سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گفت‌و‌گوی میرحسین با مردم، از پشت دیوارهای زندان...
» کتابی که وجدان‌های بیدار را از هم خبردار کرد

گفت‌و‌گوی میرحسین با مردم، از پشت دیوارهای زندان

چکیده :معرفی کتاب «وجدان بیدار» از زبان میرحسین، این بار هم موجی از تقاضا برای دسترسی به کتاب و مطالعه آن را در پی داشت. بازتاب این معرفی در فضای مجازی نیز به مانند بازار کتاب، گسترده بود. چیزی از معرفی کتاب نگذشته بود که برخی سایتها و فعالان اینترنتی خبر از نایاب شدن نسخه چاپی کتاب دادند. بسیاری از اعضای شبکه های اجتماعی و وب نگاران نیز به محض انتشار خبر معرفی کتاب، لینک های دانلود نسخه الکترونیک آن را دست به دست کردند و فایل این کتاب هزاران بار دریافت شد....


کلمه – گروه اجتماعی:

مخالفانش می‌گویند: «او فراموش شده است، هیچ‌کس دیگر به حرف او توجهی نمی‌کند، برای کسی اهمیت ندارد که آزاد باشد یا در حصر، و همان اندک محبوبیت قبلی را هم از دست داده است» اما حالا حتی گابریل گارسیا مارکز هم می‌داند که آنها دروغ می‌گویند. او هم حتما این روزها شهادت می‌دهد که نه جنبش سبز در ایران مرده است، نه چیزی از محبوبیت و توجه افکار عمومی به میرحسین موسوی کم شده است و نه کسی می‌تواند نفوذ کلام این رهبر در حصر جنبش سبز را ندیده بگیرد…

بیش از شش ماه قبل، گزارش کلمه درباره کتاب قبلی که مهندس موسوی معرفی کرد، با این عبارت آغاز شد، و حالا شاید تنها جایگزین کردن عنوان «وجدان بیدار» به جای «گزارش یک آدم ربایی» کافی باشد تا بتوان همان نتیجه گیری را درباره میرحسین و نفوذ کلامش در افکار عمومی تکرار کرد. معرفی کتاب از زبان او، این بار هم نظم متعارف بازار کتاب را به هم ریخت و موجی از تقاضا برای دسترسی به این کتاب و مطالعه آن را در پی داشت.

گزارش کلمه درباره چگونگی استقبال از این کتاب در تهران را در اینجا بخوانید

کتابی که میرحسین این بار معرفی کرده، روایت زندگی مردی است که در سده شانزدهم میلادی به مبارزه علیه انحراف کلیسا و ظلم و دروغگویی ارباب دین بر می خیزد؛ آنها که با تفسیری خشک و سختگیرانه از دین، ستمگری بر مردم را به اوج رسانده‌اند و همه زشتکاری‌هایشان را نیز به نام خدا و مسیح توجیه می‌کنند. «سباستین کاستلیو»، بزرگمرد قهرمان داستان، اما خواستار بازخوانی آموزه های دین و راه یافتن به حقیقت آنهاست. او اگرچه فکر خود را بی عیب و نقص نمی داند، اما از جوانی به فکر ایستادگی علیه دنیاپرستی پاپ هاست و ظلم و جور آنها را که رنگ و لعاب دینی گرفته بر نمی تابد.

پژواک صدای مردی که علیه استبداد دینی به پا خاست

«…مردی که در تاریکنای هراس آور دوران هایی که تیرگی بر جان آدمیان چیرگی می یابد، روشنگری انسانی خویش را پاس می دارد و جمله کشتارهایی را که به نام خدا و ایمان صورت می پذیرد، به راستی و به نام حقیقی آن می خواند: جنایت، جنایت، باز هم جنایت. مردی که در ژرفنای وجود انسانی خود تکان خورده است. تنها کسی که دیگر خاموشی را تاب نمی آورد و فریاد ناامیدانه اش را از درد این همه نامردمانی تا آسمان بلند می کند و یک تنه پا به میدان کارزاری می گذارد برای همگان و در برابر همگان.»

عباراتی از این دست، این بار هم در فضای مجازی دست به دست شد: فرازهایی از کتاب «وجدان بیدار»، که همانند «گزارش یک آدم ربایی»، روح پیام پرمعنای موسوی را از بالای دیوارهای حصر به شنوندگان سخنش منتقل می کرد.

این البته تنها جنبه از انعکاس صدای میرحسین در اینترنت نبود. معرفی وجدان بیدار از سوی میرحسین، بازتاب های به مراتب گسترده تر و قابل توجهی در فضای مجازی داشت. اولین واکنش ها را پای خبر معرفی کتاب و دیگر مطالب مربوط به آن در کلمه می توان دید. چند نمونه از نظرات مخاطبان کلمه را در زیر می بینید:

