سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

دیکتاتور یمن، کشورش را ترک کرد

چکیده :فرار دیکتاتور یمن از این کشور در حالی است که امروز نیز دهها هزار نفر در صنعا در اعتراض به اعطای مصونیت به عبدالله صالح دیکتاتور یمن از سوی پارلمان این کشور تظاهرات کردند و خواستار اعدام وی شدند....


منابع خبری از خروج عبدالله صالح دیکتاتور یمن از صنعا خبر دادند.

شبکه تلویزیونی الجزیره گزارش داد عبدالله صالح (دیکتاتور یمن) از طریق فرودگاه صنعا از یمن خارج شد.

این شبکه به جزئیات بیشتری درباره این خبر اشاره نکرده است.

شبکه العربیه نیز گزارش داد خبرهایی درباره خروج عبدالله صالح از صنعا و سفر وی به یک مکان نامعلوم منتشر شده است.

خاطر نشان می شود کمیته عمومی کنگره ملی حاکم بر یمن- حزبی که ریاست آن را عبدالله صالح بر عهده دارد- با سفر دیکتاتور به خارج به بهانه مداوا موافقت کرده بود.

به گفته سخنگوی مطبوعاتی این حزب، عبدالله صالح طی روزهای آینده به سلطان نشین عمان و از آنجا به اتیوپی و در نهایت برای درمان به نیویورک خواهد رفت.

فرار دیکتاتور یمن از این کشور در حالی است که امروز نیز دهها هزار نفر در صنعا در اعتراض به اعطای مصونیت به عبدالله صالح دیکتاتور یمن از سوی پارلمان این کشور تظاهرات کردند و خواستار اعدام وی شدند.

به گزارش مهر، پارلمان یمن روز شنبه اول بهمن با وجود مخالفت گسترده مردمی، با تصویب لایحه ای به دیکتاتور این کشور در مقابل کناره گیری از قدرت، مصونیت داده است که بر اساس این مصوبه، عبدالله صالح از هر پیگرد قضایی و حقوقی به خاطر ارتکاب جنایات فراوان در طول 33 سال مصون می ماند.


8 پاسخ به “دیکتاتور یمن، کشورش را ترک کرد”

  1. ناشناس گفت:

    سایت کلمه تو رو خدا در مورد خلبان شهید رحمت الله حیدری ساکت نمانید………………..
    میر حسین کجاییییییییییییییییییی

  2. ناشناس گفت:

    انشاء الله بعدی

  3. ناشناس گفت:

    بالاخره دمش را کولش گذاشت و رفت/ انشاء برای نفر بعدی

  4. حبیب تبریزیان گفت:

    دوستان کلمه ! بگذارید همه سلیقه ها منعکس شود1 ممنون!

