چکیده : معافیت تحریم ۱۱ کشور دنیا و یا اجازه اتحادیه اروپا به تعدادی از شرکت های بیمه برای بیمه کردن محمولههای نفت خام ایران نه به دلیل شکست غرب، بلکه نشان دهنده این است که آمریکا کاملا حساب شده وارد برنامه تحریم ایران شده و می خواهد خود و کشور های دیگر کمترین آسیب را از این اتفاق ببینند. اهمیت حضور نفت ایران در بازار جهانی به عنوان یکی از مهمترین صادر کنندگان نفت برکسی پوشیده نیست و مطمئنا آمریکا قبل از تحریم ایران به این موضوع واقف بوده است در حال حاضر نیز به دنبال تصویب تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا و دولت آمریکا علیه ایران، گفته شد که حذف احتمالی نفت ایران از بازار جهانی، میتواند زمینهساز افزایش شدید قیمتهای جهانی نفت شود.
کلمه- زهرا امیری:
آمریکا ۱۱ کشور را از تحریم نفتی ایران معاف کرد. این خبر شاید مهمترین خبر هفته گذشته بود خبرگزاری فارس با بزرگ نمایی، این خبر را اینگونه اعلام کرد: عقب نشینی آمریکا در برابر اراده ایران هستهای.
اما اصل خبر واقعیتی دیگر در خود پنهان داشت. در واقع هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که یازده کشور جهان میزان خرید نفت خام از ایران را به مقدار قابل توجهی کاهش داده اند و در نتیجه، موسسات مالی مستقر در آنها مشمول تحریمهای مصوب کنگره آمریکا نخواهند شد. وزیر امور خارجه آمریکا در بیانیه ای که منتشر کرد، نوشته بود که اقدام این کشورها، با توجه به نیازشان به انرژی در این دوران دشوار در اقتصاد جهان، کار آسانی نبوده است.
تنها ۱۵۰ سال از حضور نفت در اقتصاد جهان می گذرد اما این منبع طبیعی در همین زمان کوتاه تبدیل به ابزاری قدرتمند در دنیای سیاست شده است. تا به امروز دنیا چهار شوک نفتی بزرگ را پشت سر گذاشته است که در همگی آنها بحرانی سیاسی عامل وقوع چنین شوک هایی بودند. شوک هایی که از بحران زاده می شوند و بحران آفرین نیز هستند.
استفاده از نفت به عنوان سلاح به یکی از تاکتیک های جنگ تبدیل شده است که قطعا به هر دو طرف زیان وارد می کند. در حالی که اقتصاد جهان همچنان درگیر بحرانی است که از سال ۲۰۰۸ آغاز شده و تا امروز ادامه داشته است. بروز یک شوک نفتی دیگر می تواند ابعاد بحران اقتصادی را بسیار گسترده تر سازد. اولین نشانه های بروز بحران اقتصادی بالا رفتن قیمت نفت در سال های قبل بود. افزایش بهای نفت به ۱۴۷ دلار در هر بشکه درآمد زیادی را برای کشور های تولید کننده به ارمغان آورد. در همان زمان بسیاری از تحلیلگران از ناپایدار بودن قیمت نفت، افت قیمت و بروز بحران اقتصادی سخن گفته بودند. پس از مدت کوتاهی سقوط ناگهانی قیمت نفت از ۱۴۷ دلار به ۳۵ دلار حتی برای تحلیل گران نیز قابل پیش بینی نبود.
سال ۸۸ بود که میرحسین موسوی در نخستین سخنرانی خود، پیش از انتخابات از این موضوع سخن گفت و توصیه کرد که پول باد آورده این قیمت بالای نفت می باید ذخیره شود و نه اینکه صرف واردات بی رویه محصولات چینی شود.
معافیت تحریم ۱۱ کشور دنیا و یا اجازه اتحادیه اروپا به تعدادی از شرکت های بیمه برای بیمه کردن محمولههای نفت خام ایران نه به دلیل شکست غرب، بلکه نشان دهنده این است که آمریکا کاملا حساب شده وارد برنامه تحریم ایران شده و می خواهد خود و کشور های دیگر کمترین آسیب را از این اتفاق ببینند. اهمیت حضور نفت ایران در بازار جهانی به عنوان یکی از مهمترین صادر کنندگان نفت برکسی پوشیده نیست و مطمئنا آمریکا قبل از تحریم ایران به این موضوع واقف بوده است در حال حاضر نیز به دنبال تصویب تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا و دولت آمریکا علیه ایران، گفته شد که حذف احتمالی نفت ایران از بازار جهانی، میتواند زمینهساز افزایش شدید قیمتهای جهانی نفت شود.
