چکیده : وقتی دلسوزان کشور هشدار می دادند از ریخت و پاش های دولت احمدی نژاد، افزایش وابستگی هر چه بیشتر اقتصاد و بودجه دولت به درآمدهای نفتی بر خلاف تمام قوانین و مقررات جاری کشور، دست کاری غیر قانونی تعرفه های کالاها، تغییر مداوم و پی در پی و غیر کارشناسی مدیران صنعتی و اقتصادی کشور، عدم ارائه کوچکترین اطلاعاتی از چگونگی هزینه کردن در آمدهای نفتی، نابودی زیر ساختهای اقتصادی و موقعیت گردشگری کشور، نابودی کشاورزی ایران از طریق واردات گسترده و فراوان محصولات کشاورزی، نابودی توان تولید ملی ایران، افزایش وابستگی به واردات و کاهش ضریب امنیت غذایی کشور و ..... کجا بودند منتقدان امروز که حداقل مانع به حبس رفتن آنان شوند.
گروه سیاسی کلمه: آشفتگی بازار ارز و سکه و رشد بیش از صد در صدی قیمت دلار طی یک هفته، یکی دیگر از بی کفایتی های دولت احمدی نژاد است که این روزها حتی صدای حامیانش را هم در آورده است و خواستار رای به ” عدم کفایت سیاسی” این نزدیک ترین رییس هیات دولت به رهبری شده اند.
مثل همیشه وزیر اطلاعات هم به میدان آمد و از ” عوامل پشت پرده گرانی ارز و سکه ” خبر داد و اینکه ماموران گمنام امام زمان آنان را شناسایی کرده اند، اما برای معرفی شان باید حوصله به خرج داد!
بازی تکراری که بعد از هر بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را نشان می دهد. چند انتقاد حساب شده، یک سناریو مداخله بیگانه، ورود قهرمانانه ماموران امنیتی و بستن پرونده تا سناریویی دیگر.
سیاستمداران و کارشناسانی این روزها به میدان انتقاد آمده اند و از فساد و بی انضباطی دولت احمدی نژاد سخن می گویند که گویی این اتفاقات یک شبه پیش آمده و تا پیش از اول بهمن 1390، دولت مبتنی بر قانون و برنامه های پنج ساله توسعه مصوب اقدام می کرده و از نظر همه کارشناسان اقتصادی بهره می جسته است.
منتقدان چنان پرشور و احساس فریاد می زنند و از اصول تعطیل شده قانون اساسی سخن می گویند و خواستار مشارکت همه اقتصاددان و دلسوزان برای اداره امور کشور می شوند که این تصور ایجاد می شود که حامیان دیروز که امروز میدان را برای انتقاد گشاده دیده اند تاکنون در خواب زمستانی به سر می بردند.
همان کسانی که سال هاست چشم بر مفاسد اداری و مالی و ریخت و پاش های دولت احمدی نژاد بسته اند. کسانی که همه افتخارشان فقط ” منتقد بودن” است در هر دوره ای و حاضر نیستند این افتخار را با چیز دیگری عوض کنند. کسانی که نقض آشکار قانون اساسی را سالهاست ندیده اند و حال خواستار اجرای اصل 89 قانون اساسی هستند.
امروز کسانی دم از اجرای قانون اساسی و بی کفایتی احمدی نژاد می زنند که در جریان رویدادهای پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری که منجر به کشته شدن ده ها شهروند بی گناه و به زندان رفتن صدها فعال سیاسی، استاد دانشگاه، روزنامه نگار و شهروندان شد، سکوت کرده و گاه به حمایت از خشونت عریان علیه مردم می پرداختند.
در زمانی که منتقدان دولت با آمار و ارقام نسبت به پیامدهای سیاستهای مخرب اقتصادی دولت هشدار می دادند و خواستار پیشگیری از این همه نابسامانی بودند، رییس مرکز پژوهش های مجلس و دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام برای پیوستن به صف ” بابصیرت ” ها از هم سبقت می گرفتند و چشم بر حبس اقتصاددانان منتقد و دلسوزان مصلح بسته بودند.
