چکیده : شهريار يا شلمچه، باغ يا اتوبوس، گيلاس يا خرما؛ دوگانههايي است براي تصاحب يك صندلي. صندلياي بزرگتر، مهمتر و بالاتر از محل نشستن 290 راهيافته ديگر. جايگاهي كه فعلا دو گزينه براي آن مطرح شده: «غلامعلي حدادعادل» و «علي اردشيرلاريجاني». هنوز مجلس نهم اصولگرايان آغاز نشده، دو فراكسيون تشكيل شده است. درونباغيها و بيرونباغيها؛ درون اتوبوسيها و بيرون اتوبوسيها. مسافران سرزمين خرما و گردآمدگان باغ گيلاس شهريار. آنان كه زير نخل مينشينند يا اينان كه سايه درخت گيلاس را ترجيح ميدهند.
شهريار يا شلمچه، باغ يا اتوبوس، گيلاس يا خرما؛ دوگانههايي است براي تصاحب يك صندلي. صندلياي بزرگتر، مهمتر و بالاتر از محل نشستن 290 راهيافته ديگر. جايگاهي كه فعلا دو گزينه براي آن مطرح شده: «غلامعلي حدادعادل» و «علي اردشيرلاريجاني». هنوز مجلس نهم اصولگرايان آغاز نشده، دو فراكسيون تشكيل شده است. درونباغيها و بيرونباغيها؛ درون اتوبوسيها و بيرون اتوبوسيها. مسافران سرزمين خرما و گردآمدگان باغ گيلاس شهريار. آنان كه زير نخل مينشينند يا اينان كه سايه درخت گيلاس را ترجيح ميدهند.
دوم: فراكسيون گيلاس
دومين نشست غيررسمي تعدادي از منتخبان به مجلس نهم كيلومترها دورتر از نشست نخست، چهارشنبه شب گذشته در «باغ گيلاس» شهريار برگزار شد؛ با عنوان كلي «نخستين نشست منتخبين مجلس نهم.» حالا مراسم هفته پيش «شلمچه» يك خواهرخوانده هم دارد؛ نشست «باغ گيلاس شهريار»؛ و چه جايي بهتر از شهريار؛ نزديك نيست، دور هم نيست. يك قدمي تهران است اما تهران نيست. زير گوش بهارستان است اما خيلي هم توي چشم نيست. از جاده قديم تهران- كرج كه به سمت شهريار بپيچيد، از دور دستها تابلوي «باغ گيلاس» خودنمايي ميكند. باغي مصفا و بزرگ با چند در و چندين تالار؛ جايي در حاشيه شهرستان شهريار استان تازه تاسيس البرز. مردم محلي ميگويند اين باغ روي جادهاي قرار دارد كه يكي، دو سال پيش كشيده شده؛ جادهاي كه برخي از آنان معتقدند نبايد از آنجا عبور ميكرده كه البته حالا عبور كرده. باغي كه هتل آپارتمان هم دارد؛ دانشگاه آزاد شهريار هم در آن كلاس برگزار ميكند.
همه چيز اين باغ ورود را تبليغ ميكند؛ آب روان و شكوفههاي گيلاس و خنكاي هوا در يك روز گرم. افرادي كه مسوول اجراي اين نشست هستند ميگويند مراسم «باغ گيلاس» با هدف حضور 150 نفر از منتخبان مجلس نهم تشكيل شده؛ درست مانند نشست «شلمچه».
مراسمي با دو نشست در دو تالار: «شقايق» و «زمرد». «شقايق» تالار نشست علني بود و «زمرد» تالار نشست خصوصي. در «شقايق» به روي همه باز بود و صندليهاي «زمرد» فقط مخصوص نمايندگان بود.
ساعت به شش عصر كه نزديك شد و آفتاب كمكم پشت درختان گيلاس پنهان، ميهمانان يكي يكي آمدند؛ تعدادي از صنعتگران شهريار و رباطكريم، فرمانداران و بخشداران. كمكم تعدادي از نمايندگان هم وارد شدند؛ از راه دور و نزديك. از سرخس تا همين اطراف تهران. پذيرايي پيش از شروع مراسم هم روي تختهاي سنتي زير درختان سر به آسمان كشيده انجام شد؛ از آن پذيراييهاي غيررسمياي كه فقط قليان كم داشت. برخي از افراد راهيافته به مجلس نهم هم كمكم همديگر را پيدا كردند و خوشوبشها شروع شد. نمايندگان مجلس نهمي تازهوارد را كه چهرههايشان آشنا نبود، ميشد از اطرافيان و همراهان پرتعدادشان تشخيص داد.
