سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » می دانم زمانه ماندن نیست ولی تو که خیبری هستی...

می دانم زمانه ماندن نیست ولی تو که خیبری هستی

چکیده :می دانم دلت برای برادر شهیدت حسین و همه کسانی که در کنار تو، در خیبر و غیر خیبر به شهادت رسیده اند، سخت تنگ شده است ولی تو که در آن شرایط سخت تر از سخت نبرد خیبر، خودت را نمی دیدی، اکنون نیز خودت را نبین و برای خودت، نه، برای این ملت بمان. ...


غلامعلی رجایی:

بنام خدا ی بر و بچه های خیبر

کار من نیست که بخواهم وارد عرصه نصیحت آن هم به تو بشوم و از تو بخواهم به اعتصاب غذایت پایان دهی. وقتی سید فرزانه این ملت حضرت خاتمی، و برادرم محمد نوری زاد و همسران همرزمان شهیدی همچون باکری و همت و… پیش از من، این خواسته را تقدیم تو کرده اند.

شک ندارم سید سبزپوشان و شیخ سفید رویان این ملت، نیز اگرامکان صحبتی یا کتابتی داشتند این را از تو می خواستند که به اعتصاب غذایت پایان دهی و برای این ملت بمانی و آزادگی را فریاد کشی.

می دانم زمانه زمانه ماندن نیست ولی تو که خیبری هستی، می دانی در چنین شرایطی باید ماند. چاره ای جز ماندن نداریم.

می دانم دلت برای برادر شهیدت حسین و همه کسانی که در کنار تو، در خیبر و غیر خیبر به شهادت رسیده اند، سخت تنگ شده است ولی تو که در آن شرایط سخت تر از سخت نبرد خیبر، خودت را نمی دیدی، اکنون نیز خودت را نبین و برای خودت، نه، برای این ملت بمان.

گفته ای قصد شهات داری. تو الآن هم شهیدی! این فتوای همه کسانی است که هنوز در دل گرو آزادگی و حریت وبقای این نظام دارند و ماندن و سلامت و بودن و زندگی بی ارزش دنیا رابه هر بهایی کاسبی نمی کنند.

مگر می شود به هر بهایی ماند؟

مگر می شود نفس کشیدن و بودن را به هر بهایی گدایی کرد؟

خدا نکند بروی ولی اگر هم بروی، همین رفتن تو از جنس ماندن است.

می روی ولی می مانی! و این اصلا عجیب نیست!

اما نه، تو نباید بروی، تو و امثال تو باید بمانید تا آینده بماند!

می دانی که نه هر رفتنی رفتن است و نه هر ماندنی ماندن، اما تو مانده ای.

و چرا نماند کسی که به رغم هزار بهانه برای عافیت نشینی، بجای آنکه سرش مثل بسیاری از هم قطاران تو به درس و بحث و مطب و طب و چاپ کتاب و نوشتن مقاله های علمی و.. گرم باشد، تن به خطر بدهد و از این دادگاه به آن دادگاه برود و زندان پشت زندان، ببیند؟

تو مانده ای یا آنها که با درک کامل حقیقت، چشم بر واقعیتها بسته اند و تن به هر ذلتی می دانند تا به زندان نروند و ازکار و درس و بحث شان منع نشوند و رتبه علمی شان را بدون حاشیه و دردسر تکدی کنند و…؟

چندی پیش به یکی ازاین بزرگ زادگان! که مثل خیلی ها در این روزها، سکوت را غنیمت شمرده و به نصیحت “اندر فوائد خاموشی” شیخ اجل سعدی دل سپرده است، گفتم: فلانی خبری از تو نیست؟ و با شوخی در سوالی بی جواب از او پرسیدم: تو در قرن چندم زندگی می کنی؟!

این روزها و ماهها، نام امثال تو و تاجزاده و نوری زاد و.. بیشتر از نام بعضی از اولیای خدا و حتی امامزاده های واجب التعظیم! بر سر زبان این نسل و نسل گذشته است. اگر این ماندن نیست، معنای ماندن چیست؟

نمی دانم در چه حالی این درد نوشته مرا می خوانی و آیا نای آن را داری که این نامه را بخوانی، ولی حرمتی را که در دیداری حضوری به من گفتی، برایم قائل هستی واسطه می کنم و به حرمت خون های مظلومین این خاک، از تو می خواهم به اعتصابت پایان دهی و با رویی گشاده، ستمی را که برادرانت بر تو کرده و می کنند بپذیری.

