سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آمار نگران‌کننده تعطیلی‌ در میان ناشران مستقل؛ دولت کمر به قتل ناشران خصوصی بسته ...

آمار نگران‌کننده تعطیلی‌ در میان ناشران مستقل؛ دولت کمر به قتل ناشران خصوصی بسته است

چکیده :به نظر می‌رسد دولت به این اراده رسیده که تیر خلاص را بر شقیقه نشر غیردولتی وارد کند و در این راستا به سنگ‌اندازی بر سر راه بزرگ‌ترین و باسابقه‌دارترین ناشران بخش خصوصی پرداخته است. موانع آنقدر در کمیت و کیفیت قابل توجه هستند که انتشار کتاب را برای بسیاری از ناشران بسی دشوار کرده است....


موضوع کتاب و مشتقات آن در ایران قصه پرغصه‌ای دارد. از مسائل عینی و مادی چون قیمت‌های کاغذ و چاپ گرفته که همیشه درگیر نوساناتی غیرمعمول است تا مسائلی چون ممیزی‌ها، توقیف‌ها و ممنوعیت‌هایی که هم نفس نویسندگان را می‌گیرد و هم گریبان ناشران و سرمایه‌گذاران نیمه مستقل و مستقل را. گاهی کار به کتابفروشی‌ها می‌رسد و سیاست‌گذاری‌های دولتی در این بخش به کار و فعالیت این صنف لطمه‌ای جدی می‌زند. نمونه این مورد را در این چند ماهه کم نداشته‌ایم. انتشاراتی‌ها و کتاب‌فروشی‌های بسیاری، به خاطرِ داشتن اتهام «تخلف از قانون»، که هیچ وقت هم تعریف روشنی از آن ارائه نشده است، تعطیل، تعلیق و موصوف به دیگر صفاتی از این دست شده‌اند.

گاهی به نظر می‌رسد دولت به این اراده رسیده که تیر خلاص را بر شقیقه نشر غیردولتی وارد کند و در این راستا به سنگ‌اندازی بر سر راه بزرگ‌ترین و باسابقه‌دارترین ناشران بخش خصوصی پرداخته است. موانع آنقدر در کمیت و کیفیت قابل توجه هستند که انتشار کتاب را برای بسیاری از ناشران بسی دشوار کرده است.

در چنین اوضاع غیرمسئولانه و غیرحرفه‌ای، زیان‌های غیر قابل جبرانی بر ناشرانی که بازگشت سرمایه‌های‌شان منوط به انتشار کتاب‌ است وارد خواهد شد و نتیجه این وضعیت چیزی جز سقوط و نابودی صنعت نشر خصوصی نخواهد بود. در واقع امر، تحلیل نگاهی که بخش دولتی به حوزه‌های فرهنگی و هنری از قبیل سینما، کتاب و دانشگاه داشته است ما را به این گمان رهنمون می‌شود.

برای مثال اتفاقات اخیر حوزه کتاب را با هم مرور می‌کنیم:

«انتشارات ماکان» که در فاصله 11 سال 60 عنوان کتاب در حوزه‌های ادبیات، سینما، تئاتر و فلسفه چاپ کرد و حتی یک‌بار برنده جایزه کتاب سال هم شد بیش از سه سال است که تعطیل شده است. پس از آن «نشر اسطوره» هم دچار همان سرنوشت شد. ابوالقاسم اسماعیل‌پور استاد اسطوره‌شناسی و مدیر «نشر اسطوره» می‌گوید عدم برگشت سرمایه باعث تعطیلی این انتشاراتی معتبر ایران شده است. اسماعیل پور می‌گوید وقتی تیراژ کتاب در حد هزار، هزار و پانصد است چه امیدی به بازگشت سرمایه وجود دارد. او همچنین بسته‌شدن نشر اسطوره را، ادامه روند شتابان بسته‌شدن انتشاراتی‌ها یا کتابفروشی‌ها می‌داند.