با آن که آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرد که تحریمهای نفتی ایران، بازار جهانی نفت را مختل نمیکند، انتشار خبر کاهش صادرات نفت ایران در ماه مارس، افزایش قیمتهای جهانی را در معاملات اخیر، به دنبال داشت. تغییر سیاست ها و یا نرمش آنها در برابر کشورمان حساب شده بودن برنامه های آنها را اثبات می کند و زنگ های خطر بیشتری را برای آینده کشور به صدا در می آورد.
چهار دهه از شوک نفتی سال ۱۹۷۳ می گذرد. شوکی که مرکز لرزه های آن در دنیای سیاست بود. لرزه هایی که آثار آن هنوز هم در سیاست و اقتصاد قابل مشاهده است و اکنون بار دیگر از نفت به عنوان سلاح استفاده می شود.
شوک اول نفتی
شوک نفتی اول با جنگ اعراب و اسرائیل، تحریم نفت اعراب که با حمله سوریه و مصر به اسرائیل در ۵ اکتبر سال ۱۹۷۳ آغازشد. همزمان با شروع جنگ، ایالات متحده و بسیاری از کشورهای غربی از اسرائیل حمایت کردند و چندین کشور عرب صادر کننده نفت، حامیان اسرائیل را تحریم نفتی کردند. کشورهای عربی تولید نفت خود را پنج میلیون بشکه نفت در روز کاهش دادند، اما در حدود یک میلیون بشکه از این کاهش از طریق افزایش تولید سایر کشورها جبران شد. منشأ بحران اقتصادی سال ۱۹۷۴ شوک نفتی بود. کمبود چهار میلیون بشکه نفت در روز، تا مارس سال ۱۹۷۴ ادامه یافت. آثار و تبعات این شوک چنان قابل توجه بوده است که هنوز بعد از سال ها ، کنفرانس هایی به مناسبت سالگرد این شوک در کشورهای صنعتی برگزار می شود و عوامل وقوع و آثار و تبعات آن مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
شوک دوم نفتی
شوک دوم نتیجه تحولات ایران بود. در نیمه اول سال ۱۹۷۸ ایران روزانه ۶میلیون بشکه نفت تولید میکرد. قیمت نفت خام کشورهای عضو اوپک تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران در حدود ۷۰/۱۲ دلار برای هر بشکه ثابت بود. در ۱۳ اکتبر ۱۹۷۸ (۲۱ مهرماه ۱۳۵۷) نارضایتی عمومی در ایران به صورت کم کاری و اعتصاب بزرگ کارکنان صنعت نفت ایران به تدریج اوج گرفت. همزمان تولید و صادرات نفت ایران کاهش یافت به طوری که در ماه اکتبر به ۵/۵ میلیون بشکه در روز و در ماه نوامبر به ۵/۳ میلیون بشکه در روز رسید و با پیروزی انقلاب صادرات نفت متوقف گردید. کاهش شدید و قطع صادرات ایران، جهان صنعتی را با بحرانی پیش بینی نشده مواجه کرد. با آنکه خلاء صادرات نفت ایران تا حدود زیادی به وسیله عربستان، عراق و کشورهای غیراوپک مثل انگلستان، لندن، نروژ و مکزیک جبران شد ولی در ژانویه ۱۹۷۹(۱۳۵۸ش) بیش از دو میلیون بشکه در روز در بازار کمبود وجود داشت. کمبود عرضه نفت همراه با نگرانی مربوط به عدم امکان تأمین نفت در آینده قیمتهای نفت خام را در بازار آزاد به سرعت افزایش داد. که منجر به شوک دوم نفتی شد. به طوری که در کنفرانس فوق العاده مارس ۱۹۷۹ یعنی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قیمت نفت خام به ۵۶/۱۴ دلار برای هر بشکه و در پایان ژوئن ۱۹۷۹ بنابر تصمیم کنفرانس وزرای کشورهای عضو، یکباره با توجه به نوع مرغوبیت نفت خام به ۵۰/۲۳ دلار در هر بشکه افزایش یافت و در کنفرانس دسامبر ۱۹۸۰ که در اندونزی برگزار شد قیمت نفت خام متوسط ۳۶ دلار تعیین شد. پس از این کنفرانس ایران قیمت نفت خام خود را از اوایل ژانویه ۱۹۸۱ در سطح ۳۷ دلار برای هر بشکه تعیین کرد.
