سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پرسش جوانان احزاب اصلاح طلب از آیت‌الله مهدوی کنی: نسبت گفتمان شما با ظلم و تبعیض چ...
» نظام در مسیر خروج از عدالت و شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی است

پرسش جوانان احزاب اصلاح طلب از آیت‌الله مهدوی کنی: نسبت گفتمان شما با ظلم و تبعیض چیست؟

چکیده :در پس این نامه، فارغ از محتوای آن یک نکته مشهود است، اینکه هنوز در بین جوانان منتقد کسانی هستند که به برخی از نیروها در جریان حاکم بر نظام به عنوان طرف گفتگو باور دارند، به معجزه گفتگو امید بسته‌اند، معتقدند همه آنهایی که با ما زاویه دارند، لزوما سوءنیت ندارند و شاید دچار سوءتفاهمند که باید با گفتگو آنها را مرتفع کرد. این نامه اعلام آمادگی بخشی از جوانان فعال سیاسی در حوزه اصلاح طلبی است اما آیا شما هم حاضرید با ایجاد فضایی امن در کشور برای این گفتگوها قدمی بردارید...


شاخه های جوانان احزاب اصلاح طلب در ادامه ی نامه نگاری های خود به چهره های انقلاب این بار در نامه ای خطاب به آیت الله مهدوی کنی با بیان اینکه عملکرد «اصول‌گرایی» که بر تعریف مردم از «اصول» نیز سایه انداخته است، دغدغه ما و همه کسانی ا‌ست که برای اصول و آرمان‌های انقلاب اسلامی ارزش قائلند، تاکید کرده اند: جریان اصول‌گرا تاکنون نه تنها بسته جدیدی برای مردم و خصوصا جوانان کشور ارائه نداده است و سال‌ها است که تنها و تنها بر بسته تکراری پیشین، یعنی ولایت‌مداری تاکید می‌کند، بلکه سالیانی است که مترادف با دفاع از تبعیض و ظلم علیه بسیاری از شهروندان همین نظام شناخته می شود. از دید ما اصولگرایان جز با انتخابات نابرابر بر مسند قدرت ننشسته اند و نمی‌توان در قدرت بودنشان در عرصه سیاسی کشور را برخواسته از رأی و نظر مردم و انتخابات ازاد دانست.

به گزارش کلمه، این جوانان در بخشی از نامه ی خود با طرح سوالاتی آورده اند: از جنابعالی می پرسیم حکومتی اگر به ظلم بین و آشکار دچار شد سرنوشتش چیست؟ آیا دینی بودن و نبودن حکومت در پاسخ به این پرسش تغییری ایجاد می کند؟ آیا جنابعالی از آنچه در زندان ها می گذرد باخبرید؟ آیا آنچه بر سر خانواده های زندانیان می آید را عادلانه می دانید؟ آیا می دانید چه خانواده هایی بخاطر سخت گیری زندانبانان در ندادن مرخصی و حتی ملاقات مرتب در معرض آسیب هایی بسیار سنگین هستند؟ آیا می دانید بسیاری از اتهامات وارد شده به محکومان، عامدانه از سوی نهادهای امنیتی و قضایی به دروغ به آنها وارد شده؟ آیا می دانید بسیاری از افرادی که در دادگاه های غیرقانونی و غیر شرعی عمومی که بارها از تلویزیون پخش شد، قبل از دادگاه در حضور بازجوها و قاضی و دادستان سابق تهران، تمرین نمایش دادگاه علنی را داشته اند؟ آیا می دانید چه رفتارهایی با متهمان در اتاق های بازجویی شده؟ شما زندان کشیده اید، می دانید 4 ماه انفرادی یعنی چه؟ به هیچ وجه هدفمان این نیست که بگوییم آن نظام از این نظام برتر بود و یا شرایط بسته تر سیاسی در آن دوره را با حالا مقایسه کنیم، اما به هرحال در برخی رفتارهایی از این دست که مثال زده شد، شرایط به مراتب بدتر شده. اگر اینها که ما مدعی آن هستیم، کمی هم بهره از حقیقت داشته باشد، جنابعالی به عنوان یک مجتهد انقلابی چه احساسی خواهید داشت؟ چه خواهید کرد؟ آیا حداقل چنین ادعاهایی را واجد ارزش بررسی می دانید؟

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

یار دیرین انقلاب، حضرت آیت الله مهدوی کنی

با سلام و احترام

جنابعالی را نه به صفت مسئولیت های حکومتی و دانشگاهی که به آن صفاتی که ما را مجاب به نگاشتن این نامه به حضرتعالی کرد خطاب کردیم تا نسبت به نتیجه این نامه، امید بیشتری در دل خود بیافرینیم. ما شما را بر اساس آنچه از تاریخ خوانده ایم و از بزرگ ترهایمان شنیده ایم، چهره ای اصیل، با سابقه، شفاف و اهل تعامل می شناسیم. ویژگی هایی که این روزها با خالی شدن انبان نظام از چهره های اصیل بیشتر خودنمایی می کند.