بگذار به صراحت بگویم: تو حق نداری این همه درخواست دوستانت را نادیده بگیری! باید به اعتصاب غذایت پایان دهی.

افسوس، برادران تو و من که بر مسند قضاوتی که رزم من و تو امکان آن را برایشان فراهم کرده است، فارغ البال نشسته اند، با امثال تو با زبان زندان و شلاق سخن گفتند و می گویند.

افسوس که حرف حق زدن و نقد ناصحانه، بهای زندان و محرومیت از حقوق فردی و شغلی و.. یافته است.

دریغ و درد که برای تو که رزمنده دانشگاه دیده و برادر شهید هستی، مجازات شلاق هم نوشته اند!

افسوس، کاربعضی دراین نظام به جایی رسیده که نوری زاد جهادی، خزعلی بسیجی، علایی سپاهی و.. را که منتقدانی ناصحند و برای خود چیزی نمی خواهند و در سودای نام و نان هم نیستند، در صف معاندین خود دیده و می بینند و اینگونه نیست.

احساس می کنم کلمات هم با من ناله می کنند!

آقا مهدی خیبری!

ما هنوز با هم برادریم! برادر با کسانی که تو را زدند و به زندان بردند، هر چند برابر نیستیم!

تبعید، زندان و شلاق، چیزی از ارزش تو در نزد این ملت نخواهد کاست. ملتی که قانون اساسی یی که به آن رای داده می گوید: در ایران اسلامی، کسی به جرم عقیده اش زندانی نخواهد شد و دراین جمهوری که می خواست الگوی بشریت باشد از شکنجه و شنود و شوک! هرگزخبری نخواهد بود و حتی یک زندانی سیاسی نخواهد داشت؟!

اگر چه خمینی- خم می نی! – رفت و خم و می را با خود برد، اما، نی را برای من و تو و ما به میراث گذاشت که تا نفسی بر می آید، در آن بدمیم و بی توجه به فرمول: هزینه، فایده، که متاسفانه قاعده این روزهای زندگی خیلی ها که فقط در خلوت! مثل من و تواند، شده است، آزادگی را با هر قیمت ممکن فریاد کشیم.

من اطمینان دارم این آب رفته به جوی بازخواهد گشت. و ما باز، لبخند سید را خواهیم دید. در این تردیدی ندارم.

اگرهم به فرض غیرصحیح و از سر توهم بعضی، شرایط موجود، همانند شرایط فتح مکه است که اهل فتنه شکست خورده اند! باید بیاد داشت که پیامبر حتی مشرکین مسلح مکه را هم بخشیده است.

ما از یک قبیله ایم! قبیله قبله!

سنت رسول و زمانه عجول، گذشت و رحمت و تسامح با اهالی قبیله قبله را تعلیم مان می دهد. اهل قبله باید همدیگر را ببخشند.

یاید گذشت .هیچگاه کسی ازبخشیدن زیان ندیده است.

به قول شاعرهمیشه سبزما، مرحوم قیصر امین پورکه جایش در این روزها خیلی بیشتر از قبل، خالی است: گاهی چه زود، دیر می شود!

باید دست به دعا برداشت تا دوباره عقل و رحمت برمسند خویش بنشینند و کینه وغضب را برانند.

دعای صبح و آه شب، کلید گنج مقصود است!