– موسوی یک انسان به تمام معنا است. این کتاب را با شوق بسیار از هم اکنون شروع به خواندن کرده ام.
– هر چه از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ می گذرد به رئیس جمهور میر حسین موسوی امید وار تر می شوم …
– درود بر میر عزیز ما که حتا در حصر و حبس هم به فکر ما هست و مردم سبز را راهنمایی می کند…
– انشالا بزودی وجدان ملت بیدار میشود و بساط ظلم وستم را در هم می بیچد.
– دفعه ی قبل رفتم به کتاب فروشی و به او گفتم کتاب گزارش یک آدم ربایی را داری ؟ کتاب فروش خندید و گفت آره دارم ! من هم آن را تهیه کرده و پس از مطالعه به سه نفر دیگر نیز دادم.
– اقا زودتر بریم دنبالش تا مثل گزارش یک ادم ربایی کمیاب نشده
– بدبختی ما اینه که ساکن قمیم تو قمم به برکت وجود بعضیا این کتاب گیر نمیاد یعنی من به شخصه هر چی گشتم نبود
– میرحسین عزیز؛ با این که در زندانی و حصر ولی شنیدن کلامی از تو -حتی در حد یک سطر- امید تازه ای به من می دهد.
– زنده باد این رهبر سبز که الحق بهترین رییس جمهور ایران است حواسش به همه هست و جاهای خالی را با تدبیرش پر می کند. بجز این چندسال اخیر کتاب های خوبی در کشور چاپ شده که با این روش می توان به رکود بازار کتاب، ادبیات و مطالعه جانی دوباره داد.
– با زنده شدن حال و هوای مطالعه ، آدم یاد سال ۵۷ می افتد و شریعتی .
– حداقل نتیجه این اعلام این است که فرهنگ کتابخوانی را بالا می برد.تیزبینی بسیار خوبی صورت گرفته.
– من وجدان بیدارو تا وسطاش خوندم و دارم ادامشو میخونم. واقعاً استبداد دینی رو خوب روایت کرده. باید کمک کنیم تعداد بیشتری از مردم بخونن تا زودتر متوجه بشن ممکنه سرشون تا چه حدی بلا بیاد

پیام میر از ورای حصر هم شنیده شد

«گاه می شود که تاریخ از میانه ی توده ی میلیونی انسان ها، تک چهره ای را بر می گزیند تا در سیمای او، کشاکشی بنیادین و جهان نگرانه را به نمایش بنهد. چنین آدمی همیشه به هیچ روی نمی باید نابغه ای بی مانند باشد. سرنوشت به تصادف نامی را از میان نام های بس بسیار بر می گیرد و به گونه ای فراموشی ناپذیر، در حافظه ی زمان حک می کند.»

چیزی از معرفی کتاب نگذشته بود که برخی سایتها و فعالان اینترنتی خبر از نایاب شدن این کتاب دادند. سایت ندای سبز در خبری در این باره نوشت: برخی گزارشها حکایت از تماس های پی در پی علاقمندان برای خرید کتاب وجدان بیدار و تلاش ناشران برای تجدید چاپ این کتاب دارد. درپی توصیه میرحسین موسوی به خواندن کتاب “وجدان بیدار”و مراجعه زیاد علاقمندان برای خرید این کتاب برخی از ناشران برای تجدید چاپ این کتاب در تلاش هستند.

این سایت همچنین از صفحه فیس بوک یک روزنامه نگار اینگونه نقل قول کرد: سه‌شنبه بود. رفاقت‌های دیرینه گاهی خیلی به‌درد می‌خورد. وقتی خبرش را شنیدم، گوشی را برداشتم و زنگ زدم به رفیق قدیمی در یکی از دو نشری که «وجدان بیدار» را چاپ کرده بود. این‌قدر از چاپ کتاب گذشته است که ابتدا اصلن یادش نیامد. بعد که سرچ کرد، دید ده، دوازده سال پیش منتشرش کرده‌اند و برای آن‌ها یک «شکست تجاری» به شمار می‌آمد، آن‌قدر که کتاب را کیلویی فروخته بودند. امیدی به داشتن موجودی از کتاب یک دهه پیش نداشت اما حتا از پشت تلفن هم می‌شد، هیجان در صدایش را یافت و برق شادی در چشم‌هایش را خواند. گفت؛ «اگر خبری نشود، همین فردا می‌فرستیمش تجدید چاپ».

این خبرنگار در ادامه مطلب خود افزوده است: خب خبر بد این است که آرزویش برآورده نشد، فردایش خبر را «کلمه» زد و تقریبن راه «چاپ مجدد» را بست. خبر خوب این است؛ وقتی شنبه دوباره زنگ زدم به او، از تماس‌های پی‌درپی گفت. گفت «روز پنج‌شنبه با وجود این‌که ما معمولن تعطیل هستیم، مدام تلفن زنگ می‌خورده است. از نمایندگی‌هایمان در شهرستان، دفاتر پخش کتاب تا مردمی از سراسر ایران». همه می‌خواستند، «وجدان بیدار» را پیدا کنند و این‌همه تازه، تنها ۱۲ ساعت پس از انتشار خبر در کلمه بود. شهر ما انگار باز هم پیام میر را شنیده است.

سایت ملی- مذهبی هم در خبری نوشت: شنیده شده است که پس از معرفی کتاب وجدان بیدار از سوی میرحسین موسوی به سرعت این کتاب نایاب شده است. این کتاب از سوی نشر فرزان روز در سال ۱۳۸۳ ترجمه و منتشر شده بود که هم چنان در بازارکتاب وجود داشت. طبق برخی شنیده ها وزارت ارشاد مجوز این کتاب را لغو کرده است. اما طبق همین شنیده برخی دلالان کتاب قول داده اند این کتاب طی روزهای آینده به سرعت وارد بازار کتاب خواهد شد.

نویسنده وبلاگ «مطالعه و آگاهی، چشم اسفندیار حکومت ایران» نیز در یادداشتی نوشت: دیروز رفتم میدون انقلاب برای گرفتن کتاب؛ وجدان بیدار، نوشته استفان تسواگ،که مهندس میرحسین موسوی، رهبر دربند جنبش مردم رو توصیه به مطالعه این کتاب کرده بودند؛ باور کنید هر چه گشتم . گشتم پیدا نکردم…تمام کتاب فروشی ها و دست فروش ها:انتشارات خوارزمی، اطلاعات، امیرکبیر، سیدی،افق و کلــــــی دیگه رو گشتم؛اما پیدا نکردم؛از ساعت4بعداز ظهر میشه گفت به دنبال کتاب بودم تا ساعت8شب! جالب تر از نفس پیدا کردن خود کتاب واکنش مسئولین کتاب فروشی به درخواست من بود! یکی شون گفت: “بابا این موسوی هم باز کار دست مردم داد…”!گفتم چطور آقا؟گفت که: سر “گزارش یک ادم ربایی” سرویس شدیم؛حالا نوبت این کتابه! 4-5نفر دیگه هم تا می گفتم، جواب میدادند: “نه آقا؛ نداریم…جریانش چیه این کتاب؟ گفتم مهندس موسوی معرفی کرده اند؛ گفتند که:”آهــــاااا… پس برای همینه از صبح تا حالا 100نفر اومدن پرسیده اند!”

