مدل دیکتاتوری بود که مخالفش تو وزارت علوم به پستهای بالا میرسید بعدشم تو دوران طلایی چند تا از این مخالفان پست گرفتن
روحش شاد وراهش پر رهرو باد.
نام شهریاری در تاریخ معاصر ایران بعنوان یکی از پاک نهادترین زرتشتیان ایران ثبت خواهد ماند. بسیار دیده بود و بیش از آن کشیده است. هم در زمان شاه و هم در جمهوری اسلامی. در هر دو رژیم بارها زندانی شد.
بزرگی بود از جمع هنرمندان و فرهیختگاه، سیاستمداران ملی و برجسته ایرانی، که شهره ترین دانشمندان و تحصیل کردگان معروف ترین مدارس و دانشگاه های ایران یا شاگردش بودند و یا با آثار او مدارج علمی را طی کرده بودند.
پایه گذار مجله وزین “چیستا” بود، اما “چیستا” گوشه کوچکی از خدمات فرهنگی است که او به ایران و ایرانی کرد. پندار و گفتار نیک، شعار و آئین زرتشتیان است و شهریاری هر دو را یکجا دارد.
زاده کرمان بود و گروه فرهنگی خوارزمی که عبور از کلاس های آن ضامن موفقیت در کنکور سخت دانشگاه تهران بود از ابتکارات شهریاری بود. تدریس ریاضی در دانشکده فنی دانشگاه تهران را برعهده داشت. اگر زمان و دوران آغشته به تنگناهای حکومتی نبود، تا ناکجا آباد درباره شهریاری نوشته بودند. انسانی که تنها تاج افتخار زرتشتیان ایران نیست، بلکه نگین کلاهخود استعدادهای شگرف ایرانی است.
در دههٔ 20 و بدنبال سقوط رضاشاه و گشوده شدن فضای سیاسی کشور وارد عرصه سیاسی کشور شد. در 19سالگی به عضویت حزب توده ایران درآمد. در جریان تیراندازی به شاه در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ و متعاقب آن غیر قانونی اعلام شدن حزب توده ایران موج دستگیری آغاز شد و در همان یورش های اول، شهریاری نیز که عضو حوزه حزبی به مسئولیت احسان طبری بود دستگیر شد. این آغاز آشنائی او با زندان بود. پس از آن نیز بارها در دوران شاه زندانی شد. نه تنها در دوران شاه که در جمهوری اسلامی نیز چند بار زندانی اش کردند. از جمله در نیمه اول سال 1362.
زبان روسی را در زندان فرا گرفت و دست به تألیف و ترجمه زد. تاریخ حساب “تانون” را در زندان ترجمه کرد.
“باد و باران” زاهاریا استانکو در دو جلدی
“کتابی درباره کتاب”، سرگی له وو
“داستانهای علمی، مارک تواین” ایزاک آسیموف…،
“علم، جامعه و انسان”، جلد یک و دو،
“آواریست گالوا”، لئوپولد اینفلد،
“یک روز زندگی پسرک قبطی”، ماتیو،.
“اخلاق و انسان”، الگانا تانونا کروتووا،
“نظریهٔ نسبیت در مسئلهها و تمرینها”، الکسی نیکلایه ویچ مالینین
“در جستجوی هماهنگی”، اُلِگ موروز،
این تنها گوشه ای از خدمات شهریاری به فرهنگ و ادب و علم در ایران است و تردید نیست که درباره او، هم آیندگان و هم نسلی که ما همه در جمع آن هستیم بیشتر خواهند نوشت.
در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی بنیادی در ایران بنام او به ثبت رسید. آپارتمان کوچکی در خیابان مفتح، که کارشکنی های حکومتی از زمانی که احمدی نژاد بر سر کار آمد مانع کار شد. حالا دیگر شهریاری نیست که در کوچه های گرد پیری بر سر نشسته اطراف دبیرستان ایرانشهر عصا زنان عبور کند. راستی، دبیرستان ایرانشهر چه خواهد شد؟ بر سر خانه مسکونی او که خود یک موزه است چه خواهند آورد؟ کتابخانه و یادگارهایش چه سرنوشتی خواهند یافت؟ این سئوالات، خاص زردتشییان که قدمت مذهبشان در ایران به 3 هزار سال می رسد نیست، سئوال آلوده به نگرانی همه ایرانیان است. ما همه ایرانی هستیم، چه تفاوت می کند که امروز رو به کدام قبله و یا در کدام مسجد و آتشکده جمع می شویم و یا جمع می شدیم. آئین ها و مذاهب مثل سلسله ها و دودمان های حکومتی می آیند و می روند، آنچه می ماند نقشی است که انسان بر لوح همیشه جاوید ملیت خویش می نویسد!
سال گذشته، در گذشت جانسوز “پرویز رجبی” که از یاران پرویز شهریاری بود و ممنوعیت ها و ممانعت هائی که حکومت برای مراسم او ایجاد کرد، برای مراسم شهریاری نیز تکرار خواهد شد؟
شهریاری را به نسل جوان کشور بشناسانیم و بگوئیم که او کی بود و چه میراثی از خود باقی می گذاشت. با این آگاهی عمومی است که شاید بتوان از دست درازی حکومتی که خود را به تاریخ اسلام و عرب پایبندتر می داند تا تاریخ ایران جلوگیری کرد.
ba salam
ta ma Irania yad nagirim ke haghighat ra benevisim hech mogheh Iran ma dorost nemishevad.
ba sepas
سلام
از شما دعوت میکنم ویدیوی زیر را ببینید. با کمال احترام: همنشین بهار
پرویز شهریاری و طناب دور زمین
http://www.youtube.com/watch?v=9aL6uxoz8zY
……………………………
ویدیوی پرویز شهریاری با آهنگی از اشتراوس An der schönen blauen Donau همراه است که پیشتر در آلمان توسط «آندره ریو» André Rieu اجرا شده، و بهمین دلیل طبق ضوابط یوتیوب، متاسفانه در آلمان دیده نمیشود.