منبع: وبلاگ نویسنده

درخواست آیت الله بیات از مهدی خزعلی برای شکستن اعتصاب غذا؛ بی توجهی مسئولان زجر آور است

همسر شهیدمحمّد منتظری به مهدی خزعلی: بمان! که در این دیار، فقدان “رفته‏ ها” هرگز جبران نشد


حسین زمان به مهدی خزعلی: به تو محتاجیم، ما تن به ذلت همراهی با قداره کشان نمی دهیم

نامه مهدی خزعلی به مسئولان زندان: در صورت جان باختن من، تنها پزشکان سازمان ملل بدنم را کالبد شکافی کنند

بازگرداندن مهدی خزعلی به زندان و ادامه اعتصاب غذا

نامه عروس آیت الله منتظری به مادر مهدی خزعلی: امروز روز امتحان است

نامه دختر علامه طباطبایی، همسر شهید قدوسی، به مهدی خزعلی

انتقال مهدی خزعلی به بیمارستان قمربنی هاشم وزارت اطلاعات

نیروهای امنیتی شبانه مهدی خزعلی را از بیمارستان بردند

حمله قلبی در چهل و یکمین روز اعتصاب غذا؛ انتقال مهدی خزعلی به بیمارستان

مهدی خزعلی خطاب به همسرش: اشک امروز من و شما، ریشه ظالم را بر می کند

مهدی خزعلی به احمد منتظری: شاید شهادت من از نفوذ منافقان در اطلاعات و سپاه کم کند

فرزند مهدی خزعلی: با هر دین و آیین برای پدرم دعا کنید، نگرانیم

درخواست سید محمد خاتمی از مهدی خزعلی برای شکستن اعتصاب غذا

نامه دوباره همسرشهید همت به خزعلی: بمان و ما را در گذر از این پلیدستانِ پرآشوب یاوری کن

پیام مهدی خزعلی از اوین: پیش از آنکه در سوگ ارزش ها دق کنم؛ بگذارید به خیل شهیدان بپیوندم

تقاضای همسر شهید همت، همسر شهید باکری و محمد نوری زاد از مهدی خزعلی برای پایان دادن به اعتصاب غذا

انتقال مهدی خزعلی به بهداری بند ۳۵۰ بعلت خونریزی معده

وضعیت نامناسب جسمی مهدی خزعلی در دوازدهمین روز اعتصاب غذا

پنج روز از اعتصاب غذای مهدی خزعلی گذشت

پنجمین بازداشت مهدی خزعلی/ بی عدالتی در حیاط عدالتخانه


11 پاسخ به “می دانم زمانه ماندن نیست ولی تو که خیبری هستی”

  1. همیشه سبز گفت:

    احسنت بر تو ای رجایی آزاده…احسنت بر مهدی خزعلی…درود بر موسوی و کروبی قهرمان…ظلم ماندنی نیست…یا حسین میرحسین

  2. ناشناس گفت:

    خداوند به همه ازادگان صبر عنایت نماید . اعتصاب غذایت را بشکن ای رزمنده دلاور

  3. ایرج گفت:

    برادر بزرگوار دکتر خزعلی عزیز، حقیر هم تقاضای شکستن اعتصاب غذا و ماندن در این روزگار وانفسا را دارم

  4. خیبری گفت:

    jتو عملیات خبیر و برای حفظ جزیزه واقعا ماندیم . در مساحت کمتر از 10 کیلومتر طبق گفته های برادر محسن فقط یک میلیون کلوله توب به جزیره خورد قدم به قدم جزیره را چاله انفجار پرکرده بود . جدا خودمان را بخدا سپردیم . هرچند اسانتر راه بازگشتن و یا شهادت بود . بله شهادت اسانتر از ماندن بود اما خیبریان ماندن تا در در برابر معبود خود بگویند . ما شنیدیم کلمه زیبای فاستقم کما امرت و من تابنعک شما سخت بود و موهایمان را سپید نمود اما ماندیم . امروز شهادت بر مومنین خدا پرست اسانترین انتخاب است . اما اگر خیبری هستی با تلاوت ایات الهی و شهادت بر اینکه غیر از الله (جلال و جلاله) هیچ بتی . قدرتی . اله ای وجود ندارد . کلمه ای که طاغوت را به ازره در میاورد پس بگو لا اله الا الله محمد رسول الله
    بسم الله الرحمن الرحیم
    نَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ﴿۲۳﴾
    از ميان مؤمنان مردانى‏اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند (۲۳)

  5. koosha گفت:

    من قبلا پیشنهاد دادم بازهم میگم که به جای این نامه ها، این دوستان باید همگی یکپارچه در جایی تحصن کنند برا ی آزادی آقای خزعلی و سایر زندانیها! بگذارید یا همه را زندانی کنند یا اینکه آنها را آزاد کنند. مشکل ما ایرانیها این هست که با تمام مشکلات هنوز ان همبستگی و اتحاد لازم را نداریم.
    کوشا