در بخش نظرات سایت کلمه نیز بسیاری از کاربران، از نایاب شدن کتاب خبر دادند. به خصوص چندی بعد که گزارش کلمه درباره استقبال از کتاب وجدان بیدار در بازار کتاب تهران منتشر شد، نظراتی از این دست حاکی از شرایط مشابه در شهرهای دیگر و نایاب شدن این کتاب در سراسر کشور بود:

– جالب اینجاست که تو شیراز روز بعد از توصیه کتاب نایاب شد
– چند روز پیش رفته بودم زادگاهم کرمانشاه هیچ جا نداشت فروشنده ای گفت نگرد که نایاب شده جلوی چاپش رو هم گرفتن
– تو شیراز گیر نمیاد میگن اجازه چاپ مجدد نمیدن
– کرمان هم کتاب یافت نشد من دانلود کردم ولی تا رسید می خرم تا به فرهنگ ایرانم کمک کنم
– من هم رفتم بخرم یک هفته پیش. وارد مغازه که شدم مغازه دار گفت نداره ، وقتى داشتم مى رفتم بیرون ، یکیشون به اون یکى گفت قضیه این کتاب چیه ؟ اونم گفت میر حسین گفته.
– من به سه تا کتابفروشی اطراف خونه م سرزدم ، هیچکدوم نداشتن
– از وقتی شنیدم رفتم دست فروشه دم دانشگاه میگم این کتابارو داری.. همین که شنید خندش گرفت!! تو جمع بود گفت اینو استاد معرفی کرده !؟منم با خنده گفتم آره!! گفت تموم کردم میارم برات!! رفتم پیش دوستم شهر کتاب میگم داری میگه شمااا ام!؟ میگم بله ااام!:))) میگه مارکز مونده. اینو منتظر نسخه اصلم اگه نبود همینو بگیرم
– تو مشهدم همین جریان بود. تو هر کتابفروشی ای که میرفتم نداشت یا تموم کرده بود و همه شونم میپرسیدن جریان این کتاب چیه؟ کسی معرفیش کرده؟ خیلی تقاضا داشتیم براش. بعدم که براشون توضیح میدادم بلافاصله میگفتن مثل گزارش یک آدم ربایی! الان بگردم دنبالش شاید نسخه کپی و آفستش گیرم بیاد

آزاداندیشی پنهان، نهفته در درون وجدان‌ها

«در زمانی که حاکمان به تصور خود آزاداندیشی را خفه کرده اند و می توانند با خیالی آسوده حکومت برانند اما آزاد اندیشی در پنهان انسانها و در درون وجدانها باقی است.»

این بار در حاشیه معرفی کتاب از سوی میرحسین، بحثهایی هم در خصوص جنبه های اخلاقی موضوع در گرفت؛ از جمله درباره استفاده از نسخه چاپی یا الکترونیک، و نیز راه جبران حق کپی رایت که با انتشار نسخه الکترونیک به ناچار نقض می شود.

موضوع انتشار نسخه الکترونیک این کتاب در بین فعالان فضای مجازی بحث برانگیز شد. بسیاری از اعضای شبکه های اجتماعی و وب نگاران، به محض انتشار خبر معرفی کتاب، لینک های دانلود نسخه الکترونیک آن را دست به دست کردند. فایل pdf وجدان بیدار دست کم در پنج سایت اشتراک گذاری فایل، بارگذاری و دست به دست شد، که یک محاسبه سرانگشتی از میزان دریافت آنها نشان می دهد رقم سرجمع دانلود این فایل، تنها از همین چند سایت، از 12000 بار فراتر رفته است؛ یعنی به مراتب بیشتر از تیراژ متداول کتاب در ایران.

در بخش نظرات کلمه نیز گروهی از مخاطبان خواستار انتشار نسخه pdf کتاب وجدان بیدار در کلمه شدند؛ از جمله کاربری به نام نیما که نوشت: با سلام و درود بر میرحسین دلاور. پیشنهاد میکنم فایل کتاب را به صورت pdf در سایت کلمه جهت دانلود منتشر کنید که مشکل جلوگیری از چاپ آن حل شود.

اما کاربر دیگری در مقابل، با انتشار نسخه الکترونیک در کلمه مخالفت کرد و نوشت: مخالف هستم با نظر نیما که کلمه فابل دانلود کتاب را منتشر کند. بهتر است موج مراجعه برای خرید کتاب تداوم داشته باشد. کاربری به نام مهدی هم نوشت: فقط نسخه چاپی، آخه با pdf که نمیشه خوند، چشم آدم درد میگیره. نسخه کپی شو بخرید، یه پولی هم گیر دستفروشهای کتاب میاد. و مخاطب دیگری هم پیشنهاد کرد: به جای نسخه اینترنتی همه برای نسخه چاپی آن مراجعه کنند. این حرکت موثرتر است.