سومین شوک، وارونه
شوک سوم نفتی در سال ۱۹۸۶ رخ داد و برعکس دو شوک نفتی اول و دوم، قیمت نفت کاهش یافت. افزایش شدید قیمتهای نفت خام در سال ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰، موجب شد که کشورهای صنعتی صرفه جویی بیشتر در مصرف نفت را در پیش گیرند و با جایگزین ساختن سایر منابع انرژی به جای نفت اقدامات موثری به عمل آورند. همزمان با کاهش تقاضای جهانی برای نفت، به ویژه نفت اوپک و رقابت تولیدکنندگان غیر اوپک در بازار و استفاده از منابع دیگر انرژی، بازار نفت اشباع شد. به همین دلیل قیمتهای نفت خام به علت وجود اضافه عرضه در بازارهای جهانی از سال ۱۹۸۳ به بعد رو به کاهش نهاد. تا این که در سال ۱۹۸۶ به حداقل قیمت یعنی کمتر از ۱۰ دلار رسید که منجر به شوک سوم نفتی شد.
چهارمین شوک، حملهای دیگر
سال ۱۹۹۱، عراق که به تازگی از جنگ هشت ساله با ایران بیرون آمده بود کویت را به تصرف خود درآورد. قیمت نفت در اثر این اتفاق بالا رفت و به سرعت تا سقف ۴۰دلار را پر کرد اما دوام این قیمت چندان بالا نبود. قیمتها به سرعت رو به کاهش گذاشت در طول یک سال حدود ۲۰ دلار شد.
اما این بار شرایط بسیار متفاوت است پس از تهدیدهای غرب در مورد تحریم نفتی ایران، ایران نیز واکنش نشان داد و اعلام کرد در صورت تحریم نفتی، تنگه هرمز که یکی شاهراه های نفت جهان است بسته خواهد شد، حدود ۴۰ درصد کل نفت حملشده توسط نفتکشها و حدود ۲۵ درصد کل نفت جهان از این تنگه عبور می کند. روزانه حدود ۱۶ تا ۱۷ میلیون بشکه نفت از این تنگه به خارج از خلیج فارس منتقل میشود. تنها پس از مطرح شدن این تهدید قیمت نفت صعود کرد و به بیشتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید. تنها چند روز پس از تهدیدات ایران، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن آمریکا، همراه با پنج کشتی جنگی دیگر از جمله یک ناوچه بریتانیایی و شناوری فرانسوی بدون مواجهه با حادثه ای از تنگه هرمز گذشتند، وارد خلیج فارس شدند و اعلام کردند که این اقدامی نمادین بود «تا بر تعهد خلل ناپذیر جامعه بین الملل برای حفظ حق دسترسی کشورها به این آبراه بر اساس قوانین بین الملل صحه گذاشته شود» و ایران در مقابل هیچ واکنشی نشان نداد.
این روزها مقامات ما به راحت تهدید می کنند که هر گونه واکنش غرب را بدون پاسخ نمی گذارند اما غرب همچنان قدم به قدم عمل می کند و مسئولان نظام همچنان در فضای تهدید و دادن خوراک خبری به داخل هستند. اما اگر در میان مقامات هنوز کسی دلسوز و دل نگران ایران و ایرانیان باشد، باید بداند که تهدید های بی ثمر فقط وجهه بین المللی کشور را خراب می کند و در نهایت این غرب است که می تواند با توجه به بی تدبیری ها و بی برنامگی ها برای مواجهه با مشکلات با تحریم هایش به ایران ضربه بزند.
غوغا سالاران غافلند و آزادگان خردمند و دلسوز در بند. ای کاش خرمندی آزاد در این میان پیدا شود.