مجتهد بزرگوار

آنچه مقدمه ی نامه شد، خودبخود همه آن چیزی که در این نامه قصد بیانش را داریم، در خود نهفته دارد. جمعی از جوانان اصلاح طلب که دل نگران انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی و رویکرد مردم باورانه امام در سیاست و حکومت هستند، در این نامه به بیان درد دل خود با یکی از معدود بازماندگان نیروهای اصیل درون نظام می پردازند. ما در این وانفسا، صرف اصالت را بر هم جناحی بودن یا نبودن برای تعیین طرف گفتگو مهم تر می دانیم.

جناب آقای مهدوی کنی، ما دل نگران انحراف بزرگ از اهداف و شعارهای اولیه انقلاب هستیم. شاید خطا می کنیم، شاید برداشت ما غلط باشد، شاید اطلاعات ما را ناقص بدانید، بسیار خب، ما یاد گرفته ایم که خود را دانای مطلق ندانیم، احتمال خطا به خود دهیم، اما تلاش می کنیم خارج از مسیر صداقت و راستی در این نامه گام برنداریم. چه ما صادقانه نظام را در مسیر خروج از عدالت و شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی می دانیم. کم ترین شاهد مثال بر مدعایمان این است که مانند بسیاری دیگر از شهروندان منتقد در این نظام دچار لکنتیم، یا با نام خود همه حرفمان را نمی زنیم یا بی نام حرف می زنیم. جز این دو راه، مثل خیلی دیگر از دوستان هم درد و هم فکرمان باید رحل وطن کنیم.

حضرت آیت الله مهدوی کنی

جریان اصولگرا از بدو پیدایش، خود را در مقابل اصلاح‌طلبان تعریف کرده است، حال آنکه اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه نافی اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی نبوده و نیستند. آنچه که ما را بر نوشتن این نامه واداشته است دغدغه همان اصول و آرمان‌های انقلاب اسلامی‌ است، که جز با پاسخ‌گو بودن یا پاسخ‌گو شدن مسوولان میسر و ممکن نخواهد بود. عملکرد «اصول‌گرایی» که بر تعریف مردم از «اصول» نیز سایه انداخته است، دغدغه ما و همه کسانی ا‌ست که برای اصول و آرمان‌های انقلاب اسلامی ارزش قائلند.

جریان اصول‌گرا تاکنون نه تنها بسته جدیدی برای مردم و خصوصا جوانان کشور ارائه نداده است و سال‌ها است که تنها و تنها بر بسته تکراری پیشین، یعنی ولایت‌مداری تاکید می‌کند، بلکه سالیانی است که مترادف با دفاع از تبعیض و ظلم علیه بسیاری از شهروندان همین نظام شناخته می شود. از دید ما اصولگرایان جز با انتخابات نابرابر بر مسند قدرت ننشسته اند و نمی‌توان در قدرت بودنشان در عرصه سیاسی کشور را برخواسته از رأی و نظر مردم و انتخابات ازاد دانست. باور داریم اگر انتخابات آزاد در کشور برگزار می‌شد، امروز اصولگرایان در رأس قدرت سیاسی کشور قرار نداشتند و از همین روست که مجبور به دفاع از عملکرد شورای نگهبان و نظارت استصوابی بر انتخابات هستند. مصداق بارز این ادعا مقایسه رای نفر اول تهران در انتخابات مجلس ششم با رای اول در انتخابات هفتم و هشتم و نهم می دانیم که اقای دکتر حداد عادل با گذشت 12 سال هنوز موفق به کسب نیمی از آرای نفر اول مجلس ششم، آقای دکتر خاتمی نشده اند. در حالی که دیگر به دکتر خاتمی اجازه حضور و کاندیداتوری در انتخابات داده نشد.