نویسنده وبلاگ پنجره التهاب هم ضمن ابراز نگرانی از اینکه جایگزینی استفاده از نسخه pdf به جای نسخه چاپی باعث نقض حقوق مترجم شود، در یادداشتی با عنوان به بهانه میرحسین، به «حق تالیف» هم کمی فکر کنیم، نوشت: دیشب که خبر آمد میرحسین موسوی پیغام داده کتاب “وجدان بیدار” را حامیانش بخوانند، روی فیس بوک ام نوشتم ؛ “حالا که موسوی سنت حسنه کتاب خونی رو راه انداخته، نمی شه ما هم سنت حسنه توجه به کپی رایت رو راه بندازیم و اینقدر راحت ، “فرتی” ، “مفتی” دانلود نکنیم. یا اگر کردیم، با پول کتاب، یه کار خیر بکنیم؟!؟”

این روزنامه نگار در ادامه نوشت: به نظرم، پسندیده است ، حالا که موسوی دارد با همین شش ماه یک کتاب اعلام کردن، جماعت را به خواندن دوباره پیوند می زند، چرا ما پیشنهاد خوب او را با یک واکنش خوب جواب ندهیم. از همین کتاب شروع کنیم. می توانیم کتاب را بخریم. یا اگر نمی خریم هزینه اش را صرف یک کار خوب کنیم. مثلا اگر کسی خواست و کپی زدیم برایش، از دوست مان بخواهیم هزینه ای “دلخواه” بدهد و با این پول دست مستمندی را بگیریم. چه می شود. ما همه انسان هستیم. حالا حکومت به فکر مان نیست، ما چه؟

گفت و گو با مردم، از پشت دیوارهای زندان

همواره آنان که صدای خود را در برابر قدرتمندان و بخشندگان قدرت روز بلند می کنند، باید به یمن جنون ازلی ما زمینیان دوپا، امید چندانی به پیروی دیگران نبندند. بر سباستین کاستلیو نیز در آن لحظات سرنوشت همین گونه می گذرد، خود بود و سایه اش، بی هیچ یار و یاوری، تنها. با گران بهاترین داشته مرد هنری جنگاور: وجدانی پاک و استوار در جانی بی باک و هوشیار

این بار هم همچون گذشته پیامش خیلی زود در شهر پیچید و موجی را در فضای مجازی و واقعی به راه انداخت. این روزها در بسیاری از شهرهای ایران، سبزاندیشان علاقه مند کتاب و کتابخوانی در جست و جوی کتابی هستند که میر سبز مطالعه اش را توصیه کرده است. در فضای مجازی نیز کاربران اینترنت با انتشار پاراگراف ها و معرفی لینک های دانلود، کتابی را که این روزها در کتاب فروشی ها نایاب شده معرفی می کنند. حال و هوایی که در شهر پیچیده و زمزمه ی جست و جوی وجدان بیدار، نشان از آن است که حصر خانگی میرحسین نه تنها نتوانسته مانع از رسیدن پیامش به مردم شود، بلکه او همچنان همراه و هم صحبت با مردم است، حتی اگر به ظاهر در زندان باشد. مردمی که این روزها کتاب وجدان بیدار را می خوانند، به واقع بیش از پیش با همراه سبزشان هم صحبت شده اند؛ با او که در پشت دیوارهای کوچه اختر و از پس آن درب آهنی، همچنان بر این باور است که آینده روشن است.

گویی برخی از خوانندگان هم در آینه قهرمان این داستان و سبک خاص مبارزاتی او، میرحسین را می‌دیدند؛ آنجا که در «وجدان بیدار» می‌خواندند و در اینترنت به نقل می‌نوشتند:

در نبردهاي معنوي، زبده ترين جنگ آوران، آنان نيستند که شتابناک و هيجان زده به عرصه ي نبرد پاي مي نهند. بلکه آنانند که روحيه ي آشتي جوي دارند و در جنگ آوردن، بسيار درنگ کارند و عزم نبرد در دلشان به آهستگي پخته مي شود و آرام آرام مي رسد و آنگاه که تمام راههاي آشتي را آزموده اند و جز دست بردن به جنگ افزار راهي گشوده نمانده، با دلي ناخشنود، به جنگي دفاعي و ناگزيرانه مي آغازند. اما درست همينان که چنين سخت به درگيري تن مي سپارند، همواره استوارترين جنگآورانند، پيگيرترين شان.

تأمل در محتوای این کتاب و ربط آن با شرایط امروز هم از دیگر بحثهای پی‌آمد معرفی «وجدان بیدار» در فضای مجازی بود. از آن جمله، نویسنده وبلاگ «جنبش نامه نگاری» دست به بازنشر مقاله‌ای زد که به قلم بخشعلی قنبری در ماهنامه کتاب ماه دین شماره فروردین و اردیبهشت 1379 منتشر شده بود. مقاله‌ای که در بخشی از آن می‌خوانیم:

درست است که نهضت اصلاح دینی آثار مثبتی بر جهان دین و فکر و اندیشه به بار آورد اما هرگز نباید مفتون دستاوردهای مثبت آن شویم و از آسیب‏ شناسی‏ آن غفلت نماییم. اثر حاضر یکی از آثاری است که از این قطه نظر نهضت فوق را مورد بررسی قرار داده است. واقعیت آن است که نهضتها و رهبران آنها در دوره‏ تاسیس بسیار آرمانی می‏ اندیشند و در برابر افراد به‏ لحاظ اخلاقی فروتن و از نظر سیاسی و اجتماعی آزادی‏ خواه‏ اند، اما چون به دوره‏ ی استقرار و حاکمیت می‏ رسند اهداف و ادعاهای پیشین را از یاد می‏ برند و در مواردی‏ در جایگاه همان افراد قرار می‏ گیرند که با آنها مبارزه‏ کرده‏ اند و همان کارهایی را انجام می‏ دهند که مورد اعتراض خود آنان بوده است.

