شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» دادستان تهران: به متهمان زن ارفاق می کنیم/ نرگس محمدی با بیماری فلج عضلانی به اوین رفت

دوشنبه, 23 آوریل, 2012

چکیده : در حالی که نرگس محمدی که به بیماری فلج عضلانی مبتلاست با وجود دو فرزند کوچک برای گذران حبس خود راهی اوین شد، دادستان تهران مدعی است در برخي از مواد قانوني ارفاق‌هايي نسبت به زنان شده براي مثال زماني كه اين افراد به برخي از بيماري‌ها مبتلا باشند اجراي حكم به تعويق مي‌افتد.


کلمه: در حالی که نرگس محمدی که به بیماری فلج عضلانی مبتلاست با وجود دو فرزند کوچک برای گذران حبس خود راهی اوین شد، دادستان تهران مدعی است در برخي از مواد قانوني ارفاق‌هايي نسبت به زنان شده براي مثال زماني كه اين افراد به برخي از بيماري‌ها مبتلا باشند اجراي حكم به تعويق مي‌افتد اما فراموش نكنيد كه دادگاه براي اجراي هركدام از آنها تابع دلايل است.

جعفری دولت آبادی با اشاره به دادگاهی که برای چهار متهم زن تشکیل شد، ادعا کرد: دادگاه اختلاس را با چهار متهم زن تشكيل جلسه داد دليلش اين است كه خواستيم اين چهارنفر كه تنها متهمان زن اين پرونده هستند زودتر تكليف‌شان مشخص شود!

ادعای این مقام قضایی در حالی صورت می گیرد که در حال حاضر نسرین ستوده وکیل دادگستری بدون مرخصی در زندان بسر می برد و نه تنها از مرخصی محروم است بلکه بندرت می تواند با فرزندان خردسال خود ملاقات حضوری داشته باشد.

در کنار آن ده ها زندانی سیاسی زن دیگر در زندان ها به سر می برند که از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود بی بهره هستند. زنان جوانی که از بودن در کنار خانواده و فرزندان خود محروم هستند.

حال دادستان تهران مدعی می شود که برای زندانیانی که بیمار هستند ارفاق قائل می شوند و به پرونده متهمان زن زودتر رسیدگی می شود!

نرگس محمدی فعال حقوق بشر و مادر دوقلوهای پنج ساله است. او دو روز پیش در پی احضار به اداره اطلاعات زنجان بازداشت شده بود، به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

بازداشتی که نه تنها محافل حقوق بشر بین المللی بلکه رسانه های داخلی را هم به واکنش واداشت.

گویا دادستان تهران فراموش کرده است که نرگس محمدی پس از یورش ماموران به خانه اش در نامه به وی با شرح ماوقع نوشته بود: دیشب وقتی مردان نامحرم ناشناس در مقابل من ایستاده بودند و مرا با سر و روی نامناسب می‌دیدند، احساس کردم در ایران نیستم. احساس کردم سرزمین مادری‌ام به تاراج رفته و من بی‌پناه در سرزمینی غریب و بیگانه‌ام. حال سؤال دارم از شمای مسئول و طلب پاسخ دارم: آیا زنان این سرزمین، بر مردان حکومت حلال شده‌اند؟ آیا ما زنان و مادران دیگر حرمتی در این سرزمین نداریم؟ آیا با وضع ظاهری درون خانه دیدن من ، یک مادر، یک زن ۳۷ ساله در منزل شخصی و در شب هنگام توسط مردان ناشناس و نامحرم هیچ گناهی در پیشگاه خداوند متعال نیست؟

جعفری دولت آبادی که مدعی ارفاق به زنان است، باید به یاد بیاورد بخشی از نامه نرگس محمدی را که نوشته بود: نمی‌دانم رنجی را که بر من و خانواده‌ام روا می‌دارند چگونه بر قلم جاری سازم. زمانی که ۲۰/۳/۸۹ وارد زندان اوین شدم سرحال و سالم بودم اما وقتی از آن در بیرون آمدم، با بیماری نگران‌کننده‌ای دست به گریبان بودم. ۶ ماه است که تحت معالجه پزشکان هستم و هنوز من بیمارم و ناتوان. بارها درخواست کردم پاسپورتم را بدهند تا من برای معالجه از ایران بروم و ندادند. من دو کودک ۴ ساله دارم. زمانی که مرا بازداشت کردند کیانا را عمل کرده بودم. ناله می‌کرد و ضجه می‌زد و گریه می‌کرد. سه بار تا پایین پله‌ها مرا بردند و دخترم با صدای لرزان از من خواست تا او را ببوسم و بروم. ۳ بار بالا آمدم و او را بوسیدم. نگذاشتم اشکم را ببیند ولی خدا شاهد است که در دل خون می‌گریستم. کیانا را عمل جراحی کرده بودم. شکمش پر از بخیه و زخم بود. همان شب ساعت ۸ از بیمارستان به منزل آورده بودم. و باید مراقب بخیه‌ها می‌بودم. دختر کوچک سه سال و نیمه‌ام تب داشت.عمل جراحی سختی شده بود و من ۱۰ شب و روز بیدار بر بالین کوچکش بودم. در زندان آرزو کردم ای کاش مادر نبودم. آیا در این سرزمین مادر بودن گناه است؟ ای وای بر ما!