  6. ن گفت:

    دورد خدا بر این مرد پاک زمان من یکی از هم رزمنده خیبر هستم در روز بارانی یادش بخیر تو کجا بودی ولی الان کجا هتستی ما آماده فرمان شما هستم جانباز جنگ خاک بر سرمان

  7. سید محمد رهجو گفت:

    آقا مهدی خیبری !
    و چه زیباست؟!
    زین پس تورا خیبری میخوانیم که به تو زیبنده تر است .
    برای ما بمان که به تو محتاجیم .
    برای ما بمان !

  8. علي جان جانم فدايت گفت:

    برادر عزيز خيبري جان جان دلم
    كه تو چقدر عزيزي نمي دانم چرا جلو اشك ريختنم را نمي توانم بگيرم نه نه من جو گير نشده ام بل اين اشك ها از باب اين است كه مي دانم تو حقي و حق مي گويي ولي اين نامردان كه گوش شنوا ندارند. و اين را هم بگويم با رفتنت هيچ چيز بهتر از اكنون نخواهد شد پس بمان و با ما باش تا پيروزي.
    جان دلم خيبري جان
    مگر همان خداي شما و ما نگفته تا آخرين نفس بجنگيد من نيز اعتقاد دارم كه ما بايد بجنگيم و به اين راحتي تسليم اين نامردان نشويم.
    عزيز دلم خيبري جان
    من تا چند وقت پيش بزرگاني چون شما و نوري زاد را نمي شناختم و تازگي با شما اشنا گرديده ام اما افسوس كه چه دير ولي بخدا قسم انگار كه جان ديگري گرفته ام شما را دوست دارم . اين را فرياد مي زنم شما بزرگيد شما آزاد مرديد شما خدايد
    جان دلم
    من از همان شهري هستم كه قرار است شما را به آن مكان تبعيد كنند و خود شاهدم كه بسياري از جوانند از باب ديدار شما بسيار خوشحالند و از همين اكنون قرار ملاقات با شما را مي نهند و ناراحتند از اين باب كه شهرشان را به تبعيد گاهي تبديل كرده اند و نام شهر بين مردم ايران زمين به بدي ياد مي شود.
    بمان بمان بمان بمان و با ما باش
    به اميد حق

  9. اهل کاشانم گفت:

    لطفاً آقایون نامه هایی رو خطاب به زندان بانان هم بنویسند و به اونا بتوپند، دکتر که گناهی نکرده، باید از اونا خواسته بشه که دکتر ( و همه ی زندانیان ) رو آزاد کنند.

  10. ناشناس گفت:

    به عنوان یک خیبری وبچه رزمنده که سالهای نوجوانی وجوانی خود را باامثال آقای رجائی وخزعلی گذرانده ام به وجود این عزیزان افتخار می کنم ، خدایا شکرت که هنوزبوی جبهه وفداکاری در این مملکت جاری است، خدایا خودت عزیزان مارا از روی مین ها به سلامت بگذران.خدایا امید ما فقط به توست ، در جبهه درمواقع مواجهه بادشمن می خواندیم : وجعلنا من بین ایدهم سدا…….. یادمان نرود،خون بر شمشیر پیروز است

  11. Mohamad ali گفت:

    آقا مهدی جان عزیز یک مثلی است که میگویند ببخش ولی فراموش نکن این نیز بگذرد تو زنده باشی یا شهید ما شاهد مرامت هستیم ولی یادت نرود اینجا ایران سرزمین فراموش شده هاست از ابتدا مرور کن حسیین بن علی در محرم مولا علی نوزدهم تا ۲۱ رمضان شما چی پس زنده بمان خیلی قول ها داده بودی دادگاه عدل برپامیکنیم چنین میکنیم چنان میکنیم برا در جان نشد داری خیلی کوتاه میایی گرچه دانا تر از آنی که به حرف این وان تغییر مرام دهی آخه تو یک خیبری هستی درود بر تو تا فشنگ آخر بجنگ پیروزی از آن تست
    ممدلی پادوی عملیات خیبر