شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» چند پرسش ساده از کیهان

» این فتوا را از هر طرف که بخوانید…

پنج‌شنبه, 12 آوریل, 2012

چکیده : شما در تاریکخانه های خود برای توجیه این همه ظلم و جنایت، پای اولویت مصلحت نظام اسلامی بر هر چیز دیگر و "اوجب واجبات" بودن حفظ نظام را وسط می کشید. همان که سعی کردید از زبان یکی دوتن از زندانیان به عنوان اعتراف بیان کنید. آیا همین شما نیستید که در میان خواص خود این تفکر ماکیاولیستی و طالبانی را ترویج می کنید که برای حفظ نظام، هر حلالی را می توان حرام و هر حرامی را حلال شمرد!


کلمه – مصطفی ایرانی:

کیهان آقای شریعتمداری در شماره های متعدد خود و با انواع لحن ها و منطق ها به دفاع از سیاست های هسته ای جریان حاکم پرداخته است. اما آن‌چه که یادداشت 22 فروردین این روزنامه را قابل تاّمل می سازد این است که درست در آستانه مذاکرات هسته ای 13 آوریل، ناگهان این یادداشت لحن و منطق و مسیر تازه ای می یابد: مسیر انحرافی!

لحن کیهان این بار از همیشه آرام‌تر و حتی ترس خورده تر است و منطقش اما اگرچه هم‌چنان پای فشردن بر همان منطقی است که پیشتر بارها به آن تمسک جسته، ولی این بار ظاهرا آخرین و یگانه منطق و سپر آقای شریعتمداری و همفکرانشان برای ورود به مذاکرات هسته ای است.

از این حقیقت که کدام عامل پنهان و آشکار، روند رخدادها را به این‌جا کشانده که برای حاکمان از آن همه تهدید و هیاهو ، امروز در آستانه مهم‌ترین مرحله مذاکرات فقط همین یگانه منطق ملتمسانه مانده، می گذریم و تحلیل آن را بر عهده دیگران می گذاریم. اما آن‌چه که زیر فریب این یادداشت پنهان است، یک پرسش ساده است.

یادداشت نویس روزنامه کیهان که نمایندگی ولی فقیه را بر عهده دارد به مذاکره کنندگان هسته ای یادآور می شود که در مواجهه با طرف مقابل حتما – و ظاهرا فقط – به فتوای حضرت آقا در تحریم به کارگیری سلاح هسته ای متوسل شوند و برایشان تبیین کنند که فتوای حضرت آقا چون مبانی فقهی و شرعی دارد می تواند یگانه و احتمالا قوی ترین مستند برای تشخیص نیت ایران از دستیابی به انرژی هسته ای تلقی شود.

در این‌که برای کسی که به دین و فقه و شرع اعتقاد دارد، یک فتوا و نظر فقهی می تواند تا حدود زیادی اطمینان بخش باشد تردیدی نیست ولی تردید ها از آن جا بر می خیزد که نه تنها ما بلکه تمام جهان شاهد بوده است که طی سال های گذشته ،بارها و بارها رفتارهایی از حاکمانمان سرزده است که نه تنها از نظردین و شرع و فقه اسلام در همه اعصار و زمان ها و از دید جمیع فقیهان و عالمان دینی، مردود و خلاف و حرام در حرام بوده که از نظر هیچ دین و آیینی پذیرفته و قابل توجیه نیست.

میزان پای بندی حاکمان کنونی را به مبانی قانون و شرع و دینی که خود آن را به دروغ جار میزند، در کدام رفتار و اقدام می توان دین و به آن استناد کرد؟

آیا تجاوز به جوانان و شکنجه آنان تا سرحد مرگ در کهریزک بر اساس مبانی شرعی و فقهی حرام در حرام نبوده است؟

آیا قتل دگراندیشان که در دخمه های مخوف اطلاعاتی تصمیم سازی و سپس اجرا می شد از دید مبانی شرعی و فقهی حرام در حرام نبوده است؟

آیا قتل زهرا کاظمی در زندان توسط سعید مرتضوی و لاپوشانی آن و ترفیع قاتل تحت نظارت مطلقه، بر اساس همان مبانی شرعی و فقهی حرام در حرام نبوده است؟

آیا پول‌شویی و دست اندازی به بیت المال و غارت آن توسط سپاه، بدون رضایت صاحبان اصلی بیت المال و اختلاس های پنهان و آشکار چند هزار میلیاردی و لاپوشانی همه آن ها، تحت نظارت عالیه بالاترین مقامات، بنابر همین مبانی شرعی و فقهی حرام نبوده است؟

آیا دست درازی به آرای مردم و خیانت در امانت و تقلب آشکار در انتخابات و سپس سرکوب، کشتار و زندانی کردن هزارها معترضی که فقط خواستار رأی خود بودند، با اطلاع و فرمان عالی ترین مقامات، از نظر مبانی شرعی و فقهی حرام نبوده است؟

آیا تهدید و فشار بی محابا و بی وقفه به خانواده ها و همسران و فرزندان معصوم و خردسال معترضان (گیرم حتی گناهکار) در دوره ولایت فقیه، از نظر مبانی شرعی و فقهی حرام نبوده است؟

آیا….