بعد هم نماز مغرب و عشا برگزار شد تا همه راهي سالن شقايق شوند. «شقايق» جايي بود براي برگزاري همايش روتيني در حمايت از شعار سال؛ يعني حمايت از توليد ملي و كار و سرمايه ايراني.
نشستي كه آنقدر سايه تلاش براي تاثيرگذاري بر تركيب هياترييسه مجلس نهم بر سر آن سنگيني ميكرد كه «حسين گروسي» نماينده شهريار تا به عنوان متولي مراسم پشت تريبون قرار گرفت و اعلام كرد نسبتي بين اين نشست و تعيين رييس مجلس آينده نيست. با اين حال آنقدر اين شايبه قوي بود كه تعدادي از ميهمانان صنعتي هم منتظر حضور «علي لاريجاني» بودند و البته متعجب از نيامدنش.
نشستي كه گويا خيلي فوري برگزار شده بود، چراكه دعوتنامه تعدادي از غيرنمايندگان را همان روز به دستشان رسانده بودند. بعد هم شام سرو شد و زمان به موعد خداحافظي غيرمنتخبان به مجلس نهم از باغ نزديك. نوبت كه به تالار «زمرد» رسيد، بسياري از ميهمانان صنعتي فهميدند كه وقت رفتن است. آواز جيرجيركها نشان ميداد كه موعد «زمرد» نزديك شده است؛ اگر شلوغي و بالا بودن تعداد ميهمانان علامت برگزاري نشست در سالن شقايق بود، سكوت شب زمان «زمرد» را خبر ميداد.
نشستي كه تا دقايقي پس از نيمهشب ادامه پيدا كرد. تعداد افرادي كه به سالن «زمرد» رفتند كم بود؛ در مراسمي كه براي 500 نفري شام سرو شد، حدود 60 نفر به سالن «زمرد» راهيافتند. هر چند كه برخي از مسوولان برگزاري نشست كه همگي از نزديكان «حسين گروسي» نماينده شهريار بودند ميگفتند كه 180 نفر دعوت شده اما 220 نفر حاضر شدند! اما دبير جلسه نخست، به «شرق» گفت كه با همه منتخبان به مجلس نهم تماس گرفتهاند و حدود 80 نفر به شهريار آمدهاند اما 60 نفر در نشست دوم شركت كردند. گويا آمار منتخبان به مجلس نهم كه در «باغ گيلاس» حاضر شدند خيلي براي برگزاركنندگان مهم بود چراكه تمام زورشان را زدند تا معلوم نشود چه كسي آمده و چه كسي نه.
از نام آشنايان مجلس هشتم هم «مسعود پزشكيان» و «عليرضا محجوب» بودند. در نهايت هم مايل به اعلام اينكه در جلسه دوم چه گذشت، نشدند اما گويا چيزي شبيه اردوي نمايندگان مجلس نهم در قالب اردوي راهيان نور بوده است؛ اينكه مطلوب است تركيب هياترييسه مجلس نهم چه باشد و چه كساني باشند و چه كساني نباشند. نمايندگان پيشكسوتتر هم ميداندار بودهاند و راهنما. و البته به رسم ميزباني دهنهاي خيري هم براي حضور «حسين گروسي» و «ابراهيم نكو» نمايندگان شهريار و رباطكريم كه به نوعي ميزبان محسوب ميشدند در هياترييسه مجلس خوانده شده است.
نخست: فراكسيون خرما
براي پي بردن به اهميت نشست «باغ گيلاس» شايد مثالي بهتر از چگونگي تلاش براي تشكيل فراكسيوني در «سرزمين خرما» نباشد؛ جنوب. همين يك هفته پيش بود كه فراكسيون نخست تشكيل شد؛ عدهاي از منتخبان مجلس نهم در قالب كاروان راهيان نور به «شلمچه» رفتند. جايي كيلومترها دور از پايتخت.