    علی عبدالله صالح رفت!
    علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن که 33 سال با دیکتاتوری بر یمن فرمان راند امروز پس ایراد یک سنخنرانی خطاب به مردم یمن با آنها خداحافظی کرد و صنعا را در یک هواپیامی خصوصی عربستان سعودی به قصد عمان یا ریاض ترک کرد تا بعداً برای درمان به آمریکا برود!
    من با تحسین به پایان کار او مینگرم. او یک دیکتاتور بود ولی در واپسین دوره زمامداری خویش هر آنچه را که در قدرت داشت انجام داد تا انتقال قدرت چنان برگزار شود که نه القاعده پس از او در مملکت مسقر شود و نه مثل قذافی و بشار اسد حاضر شذ برای ادامه حکومت خود تا آخر بجگند و با توپ و تانک و هوا پیما مردم را سرکوب کند. اگر او در واگذا ری قدرت دست، دست کرد نه برای ادامه دادن به حکومت بلکه برای انتقال حساب شده قدرت سیاسی بود و او در این کار ، حد اقل تا اینجا موفق شد. او از ترس از مملکت نگریخت و به کشتار مردم هم متوسل نشد. او در سخنرانی خود بهنگام عزیمت گفت: «من از همه مردم، زنان و مردان میهنم میخواهم تا بخاطر هر کوتاهی که در این 33 سال حکومت خود کرده ام مرا ببخشند..»
    عقب نشینی حساب شده و کم هزینه او از قدرت در کشوری که القاعده بخشی از آنرا و شیعیان حوسی وابسته به ایران قسمت دیگری از آنرا عملاً در کنترول خود گرفته اند، کم هزینه تر از این که شد امکان نداشت. سیستم حکومتی و دستگاه دولتی فرو نریخت و حد اقل تا اینجا و بظاهر؛ مصالحه برای دولت وحدت ملی انجام شده است.
    آری! علی عبدلله صالح یک دیکتاتور بود اما من ابداً او را بخاطر دیکتاتوری اش سرزنش نمیکنم زیرا این گونه تلقی از دکوکراسی یا دیکتا توری را بدتر از نفهمیدن مقوله دموکراسی، صریح بگویم، بیشعوری یا عوامفریبی میدانم. اگر کسی فکر کند در جامعه ایلی عشیره ایی و ماقبل فتودالی یمن میشد و میتوان دموکراسی برقرار کرد و چون علی عبدلله صالح دموکزاسی را پیاده و یا رعایت نکرده در حکم اینست که بر دیوار کعبه ادار کرده است مفهوم دموکراسی را نفهمیده است. علی عبدالله صالح بخاطر دیکتا توریش قابل سرنش نیست زیرا جامعه ایی مثل یمن سزاوار و درخور بیش از یک دیکتاتور صالح و پاتریارکال هم نیست! ایرادی که میتوان به صالح گرفت دیکتاتوریش نیست بلکه احتمالاً اینست که او برا ی مدرنیزه کردن آن جامعه ماقبل فئودالی آنچه باید میکرد نکرد. او باید با آن جامعه آن میکرد که رضا شاه و محمد رضا شاه با جامعه فئودالی و سنتی ایران کردند. رضا شاه و پسرش کمر فتودالیسم و ایل سالاری را در مملکت ما شکستند و اگر امروز سید علی خامنه ایی نمیتواند بر امپراطوری دروغ و فریب مذهبی خود بنیادگیر شود ناشی از آن پروژه های مدرنیزاسیونی است که خاندان پهلوی انجام دادند و از اینرو کینه سنت گرایان دینی نسبت به شاه و رضا شاه برای من کاملاً قابل فهم است ولی درک کینه روشنفکران سیاسی از چپ و راست برایم نامفهوم!
    دموکراسی پارادیم عصر سرمایداری، عصر تولید کالایی است؛ چگونه میتوان آنرا در یک جامعه ایلی پیاده کرد برای من غیر قابل فهم است. آری! هم رضا شاه و هم شاه دیکتاتور بودند ولی من به دیکتاتوری آنها هم مثل علی عبدالله صالح ایراد و اعتراضی ندارم. ولی به اینکه ایا این دیکتاتوری میتوانست بیشتر از آنچه کرد بکند، همواره فکر میکنم.
    علی عبداله صالح یک نظامی دیکتاتور و بر آمده از جامعه ایلی بود و نه یک روشنفکر مدعی دموکراسی. اگر او ماشین اقتدار دولتی را برای پیشرفت جامعه قبیله ایی یمن بیشتر از آنچه بکار گرفت نگرفت در خور سرزنش است ولی صرفاً بخاطر دیکتاتوریش خیر!. در هر صورت او پایان کار خود را شرافتمندانه و با رعایت مسئولیت سیاسی سامان داد. کناره گیری و نه سقوط علی عبدالله صالح شاه و رضا شاه را در ذهنم تداعی کردند و علت گیرز زدن به صحرای کربلا نیز همین تشابه نسبی تاریخی بود.

  5. ناشناس گفت:

    دیکتاتور یمن شعورش میرسد.

    لطفا سانسور نکنید.

  6. ناشناس گفت:

    چرا مکان و مقصد سفر معلومه. واشنگتن دی سی. مهد دموکراسی :)

  7. عبدالله خان یه لطفی بکن گفت:

    آقا عبدالله میشه خواهش کنم سرراه در تهران هم یک توقفی بکنی تا دراین سفر تنها نباشی؟ تنهایی بد دردیه اگر یک همراه و همدل و هم مسلک داشته باشی رنج سفر را اصلا نمی فهمی. منتظرت هستیم.