نویسنده وبلاگ ملکوت نیز در یادداشتی، پیام نهفته در معرفی کتاب از سوی میرحسین را با پیام طوطیان هند به طوطی محبوس در قفس بازرگان داستان مولوی مقایسه کرد و نوشت: دومین باری است که ميرحسین موسوی، در پوشش توصيه‌ی کتابی برای تأمل، از حبس و حصر سخن‌اش را به گوش ملت سبز ما می‌رساند. اما قصه‌ی ما عکس قصه‌ی طوطی و بازرگان است. پیام موسوی، پیامی نیست که تمنای آزادی و رهانيدنی برای خود او در آن باشد. در حقیقت، موسوی طوطی محبوس قصه‌ی ما نيست. موسوی آزادتر از همگان‌ است. اين آزادی نخست در ذهن و ضمیر و انديشه است که محقق می‌شود. اتفاقاً نخستين کسانی که در حبس‌اند، زندان‌بان‌اند او هستند که اسير اين حصر گران‌اند. و این زندان‌بانان البته دو دسته‌اند: زندان‌بان عیان و آشکاری که کليد محبس به دست دارد و ابزار قضا و غزا را وسیله‌ی مجروح و مقید کردن آدميان آزاد و آزاده می‌کنند. زندان‌بانان نهان کسانی هستند که در آباد ساختن منطق زندان می‌کوشند و در پوشش صلاح و اصلاح و سازش و مماشات و گفت‌وگو و پرهیز از خشونت و خون‌ریزی – با بت‌واره ساختن از همه‌ی اين‌ها – در بسط و گسترش اين زندان نه برای امثال میرحسین بلکه برای خود و سایر هم‌بندان زندانِ عظيم‌تر و بزرگ‌تر ایران، مصرانه کوشش می‌کنند.

این وبلاگ نویس ادامه می دهد: در حقيقت آن‌که زندانی است – آن‌که طوطی قصه است – ماييم (و زندان‌بانان عيان و نهان). و آن‌ طوطيان هندوستان، و همان يک طوطی که بر شاخه بر خود می‌لرزد و فرو می‌افتد، همانا ميرحسین موسوی است به مثل. ميرحسين به نکته و اشارت و به لطيفه و جديت، راز رهايی را بر محبوسان بيرون از حصر حقيری که گرد خود او تنيده‌اند، گوشزد می‌کند. مسأله اما این است: آیا ما درد و دغدغه‌ی رهايی داريم؟ آيا در اين همه اشارت، گشايش و رهايشی می‌يابيم؟ حبسی و حصری که به دست ستم‌پيشگانی که خود اسير زندان پيش‌ساخته‌ی خود هستند و نخست بر خود ستم کرده‌اند، برای میرحسين و آزادگان، حبس نيست بلکه شکست زندان است. زندان اين طایفه را نمی‌شکند، بلکه آن‌ها هستند که زندان را می‌شکنند. قصه‌ی امروز ما اما اين است: ما طوطيان گرفتار – اما به ظاهر رها – از آن طوطی سبزپوش آزاد – اما به ظاهر محبوس – که با حریفان سربسته سخن می‌گويد، ادراک اسرار می‌کنيم و گوش فهمِ اشارت داريم؟

شاید اقبال گسترده به شنیدن پیام میر محصور و گرایش به مطالعه کتابهای گزارش یک آدم ربایی و وجدان بیدار را بتوان اولین نشانه از خواست عمومی برای “شکست زندان” دانست؛ اراده ای که مترصد فرصت است و لاجرم روزی به سمت رهایی از اسارت ستم پیشگان گام بر خواهد داشت. از همین رو، شاید مناسب باشد این گزارش هم، به مانند آخرین صفحه کتاب وجدان بیدار، اینگونه پایان یابد که:

«همه ی خودکامگی ها سرانجام از توان می افتند، پیر و فرسوده می شوند و از پا در می آیند در فرصت مقدرشان. ایدئولوژی ها و پیروزی هاشان وابسته به زمان اند و زمانه آنها سرانجام روزی به پایان خواهد آمد. تنها آرمان آزادیِ اندیشه والاترینِ همهِ آرمانهاست که نامیراست وجاودانه، به جاودانگی جانِ اندیشمند انسانی. و چون از او چندگاهی در بیرون امکان سخن گفتن را بگیرند به درونی ترین لایه های وجود بشری به خلوتگاه وجدان آدمی پناه می برد، به دور از دسترس هر فشار و هجومی. از این رو سخت بیهوده و باطل است که زورمداران زمانه گمان برند بر آزاده جانی و آزاداندیشی چیرگی یافته اند، تنها به این دلیل که دهان ها را دوخته اند و بر لبها مهر خاموشی کوبیده اند.»


15 پاسخ به “گفت‌و‌گوی میرحسین با مردم، از پشت دیوارهای زندان”

  1. ناشناس گفت:

    احسنت.من هم این کتاب رو دانلود کردم ولی حتما سعی میکنم که نسخه ی چاپیش رو هم تهیه کنم.یا حسین میرحسین

  2. ناشناس گفت:

    برادران میگویند کتاب در اینترنت قرارداده شده است . بزرگواری فرمائید و لینک آنرا بدهید چون در شهر ما هیچ جا نتوانستم این کتاب را پیدا کنم حتی در کتابخانه های عمومی هم نبود. سپاس از محبت تان همیشه سبز باشید