در زمانی که روزنامه نگاری دلسوز چون بهمن امویی با کنکاشی در عملکرد دولت مقالات انتقادی می نوشت و با شماره کردن همه مفاسد اقتصادی و مالی احمدی نژاد و مردانش از نمایندگان مجلس و مسئولان سوال می کرد “آن همه حمایتهای قانونی، غیرقانونی، امنیتی، اطلاعاتی و نظامی که هرگز هیچ دولتی پیش و پس از انقلاب از آن برخوردار نبوده به چه منظور و توسط چه کسانی به محمود احمدی نژاد اعطا شده است؟ و او در سایه این چک سفید امضا چه خدمتی باید ارائه می داد و بابت آن خدمات چه رقمی در آن نوشته است؟”
چرا رییس کمیسیون برنامه و بودجه پاسخی به این سوال نداشت و چرا آن همه هشدار و انذاری که از سوی کارشناسان و استادان اقتصاد صورت می گرفت، نادیده گرفته می شد؟
وقتی دلسوزان کشور هشدار می دادند از ریخت و پاش های دولت احمدی نژاد، افزایش وابستگی هر چه بیشتر اقتصاد و بودجه دولت به درآمدهای نفتی بر خلاف تمام قوانین و مقررات جاری کشور، دست کاری غیر قانونی تعرفه های کالاها، تغییر مداوم و پی در پی و غیر کارشناسی مدیران صنعتی و اقتصادی کشور، عدم ارائه کوچکترین اطلاعاتی از چگونگی هزینه کردن در آمدهای نفتی، نابودی زیر ساختهای اقتصادی و موقعیت گردشگری کشور، نابودی کشاورزی ایران از طریق واردات گسترده و فراوان محصولات کشاورزی، نابودی توان تولید ملی ایران، افزایش وابستگی به واردات و کاهش ضریب امنیت غذایی کشور و ….. کجا بودند منتقدان امروز که حداقل مانع به حبس رفتن آنان شوند؛ کسانی که به جرم انذار بموقع، همه سهمشان از کشور یک سلول در زندان شد به اتهام ” تشویش اذهان عمومی” و ” توهین به احمدی نژاد ” و ” اقدام علیه امنیت ملی”. همان هایی که به جز دلسوزی برای کشور و پیشگیری از کاهش ارزش پول ملی و اقتدار جمهوری اسلامی در عرصه بین الملل بارها و بارها هشدار دادند و همه سلاح براندازی شان ” مقاله ” بود و ” سخنرانی” با اتکا به ” آمار و ارقام واقعی” و ” نظرات کارشناسانه و علمی”.
اینک که فاسدترین دولت تاریخ ایران موفق شده به جای مانور قدرت در صحنه بین المللی، اقتصاد کشور را به فساد جهانی و مافیای فراقانونی پیوند بزند و همه منافع ملی را بر سر ترکتازی های غیرواقعی و بلندپروازی های غیرمنطقی بر سر نرد قدرت ببازد، حامیان دیروز احمدی نژاد ” هشدار ” می دهند و می پرسند که “کدام دولت از اینچنین کابینه بی ثباتی برخوردار بوده بطوریکه دوره عمر وزیران دولت در این دو دوره از کشورهای عراق و افغانستان در دوران بحرانی جنگ نیز کمتر بوده است. مگر سازمان بازرسی و خود مجلس محترم پرونده سنگین تخلفات قانونی دولت را بارها مطرح نکرده است؟ مگر جمیع اقتصاددانان آشفتگی و انهدام اقتصاد را ناشی از بی تدبیری دولت نمی دانند؟ مگر اختلاس باور نکردنی ۳۰۰۰ میلیاردی در همین دولت اتفاق نیفتاده؟ مگر حجم تحریم ها و تهدیدات قدرتهای خارجی در همین دولت و بواسطه تصمیمات نسنجده همین سیاستمداران به اوج نرسیده ؟ مگر نابسامانی نظام اداری ناشی از انحلال سازمان مدیریت حاصل تفکرات آقایان نبوده؟ بودجه ریزی که متعارف ترین امور بوده کجا چنین وخامتی داشته ؟مگر رواج بی اخلاقی در عرصه سیاست و فرهنگ قبل از این دولت از چنین سابقه برخوردار بوده؟ ”
و ده ها سوال دیگر که سال ها پیش پرسیده شد و پرسشگران نه تنها پاداش داده نشدند بلکه به جرم حق گویی به زندان رفتند و حصر شدند. همه جرمشان پیش بینی این ” سحر ساحران ” بود. همه گناهشان این بود که می دیدند همه منابع ملی در پای بی کفایتی و بی تدبیری مسئولان قربانی می شود. شاید بتوان گوش ها را بست و خود را به خواب زد. اما کلماتی که در تاریخ و بر صحیفه دل مردم ثبت شده را هرگز نمی توان زدود.
“آلودگی در بدنه دولت رسوخ کرده است. در چهار سال گذشته رديف كشور بين كشورهاي جهان از نظر فساد اداري و دولتي50 رتبه تنزل پيدا كرده است. چرا يك معامله چند ميليارد دلاري نفتي توسط وزير كشوري كه با مدرك قلابي راي آورده و با معاون پارلماني رئيس دولت پشت درهاي بسته مورد مذاكره قرار گيرد؟ چگونه ميشود قراردادهاي نفتي خارج از وزارت نفت صورت گيرد؟ كشور ما از اين همه ريخت و پاش بيبرنامه از بيتالمال خسته شده است و ما براي نجات كشور آمدهايم.” *
میرحسین موسوی که از هیچ چیز به اندازه رذالت دروغگویی این دولت رنج نمی برد، پدرانه، برادرانه و خیرخواهانه بارها خواسته بود “نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند.”
شاید اینک زمانی باشد که حامیان دیروز و منتقدان امروز از خود بپرسند، جرم این دلسوزان چه بود که اینک باید در زندان باشند و آنان آزادانه همان را بگویند که این مصلحان سال ها پیش گفته بودند.
* گزیده ای از سخنان موسوی در سال 1388