  8. حبیب تبریزیان گفت:

    علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن که 33 سال با دیکتاتوری بر یمن فرمان راند امروز پس ازایراد یک سنخنرانی خطاب به مردم یمن با آنها خداحافظی کرد و صنعا را در یک هواپیمای
    خصوصی عربستان سعودی به قصد عمان یا ریاض ترک کرد تا بعداً برای درمان به آمریکا برود!
    من با تحسین به پایان کار او مینگرم. او یک دیکتاتور بود ولی در واپسین دوره زمامداری خویش هر آنچه را که در قدرت داشت انجام داد تا انتقال قدرت چنان برگزار شود که نه القاعده پس از او در مملکت مسقر شود و نه مثل قذافی و بشار اسد حاضر شذ برای ادامه حکومت خود تا آخر بجگند و با توپ و تانک و هوا پیما مردم را سرکوب کند. اگر او در واگذا ری قدرت دست، دست کرد نه برای ادامه دادن به حکومت بلکه برای انتقال حساب شده قدرت سیاسی بود و او در این کار، حد اقل تا اینجا موفق شد. او از ترس از مملکت نگریخت و به کشتار مردم هم متوسل نشد. او در سخنرانی خود بهنگام عزیمت گفت: «من از همه مردم، زنان و مردان میهنم میخواهم تا بخاطر هر کوتاهی که در این 33 سال حکومت خودکرده ام مرا ببخشند..»
    عقب نشینی حساب شده و کم هزینه او از قدرت در کشوری که القاعده بخشی از آنرا و شیعیان حوسی وابسته به ایران قسمت دیگری از آنرا عملاً در کنترول خود گرفته اند، کم هزینه تر از این که شد امکان نداشت. سیستم حکومتی و دستگاه دولتی فرو نریخت و حد اقل تا اینجا و بظاهر؛ مصالحه برای دولت وحدت ملی انجام شده است.
    آری! علی عبدلله صالح یک دیکتاتور بود اما من ابداً او را بخاطر دیکتاتوری اش سرزنش نمیکنم زیرا این گونه تلقی از دموکراسی یا دیکتا توری را بدتر از نفهمیدن مقوله دموکراسی، صریح بگویم، بیشعوری یا عوامفریبی میدانم. اگر کسی فکر کند در جامعه ایلی عشیره ایی و ماقبل فتودالی یمن میشد و میتوان دموکراسی برقرار کرد و چون علی عبدلله صالح دموکزاسی را پیاده و یا رعایت نکرده در حکم اینست که بر دیوار کعبه ادار کرده است مفهوم دموکراسی را نفهمیده است. علی عبدالله صالح بخاطر دیکتا توریش قابل سرنش نیست زیرا جامعه ایی مثل یمن سزاوار و درخور بیش از یک دیکتاتور صالح و پاتریارکال هم نیست! ایرادی که میتوان به صالح گرفت دیکتاتوریش نیست بلکه احتمالاً اینست که او برا ی مدرنیزه کردن آن جامعه ماقبل فئودالی آنچه باید میکرد نکرد. او باید با آن جامعه آن میکرد که رضا شاه و محمد رضا شاه با جامعه فئودالی و سنتی ایران کردند. رضا شاه و پسرش کمر فتودالیسم و ایل سالاری را در مملکت ما شکستند و اگر امروز سید علی خامنه ایی نمیتواند بر امپراطوری دروغ و فریب مذهبی خود بنیادگیر شود ناشی از آن پروژه های مدرنیزاسیونی است که خاندان پهلوی انجام دادند و از اینرو کینه سنت گرایان دینی نسبت به شاه و رضا شاه برای من کاملاً قابل فهم است ولی درک کینه روشنفکران سیاسی از چپ و راست برایم نامفهوم!
    دموکراسی پارادیم عصر سرمایداری، عصر تولید کالایی است؛ چگونه میتوان آنرا در یک جامعه ایلی پیاده کرد برای من غیر قابل فهم است. آری! هم رضا شاه و هم شاه دیکتاتور بودند ولی من به دیکتاتوری آنها هم مثل علی عبدالله صالح ایراد و اعتراضی ندارم. ولی به اینکه ایا این دیکتاتوری میتوانست بیشتر از آنچه کرد بکند، همواره فکر میکنم.
    علی عبداله صالح یک نظامی دیکتاتور و بر آمده از جامعه ایلی بود و نه یک روشنفکر مدعی دموکراسی. اگر او ماشین اقتدار دولتی را برای پیشرفت جامعه قبیله ایی یمن بیشتر از آنچه بکار گرفت نگرفت در خور سرزنش است ولی صرفاً بخاطر دیکتاتوریش خیر!. در هر صورت او پایان کار خود را شرافتمندانه و با رعایت مسئولیت سیاسی سامان داد. کناره گیری و نه سقوط علی عبدالله صالح شاه و رضا شاه را در ذهنم تداعی کردند و علت گریز زدن به صحرای کربلا نیز همین تشابه نسبی تاریخی بود.