شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» استخدام رسمی، یک هفته مرخصی و پاداش نقدی برای رفتگر وظیفه شناس بجنوردی

دوشنبه, 23 آوریل, 2012

چکیده : از سوی دیگر شادترين فرد در اين ماجرا قطعا صاحب كيف است؛ مردي ملاك و ساختمان‌ساز به نام صادق‌صديق‌زاده كه مي‌گويد پيداشدن كيفش اتفاقي بزرگ و غيرقابل وصف است. او بعد از گم‌شدن کیف ساعات سخت و پراضطرابی را گذراند تا اینکه یک تلفن او را از نگرانی درآورد. صدیق‌زاده مي‌گويد نمي‌داند به چه زباني از احمد تشكر كند.


در حالی که پرداخت تنها دویست هزار تومان پاداش در برابر عمل ارزشمند رفتگر که کیفی به ارزش یک میلیارد تومان را بازگرداند، انتقاداتی را به همراه داشته است، صاحب کیف می گوید در صدد است تا در فرصت مناسب جبران کند.

استخدام رسمی، یک هفته مرخصی و پاداش نقدی از جمله امتیازاتی است که به رفتگر وظیفه شناس تعلق می گیرد.

رفتگری که همسری بیمار دارد و مشکلات زندگی او را احاطه کرده است.

روزنامه شرق که با صاحب کیف مصاحبه کرده است می نویسد: «رفتگر يك‌ميليارد توماني» همه را شگفت‌زده كرده است. در روزگار قحطي خبرهاي خوش، كاري كه احمد رباني- رفتگر 39ساله شهرداري منطقه يك بجنورد- انجام داد تحسين همگان را از مردم عادي تا نخبگان و از ثروتمندان تا آنهايي كه با مشكلات مالي مواجه هستند برانگيخت.

مرد نارنجی‌پوش هنگامی که در حال انجام وظیفه و جاروکردن خیابان بود کیف یک میلیاردتومانی را پیدا کرد و آن را با کمک حراست شهرداری به صاحبش بازگرداند و او را از دلشوره و تشویش نجات داد اما اين اتفاق در زندگي خود احمد تاثير چنداني نداشت. او هنوز همان رفتگر ساده است با همان روياها و آرزوهاي كوچك كه مي‌داند خيلي از آنها تا پايان عمرش برآورده نمي‌شود.

از سوی دیگر شادترين فرد در اين ماجرا قطعا صاحب كيف است؛ مردي ملاك و ساختمان‌ساز به نام صادق‌صديق‌زاده كه مي‌گويد پيداشدن كيفش اتفاقي بزرگ و غيرقابل وصف است. او بعد از گم‌شدن کیف ساعات سخت و پراضطرابی را گذراند تا اینکه یک تلفن او را از نگرانی درآورد. صدیق‌زاده مي‌گويد نمي‌داند به چه زباني از احمد تشكر كند.
‌‌فكر مي‌كرديد كيف‌تان پيدا شود؟ 
يك‌درصد هم فكر نمي‌كردم اين‌طور پيدا شود. مي‌خواستم در روزنامه‌ها آگهي بدهم و پاداش تعيين كنم. فكر مي‌كردم شايد با اين كار كيف را برايم بياورند اما اصلا فكر نمي‌كردم يك رفتگر آن را پيدا كند و بدون هيچ چشمداشتي برايم پس‌بياورد.
‌‌قصد داشتيد چه مبلغي را براي پيدا شدن كيف‌تان به عنوان پاداش تعيين كنيد؟
يك يا دو ميليون تومان.
‌‌بعد از پيدا شدن كيف 200هزار تومان به احمد كمك كرديد.
ناقابل بود، منتظر هستم فرصت پيش بيايد و كار بيشتري برايش انجام بدهم.
‌‌كيف را چه‌طور گم كرديد؟
ساعت 11شب به خانه رفتم. آن موقع متوجه كيف نبودم. ساعت 4:30صبح بود كه فهميدم كيفم نيست اصلا يادم نمي‌آمد آن را چه كار كرده‌ام. بعدا كه به شهرداري رفتم فهميدم كيف را روي ماشينم كه در كوچه پارك كردم، گذاشته‌ بودم، كيف با ماشين همرنگ بود براي همين هم تا قبل از احمد كسي آن را نديد.
‌‌چه زماني و چه‌طور متوجه شديد كيف پيدا شده است؟ 
ساعت 7:30صبح بود كه از حراست شهرداري زنگ زدند و گفتند يك رفتگر كيفم را پيدا كرده است.
‌‌وقتي خبر را شنيديد چه حسي داشتيد؟
اصلا نمي‌شود بيان كرد. البته من قبلا هم سابقه اين اتفاق را داشتم؛ سه سال پيش كيف و مداركم را گم كردم و بعد از شش‌ماه آگاهي مردي را گرفت و آن مرد اعتراف كرد مداركم پيش او است.
‌‌پس خوش‌شانس هستيد؟
شايد خوش‌شانس، شايد هم چون باطن خوبي دارم، نمي‌خواهم از خودم تعريف كنم اما من هر كاري كه از دستم بربيايد براي مردم انجام مي‌دهم.
‌‌مي‌گويند كيف يك ميليارد تومان ارزش داشت.
با سندهايي كه داخلش بود اين رقم درست است. داخل كيف سند چند مغازه داشتم، حدود پنج تا شش‌ميليون تومان طلا، پاسپورت و كارت‌شناسايي و دسته‌چكم هم بود. دسته‌چك مهر و امضا شده بود و هر كسي مي‌توانست داخل آن هر مبلغي بنويسد و نقد كند اما احمد این کار را نکرد و با رعایت امانت‌داری کیف را به من پس داد.
این همه مدارک و طلا را چرا در کیفتان گذاشته بودید؟
طلا از قدیم در کیفم بود، سند مغازه‌ها هم برای این بود تا اجاره‌نامه‌ها را تمدید کنم.
‌‌از اوضاع زندگي احمد خبر داريد؟ 
به خانه‌شان رفتم و دو، سه ساعتي آنجا بودم و وضع زندگي‌اش را از نزديك ديدم. دوست دارم اوضاعش بهتر شود همسرش هم كسالت دارد كه اميدوارم زودتر خوب شود.
‌‌فكر مي‌كنيد براي اينكه مردم تشويق شوند مثل احمد رفتار كنند چه بايد كرد؟
مسوولان شهرداري قول داده‌اند احمد را رسمي كنند چون او قراردادي كار مي‌كند، قرار است برايش پاداش نقدي هم در نظر بگيرند و يك هفته هم به او مرخصي‌داده‌اند.