چکیده : تو "میر " شیر از هر بند آزادی، كه تاوان سكوت ما ومن دادی! وطن تب دارد از فقدان آزادی، فروزان باد ، با "تو" مشعل شادی!
ای میر من ، ای شیر من *!
تو “را من چشم در راهم،
نه نومیدم ، نه در زاری و در آهم!
به عهد عشق و آزادی،
به گلخند تو در شادی،
به خون سرخ هر،سبز”ی،
كه در آمیخت ، بی مرزی!
به یاد آن شب دیجور ،
كه می نالید جغد كور،
نفس در سینه اش مرده،
تو گویی “شوكران ” خورده!
به یاد و نام صد “بانو”،
حریف پست را آورده بر زانو!
به هر گلبانگ بیداری،
به سوگند وفاداری،
به آنانی كه می ترسند،
ولی در خفیه می پرسند:
” خبرداری از آن مرد صداقت ها؟
سلام ما بر آن عزم و صلابت ها!”
به آیین شرافت ، رسم آگاهی،
هماره در دل مایی ، نه هر گاهی!
“تو “را من چشم در راهم،
نه تنها تو، همه در بندیان ، باهم!
تو “میر ” شیر از هر بند آزادی،
كه تاوان سكوت ما ومن دادی!
وطن تب دارد از فقدان آزادی،
فروزان باد ، با “تو” مشعل شادی!
* پیشكش مهندس میرحسین موسوی عزیز، در سالگرد حصر بیدادگرانه ی او و مهدی كروبی*