شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» بهار بدون عید و نازنین

پنج‌شنبه, 8 مارس, 2012

چکیده : اکنون که تنها چند روز به رسیدن بهار مانده، باید شاهد جدا شدن عزیزانی دیگر از خانواده هایشان باشیم و سر در گم احساس دو گانۀ جشن بیداری طبیعت و ماندگاری خواب زمستانیان ، سالی دیگر را آغاز کنیم.


کلمه- مریم شربتدار قدس:

گویا قرار نیست طعم خوشی و رضایت حتی برای لحظه هایی کوتاه در کام های زهر چشیده مان جای گیرد. این دوشنبه بر خلاف تمام دوشنبه های استرس آور و پر از انتظار و کنترل نوشته ها و گفتگوهایمان، با خاطره ای خوب همراه شد؛ چرا که محیا کوچک ما و تعدادی دیگر از کودکان بی گناه زندانیان سیاسی بند 350 توانستند به آن سوی شیشه های کثیف و مرموز، راه یافته و دقایقی اگرچه با تعجب و شگفتی فراوان، در آغوش پدرانشان آرام گیرند.

من نیز سرخوش از این لذت که با مساعدت کارکنان زندان و مسئولین مربوطه نصیبمان شد، شروع به ساختن بنایی از امید و چشم اندازی روشن در ذهنم کردم و چه خوش بینانه پنداشتم شاید قرار است با نزدیک شدن سال جدید و بهاری دیگر، کینه های کهنه و بی اساس، از بین رفته و حاکمیت با تصمیمی عاقلانه به رفع کدورت ها پرداخته و در گام های بعدی اقدام به آزاد سازی زندانیان بی گناه سیاسی نماید.

اما هنوز دقایقی از این دلخوشی ها نگذشته، خبر اجرای حکم نازنین خسروانی چون طوفانی مهیب، بنای زیبای ساخته شده در ذهنم را در هم کوبیده و ویران ساخت.

اکنون که تنها چند روز به رسیدن بهار مانده، باید شاهد جدا شدن عزیزانی دیگر از خانواده هایشان باشیم و سر در گم احساس دو گانۀ جشن بیداری طبیعت و ماندگاری خواب زمستانیان ، سالی دیگر را آغاز کنیم.

امسال هم سفره های هفت سین خانواده های بسیاری با سوزهای آتشین و نفرین هایی که با حلول سال نو به عرش می رسد، گسترده شده و عکس نازنین بی گناه نیز در کنار عکس های سایر بی گناهان در بندمان که ماه ها و حتی برخی نزدیک به 3 سال است حتی از ساعتی مرخصی محروم بوده اند، قرار گیرد.

امسال نیز عکس تک تک گل های اسیرمان جای سنبل را گرفته و تنگ های ماهیان قرمز افسرده، جای خود را به دفترچه های خاطرات درد آور روزهای دوری و حرمان و ستم خواهد داد.

امسال برای چندمین سال متوالی، کودکانی معصوم به جای عیدانه از پدر، اشک و آه مادران را هدیه می گیرند و در آرزوی آغوش گرم مادر یا پدر در بند خود در گوشه ای خلوت و دور از نگاه های دلسوزانه، به دنبال پاسخی برای این ظلم بزرگ می گردند.

و من امسال نیز در اندیشۀ نازنین و نازنین های در بند این سرزمین، عید را بر خود حرام دانسته و نمی توانم لحظه ای فراموش کنم آن زمستانی را که دختری بی پناه از بارش برف و سوز سرما در آن سلول کوچک و سرد انفرادی نیز در امان نبوده و شبها را تا صبح بدون گرمایی لرزیده و سپری کرده است.

روزهای سختی که بر نازنین و خانواده اش گذشت همچنان در مقابل دیدگانم زنده مانده و اینک با باز گشت او به زندان گویی آن روزها را از سر گرفته ایم.

این بهار نیز خانۀ ما و تمام زندانیان سیاسی بی گناه، از عید خالی بوده و باز ناگزیرم در مقابل تمام تبریکات همان شعر قدیمی را یادآوری کنم “عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد/ در کمند رنج و بند غم گرفتاری نباشد ”

این بهار، عید به خانه های ما نخواهد آمد و در شگفتم از آنان که دلبندان و عزیزان بسیاری را به بند کرده و از گرمای خانواده محروم ساخته اند و آنگاه به کودکان خود عیدی داده و همرا با خانواده هایشان سال جدید را با سفری خوش می آغازند.

کاش تا دیر نشده و آه مادران و اشک طفلان و نفرین همسران، گریبان ستمکاران و خانواده هایشان را نگرفته و دودمانشان را به باد نداده است به خود آیند.

کاش هنوز تا فرصتی برای آبادانی آن سرای خود دارند اسباب شادمانی همنوعان و هموطنان خویش و رضایت خداوند را فراهم آورند که اگر دیر شود آتش قهر خدا همه شان را خواهد سوزاند که امام جواد (ع) فرمود: “عامل ظلم و یاری دهنده ظلم و راضی به ظلم، شریکند.”