باز هم بشماریم آقای شریعتمداری؟ آیا مبانی شرعی و فقهی که این جنایت ها را حلال می شمارد از جنس همان مبانی است که امیر مسلمانان را به شنیدن درآوردن خلخال از پای زن یهود مستحق مرگ می داند و یا آن حکم و مبنای دینی که کشتن یک انسان بی گناه را معادل کشتن همه انسان ها می شمارد؟

توجیه شما را در این موارد کاملا از حفظ شده ایم. توجیهی که دو وجه دارد: وجه نهانی و برای خواص، وجه علنی و برای عوام.

شما در تاریکخانه های خود برای توجیه این همه ظلم و جنایت، پای اولویت مصلحت نظام اسلامی بر هر چیز دیگر و “اوجب واجبات” بودن حفظ نظام را وسط می کشید. همان که سعی کردید از زبان یکی دوتن از زندانیان به عنوان اعتراف بیان کنید. آیا همین شما نیستید که در میان خواص خود این تفکر ماکیاولیستی و طالبانی را ترویج می کنید که برای حفظ نظام، هر حلالی را می توان حرام و هر حرامی را حلال شمرد!

اگر چنین باشد که رفتار این چند ساله حکومت نشان می دهد جز این نیست، آيا عجیب است اگر در آینده ای بسیار نزدیک که خرمان از پل دیپلماسی گذشت، برای حفظ نظام فتوایی بر حلال بودن کاربرد سلاح هسته ای صادر شود؟ به‌خصوص آن‌که قرآن کریم و روایات عدیده اسلامی، در حرمت قطعی دروغ، خیانت درامانت، دست اندازی به بیت المال و به‌خصوص تجاوز و قتل انسانها صراحت دارند اما خوشبختانه در هیچ کجای قرآن مجید و روایات اسلامی ،اشاره ای مستقیم و غیرمستقیم به حرمت سلاح هسته ای نشده است!

و اما بازی علنی شما و آن‌چه برای عوام و عموم می گویید کاملا متفاوت با این توجیه است، و آن این‌که کاملا حق به جانب می گویید:

این رفتارهای حرام اندر حرامی که شرحش رفت به ضرص قاطع مخالف نظر حاکمان صاحب فتواست و همگی این تجاوزها و کشتارها و ستم ها توسط نیروهای خودسر انجام شده است.

البته در این صورت ما از شما می پرسیم: چرا این نیروهای خودسر، از قضا همیشه همان کاری را انجام می دهند که “به نظر آقایان نزدیکتر است؟!” و چرا همیشه بعد از انجام خودسری هایشان پاداش می گیرند و به ساحت حکومت نزدیک‌تر می شوند؟!

و از آن حیاتی تر این‌که به فرض محال، شما راست می گویید و این همه جنایت و قساوت، خلاف نظر مقامات عالی و توسط نیروهای خودسر صورت گرفته است، در این صورت باید پرسید: اگر نیروهای خودسر آن‌چنان در این کشور فعال مایشاء اند که از قتل و غارت و تجاوز، هر چه بخواهند – حتی خلاف نظر مولایشان – انجام می دهند و ناز شست هم می گیرند، واقعا چه تضمینی هست که در آینده، ان شاء لله پس از دستیابی به فناوری سلاح هسته ای، یکی از همین خودسرهای ظاهرا بی خبر از منویات آقا، هوس نکند در راستای اثبات خودسری و صرفا به قصد تقرب، دکمه سلاح خانمان سوز هسته ای را، البته همین طور محض تبرک و شوخی شوخی فشار بدهد تا دنیا و دشمنان حساب کار دستشان بیاید و جدی جدی قتل عام شوند! البته اطمینان داریم بعد از این فاجعه، دستور سریع رسیدگی و مجازات سریع فرد خودسر را صادر می کنند!

ملاحظه می فرمایید آقای شریعتمداری ؟ این فتوا را از هر طرف که بخوانید نتیجه یکسان است.