در دی‌ماه سال گذشته کتاب‌فروشی «نشر نی»، که عمدتا آثاری را در حوزه‌ فلسفه، علوم اجتماعی و ادبیات عرضه می‌کرد نیز به تعطیلی کشانده شد. بعد از تعطیلی کتاب‌فروشی این انتشارات مهم بود که همه کارشناسان به سریالی‌بودن این تعطیلی‌ها پی‌برده و تعطیلی‌های بعدی را پیش‌بینی کردند. خبرآنلاین نوشت: «کتابفروشی «نی» اولین کتابفروشی بود که کرکره‌هایش را پایین کشید و تعطیل کرد، اما به نظر نمی‌رسد آخرین کتابفروشی باشد که در خیابان کریمخان زند به حیاتش پایان می‌دهد.»

درست است، موج تعطیلی کتابفروشی‌ها در خیابان کریمخان زند راه افتاده بود و همه می‌دانستند قرار است پس از نشر نی کتابفروشی‌های «چشمه»، «ثالث»، «ویستار» و «آبی» نیز تعطیل شوند؛ و حالا گویا همان روزهای موعود فرا رسیده است.

این تعطیلی‌ها که اکنون خبر از برنامه‌ریزی دقیق و حساب‌شده‌ای می‌داد در آغاز با اعتراضات جدی اهالی صنعت چاپ و نشر کتاب همراه شد. علیرضا رییس دانایی مدیر «انتشارات نگاه» بر آن بود که معضلات نشر از آن دست که در ایران وجود دارد تاسف‌آور بوده و علت تعطیلی کتابفروشی‌های کریم‌خان کاملا روشن است، صنف زنجیره‌ای به هم وصل‌اند. کتابفروشی به مراکز پخش، مراکز پخش کتاب به تولیدکننده‌ کتاب یا ناشر، ناشر به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. بنابراین گره حل معضلات همه این‌ها را باید در مبدا جست‌وجو کرد. تا روند پاسخگویی به ناشران برای چاپ کتاب‌ها تسریع شود. تا زمانی که مساله قبل از چاپ تسریع و قانونی نشود این نابسامانی‌ها ادامه خواهد یافت و دامنگیر ناشران نیزخواهد شد.

خلاصه اینکه کارشناسان این حوزه از هر دری سخنی راندند و به آسیب‌شناسی و بررسی دلایل این تعطیلی‌ها پرداختند که گفتن همه آن‌ها در حوصله این گفتار نیست. شاید خلاصه‌کردن همه دل‌نگرانی‌ها و تحلیل‌های دلسوزانه در واژه بحران که «عبدالحسین آذرنگ»، پژوهشگر و کارشناس نشر، در توصیف این وضعیت به کار برده بود کافی باشد. بحرانی که با تمام قوا در برابر پاگرفتن نشر خصوصی و بازار آزاد کتاب ایستاده است.

لطف می‌کنیم می‌گذاریم فعالیت کنید!

در حالی کارشناسان و ناشران علت تعطیلی‌ها و لغو مجوزها را در دخالت‌ها و ممیزی‌های زیاد وزارت ارشاد می‌دانند که مدیران دولتی ارشاد از تخلف‌های ساختاری و محتوایی که برخی ناشران خصوصی مرتکب شده‌اند سخن می‌گویند. حتی بارها از برخی مسئولان شنیده شده که تداوم فعالیت برخی انتشاراتی‌ها به واسطه لطف و مسامحه‌ای بوده که از طرف نهادهای مسئول در حق مدیران آن‌ها شده است. بارها تاکید شده است اگر می‌خواستند با ناشران متخلف برخورد جدی بکنند اکنون در خیلی از انتشارات و کتابفروشی‌های مربوط پلمب شده بود. در واقع سخن از پرونده‌هایی است که چند نشر مطرح خصوصی،در هیات رسیدگی به تخلفات مستقر در معاونت فرهنگی دارند. برای مثال دری، معاون امور فرهنگی ارشاد اسلامی، در مورد ماجراهای تعلیق و ممنوع‌ از فعالیت‌شدن ناشرانی که در سال 90 رقم خورده است توضیحاتی مبهم و متفاوت ارائه می‌دهد. دری در پاسخ به بسیاری از شبهات و سوالاتی که در میان ناشران خصوصی در مورد نشر چشمه و ثالث به وجود آمد تنها می‌گوید: اشکالات بسیاری در روند فعالیت این دو ناشر دیده شده است. و تخلفات «نشر چشمه» هم ساختاری و هم محتوایی بوده است. معاون فرهنگی وزیر ارشاد توضیح بیشتری در این‌ باره نمی‌دهد.

