شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» درباره مراسم استقبال از تمثال مقوایی امام خمینی

» صدف خالی از گوهر

شنبه, 4 فوریه, 2012

چکیده : اما آنانی که امروزه با در دست داشتن همه امکانات تبلیغاتی، خود را پیرو او و منتقدانشان را خائن به راه او می شمرند، از خط امام چیزی جز پوسته ای میان تهی نمی خواهند و از او جز عکسی مقوایی باقی نگذاشته اند. آنانی که نه تنها اشتباهاتی بس بزرگتر مرتکب شده اند و کشور را به مرز فلاکت و نظام را به پرتگاه سقوط کشانده اند، بلکه تصور می کنند با تقدس آفرینی های بی پایه و ضدتوحیدی خویش، می توانند ناکارآمدی ها و بی بصیرتی هایشان را جبران کنند. همان هایی که شجاعت اعتراف به اشتباهاتشان را ندارند، یاران راستین امام را در حبس یا انزوا قرار داده اند، و رویه صداقت با مردم را سال هاست که فراموش کرده اند. آری، اینان از امام تمثالی مقوایی بیش نمی خواهند و آنچه اتفاق افتاد نه یک تصادف، که نمایانگر حقیقت ماهیت آنان بود.


کلمه- سیدکاظم قمی

در روزهای اخیر دربارة مراسم نمادین استقبال از امام خمینی سخن ها گفته و نوشته شد. از فرصتی که توسط مبتکران این مراسم برای تمسخر و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی در رسانه های خارجی فراهم کردند که بگذریم، سخیف بودن چنین مراسمی آنقدر چشمگیر بود که برخی سایت های وابسته به اصولگرایان را نیز به انتقاد از آن وادار ساخت. اما از همه این ها گذشته، از قضا این مراسم نشان از واقعیتی دارد که نباید از چشم دور داشت و آن این که پای بندی گردانندگان امروزین مراکز تصمیم گیری کشور و دستگاه های تبلیغاتی وابسته به آن به امام خمینی، آرمان ها و شیوه های وی، نمایشی مبتذل بیش نیست. این قلم در صدد  بت سازی از کسی که به بت شکنی هایش مشهور بوده نیستم. حقیقتش را بخواهید، کارهایی مانند چاپ تصویر ایشان روی اسکناس ها یا بنای مقبره ای که می توانست در حین زیبایی و دارا بودن امکانات ضروری کم هزینه تر ساخته شود را با مشی ایسان در زمان حیاتشان در مغایرتی آشکار می دانسته و می دانم. امام را باید آن گونه که بود شناخت و شناساند: یک روحانی دل نگران وضعیت جامعه و کشوری که در آن زندگی می کند، مرجع تقلیدی که در کنار اجتهاد در فقه به جهاد برای بهروزی مردم نیز پایبند بود، رهبری که نه به صورت فرمایشی و نمایشی بلکه از طریق همراهی و همدلی با مردم بر قلب ها حکومت می کرد و در حد توان خود تلاش کرد کشور را از یوغ استبداد برهاند، و با همه فراز و نشیب ها در شیوه مدیریتش، تا زمانی که روی در نقاب خاک کشید محبوب مردم باقی ماند. اما امام، چنان که خود نیز بارها به صراحت بیان کرد، عاری از اشتباه نبود و نسبت به برخی از کجروی هایی که بعدها چنان رشد کرد که ریشه های انقلابی که رهبریش را مدبرانه بر دوش کشیده بود را به خشکی کشاند توجه نکرد. اتفاقا بخش مهمی از بزرگی امام از همین خضوع و معصوم از خطا ندانستن خود و اعتراف به اشتباهات سرچشمه می گیرد. به یاد داریم که در پایان عمر چگونه جام زهر نوشید و مردمی که صداقتش را بار دیگر به چشم دیدند چگونه در مراسم خاکسپاری اش از او تجلیل به عمل آوردند. این خصلت، راه و شیوه امام بود و تجلی آن را در یاران راستینش هم دیده و می بینیم. نقدهایی که این روزها از مرحوم آیت الله العظمی منتظری درباره عملکرد خود منتشر می شود، نمونه بارز چنین منشی است.

اما آنانی که امروزه با در دست داشتن همه امکانات تبلیغاتی، خود را پیرو او و منتقدانشان را خائن به راه او می شمرند، از خط امام چیزی جز پوسته ای میان تهی نمی خواهند و از او جز عکسی مقوایی باقی نگذاشته اند. آنانی که نه تنها اشتباهاتی بس بزرگتر مرتکب شده اند و کشور را به مرز فلاکت و نظام را به پرتگاه سقوط کشانده اند، بلکه تصور می کنند با تقدس آفرینی های بی پایه و ضدتوحیدی خویش، می توانند ناکارآمدی ها و بی بصیرتی هایشان را جبران کنند. همان هایی که شجاعت اعتراف به اشتباهاتشان را ندارند، یاران راستین امام را در حبس یا انزوا قرار داده اند، و رویه صداقت با مردم را سال هاست که فراموش کرده اند. آری، اینان از امام تمثالی مقوایی بیش نمی خواهند و آنچه اتفاق افتاد نه یک تصادف، که نمایانگر حقیقت ماهیت آنان بود.