سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ۹ پیشنهاد برای مواجهه سبزها با نمایش انتخابات مجلس...

۹ پیشنهاد برای مواجهه سبزها با نمایش انتخابات مجلس

چکیده :انتخابات مجلس نهم از نگاه همه اعضای جنبش سبز باید عرصه قدرت‌نمایی و کنش اعتراضی تلقی شود. اگر سبزها بتوانند این مبارزه را با همان موفقیتی که تا کنون به دست آورده‌اند به پایان ببرند بی شک ضربه‌ای کاری به پایه‌های حاکمیت نامشروع اسبتداد وارد ساخته‌اند. اما تحقق چنین امری در گرو هوشیاری و تدبیر و انسجام و هماهنگی همه بخش‌های جنبش سبز از شخصیت‌ها و چهره‌های شناخته شده گرفته تا احزاب و گروه‌های اصلاح طلب تا بخش‌های دانشجویی، تا کانون‌های سبز خارج کشور و تا رسانه‌های سبز است. هرگونه تک‌روی و یا تخطئه می‌تواند توان محدود موجود برای مقابله با استبداد حاکم را به فرسایش ببرد....


کلمه-علی محمد شمس

 

با پایان یافتن ثبت نام نامزدهای نمایندگی مجلس نهم، عملاً مرحله دوم انتخابات آغاز شده است. در یک ارزیابی منصفانه باید گفت رهبران و فعالان اصلاح طلب و سبز مرحله منتهی به ثبت نام نامزدهای انتخابات را به خوبی مدیریت کردند. بررسی سیر موضع‌گیری خاتمی و شورای هماهنگی راه سبز امید و دیگر فعالان و کانون‌های سبز و اصلاح طلب در قبال انتخابات تا کنون از حرکتی سنجیده و منطقی خبر می‌دهد. این مرحله با حرکت مدبرانه آقای خاتمی در اعلام شرایط برگزاری انتخابات آزاد آغاز شد. البته برخی دوستان جوان‌تر با ارزیابی نادرست از حرکت آقای خاتمی آن را نوعی تلاش و زمینه سازی برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات تلقی کرده و با آن به مخالفت برخاستند، اما سیر تحولات و موضع‌گیری‌های بعدی نشان داد آن حرکت ضمن زمینه سازی برای ایجاد انسجام و یکپارجگی میان احزاب و شخصیت‌های اصلاح طلب در قبال انتخابات، ابتکار عملی بود که جریان حاکم را به انفعال کشاند تا صریحاً از عدم علاقه خود را برای پایان دادن به فضای پلیسی امنیتی، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب و …(توصیه های خاتمی) اعلام کند و به این ترتیب حمایت و همدلی بخش‌های غیر اصلاح طلب و سبز اما منصف را به سود اصلاح طلبان و علیه اقتدارگرایان حاکم برانگیزد.

موج اعلام مواضع از خاتمی گرفته تا شخصیت‌های اجتماعی و سیاسی، تا زندانیان سیاسی و احزاب و گروه‌های اصلاح طلب، مبنی بر عدم شرکت در انتخابات و ناسالم و غیر آزاد معرفی کردن آن از هم اکنون مشروعیت چنین انتخاباتی را به چالش کشیده است. تا آن جا که افراد انگشت‌شماری که خود را اصلاح طلب می‌دانند اما تصمیم به حضور در انتخابات گرفتند، دریافته‌اند از تابلوی اصلاح طلبی نمی‌توانند استفاده کنند. زیرا عدم شرکت در انتخابات مجلس آینده به شاخصی برای هویت اصلاح طلبی افراد تبدیل شده است.

اما این موفقیت صرفاً موفقیتی مقطعی است و کار به همینجا ختم نمی‌شود. اکتفا به صدور چند اطلاعیه و یا موضع‌گیری مبنی بر عدم ثبت نام و عدم شرکت و یا تحریم انتخابات، در واقع نوعی انفعال و نتیجه آن انزوا از عرصه مبارزه است. در گفت‌و گوهای روزانه از بسیاری از جوانان و سبزهای علاقمند می‌شنویم که چه باید کرد و یا چه می‌شود کرد. آن ها بعضا از کم‌تحرکی و سکوت ناشی از سرکوب و سیطره حاکمیت پلیسی و امنیت ابراز نگرانی و بعضا دلسردی می‌کنند. بدیهی است بی‌تحرکی جنبش موجب کاهش امید و از دست رفتن اعتماد به نفس می شود. اما کافی است که نگاهی عمیق‌تر و وسیع‌تر به اهداف جنبش سبز و عرصه‌های گسترده تلاش برای تحقق این اهداف داشته باشیم تا دریابیم کنش‌های اعتراضی و مبارزاتی تنها در کف خیابان تعریف نمی‌شوند و این نوع کنش‌ها لزوماً در هر شرایطی بهترین و کارآمدترین کنش‌ها به شمار نمی‌ایند.

انتخابات مجلس نهم از نگاه همه اعضای جنبش سبز باید عرصه قدرت‌نمایی و کنش اعتراضی تلقی شود. اگر سبزها بتوانند این مبارزه را با همان موفقیتی که تا کنون به دست آورده‌اند به پایان ببرند بی شک ضربه‌ای کاری به پایه‌های حاکمیت نامشروع اسبتداد وارد ساخته‌اند. اما تحقق چنین امری در گرو هوشیاری و تدبیر و انسجام و هماهنگی همه بخش‌های جنبش سبز از شخصیت‌ها و چهره‌های شناخته شده گرفته تا احزاب و گروه‌های اصلاح طلب تا بخش‌های دانشجویی، تا کانون‌های سبز خارج کشور و تا رسانه‌های سبز است. هرگونه تک‌روی و یا تخطئه می‌تواند توان محدود موجود برای مقابله با استبداد حاکم را به فرسایش ببرد.

این انتخابات همان گونه که برای سبزها حساس است برای اسبتداد حاکم نیز نقشی تعیین کننده دارد. حاکمیت از هر ابزاری و شیوه‌ای برای کشاندن مردم به پای صندوق‌های رأی و مقابله با فعالیت‌های تحریمی استفاده خواهد کرد تا مشروعیت از دست رفته خود را بازسازی و نابودی جنبش سبز را تبلیغ کند. در مدتی که تا برگزاری انتخابات باقی است دستگاه تبلیغاتی رسمی با تمام توان و ظرفیت جامعه را هدف بمباران تبلیغات کذب و عملیات روانی قرار خواهد داد. آتش تهیه این حرکت با تبلیغات گسترده به مناسبت نهم دی‌ماه آغاز شده است. افشاگری‌های ساختگی، نمایشنامه‌‌ها، شوهای تبلیغاتی در قالب مناظره‌ها، میزگردهای به ظاهر آزاد، سخنرانی‌ها و منابر و … پخش شایعات مختلف و عملیات روانی با هدف بدبین کردن جامعه به چهره‌ها و جریان‌های اصلاح طلب، ایجاد سوء ظن سبزها نسبت به یکدیگر و … پخش شایعات مختلف نظیرعدم پذیرش در کنکور یا محرومیت شغلی کسانی که شناسنامه آن ها مهر شرکت در انتخابات را ندارد و … و تنها بخش‌های قابل پیش بینی این تبلیغات گسترده و عملیات روانی است. از هم اکنون باید خود را برای نقض بدیهی ترین موازین اخلاقی از سوی حاکمیت در عرصه تبلیغات آماده کرد. به ویژه در روزهای پایانی انتخابات که با توجه به محدودیت رسانه‌ای امکان تکذیب نیز وجود ندارد، شایعاتی نظیر اعلام شرکت در انتخابات از سوی خاتمی و برخی چهره‌های برجسته و… بنابراین باید در این زمینه آگاهی لازم را به مردم داد.