نبود بسته‌ای جدید که وجدان عمومی جامعه و نخبگان آن؛ آنرا عادلانه و قابل دفاع بدانند، برای اداره امروز کشور اگر از روی اختیار اصولگرایان است، موجب این تلقی می‌شود که اصول‌گرایان، «اصول» را حجابی بر دفاع از روند ناصواب و بدعاقبت موجود قرار داده‌اند و جز برای حفظ قدرت نیست که از سرمایه‌ها و اعتبار کشور در عرصه داخلی و خارجی مایه می‌گذارند. و اگر از روی انفعال است، موجب این تلقی می‌شود که اصول‌گرایان عاجز از ارائه بسته‌ جدیدی در پی بروز شواهد سوء مدیریت در سیاست‌های داخلی و خارجی کشور هستند.

شرایطی که عرصه سیاسی و اقتصادی کشور امروز با آن دست و پنجه نرم می‌کند، محک مناسبی برای نشان دادن ناتوانی گفتمان فعلی اصول‌گرایان در کنترل شرایط به وجود آمده ناشی از سوء مدیریت‌ها است. این نوع حفظ قدرت با چنگ و دندان، حفظ قدرت با از صحنه به در کردن رقیبان و حفظ قدرت با هزینه کردن از آبروی کشور و ناتوانی از کنترل پیامد این‌ همه و در آخر، پاسخگو نبودن به نیازهای مردم و خصوصا جوانان، اگر زوال و انحطاط یک جریان – حتی اگر آن جریان نام اصول و مطاع موقت قدرت را به همراه داشته باشد – نیست، پس چیست؟ اینچنین و در فقدان اصول و برنامه هایی کارآمد، گروه های بی ریشه با سوار شدن بر موج مطالبات مردم در مقابل گفتمان اصول گرایی اصیل پیروز میدان می شوند در حالیکه اعتقاد به هیچ چیز ندارند.

روشن است که جلوگیری از این امر نیازمند سخن گفتن اصول‌گرایان از حقوق حقه مردم است. مردم برای کسانی که از حقوقشان دفاع کنند ارزش قائل خواهند بود؛ حقوقی که رعایت آن‌ها غیر از تلطیف فضای جاری کشور، می‌تواند اصول‌گرایان را در آینده نیز پیروز واقعی صحنه انتخابات نماید. دفاع از آزادی‌های اجتماعی، دفاع از آزادی بیان، دفاع از انتخابات آزاد، احترام به حقوق مخالفین و… که در واقع همان آرمان های انقلاب اسلامی و اصول اساسی قانون اساسی هستند می‌تواند از مرگ ناگریز گفتمان اصول‌گرایی در صحنه سیاسی کشور جلوگیری کند.

از دید ما امروز گفتمان جریان جعلی اصولگرا برخلاف نامی که بر خود گذاشته است، به اصول اولیه انقلاب اسلامی و حتی به اصول اولیه انسانی نیز وفاداری نشان نمی‌دهد. وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی و روح آزادی‌خواهانه آن، وفاداری به اصولی چون آزادی بیان، وفاداری به شعار اصلی انقلاب که آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بود، وفاداری به روش‌هایی که متضمن استقلال کشور در عرصه بین‌المللی باشد و وفاداری به ده‌ها اصل دیگری که روزگاری جزء اصول و آرمان‌های مردم این سرزمین بوده و هست، هیچ یک در گفتمان جریان اصول‌گرا تا به امروز جایگاهی نیافته است. باید اشاره کنیم چندی‌ست جنابعالی را نیز مستمسکی برای پیشبرد بخشی از این مسیر انتخاب کرده‌اند. به ظاهر به واسطه شما در خبرگان رهبری، آقای هاشمی را تضعیف می‌کنند و از زبان شما تفسیرهایی از ولایت فقیه و نسبت مجلس خبرگان با آن تعریف می‌شود که مطمئنا خود با توجه به اصالت انقلابی‌تان می‌دانید که نه قرار امام و روحانیون انقلابی با مردم چنین بود و نه چنین قراری را مردم می‌پذیرفتند.

شما مامور به محوریت در جناحی شدید که پیشتر به تازه واردان آن یاد داده بودند که احترام هیچ کس و هیچ چیزی را نگه ندارند، قدر و اندازه خود نشناسند، بی ادب باشند و همچون انسان های بدوی که به تمدنی می رسند، به جای متمدن شدن خود، همه مظاهر تمدن را از بین ببرند. البته خوشحالیم که شما و محوریتتان از سوی بسیاری از همان تازه به دوران رسیده های بی تمدن پذیرفته نشد تا خدای ناکرده در باور ما به اصالت شما خدشه ای وارد نشود.

