چکیده : موسوی با طرح این سوالات که «مگر ما شیعههای حضرت علی (ع) نیستیم؟»، «مگر مسلمانان صدر اسلام را الگوی خود قرار نمیدهیم؟»، «آیا بارها نشنیدهایم که گفتهاند مردم را در رکاب خود ندوانیم؟ پس چرا این کارها را میکنیم؟» بیان کرد: کار خوب را باید برای خدا انجام دهیم و در این صورت است که اثر خواهد داشت و یقینا خدا هم برکت خواهد داد.
کسانی که به جبههها رفتهاند و امام به آنها اعتماد کرد و کسانی که کمک کردند تا در نهایت این انقلاب به پیروزی رسید، همین جوانها بودند اما آن زمان همه به آنها اعتماد کردند و با این دید که چه ظاهری دارند به آنها نگاه نمیکردند. من معتقدم پاکی و انگیزه جوانان امروزی بهتر از امثال بنده نوعی است.
میرحسین موسوی که برای تبلیغات انتخاباتی در بهار 88به استان گلستان سفر کرده بود به معجزه انقلاب پرداخته بود. معجزه ای که از همین جوانان با لباس تنگ و شلوار گشاد توانست سرداران رشید جنگ را بیافریند.
او در این سفر بود که شهادت داد ” مردم رکن رکین ایستادگی هستند”. اعلام خطرکرده بود نکند این بزرگترین سرمایه از دست برود.
موسوی که برای انسانها کرامت قائل است گفته بود: «وقتی من میگویم که مردم را خوار و ذلیل نکنید و صدقه ندهید -نه اینکه صدقه بد باشد اما صدقه را پنهانی میدهند- برای این است که باید متوجه عزت نفس کسی که پول را میگیرد، باشیم؛ آن هم در این دنیای پر از دشمن که خودمان هم به این دشمنها اضافه میکنیم».
او که خود شیعه علی است هیچگاه مردم را در رکاب خود نداونیده بود. هرگاه جمعیت مشتاق برای دیدارش حلقه می زدند، متواضعانه از اتومبیلش پیاده می شد و در میان آنان حضورمی یافت و می گفت که لیاقت این همه محبت را ندارد.
موسوی با طرح این سوالات که «مگر ما شیعههای حضرت علی (ع) نیستیم؟»، «مگر مسلمانان صدر اسلام را الگوی خود قرار نمیدهیم؟»، «آیا بارها نشنیدهایم که گفتهاند مردم را در رکاب خود ندوانیم؟ پس چرا این کارها را میکنیم؟» بیان کرد: کار خوب را باید برای خدا انجام دهیم و در این صورت است که اثر خواهد داشت و یقینا خدا هم برکت خواهد داد.