تحرکات استبداد حاکم به تبلیغات و عملیات روانی محدود نخواهد شد. فعالان اصلاح طلب طی این مدت با فشارهای امنیتی گسترده‌تری مواجه خواهند شد. فضای آزادی بسته‌تر شده مطبوعات و رسانه‌ها فشار بیشتری تحمل خواهند کرد. حاکمیت همچنین طی مدت منتهی به انتخابات در سطح بین المللی به تشدید تنش و خصومت با آمریکا و اروپا دست خواهد زد تا به این وسیله بتواند با حربه دشمن هراسی و جدی بودن خطر تجاوز دشمن خارجی، احساسات ملی جامعه را تحریک و مردم را به شرکت در انتخابات به عنون حربه‌ای مؤثر و بازدارنده در برابر حمله و تجاوز دشمن خارجی تشویق کند.

بیان این واقعیات از آن جهت ضروری است که سبزها با درکی روشن از شرایط نابرابر، از همه امکانات خود به نحو احسن و بهینه استفاده کنند وگرنه اقتدارگرایان حاکم در کنار این امکانات، محدودیت‌های فراوانی دارند که همان‌ها میدان عمل سبزها را مشخص می‌کند. در بخش دیگری به این نکته خواهیم پرداخت.

۱-  آن چه در انتخابات آینده تعیین کننده است، آگاهی مردم از ماهیت این انتخابات است. بنابراین از هر فرصتی باید برای آگاه ساختن اقشار مختلف مردم به ویژه اقشار محروم‌تر و ناآگاه‌تر استفاده کرد. با توجه به ضعف رسانه‌ای جنبش سبز، ارتباطات شفاهی و دونفره و چند نفره بسیار تعیین کننده خواهد بود. سبزها باید از فرصت تمام جمع‌ها، دیدارهای دوستانه، فامیلی ، روابط در کوچه و بازار و محل کار و … برای آگاهی بخشی در این زمینه استفاده کنند. دانشجویان در این میان نقشی تعیین کننده می‌توانند داشته باشند. در حال حاضر تقریباً در هر خانواده ایرانی به طور متوسط یک دانشجو وجود دارد. این دانشجویان به ویژه در شهرهای کوچک‌تر جایگاهی مهم دارند و در خانواده و اقوام خود نقش مؤثرتری می‌توانند ایفا کنند پیگیری اخبار و آگاهی از تحلیل‌ها از طریق مراجعه به سایت‌ها و رسانه‌های سبز و استفاده از آن برای آگاهی و قانع ساختن دیگران طی این مدت بسیار ضروری است.

۲- انتخابات مجلس برخلاف انتخابات ریاست جمهوری جنبه محلی و منطقه‌ای دارد و به خصوص در مناطق کمتر توسعه یافته انگیزه‌های محلی و قومی برای شرکت در انتخابات نقشی مهم‌تر از انگیزه‌های سیاسی دارد. در نتیجه برخلاف شهرهای بزرگ، مردم این بخش‌ها و مناطق ممکن است کمابیش برای شرکت در انتخابات زمینه و انگیزه داشته باشند. شاید به همین علت است که اصلاح طلبان در مواضع رسمی خود در قبال انتخابات برای به کار بردن لفظ تحریم در انتخابات تمایلی از خود نشان نمی‌دهند. بنابراین باید تلاش گسترده‌ای را برای آگاه ساختن مردمان شهرهای کوچک‌تر نسبت به ماهیت انتخابات آینده به کار بست. آنان باید بدانند کرسی‌های مجلس از هم اکنون میان باندها و جناح‌های حاکم تقسیم شده است. افراد انگشت شماری نیز که خارج از زد و بند باندهای حاکم بنا بر مصالحی موفق به عبور از مرحله نظارت استصوابی می‌شوند، در انتخاباتی که آراء آن از پیش مهندسی شده شانسی برای موفقیت نخواهند داشت.

در این میان اگر برای اثبات نمایش تکثر و رقابت آزاد چندنفری از افراد مستقل به پیروزی برسند، در مجلس مطیع و دست نشانده امکانی برای دفاع از حقوق و منافع ملت، نخواهند داشت. اگر نمایندگان مجلس هشتم توانستند پرونده‌هایی مانند اختلاس سه‌هزار میلیادر تومانی و اختلاس از شرکت بیمه ایران را پیگیری کنند، نمایندگان مجلس نهم نیز خواهند توانست در جهت حفظ بیت المال و اموال ملت گام بردارند. اقدام مجلس هشتم برای استیضاح وزیر اقتصاد در ماجرای اختلاس سه هزار میلیاردی از این جهت قابل توجه است. اکثریت مجلس از جمله رئیس آن مصمم می‌شوند برای حفظ آبروی مجلس هم که شده وزیر اقتصاد را استیضاح و برکنار کنند، اما در روز استیضاح طی تماس تلفنی از بیت به رئیس مجلس دستور داده می‌شود نه تنها وزیر باید رأی بیاورد بلکه خود شما نیز باید به عنوان موافق به نفع او صحبت کنید!! رئیس مجلس مطیع و در اختیار به فرموده عمل کرده و در جلسه بعد از ظهر مجلس به عنوان موافق صحبت می‌کند و استیضاح نیز رأی نمی آورد.

با همه این احوال البته برای نمایش دموکراسی و تکثرتعداد اندکی از صندلی‌های مجلس آینده به منتقدان بی‌خطر و بی ضرر! اختصاص خواهد یافت تا زینت المجالس استبداد حاکم باشند و نقش شریف اجناس لوکس ویترین آزادی در ایران را ایفا کنند.

۳- پس از بمباران هماهنگ، گسترده و سنگین تبلیغاتی در دهه فجر، تبلیغات انتخاباتی حاکمیت آغاز خواهد شد. استبداد حاکم در سطح تبلیغاتی برای هریک از اقشار جامعه پروژه خاصی تعریف خواهد کرد. در مورد اقشار مذهبی خواهد کوشید با تحریک احساسات دینی و علاقه به امام و انقلاب و … شرکت در انتخابات را برای آنان به عنوان یک واجب شرعی تبلیغ کنند. در مورد اقشار محروم و اهالی شهرهای کوچک علاوه از تحریک احساسات دینی از تضاد فقیر و غنی و احساسات طبقاتی استفاده خواهد کرد. در مورد آن بخش از قشر متوسط شهری که نه مخالف نظامند و نه طرفدار، از نگرانی ایشان از حمله خارجی، به هم ریختگی کشور و بروز هرج و مرج استفاده کرده با استدلال‌هایی نظیر این که با قهر کردن مشکلی حل نمی‌شود و باید با حضور در انتخابات و مجلس در حل مشکلات کوشید سعی در جلب مشارکت ایشان در انتخابات خواهد داشت.