اما اینک که زمام امور به دست اصول‌گرایان است و همه رقیبان به نحوی از انحاء به کناری نهاده شده‌اند، وقت آن است که اصول‌گرایان نگاهی به میزان پاسخ‌گویی خود در مقابل خواسته‌ها و نظرات مردم و جوانان کشور بیاندازند. برای باقی ماندن در صحنه سیاسی کشور به راه‌هایی بدون اتکا به دوپینگ و امنیتی کردن فضا بیاندیشند و به اصولی فکر کنند که جزئی از خواسته‌های این مردم و این جوانان نیز هست و کمی بر روی مدار این اصول پیش بروند. اصولی که برای همه ایرانیان اصل باشد. می‌دانیم و می‌دانید که اگر چنین شود، مردم خود در چرخش دموکراتیک قدرت، زمام امور را به دست اصول‌گرایان نیز خواهند سپرد و اصول‌گرایان صاحب قدرتی بادوام و متکی به پشتوانه مردمی خواهند بود. امری که برای موافقان و منتقدان اصول‌گرایان نیز پذیرفته شده است.

به عنوان یکی از چهره‌های شاخص اصول‌گرایان از شما می‌پرسیم که در مرام و مسلک اصول‌گرایان، زمانی که ایشان زمام امور را همچون امروز به دست می‌گیرند، حقوق جریان‌های دیگر چیست؟ جریان‌های دیگری که به قانون اساسی کشور باور دارند، چه جایگاهی در باور و ذهن اصول‌گرایان دارند؟ اگر قرار بود تصویری از امروز کشور به مردم در سال 57 نشان می‌دادید، چقدر هوادار می‌داشتید؟ کسانی که به رویه‌های جریان حاکم اصول‌گرایان انتقاد دارند، چگونه باید اعتراض خود را نشان دهند؟ کسانی که نمی‌خواهند در انتخابات مختلف، آقای جنتی و دیدگاه‌های ایشان، شعاع انتخابشان را تعیین کند، چه راهی را باید برگزینند؟ کسانی که به ایشان در صدا و سیمای جمهوری اسلامی بارها و بارها نسبت دروغ داده شده است، چه می‌توانند کنند؟ آیا باید با رسانه‌های بیگانه مصاحبه کنند؟ به خبرگان رهبری بابت انتساب رییس صدا و سیما توسط رهبری، شکایت بریم؟ می‌دانیم و می‌دانید که ولی فقیه، پیش از فقاهت و جایگاه حکومتی‌اش، فردی‌ست که با فرض قطعی تقوی نیز معصوم نیست. با توجه به نوع رویه انتخاب خبرگان رهبری که از کانال منصوبین و همفکران ایشان در شورای نگهبان می‌گذرد و محدودیت دانش این جمع به حوزه فقاهت و به خصوص با تفسیرهای تازه‌ای که درباره شان نظارتی خبرگان از قول جنابعالی ارائه شد، راه نظارت بر عملکرد ایشان و نقد و نظر چیست؟

روحانی بزگواری که بارها درس پرمهر دین را پای منبر شما آموخته ایم و زمام ذهنمان را در شب های احیاء به دست کلام شما سپرده ایم؛