  3. سعید گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام به ملت محصور ایران
    من یه بچه روستایی هستم و در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم و خانواده من به شدت اصولگرا هستند و همیشه دیدگاههای جناح چپ نقد میشد و کاملا با آنها مخالف بودند و هستند و منم مثل بقیه بودم و تابع نظر آنها، تا اینکه به سن نوجوانی رسیدم و کم کم با حرفهای دیگران هم آشنا شدم و هر چقدر که اطلاعاتم بیشتر شد با ابعاد شخصیتی و کارهای سید محمد خاتمی آشنا شدم و در حین تحقیقاتم متوجه شباهتهای کارهای خاتمی با کارهای امیر کبیر شدم که در متن زیر از جهت های مختلف این دو شخصیت بزرگ را با هم مقایسه کرده ام:
    1) اقتصادی
    خاتمی در دوره هشت ساله خود نرخ تورم را که در دولت سازندگی به حدود 17 رسیده بود کاهش داد و به حدود 10/4 رساند.
    کشور در دولت هاشمی به دلیل سازندگی هایی که داشت، حدود 28 میلیارد دلار بدهکار کشورهای خارجی بود و پروژه های عمرانی به دلیل کمبود بودجه نیمه کاره رها شده بود، تورم بالا بود و قدرت خرید مردم کم، بیکاری در میان مردم به خصوص فارغ التحصیلان دانشگاهی بیداد میکرد و تاثیرات سویی بر پیکره اقتصادی کشور گذاشته بود.
    اما سید محمد خاتمی با حضور خود و تحقق رشد اقتصادی شش درصدی اول بدهی های خارجی را کنترل کردند و بعد آن را به حدود 2/9 میلیارد دلار کاهش داد و همچنین ذخیره ارزی را به حدود 19 میلیارد دلار رساند
    در زمان امیر کبیر هم هنگام رسیدن وی به قدرت دولت ایران حدود یک میلیون تومان بدهی داشت، خزانه خالی بود و پولهای نقد خزانه نصیب عده ای از درباریان و روحانیون مستمری بگیر می شداما او برخی از مستمری ها را قطع کرد و برخی را کاهش داد و اطلاعات مالی و مالیاتی را که مربوط به زمان کریم خان بود را به روز کرد و جلو خیلی از بریز و بپاشهای دربار را گرفت و حتی برای شاه نیز حقوق معینی تعیین کرد و با این کارها بدهی دولت را پرداخت کرد و وضعیت خزانه را سامان بخشید که در سال آخر صدارت وی رقم خالص درآمد کشور نزدیک به سه میلیون تومان می شد.
    2) نظامی
    خاتمی با آوردن شمخانی در وزارت دفاع به تولیدات ارزنده ای دست یافت که سرآمد آنها ساخت موشک دور برد شهاب سه بود.
    امیر کبیر با تاسیس مدرسه دارالفنون و رشد مهمات سازی و رونق توپ ریزی و باروت سازی نقش زیادی در پیشرفت نظامی کشور داشت.
    3) علمی
    در زمان هاشمی به علت بها ندادن به جوانان،تولید علم بسیار کم و فرار مغزهای زیادی داشتیم، در حالی که بعد از آمدن خاتمی از لحاظ تولید علم در میان چند کشور اول جهان قرار گرفتیم و کار به جایی کشید که در اکثر المپیادهای جهانی مقام کسب میکردیم.
    امیر کبیر با تاسیس دارالفنون در هفت شعبه که اصول علمی جدید و دانش های مهندسی، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده می شد و بسیاری از معلم های آن از اروپا و به ویژه از کشورهایی چون اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شدند نقش زیادی در پیشرفت علمی کشور داشت.
    4) سیاست داخلی
    در دهه هفتاد مردم به خصوص جوانان با رشد و گسترش محیط های دانشگاهی و کسب اطلاعاتی از سیاست و رشد علمی زیاد طبقه متوسط و تحصیل کرده خواستار حضور مؤثر در اجتماع شدند و زنان خواست های گسترده ای برای فعالیت در جامعه و محیط های کاری پا به پا مردان داشتند که متاسفانه دولت کوچکترین اقدامی دال بر بها دادن به این و شور و شوق ایجاد شده نکرد و همچنین روشنفکران به دلیل بسته شدن فضای نقد و نقادی نمی توانستند کوچکترین نقدی از دولت و جامعه کنند.
    اما با پیروزی خاتمی در دوم خرداد 76 این اندیشه ها فرصت غلیان پیدا نمود و جوانان فرصت حضور در سیاست را پیدا کرده و زنان هم با شعار آزادی خاتمی آزادی بیشتری پیدا کردند و روشنفکران و مطبوعاتی ها با وجود ممیزی های نظام،آزادی بیشتری بدست آوردند و تا حدودی ارضا شدند و برای اولین بار پس از تابستان سال 60 برخی از نیروهای اپوزیسیون توانستند نشریاتی چاپ کرده یا مقالاتی در انتقاد از عملکرد مقامات عالیرتبه منتشر کنند و این آزادی نسبی و تغییر در محتوای مطبوعات با استقبال مردم رو به رو شد به طوری که برای اولین بار در اردیبهشت سال 77 تیراژ روزنامه ایران از مرز دو میلیون گذشت.
    امیر کبیر در سال سوم سلطنت ناصرالدین شاه اولین شماره روزنامه وقایع الاتفاقیه را منتشر کرد و به دستور وی اشتراک این روزنامه برای هر یک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از 200 تومان حقوق داشتند اجباری بود و با این کار خود نقش مهمی در روشنفکر شدن مردم و بالا بردن سطح تفکر مردم داشت.
    5) قانون گرایی
    یکی از شعارهایی که خاتمی داد و به آن عمل کرد قانونگرایی بود که در راستای آن انتخابات شوراها را که تا قبل از آن برگذار نشده بود را برگذار کرد و همچنین هیئتی برای نظارت بر اجرای قانون اساسی تشکیل داد.
    در احوالات امیر کبیر هم آمده که وی اهل قانون و نظم و عدالت و ایجاد و تقویت دولت متمرکز بود.وی چون آیین بست نشینی را که دستاویز سوء استفاده شد، مغایر قانون و نظم و عدالت یافت در برابر آن ایستاد.
    6) سیاست خارجه