رسانه‌ها و فعالان جنبش سبز نیز باید جوامع هدف خود را مشخص کنند و از هم اکنون برای ارتباط با اقشار مختلف جامعه طرح و برنامه خود را آماده کنند و با ارائه تحلیل‌ها، اطلاعات و گزارش‌های مختلف از عملکرد مجلس هشتم، اوضاع اقتصادی کشور، بحران‌هایی که مدیریت بی‌کفایت و نالایق استبداد بر کشور تحمیل کرده‌ است، تحقق پیش بینی‌های اصلاح طلبان، دلایل عدم شرکت در انتخابات و … فعالان جنبش سبز برای اقناع این اقشار کمک کنند. اکتفا به فضای مجازی که تنها قشر خاصی از جامعه را پوشش می‌دهد و احساس برتری در این فضا نتیجه‌ای جز غفلت و خودفریبی نخواهد داشت. فعالان سبز و به ویژه دانشجویان باید دامنه فعالیت خود را به مناطق حاشیه‌ای و شهرهای متوسط و کوچک‌تر گسترش دهند. رسانه‌های سبز از هم اکنون باید خود را برای ترفندهای تبلیغاتی استبداد حاکم آماده کنند. به عنوان مثال اگر اقتدارگرایان از جملات و عبارات امام خمینی و دیگر چهره‌های انقلاب نظیر شهیدبهشتی و … برای فریب اقشار مذهبی استفاده می‌کنند، سبزها باید با استناد به سخنان همین شخصیت‌ها و چهره ها در باره ضرورت انتخابات سالم و آزاد و نفی و نقد استبداد و دیکتاتوری تبلیغات آنان را خنثی کنند.

۴- استفاده از تکنولوژی‌های ارتباطاتی جدید نظیر اس ام اس، ایمیل و اینترنت البته با حفظ جنبه‌های ایمنی آن می‌تواند نقش مهمی در آگاه کردن مردم نسبت به ماهیت انتخابات ایفا کند. رسانه‌های سبز می‌توانند نحوه استفاده مطمئن و ایمن از این امکانات را به مخاطبانشان آموزش دهند. در این عرصه باید نهضتی شبیه آن چه در ایام انتخابات سال ۸۸ و ماه‌های پس از آن جریان داشت، شکل بگیرد. بی شک ذوق و ابتکار و خلاقیت جوانان سبز به ویژه در عرصه استفاده بهینه از تکنولوژی ارتباطاتی و کیفیت استفاده از آن حرف اول را خواهد زد.

۵- آنان که به رغم اصلاح طلب خواندن خود اقدام به ثبت نام در انتخابات کرده‌اند البته در تصمیم خود آزاد هستند و ما نمی‌توانیم و حق نداریم به زور آنان را تصمیم خود منصرف کنیم اما متقابلاً ما نیز حق داریم بر این حقیقت پای بفشاریم که شرکت یا عدم شرکت در انتخابات شاخص هویت اصلاح طلبی است. بلافاصله پس از پایان مهلت ثبت نام دستگاه دروغپرداز حاکمیت فریب به کار افتاده و فرماندار تهران اعلام می‌کند ۱۷۰۰ اصلاح طلب ثبت نام کرده‌اند. این گونه اظهارات کذب حاکی از نیاز شدید استبداد به حضور اصلاح طلبان در انتخابات است و نشان می‌دهد حضور برخی افراد به عنوان اصلاح طلب در انتخابات تا چه حد در خدمت اهداف حاکمیت استبداد است. بنابراین کسانی که با ثبت نام خود به این نیاز استبداد پاسخ می‌دهند در واقع با استبداد همسو شده‌ و به ملت پشت کرده‌اند. اینان نمی‌توانند خود را اصلاح‌طلب بخوانند. ما همچنین این حق را داریم که مراتب مخالفت و انزجار خود را از این اقدام به اطلاع ایشان برسانیم آنان باید به وضوح دریابند بی اعتنایی به زندان خانگی موسوی و کروبی و صدها زندانی و خانواده داغدار و سرکوب و اختناق حاکم چه واکنشی در جامعه نسبت به ایشان برانگیخته است. سیستم پیام کوتاه و ایمیل بهترین راه برای آگاه ساختن ایشان از این واکنش اجتماعی است.

۶- از جمله محدودیت‌ها و نقاط آسیب پذیر استبداد حاکم، اوضاع رو به وخامت و انحطاط اقتصاد کشور است. روند کنونی افزایش قیمت ارزاق و ارز خارجی گویای این حقیقت است که اوضاع از کنترل حاکمان اقتدارگرا خارج شده است. آثار تحریم‌های خارجی و مدیریت نالایق و بی‌کفایت داخلی اکنون تا حدودی به ثمر نشسته و دیو گرانی و تورم از شیشه سربرآورده و دیگر به سادگی کنترل آن ممکن نخواهد بود. تشریح عملکرد حاکمان اقتدارگرا و تشریح وضعیت اقتصادی کشور به عنوان کارنامه مجلس و دولت تحت حمایت رهبری برای قانع کردن اقشار مختلف مردم به ضرورت تحولی اساسی در ساخت قدرت ضروری است. مردم باید دریابند استبداد مطلقه فردی علت همه دردهای آنان است و بقای این حاکمیت و ادامه این روند نتیجه ای وخیم تر از این خواهد داشت و شرکت در انتخابات مجلس عملاً به معنای تأیید موجودیت و سیاست‌ها و عملکردهای حاکمیت کنونی است. البته حاکمیت اقتدارگرا به ویژه جناح دولت در روزهای منتهی به انتخابات احتمالاً دست به عوامفریبی جدیدی زده و با توزیع امکانات و ارزاق و یا اقداماتی نظیر افزایش یارانه و … در فریب اقشار فرودست خواهد کوشید درست همان گونه که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم به توزیع سود سهام عدالت در میان اقشار محروم اقدام کرد و از آن پس تا کنون به رغم گذشت بیش از دو سال دیگر از توزیع سود سهام عدالت خبری نشده است. افشای این حیله‌ها که در واقع بازی با شعور مردم است، می‌تواند در آگاهی و شناخت مردم از چهره واقعی حاکمیت کنونی مؤثر باشد. رسانه‌های سبز و نیز مطبوعات اصلاح طلب و منتقد داخلی می‌توانند در این زمینه نقشی مؤثر ایفا کنند.

همچنین استبداد خواهد کوشید چنین تبلیغ کند که شرکت گسترده مردم در انتخابات خطر تهدید و حمله خارجی به کشور را کاهش خواهد داد. باید توجه داشت که این حاکمیت وجود دشمن و تهدید خارجی را بهترین بهانه برای سرکوب داخلی می‌داند و در این مسیر هرچه بیشتر از حمایت داخلی برخوردار شود از تهدید خارجی البته به شرط این که عملا به حمله نظامی نینجامد استقبال می‌کند. بنابراین آن چه موجب کاهش تهدید دشمن و خطر خارجی است نه شرکت در انتخابات بلکه عدم شرکت در انتخابات است. زیرا مشارکت بیشتر حاکمیت را به ادامه سیاست‌های زیانبار کنونی خود مطمئن‌تر می‌کند. متقابلاًهرچه میزان مشارکت در انتخابات کاهش بیشتری بیابد، امکان این که استبداد حاکم در ادامه سیاست‌ها و رویکردهای کنونی خود دچار تردید شده و اقدام به تجدید نظر کند، بیشتر است.

۷– چنان که گفتیم فضای آزادی در روزهای منتهی به انتخابات بسته‌تر خواهد شد. در عین حال استبداد حاکم در موضعی تناقض‌ آمیز برای جلب مشارکت مردم در انتخابات و ایجاد شور انتخاباتی ناگزیر از تحمل برخی آزادی‌ها خواهد بود. کاندیداهای وابسته به جریان حاکم احتمالا با اتخاذ مواضع انتقادی و مخالف وضعیت موجود دست به بازارگرمی زده در جلب آراء مردم خواهند کوشید. این وضعیت فضای مناسبی برای روزنامه‌های منتقد فراهم خواهد کرد تا با اطمینان از حاشیه امن ایجاد شده برخی از ناگفته‌ها را بگویند و جامعه را نسبت به وضعیت وخامت بار کنونی آگاه کنند.