سال 91 نشر خصوصی چگونه رقم خواهد خورد…؟

‫آیا در سال 91 این بحران همچنان ادامه خواهد داشت؟ آیا چون سال گذشته تعطیلی‌ها ادامه می‌یابد؟ سیر اتفاقات گذشته نشان داده است که شوالیه مرگی که چندی سایه‌اش بر سر کتاب‌فروشی‌ها و انتشاراتی‌های کشور سنگینی می‌کند، انگار تصمیم به رفتن ندارد. او در لباس‌های متعدد قربانیان خودش را می‌گیرد. تعدادی خیلی راحت از میدان به در می‌شوند و تعدادی نه. در بحبوحه چالش به وجود آمده در این حوزه و در میان ناشرانی که نوبت مرگ خویش را انتظار می‌کشند، تعدادی هستند که با تحمل هر ضرر و زیانی که ناگزیر این زمان است، سنگرهای آگاهی‌رسانی را حفظ و در ادامه حیات با مشقت می کوشند، اما با این حال، باشد که سال 91 پایانی بر تمامی این تلخی‌ها باشد؛ به مدد دلسوزان …‬

منبع: پایگاه خبری قانون/ میترا فردوسی


2 پاسخ به “آمار نگران‌کننده تعطیلی‌ در میان ناشران مستقل؛ دولت کمر به قتل ناشران خصوصی بسته است”

  1. ناشناس گفت:

    واضح ومشخص است که حکومتی که ضد مردم است در درجه اول ضد اگاهی استهدف این دشمنان مردم گاو بیایند و گاو بروند.غافل از انکه خود گرگ درنده و مالیاخویائی هستند

  2. احمد دل پرخون گفت:

    ببخشید، دولت و حاکمیت کمر به قتل چه کسانی و چه گروههایی نبسته است. اینها انگار که ارث بابایشان را خورده باشیم، با ما اینگونه تا میکنند. من که با کسی رودرواسی ندارم. اینها ملایانی بودند که پنج میگرفتند و روی صندلی لهستانی روزه را میخواندند و میرفتند. در آستانه انقلاب دستی از آستین بیرون آوردند و همراه با دیگر قشرها انقلاب به راه افتاد. وقتی انقلاب هنوز به نتیجه نرسیده بود، آیت الله خمینی فرمودند من یک طلبه هستم و ازکار حکومت هم خوشم نمی آید، ایران که برسم میروم قم و در فیضه مشغول تدریس می شوم. اگر اشتباه است لطفا به من توضیح داده مرا از این اشتباه بیرون آورید. اما همین ملاهای طمعکار که نقشه داشتند با گذشتن ازآن دنیای خود به دنیای نقدی بچسبند، آنقدر ادا و اصول درآوردند که بالاخره طرح عوض شد و حسابها غلط ازآب درآمد. کی قرار بود با خانمها اینگونه رفتار کنند؟ کی قرار بود هفت هشت میلیون از ایرانیان نخبه و تحصیل کرده از فشار زور و ظلم و جور و بی عدالتی مملکت خود را ترک کرده و در اقصا نقاط دنیا پراکنده شوند؟ کی قرار بود مکتب و مکتبی بودن و فیضیه جای دانشگاه و موسسات عالی و متخصصین را بگیرد؟ کی قرار بود اینهمه مسلمان با دیدن این نوع مسلمانی از حاکمیت از هرچه اسلام است بیزار شده و گروه گروه به ادیان دیگر بپیوندند. در دنیا شاید بیش از پانصد کلیسامسیحی ویژه ایرانیان تشکیل شده باشد که کار همه آنان هم سکه سکه است. کی قرار بود اینها با ما خدعه کنند و بزنند زیر حرفها و قولهای خود وقیمت نفت و گاز و آب و برق و تلفن و …..را ده برابر و گاه صد برابر کنند(بلیط اتوبوس دو قران بود حال شد است 200 تومان). کی قراربود آبروی ایران و ایرانی در دنیا اینگونه ملعبه این و آن شود؟ کی قرار بود هرجا ترقه ای درمی شود و بمبی منفجر، فورا بگویند کار تروریست هایی که جمهوری اسلامی آنان را حمایت میکند و تربیت می کند و به اقصا نقاط دنیا می فرستد؟ کی قرار بود…..