    در زمان دولت هاشمی بر اثر بحران ناشی از محکوم شدن مقامات بلند پایه جمهوری اسلامی در دادگاههای آلمان به اتهام کشتن چند تن از رهبران حزب دموکرات کردستان ایران در رستوران میکونوس آلمان روابط ایران و اتحادیه اروپا در اوج تیرگی قرار داشت و همه سفرای اروپایی ایران را ترک کرده بودند همچنین ایران متهم به دست داشتن در حمله به پایگاه آمریکا در الخبر عربستان و کنیسه یهودیان در آرژانتین بود و در آستانه حمله موشکی آمریکا قرار داشت اما با حضور خاتمی و اولین مصاحبه وی که با شبکه سی ان ان بود و اعمال سیاست منطقی، بدون افراط و تفریط و بدون باج دادن، دیدگاه بسیاری از کشورهای غربی نسبت به ایران عوض شد و احتمال حمله به ایران تقریبا به صفر رسید. یکی از مهمترین مواضع وی سخنرانی علیه واقعه 11 سپتامبر بود که توانست ایران را از تیر رس حملات آمریکا دور کند.
    خاتمی تنها رئیس جمهور ایران تا کنون بوده که با دعوت دولت های اروپایی به کشورهای آلمان، ایتالیا و اتریش سفر رسمی انجام داده است.
    سر لوحه کارهای خاتمی گفتگوی تمدن ها بود که در سازمان ملل با آراء زیادی تصویب شد.
    امیر کبیر هم در زمان صدارت خود برای ایجاد روابط بهتر با کشورها اقدام به تاسیس سفارت خانه های دائمی در لندن و سن پترزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی و عثمانی و قفقاز کرد و سیاست موازنه منفی در پیش گرفت که میگفت نه به روس امتیاز میدهیم نه به انگلیس.
    7) متعصبین
    در دولت اصلاحات به علت طرز فکر نو و روشنفکرانه خاتمی خیلی ها به خصوص اصولگراهای افراطی و تندروهای چماق به دست شروع به مخالفت با وی کردند و اتهام های وسیعی مبنی بر مخالفت وی با مبانی اسلام و انقلاب توسط جناح محافظه کار منتشر شد.
    کما اینکه در زمان امیر کبیر به علت برانداختن بست نشستن و منع قمی زنی و اصلاح امور روضه خانی و مبارزه با برخی خرافات با اعتراض برخی از روحانیون متعصب از جمله میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران که بسیاری از روحانیون با وی همراه شدند مواجه شد.
    8) مخالفان
    در زمان خاتمی بیشتر طرفدارن(اگر نگوییم چاپلوسان) رهبری و حتی فرزند آیت ا… خامنه ای، سید مجتبی خامنه ای از مخالفان(نه منتقدان) سرسخت وی و اصلاحات او بودند.
    که در زمان امیر کبیر بیشتر متملقین و چاپلوسان و دربایان و در صدر همه آنها مهد علیا مادر ناصر الدین شاه به شدت با امیر و اصلاحاتش مخالف بوده اند.
    9) موارد دیگر
    همچنین خاتمی از نظر ادب یکی از باادب ترین سیاست مدارانی بوده که تا به حال اینجانب دیده ام کما اینکه در هیچ یک از سخنرانی های وی کوچکترین توهینی به کسی نکرده است و همچنی از نظر فن بیان و تسلط بر سخن های خود هم در سطح بالایی بود که از این دو خصوصیت به شخصه اطلاعی از امیر کبیر و میزان ادب و فن بیان این بزرگوار ندارم و در جایی نیافتم.
    10) پیشرفت کلی
    و در آخر خاتمی کاری کرد که در محافل غربی گفته میشد که باید جلو ظهور ژاپن اسلامی گرفته شود در حالی که اگر جلو اصلاحات امیر کبیر را نگرفته بودند پیشرفت ایران از ژاپن به مراتب بیشتر بود.
    در این زمان نظر شخصی من این است که کارهای امیر کبیر وسیع تر و بهتر از خاتمی بوده اما به علت اینکه در زمان خاتمی به جز مطبوعات چپی اکثر مطبوعات و رسانه و در صدر آنها رادیو و تلویزیون مخالف وی بودند و بیشتر کارهای وی را نقد میکردند و کارهای خوبش را یا نمی گفتند یا ناقص می گفتند و مردم عامه کمتر می توانستند از کارهای وی آگاهی یابند (همین طور که در زمان قاجار نگذاشتند کسی از کارهای امیر صحبتی کند یا مطلبی بنویسد و مردم هم از خیلی از کارهای او آگاهی نداشتند و فقط در بعضی کشورهای خارجی از او مطلب می نوشتند و مطالب راجع به وی در ایران بعد از سقوط قاجار یا لااقل بعد از ترور ناصرالدین شاه هست و ارزش کارهای امیر کبیر بعد از او آشکارشد) پس ما نمی توانیم خاتمی را با امیر کبیر مقایسه کنیم و بعد ها باید این کار صورت بگیرد چون معلوم نیست کی در ایران ارزش کارهای خاتمی هویدا میشود و هنوز خیلی چیزهای مبهمی وجود دارد که در جامعه ما نمی شود آن را بررسی کرد و مو شکافانه به آن پرداخت.
    اما نظر آخر بنده این است در حالی که هم خاتمی و هم امیر کبیر در اکثر مسائل و کارهایشان خوب کار کردند اما شخص خاتمی از نظر سیاست خارجی و نمایاندن چهره صلح دوست ایران و ایرانیان به جهانیان از امیر کبیر بهتر کار کرده در عوض امیر کبیر در اقتصاد و پیشرفت ایران بهتر بوده است.
    حال من قصد این را نداشتم که در مورد خاتمی اغراق کنم اما شباهتهایی را بین امیرکبیر و خاتمی دیدم که تصمیم به نوشتن این متن گرفتم و این نوشته تنها نظر شخصی خودم است و امیدوارم با نظرات گرانقدر خود مرا در مورد این مقاله که اولین نوشته رسمی و غیر رسمیم بوده یاری کنید.
    حال پیشنهاد من این است که ما باید دو کار کنیم: اول اینکه نگذاریم که سید عزیزمان مثل امیر کبیر از صحنه سیاست و یا از آن هم بدتر از صحنه زندگی حذف شود و دوم اینکه با دادن لقب امیر کبیر ثانی یا امیر ثانی هم یادی از امیر کبیر زنده کرده باشیم هم از زحمات بی شمار سید محمد خاتمی قدردانی کنیم.
    به امید روزی که طرز تفکر همه مثل سید باشد:
    “زنده باد مخالف من”
    وسلام