8- میتینگ‌ها و سخنرانی‌ها و میزگردهای انتخاباتی یکی از بهترین فرصت‌ها برای آگاهی بخشی است. کاندیداها باید به سؤال‌های مخاطبان به صراحت پاسخ گویند و راجع به زندانیان محروم از حقوق قانونی،‌ سرکوب‌ها، حصر آقایان موسوی و کروبی، بی اختیار بودن مجلس و تعهد در برابر مردم یا قدرت و …. به صراحت اظهار نظر کنند. به ویژه دانشجویان نباید از کنار میزگردها و برنامه‌هایی که در ایام انتخابات در سطح دانشگاه‌ها رونق خواهد گرفت بی اعتنا بگذرند. این برنامه‌ها از سوی هر جناح و جریانی که باشد باید به صحنه اعتراضات‌ منطقی و سؤال‌های افشاگرانه تبدیل شود. استبداد حاکم در این انتخابات گرفتار تناقضی لاینحل خواهدبود از یک سو برای تضمین آرامش و بی خبری جامعه از وضعیت موجود ناگزیر از جلوگیری از شکل گیری شور انتخابات و برگزاری آن در فضایی سرد و بی روح است و از سویی دیگر برای جلب مشارکت مردم و کسب مشروعیت ناگزیر از تن دادن به حداقل آزادی‌های لازمه فضای شور و هیجان انتخاباتی است. این همان تناقضی است که سبز‌ها باید از آن بهره کافی ببرند. اگر چه حاکمیت کنونی نشان داده است تنگ‌نظر تر و هراسناک‌تر از آن است که بتواند هرگونه تحرک اجتماعی معطوف به انتقاد و اعتراض را تحمل کند و عاقبت ناگزیر از به کار گیری خشونت و زور عریان و پلیسی کردن هرچه بیشتر فضا خواهد شد و رسوایی انتخابات زیر زور سرنیزه را خواهد پذیرفت و برای سبزهای چه چیز مطلوب‌تر از این رسوایی و نقاب از چهره برانداختن؟

۹– بدون شک نهادها و کانون‌های جنبش از جمله شورای هماهنگی راه سبز امید برای این مرحله کنش‌ها و فعالیت‌هایی را پیشنهاد خواهند کرد. آن چه در این زمینه مهم است. اولاً هماهنگی و انسجام و همدلی کامل همه بخش‌های جنبش سبز و اجتناب از تک‌روی‌ها و خود محوری‌ها دراین گونه کنش‌هاست. همگی باید به این بیاندیشیم که تضعیف پایه‌های استبداد و سلب مشروعیت از آن پس از انتخابات برای همه سلیقه‌ها و گرایش جنبش سبز یک پیروزی بزرگ خواهد بود و ثانیاً رعایت اصل اجتناب از اقدامات خشونت آمیز و هرج و مرج طلبانه و پایبندی به کنش‌های مسالمت آمیز است. باید توجه داشته باشیم که استبداد حاکم از اقدامات خشونت آمیز برای ایجاد هراس و بدبینی در جامعه و قانع کردن ایشان به شرکت در انتخابات بهره خواهد برد. حتی این احتمال را نیز نباید از نظر دور داشت که بخش‌های امنیتی نظامی حاکمیت خود به برخی اقدامات خشونت آمیز دست بزند. بنابراین باید هوشیار بود و در سناریوی حاکمیت استبداد بازی نکرد.

یادداشتهایی دیگر از همین نویسنده:

انتخاب رئیس جدید دانشگاه آزاد و انتخابات مجلس نهم

آیا زمان کرنش در برابر بیگانگان فرا رسیده است؟!

باند سعید امامی و سه فرضیه درباره حمله به سفارت انگلستان

ارزیابی دیپلماسی هسته‌ای رهبری پس از یک دهه

تخت پروکروستس و حذف ریاست جمهوری

نکاتی تأمل برانگیز در حاشیه اتهامات اخیر آمریکا علیه ایران

چگونه اعتماد مردم و اعتبار انقلاب، فدای قدرت فردی شد؟

شیوه مدیریت بحران اقتدارگرایان؛ از سعید امامی تا بزرگترین فساد مالی

آقای ذوالنور به این سوال پاسخ دهد؛ کدام فرقه خطرناک تر است؟!

اینها نشانه بصیرت و تدبیر نیست

بحران جنگ قدرت کنونی و سرانجام آن

بیان متواضعانه ای از یک آسیب پذیری

مسئول قتل هاله سحابی و هدی صابر کیست؟

یک حرف درست از زبان احمدی نژاد!

به همین سادگی! «بأی ذنب قتلت ؟»


30 پاسخ به “۹ پیشنهاد برای مواجهه سبزها با نمایش انتخابات مجلس”

  1. رضا مشهد گفت:

    ما باید در دنیای مجازی و عیر مجازی و شعار نویسی بر درو دیوا ر و اسکناس نویسی و یار گیری تک به تک و اگاهی بخشی به توده ها انها را از شرکت در انتخابات فر مایشی باز داریم

  2. ناشناس گفت:

    با تشكر از آقاي شمس نكات بسيار عالي بود. در ضمن عكس زيبايي هم گذاشته ايد براي اين مقاله. و هنوز ديدن هر عكس يا كليپ از آن روزها ناخودآگاه اشكها را روان مي كند.

  3. جانباز دفاع مقدس گفت:

    روش های کارآمد کردن اعتراض ها در زمان انتخابات:
    1- با توجه به این که قشر مذهبی حامی حکومت دلایل شرعی برای شرکت در انتخابات مطرح می کنند باید در این خصوص مراجع تقلیدی مانند آقایان صانعی، دستغیب، بیات، موسوی اردبیلی و گرامی و فقهایی مانند موسوی تبریزی، موسوی خوئینی ها، امجد، موسوی بجنوردی، سید حسن خمینی ، احمد منتظری و … نقش آفرینی نمایند.
    سکوت مراجع تقلیدی مانند شیرازی، سیستانی، وحید و … بسیار موثر است.
    2- در زمان تبلیغات استفاده از پتانسیل جنبش برای اعتراض به حصر غیرقانونی موسوی و کروبی بسیار موثر است. طرح مسائلی مانند این که اگر موسوی و کروبی خیانت کرده اند چرا محاکمه نمی شوند بسیار اهمیت دارد.
    3- توجیه اصلاح طلبانی که می خواهند به دلیل ثبت نام چند فرصت طلب رای بدهند مهم است.

  4. سبز گفت:

    مطالب خوبی بود. ممنون. ولی شما از مردم می خواین فعال باشن بعد خودتون فراخوان می دید برای 25 بهمن بدون کوچکترین تبلیغی.آقای امیر ارجمند تو بی بی سی اعلام کردن ولی بعد از اون هیچ زیرنویس و تبلیغی نشد،نه تو بی بی سی و نه در شبکه رسا.من خودم شخصا از برکه های کوچک استفاده می کنم که پشتش چسب داره و اطلاع رسانی می کنم برای 25 بهمن.این برگه ها خیلی خوبه.می شه رو درو دیوار زد.تو ایستگاه های مترو….روی درای مترو و اتوبوس و بی آر تی. نباید بشینیمو دیت رو دست بذاریم. من از شما عزیزان هم می خوام که اطلاع رسانی رو قوی تر کنید.باید مدام تبلیغ بشه.پخش کلیپ ها از رسا خیلی تاثیر گذاره.ولی خیلی ها اصلا این شبکه رو نمی شناسن.باید از طریق بی بی سی و من و تو اقدام کنید.دیگه جونمون به لبمون رسیده از این همه سکوت.از دوستان عزیز هم می خوام که دیوار نویسی، اسکناس نویسی و استفاده از برگه های کوچک با ماژیک سبز رو فراموش نکنند. به امید رهایی

