چکیده : مردم جان حکومتها هستند. اگر خواسته یا ناخواسته با بی تدبیری در برنامه ریزی یا اجرا آنها را از میدان بدرکنند ، سلایق آنها را نادیده بگیرند، به خواسته ها ونظراتشان توجه نکنند،آنها را محرم ندانند و چماق تقدس حکومت وحاکمیت را چنان بر سرشان بگیرند که نتوانند آزادانه نظرشان را بدهند و در پی تحقق آرایشان باشند، مثل این است که جان حکومت را گرفته اند و دراین صورت، تنها راه حل پیش پای دولتهای بدون مردم، وابستگی است که خدا آن روز را نیاورد.
غلامعلی رجایی
روز پنج شنبه تعطیلات عید تمام نشده از دزفول به تهران برگشتم. هم روزها چه زود می گذرند و هم ما از آنان چه سریع رد می شویم تا همانگونه که جای دیگران به ما سپرده شده جا را به دیگران بسپاریم و راهی کوی دوست بشویم.
در جاده قم به تهران در نزدیکی حرم امام خمینی مردی میانسال را در وسط اتوبان دیدم که نقش زمین افتاده وجان داده است .پیدا بود قصد داشته ازعرض اتوبان به آن طرف برود که با ماشین مسافرکشی برخوردکرده و در دم جان داده بود. معلوم بود حادثه تازه رخ داده ، چون راننده کنار جسد ایستاده و با دست به ماشینهای در حال سرعت علامت می داد که راهشان راکج کنند تا از روی جسد رد نشوند.
از جسد با فاتحه ای ردشدیم . گاه یک بی احتیاطی جان یک یا چند نفر رابه همین سادگی می گیرد.
امروز یکی از ماموران نیروی انتظامی که هر روز اخبار حوادث این روزها را در رادیو به اطلاع مردم می رساند می گفت در تصادفات دیروزمتاسفانه جان 53 نفرگرفته شده است.ضعف بزرگی مردم ما دارند وآن اینکه خیلی راحت خود و دیگران را در جاده ها به کشتن می دهند. ظاهرا در این عرصه در جهان در صدر لیست آمار تلفات جاده ای وحوادث قرار داریم. بخشی از این تقصیر متوجه مردم است. دولت و مجلس هم سهم عمده ای دراین زمینه دارند.
دیروز بفکرم رسید کاش پلیس در کنار این همه دوربین های سرعت سنج وماموران قبض جریمه به دست در جاده ها برای برخورد با متخلفین، با نصب تابلوهای خاصی دربین راهها، آمار مرگ و میرروزانه جاده ها رابه اطلاع مردم می رساند تا شاید دیدن آمار باعث تنبهی برای کسانی بشود که بی احتیاطی می کنند.
حال که از بی احتیاطی در جان سپردن یک عابر گفتم جا دارد از خطر و آسیب بی احتیاطی حکومتها در بی اعتماد کردن مردم به خودشان هم سخنی بگویم.
مردم جان حکومتها هستند. اگر خواسته یا ناخواسته با بی تدبیری در برنامه ریزی یا اجرا آنها را از میدان بدرکنند ، سلایق آنها را نادیده بگیرند، به خواسته ها ونظراتشان توجه نکنند،آنها را محرم ندانند و چماق تقدس حکومت وحاکمیت را چنان بر سرشان بگیرند که نتوانند آزادانه نظرشان را بدهند و در پی تحقق آرایشان باشند، مثل این است که جان حکومت را گرفته اند و دراین صورت، تنها راه حل پیش پای دولتهای بدون مردم، وابستگی است که خدا آن روز را نیاورد.
خدا رحمت کند شهید رجایی را که به مرحوم کیومرث صابری- گل آقای ملت ایران، رحمت الله علیه – که به او پیشنهاد کرده بود برای حفاظت بیشترش محافظانش را درتلاقی وی با جمعیتی که مشتاقانه به سوی او هجوم می برند بیشترکند، گفته بود:
بی دست می شود زندگی کرد اما بی مردم نمی شود، زندگی کرد.
منبع: وبلاگ نویسنده