  4. ناشناس گفت:

    توصیه می کنم فیلم مردی برای تمام فصول a man for all seasons اثر فرد زینه مان را ببینید
    داستان زندگی سر توماس مور نخست وزیر وقت انگلیس را که به خاطر مخالفت با خواسته شاه اعدام شد .

  5. یکی از پسران میر حسین گفت:

    سلام
    جدا از اینکه نسخه pdf نقض حقوق مولف هست یا نه ، دوستانی که با خوندن pdf مشکل دارن . چون حجم کتاب زیاد نیست در حدود 170 صفحه می تونن اون رو بصورت هر 4 صفحه بر دو روی یک کاغذ A4 پرینت بگیرن که کلا می شه حدود 43 برگ ! بعد یه سیمی و تمام.
    کاری که خود من کردم و امشب کتاب رو تمام می کنم و به همه دوستانم هم ایمیل زدم که اگر خواستن می دم بخونن . و یه لیست انتظار درست کردم .
    اگر بخواهیم کاری نداره . فقط چند نکته :
    – کتاب فرازهایی داره که مو به تن آدم سیخ می کنه و کالون های (یکی از شخصیت های کتاب)مجسم دوران رو به یاد می آره !
    – به نظر بنده نسخه pdf موجود ترجمه روانی نداره .
    – دو تا از شاه جمله های کتاب ” سانسور هم زاد خودکامگی است”
    “همیشه نخستین اندیشه ای که بر خاطر استبداد پیشگان می گذرد ، سرکوب است و سانسور و زبان دوختن از دگر اندیشان”

  6. میم.ت گفت:

    دقیقن همینطوره …از نویسنده متن ممنونم
    میرحسین عزیز، در قلب مردم جا داره
    هنوز کتاب رو پیدا نکردم اما ناامید نمیشم و شده کپی انراتهیه میکنم
    دیروز ایمیلی گروهی از دوسنم دریافت کردم که به معرفی این کتاب میپرداخت به همراه لینک دانلود پی دی اف آن
    البته نسخه چاپی رو ترجیح می دهم

  7. ساغر گفت:

    دوستان عزیز لطفا تا اونجایی که ممکنه نسخه چاپی رو تهیه کنید تا هم حق ناشر رو رعایت کرده باشید هم اینکه موجی در دنیای واقعی (نه مجازی) به وجود بیاد.

  8. ناشناس گفت:

    اگر خدا حذف شدنی است مرد حق و حرف حق اش و حق طلبی اش هم حذف شدنی است

  9. ناشناس گفت:

    من بدبخت هنوز فرصت نکرده بودم برم بخرم |: حدس میزدم که نایاب بشه …. نسخه ی پی دی اف رو هم عادت ندارم بخونم ای بابا :(

  10. حميد از كهگيلويه گفت:

    اقاي موسوي اگه به فكر مردم بود چرا در تمام سالهاي قبلي حرف نمي زد . حتما و حتما به خاطر اينه كه تو انتخابات راي نياورد. فشار بهش اومده به اين در و اوندر مي زنه. هيچ سودي به حالش هم نداره. مطمئن باشيد.

  11. حميد از كهگيلويه گفت:

    اقای موسوی اگه به فکر مردم بود چرا در تمام سالهای قبلی حرف نمی زد . حتما و حتما به خاطر اینه که تو انتخابات رای نیاورد. فشار بهش اومده به این در و اوندر می زنه. هیچ سودی به حالش هم نداره. مطمئن باشید.

  12. مصطفی گفت:

    با سلام و سپاس …پیشنهادی داشتم کوتاه برای حل مشکل دانلود کتاب و حفظ حقوق مولف :
    شماره حساب مولف از طریق سایتهای سبز و یا سایتهای دانلود کتاب داده شود و درخواست شود که هرکسی دانلود میکنه پول مورد نظر رو به حساب واریز کنه ، این طور هم مردم کتاب رو میخونند ، هم حقوق مولف نقض نمیشه ……. فکر کنم پیشنهاد خوبی باشه …اگه شد از همین کتاب شروع کنین و اگه هم که نه از کتاب بعدی که میر عزیز اعلام میکنه ……. مصطفی

  13. مادر گفت:

    سلام لطفا اگر ترجمه دیگری از این کتاب سراغ دارید بنده را مطلع نمایید . ممنون خواهم شد

  14. کوروش گفت:

    از ثابت قدمی مهندس عزیزدر باره افکار و عقاید و شعارهای انقلابیش ممنونم ولی قبل و بعد از انقلاب در دوره مبارزه تمام افراد از جمله اقای خامنه ای از این شعارها زیاد میدادند و خیلی ها مثل میر حسین عزیز از داد بی عدالتی خانه نشین شدند ولی فرصت طلبها جای انها را گرفتند و کشور را به این روز انداختند .الان باید از گذشته درس گرفت و ساختار حکومت و رهبران ان را تعریف کرد که همیشه کشور در مقابل خود سری ها بیمه شود و من پیشنهاد میکنم این موضوع را به نظر سنجی مردم بگذارید تا بتوان از این فرصتهای دوران مبارزه استفاده کرد و از شعار های وقت تلف کن پرهیز کنیم تا دیگر در کشور مردم و انهاکه سختیهای دوره مبارزه را کشیدند نامحرم و غریبه نباشند.

  15. مرودشتی گفت:

    باید بکشد عذاب تنهایی را
    مردی که ز عصر خود جلوتر باشد