  5. سبز گفت:

    مطالب خوبی بود. ممنون. ولی شما از مردم می خواین فعال باشن بعد خودتون فراخوان می دید برای 25 بهمن بدون کوچکترین تبلیغی؟!!آقای امیر ارجمند تو بی بی سی اعلام کردن ولی بعد از اون هیچ زیرنویس و تبلیغی نشد،نه تو بی بی سی و نه در شبکه رسا.من خودم شخصا از برگه های کوچک استفاده می کنم که پشتش چسب داره و اطلاع رسانی می کنم برای 25 بهمن.این برگه ها خیلی خوبه.می شه رو درو دیوار زد.تو ایستگاه های مترو….روی درای مترو و اتوبوس و بی آر تی. نباید بشینیمو دست رو دست بذاریم. من از شما عزیزان هم می خوام که اطلاع رسانی رو قوی تر کنید.باید مدام تبلیغ بشه.پخش کلیپ ها از رسا خیلی تاثیر گذاره.ولی خیلی ها اصلا این شبکه رو نمی شناسن.باید از طریق بی بی سی و من و تو اقدام کنید.دیگه جونمون به لبمون رسیده از این همه سکوت.از دوستان عزیز هم می خوام که دیوار نویسی، اسکناس نویسی و استفاده از برگه های کوچک با ماژیک سبز رو فراموش نکنند. به امید رهایی

  6. جانباز سبز گفت:

    هركس خانواده خود را متقاعد كند كه راي ندهند مشاركت به پايين 20 درصد خواهد رسيد

  7. به امید آزادی گفت:

    سلام بر همراهان سبز
    امید دیدار شما را در روز 25 بهمن در تجمع سکوت لحظه لحظه آرزو دارم . اما پیشنهاد من تداوم حضور سکوت در میدان آزادی است تا بتوانیم با پایداری خود به حکومت ظالمان پایان بخشیم. از سران جنبش هم خواستارم که در مورد این پیشنهاد بیاندیشند و در صورت تأیید اطلاع رسانی همگانی نمایند. سبز و موفق باشید

  8. ماهستیم گفت:

    ماهستیم

  9. ای دوستان! ای کسانی که این سایت را بازدید میکنید! نوشتار فوق رهنمودی برای کنکور سیاسی و از آن بالاتر کنکور اخلاقی سبز است. کنکورِ میزان تعهد ملی و احساس وظیفه شناسی ما است!
    توصیه من اینست که این یادداشت را بیش از یک بار بخوانید و با هر چه در توان دارید محتوای آنرا به درون جامعه ببرید. آزمونی بزرگ در پیش است هم برای جنبش سبز و هم برای تک تک هواداران ان.
    چقدر خوب بود اگر یک خلاصه ای هم از این تحلیل خوب بطور دایم در بالای سایت کلمه گذارده میشد!
    با هوشیاری و جسارت سیاسی بسوی 25 بهمن

  10. میرزا گفت:

    با سلا به اقای شمس عزیز که سرمقاله هاشون مثل شمس می درخشد.
    فقط ای کاش در بند 1 در از واژه نااگاه تر استفاده نمی کردید.”به ویژه اقشار محروم‌تر و نااگاه تر…” اینکه طبقه محروم اقتصادی جامعه ما مثل طبقه متوسط شهری از امکانات لازم برای پیشبرد اگاهی شان برخوردار نیستند نباید باعث این شود که ما این “ناه اگاه تر” بودن انها در حوزه سیاست و فرهنگ را به این صراحت به رخ انها بکاشنیم.چرا که انها نااگاه تر نیستند بکله نا اگاه تر نگه داشته شده اند.یعنی این نااگاهی عارض بر این طبقه است بواسطه فقر اقتصادی که استبداد یون بر انها تحمیل کرده اند.اگر انها هم پول داشتند تا فرزندانشان را به دانشگاه ازاد می فرستادند و …انها نیز امروز سبز بودند و اینگونه نمی شد که استبدادیون با نااگاه نگاهداشتن شان، از انها برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند.کاش اصلاحات دوره خاتمی عزیز، اصلاح طلبی را فقط منوط به طبقه متوسط شهری نمی کرد.کاش هم پای شکل گیری جبهه های اصلاح طلب لیبرال، احزاب و سازمان ها اصلاح طلب با گرایش کارگری و مطالبات و خواست های طبقه محروم جامعه همه شکل می گرفت.کاش اصلاحات را در ان 8 سال به داخل صفوف طبقات محروم اقتصادی می بردیم تا امروزه جنبش سبز اینگونه توسط طبقات محروم و کارگران جامعه مورد بی توجه قرار نگیرد.”افسوس که اغاز جدا سری شاید از دیگران نبود”….کاش “حزب اسلامی کار” ی شکل می گرفت که هم پای “جبهه مشارکت اسلامی”می توانست تفکر اصلاح گری را در میان طبقات محروم جامعه نهادینه می کرد.کاری میرحسین عزیز در پی انجام ان بود.کافی است که به بخشی از بیانیه میرحسین برای اعلام حضور در انتخابات ریاست جمهوری را در زمستان 1378 مرور کنیم.تا راز درایت میر سبز بیشتر بر ما هویدا گردد.

    ” مستضعفان اين مطمئن‌ترين پايگاه براي ارزش‌هاي برآمده از انقلاب اسلامي و آماده‌ترين قشر براي اصلاحگري و پايبندترين پشتوانه براي اصول و اصول‌گرايي صبورانه به‌گوشند كه آيا فرزندان مصدرنشين‌شان همچنان به جايگاه عزيز آنان اقرار مي‌كنند و بر وظايف تخطي‌ناپذيرشان در حمايت از منافع محرومين اصرار مي‌كنند. معناي اين انتظار را چگونه لمس كرده‌ است كسي كه نداند در سفره‌هاي كوچك آنان اولي‌تر از نان اعتناي صادقانه به ارزش‌هايي است كه جان جوانانشان را خرج آن كرده‌انده اين اولويتي است كه چشمه‌هاي بركت را از زمين مي‌جوشاند…به‌ويژه جا دارد كه ارزش آزادي در اين عصر مورد توجه چندين‌باره قرار گيرد. اين آرماني است كه خرازي‌ها و باقري‌ها و باكري ها در پاي آن جان داده‌اند، زيرا اگر آنان و يارانشان نمي‌ايستادند از جمله نخستين نعمت‌هايي كه از ما سلب مي‌شد آزادي بود. ما را چه مي‌شود كه به كمترين بهانه خانه آرزوهاي همت را خراب مي‌كنيم تا به جايش برج‌هايي از جاه‌طلبي خود بسازيم.. از نظر من نوشته ساده يك شهروند علاقمند به سرنوشت كشور در پشت شيشه مغازه‌اش دلنشين‌ترين و موثرترين الگوي تبليغاتي است.”( 20 اسفند 1378) مستضعفین، سپاهیان و خانواده شهدا، و مردم فعال در کوچه و خیابان سه عنصری بودند که بواسطه تدبیر میرحسین،”جنبش اصلاحات” را به “جنبش سبز” ترقی داده است.