در خبرها آمد كه تعدادشان 150 نفر بوده و بانياش هم آناني كه براي به رياست رساندن «غلامعلي حدادعادل» تلاش ميكنند. هر چند كه همواره تلاش شد تا ربط اين سفر و لابي براي تعيين رييس مجلس آينده پوشانده شود. اما مگر ميشود بنا بر ادعاي «حدادعادل» 150 نفر از نمايندگان مجلس نهم دور هم بنشينند و راجع به شغل آيندهشان حرفي نزنند؛ و مگر ميشود از شغل آينده گفت اما از رييس نگفت.
حالا شايد بتوان يقين پيدا كرد كه سرنوشت رياست بر صندلي مجلس نهم خطبنديهاي جديد اصولگرايان را مشخص ميكند. اگر در مجلس هشتم اين «علي لاريجاني» تازهوارد بود كه جاي «حدادعادل» را گرفت و مجلس هشتم را تا حدودي از طرفداري صرف و همهجانبه از دولت به سمت يكي به نعل همراهي زدن و چند تا به ميخ استقلال كوفتن برد، حالا اين «حدادعادل» است كه ميخواهد به جايگاهش برگردد.
پس از، از رياست افتادن «حداد» كمتر موضوعي اتفاق افتاد كه او ورود به آن را در شأن خودش بداند؛ دريغ از اظهارنظري، تذكري، نطقي. توجه به «حداد» اما وقتي جلب ميشد كه به رسم قرعه و براي جابهجاييهاي دورهاي نمايندگان از صندلياي به صندلي ديگري ميرفتند. «حداد» اما از اين خانهكشيها خسته شده؛ اين را تكاپويش براي بازگشت به صندلي رياست مجلس نهم نشان ميدهد چراكه تنها جايگاهي كه صندلياش جابهجا نميشود همان صندليهاي جاگيرشده در هياترييسه است. رييس مجلس شدن هم كه بيلابي نميشود.
درست است كه «لاريجاني» از كانال خسته شدن نمايندگان از حمايت همهجانبه از دولت «محمود احمدينژاد» گذشت و با شعار اعلامنشده بازگرداندن شأن مجلس و در راس امور قرار دادن آن، بر صندلي رياست نشست، اما الان شايد خيلي اين نوع نگاه جواب ندهد؛ يا اگر هم جواب بدهد «حدادعادل» گزينه مناسبي براي آن نباشد. چه آنكه نزديكي «حداد» به دولت و همراهي تمام و كمالش در مجلس هفتم با دولت نهم بر كسي پوشيده نيست. همان زمان هم كه اعلام شد نزديكان رييس مجلس هفتم قرار است نمايندگان را به اردو ببرند برخي از رسانهها آن را تلاشي معطوف به تعيين سرنوشت رييس مجلس نهم اعلام كردند.
جلسهاي كه منابع خبري «شرق» از سخنراني «حدادعادل» و «آيتالله جزايري» امامجمعه اهواز براي نمايندگان خبر دادند. در آن اردو علنيتر شدن تلاش براي جلب نظر نمايندگان براي نشستن «حدادعادل» بر رياست مجلس نهم حتي با اعتراض برخي مواجه شد و پرسيدند كه منابع مالي اين نشست از كجا تامين شده است. همانجا فراكسيون نخست تشكيل شد و هسته اصلي حاميان «حدادعادل» براي نشستن بر صندلي رياست تشكيل.
«شقايق، زمرد، گيلاس، شهريار». «اتوبوس، راهيان نور، خرما، شلمچه»؛ اينها نمادهاي دو راه است؛ دو فراكسيون غيررسمي؛ فراكسيون «گيلاس» و فراكسيون «خرما». از هر طرف كه بروي اين دو راه به يكجا كه نه، به يك صندلي و چند نيمچهصندلي ختم ميشود؛ هياترييسه مجلس. تا هفتم خرداد و زمان شروع به كار مجلس نهم برسد نوبرانههاي «خرما» و «گيلاس» هم به بازار ميآيند؛ اما طعم گس «گيلاس» كجا و شيريني تند «خرما» كجا.
منبع: شرق