از جنابعالی می پرسیم حکومتی اگر به ظلم بین و آشکار دچار شد سرنوشتش چیست؟ آیا دینی بودن و نبودن حکومت در پاسخ به این پرسش تغییری ایجاد می کند؟ آیا جنابعالی از آنچه در زندان ها می گذرد باخبرید؟ آیا آنچه بر سر خانواده های زندانیان می آید را عادلانه می دانید؟ آیا می دانید چه خانواده هایی بخاطر سخت گیری زندانبانان در ندادن مرخصی و حتی ملاقات مرتب در معرض آسیب هایی بسیار سنگین هستند؟ آیا می دانید بسیاری از اتهامات وارد شده به محکومان، عامدانه از سوی نهادهای امنیتی و قضایی به دروغ به آنها وارد شده؟ آیا می دانید سیدضیا نبوی که در زندان کارون اهواز و مجید دری که در زندان بهبهان به اتهام محاربه و ارتباط با منافقین، حبس در تبعیدند، نه تنها هیچ سندی بر این ارتباطشان وجود ندارد بلکه بارها و بارها صادقانه این اتهام را توهین به خود دانسته اند؟ آیا می دانید بسیاری از افرادی که در دادگاه های غیرقانونی و غیر شرعی عمومی که بارها از تلویزیون پخش شد، قبل از دادگاه در حضور بازجوها و قاضی و دادستان سابق تهران، تمرین نمایش دادگاه علنی را داشته اند؟ آیا می دانید چه رفتارهایی با متهمان در اتاق های بازجویی شده؟ شما زندان کشیده اید، می دانید 4 ماه انفرادی یعنی چه؟ زندگی عماد بهاور را بررسی کنید و بشناسیدش، نوشته های معقول و معتدل او را بخوانید و درباره شخصیت و اعتقاداتش سوال کنید ؛ آن زمان می بینید که به اندازه بن علی، دیکتاتور تونس حکم گرفته است. اسماعیل صحابه تنها به خاطر همدلی و تلاش برای آرامش خانواده زندانیان سیاسی 4 سال حکم گرفته است، محسن میردامادی، بهزاد نبوی و عبدالله رمضان زاده را خودتان به ایمان و باورشان به جمهوری اسلامی می شناسید، 6 سال حکم به جرم اقدام علیه امنیت همین کشور و نظام و تبلیغ علیه آن به آنها داده اند یعنی سقف محکومیت ممکن درعناوین اتهامی شان! بهاره هدایت به جرم فعالیت دانشجویی، 10 سال حکم دارد ! شما در دوران طاغوت ستمشاهی در قبال چه رویکرد و اقدامی علیه نظام وقت چنین احکامی را دریافت می کردید؟ آیا با خانواده های شما هم برخوردهایی که حالا می شود انجام می شد؟ آیا خبر دارید مادر یکی از محکومان، کوهیار گودرزی ماهها برای پی گیری فرزند زندانی اش در زندان به سر برد؟ آیا برخوردهایی که در دادسرا و زندان با این خانواده ها می شود، خبر دارید؟ به هیچ وجه هدفمان این نیست که بگوییم آن نظام از این نظام برتر بود و یا شرایط بسته تر سیاسی در آن دوره را با حالا مقایسه کنیم، اما به هرحال در برخی رفتارهایی از این دست که مثال زده شد، شرایط به مراتب بدتر شده. اگر اینها که ما مدعی آن هستیم، کمی هم بهره از حقیقت داشته باشد، جنابعالی به عنوان یک مجتهد انقلابی چه احساسی خواهید داشت؟ چه خواهید کرد؟ آیا حداقل چنین ادعاهایی را واجد ارزش بررسی می دانید؟

سخت است گفتن و باور کردن اینکه کسانی به نام اصول گرایی تا به امروز با سیاست‌های حاضر، کشور را به شرایط خطرناک و بی‌سابقه‌ای سوق داده‌اند که آینده اصول‌گرایی و همان اصولی که نامش را بر خود گذاشته‌اند نیز نابود می‌کند و حتی استقلال و تمامیت ارضی کشور را نیز تهدید می‌کند. اگر «حفظ دست‌آوردهای انقلاب اسلامی» اصل است، که هست، «آزادی» نیز شعار این انقلاب بوده و طبیعتا اصل است. پرسش و سخن صادقانه ما از جنابعالی این است چرا این اصل جزء اصول اصول‌گرایان نیست و با کمال تاسف “ظلم” جایگزین آن شده است؟

در پس این نامه، فارغ از محتوای آن یک نکته مشهود است، اینکه هنوز در بین جوانان منتقد کسانی هستند که به برخی از نیروها در جریان حاکم بر نظام به عنوان طرف گفتگو باور دارند، به معجزه گفتگو امید بسته‌اند، معتقدند همه آنهایی که با ما زاویه دارند، لزوما سوءنیت ندارند و شاید دچار سوءتفاهمند که باید با گفتگو آنها را مرتفع کرد. این نامه اعلام آمادگی بخشی از جوانان فعال سیاسی در حوزه اصلاح طلبی است اما آیا شما هم حاضرید با ایجاد فضایی امن در کشور برای این گفتگوها قدمی بردارید

شاخه های جوانان احزاب اصلاح طلب

رونوشت

1-جناب اقای نبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه

2–جناب اقای حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.