  11. arya گفت:

    ba sepas behtar ast ingune pishnahadha mokhtasaro mofid matrah shavad

  12. رسول گفت:

    شرکت درانتخابات یگجانبه بسود مردم نخواهد بود به نظرم دراین وضعیت نباید به هیجانات دامن زد وموجب حساسیت عوامل نظام را برانگیخت وبتحریک مردم مبادرت نمایند؛ مردم باید در جو ارام خودشا ن به عدم رقابت پی ببرند نباید شعور مردم کم گرفت

  13. ناشناس گفت:

    MAN RAY MIDAM, CHON NEMIKHAM BE DORE TALAI EMAM BARGARDAM

  14. ما همه یک صداییم گفت:

    اگه اعتصابات سراسری انجام بشه. بسیار به نفع جنبش سبز است.

  15. میرزا گفت:

    ممنون به نکات ارزشمندی اشاره کردید

  16. جمشید گفت:

    با سلام
    با درود بر تمامی آزادی خواهان و زندانیان عزیز در بند.
    یک پیشنهاد خوب با چند راه کار برای برپایی هر چه باشکوه تر راهپیمایی 25 بهمن.
    1. روز 22 بهمن را دست کم نگیرید. بگونه ای که در این روز می توان برای برپایی راهپیمایی روز 25 بهمن استفاده کرد. مانند پخش تراکت به خصوص نوشتن شعار بر دیوار ها یی به دور از مسیر اصلی راهپیمایی
    2. شعار نویسی بر روی اسکناس های رایج
    3. ور در نهایت همراه شدن زن و بجه در روز راهپیمایی که در این حالت تنها پوشیدن لباس سبز کفایت خواهد کرد.

  17. امید گفت:

    برای 25 بهمن تبلیغ گسترده تری داشته باشید چون نزدیک به انتخاباته و تاثیرات فراوانی داره هیچ تبلیغ خاصی واسه این راهپیمایی نشده و ناراحت کننده است

  18. بسیجی سبز گفت:

    یاد باد آن روزگاران یاد باد. دیدار ما بیست و پنجم بهمن / ماه پیروزی خون بر شمشیر

  19. نگاهی به 25 بهمن در راه!
    مذهب کاتولیک و دین ما اسلام و بسیاری ادیان دیگر سقط جنین را گناهی در حد آدم کشی دانسته اند. بگذریم از اینکه در جمهوری اسلامی خودمان که درکلام، سقط یک جنین 2 روزه را قتل نفس تلقی میکند مثل آب خوردن فتوای اعدام داده میشود. من اصل را براین میگیرم که سقط جنین براستی عملی بسیار شنیع در حد جنایت است. ولی فرض کنیم بنا به برخی دلایل پزشکی بارداری برای یک زن، خطر جانی ایجاد کرده باشد، آیا باز در چنین موردی هم سقط جنین مجاز نیست؟ آیا چسبیدن به یک حکم شرعی باید تا پای مرگ یک زن باردار رعایت شود؟
    در دین ما اسلام، خوردن گوشت سگ و گربه حرام است. ولی همین دین در شرایط گرسنگی شدید و خطر مرگ از گرسنگی به انسان مسلمان اجازه میدهد تا سگ و گربه و موش مرده را هم تناول کند.
    قریب تقریباً دو دهه است که واژه ساختار شکنی، براندازی، انقلاب و بویژه در نوع قیام مسلحانه اش از یک واژه قُدسی و انسان ـ آرمانی به یک تابو در حد استفاده از کهنه حیض سیاسی تبدیل شده است. از اینها بدتر بر وزن بارِ ارزشی واژه های: بیگانه، دشمن، خارجی و.. ، چنان ملاط سنگین اخلاقی و حیثیتی و دینی ـ سیاسی ـ ملی افزوده شده است که ملت را؛ از تصور بهره جستن از هر امکانی و دست زدن به هر اقدامی که: ساختار شکنانه، انقلابی، غیراصلاحطلبانه تلقی شده، یا بنوعی بمعنای جایز شمردن استفاده از امکانات فشارهای بین المللی باشد منع میکند.
    امروز دعوت از ناظرین بین المللی برای نظارت بر انتخابات در بسیاری کشورها که کمترین احتمالی از سوء تفاهم در سلامتی برگزاری آن برود، به یک هنجار بین المللی تبدیل شده است. ولی در کشور ما حتی نماینده سازمان ملل برای رسیدگی به نحوه رعایت حقوق بشر، از طرف ارگانی که مملکت ما هم عضو رسمی آنست، حق ورود به کشور را نیافته و با توهین هم از وی یاد میشود.
    رویکرد رژیم در اینکه کمترین حق شهروندی برای مردم و منتقیدن خود قایل نباشد قابل فهم است ولی اتخاذ این رویکرد از سوی اپوزیسیون یا منتقدین حکومت بزبان ساده، یعنی علامت دادن به رژیم که در پامال کردن حقوق مردم، غارت ثروت ملی اشان، منهدم کردن بافت و نسوج اجتماعی اشان، بهم ریختن هنجار های طبیعی فرهنگیشان و تنقیه کردن الگوهای فرهنگی حکومتی خود بر آنها، آزاد است و میتواند با دست باز عمل کند.
    تجربه پس از جنگ دوم و روی کار آمدن رژیمهای اقتدارگرای ایدئولوژیک، قبیله ای، مافیا گونه [یا مافیا کراتیک]، طالبانیستی و نوع ولایت فقیهی [یا لومپنکراتیک] که بدترین نوع همه آنهاست، در گوشه و کنار جهان بوضوح نشان داده است که این رژیمها تحت شرایطی تا آنجا در برابر تغیرات سیاسی مقاومت نشاند میدهند که پیش از آنکه خود از نظر سیاسی ساقط شده فرو بپاشند جامعه را از هم می پاشانند و آنچنان هم که هیچ معلوم نیست پس از آنها دیگر جنبده سیاسی سالمی باقی مانده باشد تا ویرانگری آنها را جبران کند.
    این تصور که در هر شرایطی، فقط با تکیه محض بر نیروهای ملی میتوان بر رژیمی مثل رژیم ضد ملی خودمان، قذافی، بشار اسد غلبه کرد تصوری خام است که در مورد کشور خودمان، خود رژیم هم به انحای مختلف میکوشد این تصور را در ذهنیت مردم وجامعه سیاسی میهنمان نهادینه کند. این ذهنیت بزرگترین کارت بیمه رژیم است. برای تقویت این ذهنیت رژیم نه تنها از عوامل کارکشته خود و شبکه تبلیغاتی و ذهنیت سازی عمومی خود استفاده میکند بلکه از تعصبات و تابوها و تقدسات بی محتوا شده سیاسی نیز سود میبرد!
    در وضعیت کنونی جنبش دموکراسی خواهی مردم ما، نه هنوز بحثی از تقاضای کمک انسان دوستانه بین المللی میتواند در میان باشد و نه رد چنین رهیافتی، نه بحث دفاع از حمله ناتو به تآسیسات هسته ایی ایران میتواند در میان باشد نه جبهه گرفتن قاطع دربرابر چنین حمله ایی زیرا آن پیش فرضها و پیش شرطهایی که پذیرش و رد چنین رویکردهایی را محتمل میکنند هنوز وجود ندارند.
    لذا آنهایی که پیشاپیش به این احتمالات و گزینه ها از زاویه طرد یا پذیرش قطعی آنها مینگرند و چنیین رهیافتهایی را تبلیغ میکنند، پیشاپیش میخواهند برای رژیم در جایگاه منتقد یا اپوزیسیوین رژیم کارت بیمه معتبر و مردمی بگیرند یا برای نیروهای خارجی کارت سبز مداخله و حمله نظامی صادر کنند.
    تا همین 5 ماه پیش در سوریه طرح در خواست کمک از شورای امنیت و بین المللی کردن کردن بحران سوریه یک قضیه ناموسی سیاسی، در درجه اول بین خود سوریها بود و در درجه دوم مسئله ایی فقط عربی، حالا اپوزیسیون مردمی سوریه، از جامعه جهانی گله مند است که چرا منفعلانه، نظاره گر کشت و کشتار مردم توسط رژیم اسد است و برای جلو گیری از سرکوبگری دولت دمشق مداخله نمیکند. در این نباید تردید داشت که اگر رژیم اسد این قدرت را داشته باشد که دست به سرکوب بیشتر مردم بزند، اپوزیسیون مردمی و ملی سوریه درنگ نخواهد کرد تا رسماً از ناتو و فرانسه بخواهند تا با درهم کوبیدن تأسیسات نظامی رژیم اسد و از کار انداختن ماشین کشتار آن امنیت مردم و معترضین را حفظ کنند و این رویکرد؛ از حق مشروع این اپوزیسیون گذشته، وظیفه ملی وسیاسی آنست.
    رژیم ایران و شخص خامنه ایی از روز اول که جنبشهای منطقه شروع شدند، باستثنای سوریه از همه این اعتراضات حمایت کرده و اعتراض و خواست تغیرات سیاسی را حق مردم دانسته اند.
    اینک هنگام آزمون خود رژیم و شخص خامنه ایی بعنوان مسئول ترین شخصیت نظام و رهبر آن فرا رسیده است تا به مردم ایران و جهانیان نشان دهند که تا چه پایه به آن حقی که برای مردم بحرین و تونس و اردن مصر.. ، در اعتراض سیاسی نسبت به حکومتهایشان قائل هستند برای مردم ایران نیز قائل می باشند.
    «شورای هماهنگی راه سبز امید» بعنوان ارگان رهبری جنبش سبز، از مردم خواسته است تا در 25 بهمن بعنوان اعتراض به حکومت، نه به قصد انقلاب و نه بقصد براندازی؛ به راهپیمایی ساده و ساکت در خیابانهای اصلی شهر ها بپردازند. وظیفه رژیمی که از حق همه گونه تظاهرات مردمی در دنیا، از تظاهرات وال استریت د رنیویورک گرفته تا میدان تحریر مصر و منامه در بحرین دفاع میکند نه تنها سرکوب این راهپیمایی مسالمت آمیز مردمی نیست بلکه پوشش دادن آن است هم بلحاظ امنیتی و هم خبری !
    و اما این تنها وظیفه رژیم نیست تا مزاحم این حرکت بسیار مسالمت امیز مردم نشود بلکه این وظیفه شورای هماهنگی نیز هست تا در صورت هرگونه اقدام خشونت آمیزی از طرف رژیم، چه مستقیم از سوی نیروهای انتظامی آن و چه از طرف نیروهای «خودجوش» آن، بدون ترس از شانتاژ خواهان مداخله سازمان ملل برای جلو گیری از سرکوب مردم شود!
    من بعنوان یک شهروند ایرانی بسهم خود از هم اکنون با قاطعیت و احساس مسئولیت وجدانی اعلام میکنم که: با مداخله ناموجه خارجی در امور داخلی میهنم مخالفم، با حمله نظامی برای تغیر نظام سیاسی کشورم مخالفم، اما اگر در این 25 پنجم بهمن دستگاه سرکوب رژیم مانع حرکت اعتراضی مردم شود و بدتر از آن، اگر به سرکوب چنین اعتراضی دست زند، آنچنانکه تا بحال کرده است، بسهم خود بعنوان یک شهروند از همه مجامع بین المللی از همه قدرتهای بزرگی که در دنیا برای خود مسئولیتی قائلند می خواهم با هر امکانی که در اختیار دارند و مفید به فایده است به کمک بیایند تا مردم ما نیز بتوانند بدور از ترس گلوله باران شدن، اعتراض خود را به نظام حاکمشان نشان دهند.
    آخرین سئوال اینست: آیا باید مثل لیبی و سوریه هزاران نفر در کشور ما کشته شوند، هزاران هزار آواره شوند تا جامعه جهانی بفکر بیفتند و مانع چنین کشت و کشتارهایی در میهن ما بشود؟
    آیا باید جنگ داخلی، لرزش منطقه ایی و آوارگی میلیونی رخ دهد تا دنیا بفکر فشار روی رژیم ایران بیفتند؟
    خودمردم میهنمان نیز باید بداندد! خواست ملت ایران، خواست نیروهای آزادیخواه میهنمان برای دموکراسی و حقوق کامل مدنی تعطیل شدنی نیست! و مردم ایران از این خواسته های خود دست نخواهند کشید.
    مردم ایران سعی خواهد کرد تا با مسالمت آمیزترین وجهی به این خواستها برسند ولی اگر کسی فکر کند پیکار برای رسیدن به این اهداف ملی و انسانی به صرف سرکوب رژیم تعطیل می شود تصوری باطل کرده است. تلاش رژیم برای سرکوب مردم جز با واکنشی شدیدتر روبرو نخواهد شد. یگانه راه کم هزینه ترکردن تحولات مورد مطالبه، متحد شدن بیشتر و نشان دادن قاطعیت بیشتر در مطالبه این خواستها است. با پیکارمتحد؛ به رژیم کمک کنیم تا از این توهم بیرون بیاید که میتواند برای مدتی طولانی از تسلیم شدن به اراده مردم شانه خالی کند.

  20. ناشناس گفت:

    · خدا میهن مردم
    ..,””””… ..””””.
    ……/…./…|….|
    ……./…./..|….|
    ……../…./.|….|
    …__.-;…./|….|
    ..;…/…/__`…{
    …/…/..(..`/…|
    …\/_\/_/…/…|
    …|………/…./|
    ….|…-’…\.’….)
    …../…..`…..\
    ……|……….|
    ……|……….|
    ۲۵بهمن دوباره
    سبزمیشویم

  21. شروین گفت:

    چرا فقط 25 بهمن باید از همین فردا بیایم خیابون. همه روز ا را اعلام کنیم.

    با اینکار من دیدم چه مشکلاتی برای گروه موتور سوار چماقدار رژیم پیش میاد.
    تو هوای سرد هی بالا و پائین میرن بدبخت ها.
    خب ممکنه بگن ما چوپان دروغگوئیم ولی یکی از همین روزا که این مزدوران فکر می کنند فقط حرفه و کسی بیرون نمیاد غافلگیر می شن.
    بالاخره باید از تاکتیکهای مختلف برای بر هم زدن آرمش کودتا چیان استفاده کرد

  22. میرمهدی موسوی (قزوین) گفت:

    ضمن تایید فرمایشات آقای شمس پیشنهاد بنده هم برای 25 بهمن راهپیمایی و یا تجمع سکوته؛ راهپیمایی یا تجمعی که در اون به هیچ وجه هیجانی نشیم و هیچ شعاری ندهیم و فقط با داشتن نماد سبز یا بالا آوردن دست با نماد V هویت خودمون رو نشون بدیم. در همه حال آرامش و متانت خود را حفظ کنیم. به عنوان مثال نشستن و دست در دست یکدیگر دادن در زمان حمله مزدوران حکومتی (شبیه دانشجوها در یکی از دانشگاههای آمریکایی که مقابل پلیسی که به صورت اونها اسپری فلفل می پاشید با آرامش و اتحاد و دست در دست هم نشسته بودن و به این ترتیب حتی اجازه نمی دادن که پلیس ها هیچیک از معترضین رو با خودشون ببرن)
    باید تصاویری که ثبت و منتشر میشه اونقدر گویا باشه که به هیچ وجه نشه ازش بهره برداری ای به نفع حاکمیت صورت بگیره و اجازه بده که ماها رو ، حتی به عوام از همه جا بیخبر ، خرابکار و یا اغتشاش گر معرفی کنن. همه میدونیم که همیشه آغازگر خشونتها مزدوران حکومتی بودن و اگه معترضین هم به خشونت متوسل شدن برا دفاع از خودشون بوده ولی تصاویری که به مردم عوام و دور از قائله نشون داده میشه همین تصاویر گزینشی هستش که معترضین رو در حال انجام اعمال خشونت آمیز نشون میده و به این وسیله عوام رو با خودشون همراه می کنن و ازشون بر علیه ما استفاده می کنن.
    به همین خاطره که توصیه می کنم حتی در بدترین شرایط هم نباید به خشونت متوسل شد. چراکه خشونت از سوی ما در هر شرایطی همانند سمی مهلک برای جنبش سبزه ، همونطورکه انتشار تصاویر خشونت عریان از سوی حاکمیت (اگه مارو به وادی خشونت نکشونده باشه) همچون سمی مهلک برای حاکمیت خواهد بود.
    علت اینکه پیشنهاد میکنم حتی از دادن شعار هم پرهیز بشه به خاطر اینه که به علت عدم وجود هماهنگی کامل شعارهای مختلفی به صورت بدائه به ذهن افراد میرسه و عنوان میشه که گاه این شعارها به علت پخته نبودن به ضرر جنبش تموم میشه و بدتر از اون اینکه شعار دادن در اون شرایط جو رو بیشتر احساسی و هیجانی میکنه و احتمال توسل به خشونت رو هم از سوی مزدوران حکومت و هم ازسوی معترضها (در دفاع از خود) بیشتر میکنه.
    کسانی هم که برای شرکت در این تجمع اعتراضی مسالمت آمیز تردید دارن این نکته رو در نظر داشته باشن که حکومت در یکسال گذشته همش در رسانه هاش از اعتراضات مردم در کشورهای عربی حمایت کرده و در صورتی که موفق نشه ما رو به خشونت وادار کنه براش خیلی سخت و یا حداقل خیلی پرهزینه خواهد بود که مانع از تجمع اعتراضی مسالمت مردم بشه.
    به امید آگاهی و در صحنه آمدن اکثریت ناراضی برای مشارکت فعال در تعیین سرنوشت خود با کمترین هزینه و پیشگیری از گسترش تبعات اسفناک وضعیت کنونی و خدای نکرده آغاز جنگی خانمان سوز که در آن صورت خشک و تر با هم خواهند سوخت.

  23. ناشناس گفت:

    خيلي عالي
    به نظرم خوب است سايت يا صفحه اي در شبكه هاي اجتماعي مجازي مثل فيسبوك با عنوان sms هاي انتخاباتي ايجاد بشه تا نكات جالب براي عدم شركت در انتخابات به صورت طنز و … گذاشته بشه و همه در سطح وسيع منتشر كنن

  24. بی نام گفت:

    من قبلا در زیر مطلب سایت کلمه در مورد راهپیمایی 25 بهمن یک کامنت مفصل گذاشتم که متاسفانه هنوز چاپ نشده است. اما به نظر من، استراتژی مهمی که از هم اکنون باید بر روی آن متمرکز شد، آن است که آیت الله خامنه ای و مدل حکومت فردی (خواه اسمش ولایت فقیه باشد یا پادشاه یا رییس جمهور مادام العمر) را منشاء تمام مشکلات بدانیم.

    باید این موضوع برجسته شود که اگر امروز کشور تحت فشار خارجی در شرف اضمحلال است و اسراییل و آمریکا آزادانه از حمله به ایران صحبت می کنند این موضوع ناشی از سیاستهای غلط آیت الله خامنه ای است.

    باید این موضوع برجسته شود که منشاء فساد گسترده اقتصادی حاکمیت فردی است. باید مشخص شود که آیت الله خامنه ای سرمنشاء فساد در کشور است، حتی اگر بر فرض محال خود مستقیما در فساد نقشی نداشته باشد، اما ایشان است که مانع از رسیدگی به فساد گسترده اقتصادی در کشور است.

    باید این موضوع برجسته شود که چگونه است که ما برای 100 نفر در آمریکا دلمان می سوزد و در نماز جمعه خود به آنها می پردازیم، اما میلیون ها نفر را آدم حساب نمی کنیم.

    باید این موضوع برجسته شود که آنچه که مانع حاکمیت قانون است و آنچه که قانون و دستگاه های کشور را به یک مترسک خیمه شب بازی تبدیل کرده است، حاکمیت فردی و شخص آیت الله خامنه ای است.

    باید این موضوع برجسته شود که انتخابات در این کشور تبدیل به یک کاریکاتور شده است و مسئول این موضوع شخص آیت الله خامنه ای و حاکمیت فردی است.

    در اصل اکنون زمان آن است که آیت الله خامنه ای و حکومت فردی را منشاء تمامی مشکلات کشور قلمداد کنیم و این موضوع را در جامعه به عنوان مهمترین مشکل و منشاء تمام مشکلات دیگر قلمداد کنیم.

    به زبان دیگر تنها بیان مشکلات کفایت نمی کند، بلکه باید منشاء مشکلات نیز بیان شود و راهکار نیز مشخص شود.

  25. فرشید گفت:

    خدا میدونه ایندفعه مهندسین انتخابات چه نقشه‌ای برای مردم کشیدند.

  26. شهرام گفت:

    با سلام
    به نظر بنده حضور ما در انتخابات می تواند به صورت تکثیر تراکت های عدم شرکت در انتخابات و چسباندن انها بر روی دیوارها و بر روی تبلیغ های نامزدها باشد. از آنجا که هزینه های امنیتی شعارنویسی و تراکت چسبانی در روزهای غیر از تبلیغ کاندیداها برای ما زیاد است، بهتر است این کار دقیقاً در روزهای تبلیغات شروع و انجام شود. بهش فکر کنیم و برنامه ریزی کنیم براش اگه دیدیم فکر خوبی هست

  27. حميد سبز گفت:

    بابا خارج نشستي ميگي راهپيمايي وتجمع !بهترين كار در اين مرحله با توجه به فروكش كردن جنبش آگاهي رساني به عموم مردم است نه تلفات وارد كردن به همين فعالان باقي مانده

  28. طلبه‌ گفت:

    من به عنوان کسی که درس دین می‌‌خوانم و با خدا ی خود عهد کردم که پا از دستوراتش کنار نگذارم و طبق دینش عمل کنم در این انتخابات فرمایشی شرکت نخواهم کرد و بهترین کار در این موقعیت را تحرکات شخصیت‌های پیش قراول چون سید محمد خاتمی و دیگر فعالین سیاسی و مراجع مردمی چون دستغیب و صانعی و … میدانم .
    یا حسین

  29. سبز استوار گفت:

    خواهشن راجع بع راهپیمایی 25بهمن از تمام قدرت و امکانات استفاده کنیم. این روز برای ما روز مرگ و زندگی است. ما باید به دیکتاتور نشان دهیم همراه رهبران سبزمان هستیم
    25بهمن نیاز به تبلیغ دارد. باز هم خواهش می کنم این سایت و غیره بیشتر بر چگونگی تبلیغ برای روز 25 بهمن متمرکز شوند. تنها اعلام روز راهپیمایی کافی نیست. باید برای آن تا حد زیاد تبلیغ کرد.

  30. یارمیر حسین گفت:

    باید اطلاع رسانی کنیم نفر به نفر خانه به خانه .و…..روز انتصابات کاری کنیم که همه آن روز در حصر داوطلبانه در خانه بمانیم برای هیچ کاری از حصر خانگی تا پایان انتصابات در خانه بمانیم .