چکیده : خبر آنلاین که این یادداشت را بازنشر کرده بود، بلافاصله آن را از خروجی خود برداشت و سایت های افراطیون شروع به فحاشی و هتاکی به این سردار کردند تا جایی که یکی از سایت ها وی را "کفتار" خواند.
واکنش های به مقاله نوزده دی سردار حسین علایی همچنان ادامه دارد و در یک اقدام عجیب هیئت نظارت بر مطبوعات به پایگاه اطلاعرسانی «خبر آنلاین» و روزنامه «اطلاعات» بدلیل درج مطلبی با عنوان «۱۹ دی از نگاهی دیگر» در تاریخ ۱۹ دی ماه سال جاری تذکر داد.
سردار حسین علایی، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه از نویسندگان دفاع مقدس و همرزم شهیدان باکری و همت بمناسبت ۱۹ دی سالگرد قیام مردم قم یادداشتی در روزنامه اطلاعات منشر کرد که بازتاب های گسترده ای به همراه داشت.
خبر آنلاین که این یادداشت را بازنشر کرده بود، بلافاصله آن را از خروجی خود برداشت و سایت های افراطیون شروع به فحاشی و هتاکی به این سردار کردند تا جایی که یکی از سایت ها وی را “کفتار” خواند.
در حالی که درس هایی که این سردار سپاه از قیام ۱۹ دی در یادداشت خود به روشنی بر شمرده بود، دل نگرانی ها و دغدغه های شمار گسترده ای از دلسوزان و پیشکسوتان انقلاب و جمهوری اسلامی بوده و هست، افراطیون و حامیان آنان با حملات گسترده ای هتاکی به این سردار جبهه های جنگ را پیش گرفتند.
جمعی از لباس شخصی ها که همواره با سازماندهی نهادهای مشخصی برای ماموریت های ویژه گسیل می شوند، در اربعین حسینی به در خانه سردار علایی رفتند و با شعارهایی به این فرمانده سابق نیروی دریایی بی حرمتی کردند.
روزنامه ها و رسانه های معلوم الحال نیز این سردار جبهه و جنگ را انذار و هشدار دادند که به دامن بیگانگان نرود!
این در حالی بود که مجید نداف از پژوهشگران و نویسندگان دفاع مقدس با تقدیر از شخصیت و خدمات سردار علایی وی را فرماندهی از تبار باکری ها خوانده و نوشته است: گر از سوابق قبل از انقلاب او در دانشگاه تبریز در حشر و نشر با آنها بگذریم که بیانگر وفاداری ریشه دار او به اسلام انقلابی و امام خمینی است.
این سردار هشت سال دفاع مقدس در وصف همرزم خود می افزاید: متأسفانه در مورد امثال علایی ها که زنده اند و یحتمل و مع الاسف معدودند نمی توان قلم به اِطاله راند، حتی اگر خود اجازه دهند نمی توان از سجایای اخلاقی شان که در ذیل افتخارات نظام جمهوری اسلامی است بنا به ملاحظات امنیتی سخنی گفت. اما وقتی در مَنظر میراث داران شهدای جنگ تحمیلی از سر بی تقوایی و مرگ اخلاقی هجمه هایی به سبک “گوبلز” صورت می گیرد چه باید کرد؟
سردار علایی یکی از خیل هزاران علاقه مند به ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است که معتقد است “مهمترین ویژگی ها و مشخصه های انقلاب اسلامی مردم ایران مخالفت با “استبداد و دیکتاتوری” ، “وابستگی رژیم شاه به آمریکا” و “فساد دستگاه سلطنت” است. همان سه عاملی که همه انقلابیون را به هم پیوند زد و منشا انقلابی بزرگ علیه استبداد و استکبار و ظلم شد و شاکله نظامی مبتنی بر ” مردم سالاری” و ” اسلامیت ” را پی ریخت.
او چهره آشنای سپاه است که پس از تشکیل نیروی دریایی سپاه در سال ۱۳۶۴ اولین فرمانده این نیرو شد، پیش از تشکیل نیروهای سهگانه سپاه نیز او فرماندهی یگانهای دریایی سپاه را برعهده داشت. او هم یک شبه ” فتنه گر” شد و ” بی بصیرت” و فرماندهانی که در سرکوب مردم در اعتراضات بعد از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری دست داشتند به خانه اش رفتند و خواستند که توبه کند و از خط دشمنان برگردد. همان هایی که در نامه به سیدمحمد خاتمی در جریان حوادث هجده تیر نامه نوشته بودند و او را تهدید کرده بودند.
در همین حال سعید قاسمی از فرماندهان سپاه در نامه ای غیرمودبانه و توام با هتاکی به این سردار جنگ نوشته است: “وقتی مقاله کذایی سردار علایی را در این روزنامه دیدم و خواندم، دلم شکست و قلبم به درد آمد از این همه غفلت و بی بصیرتی و لجاجت و کژروی و کژتابی. حسین علاییها برای ما و نسل ما آسان بهدست نیامده اند که از دست دادنشان ما را متأسف نسازد اما وقتی کسی خود می خواهد از قطار انقلاب پیاده شود، به اجبار نمی توان در قطار انقلاب نگهش داشت. چه کنیم از اینکه حسین علاییها امروز به تعبیر علمدار رشید انقلاب روح الله، آقا سید علی “در پازل دشمن بازی می کنند”
وی در ادامه به ریزش در اردوگاه رهبری اعتراف می کند و می افزاید “از جمله مصائب امروز انقلاب خمینی، یکی هم بچه نونورهای سابقاً انقلابی و مسلمانی است که از رهگذر رانتخواریهای بی حد و حصر و مستحیل شدن در چرخه تهاجم فرهنگی و گم کردن جبهه خودی و رعایت نکردن مرزهای پررنگ اعتقادی و ایدئولوژیک میان جبهه انقلاب و ولایت با نظام سلطه یا دچار تردیدهای جدیاند و یا قلباً و روحاً به جبهه مقابل پیوسته اند.”
اما سردار علایی در واکنش به این همه هتاکی، در پاسخی حکمیانه و مدبرانه به فرماندهان سپاه که در نامه ای برای این پاسدار شرف و آزادگی ابراز تاسف کرده اند، بر مواضع خود تصریح کرده است و برای رفع ابهام از کسانی که می خواهند همه با یک گفتمان سخن بگویند و به اردوگاه آنان بپیوندند، توضیح می دهد که ” هدف از نگارش این مقاله صرفا بیان رفتاراستبدادی و دیکتاتوری رژیم ستم شاهی محمدرضا پهلوی در مقابل اعتراضات مسالمت آمیز مردم مسلمان ایران در روز نوزدهم دیماه سال ۱۳۵۶ و قیام های مردمی پس از آن بودکه خوشبختانه منجر به سرنگونی آن پادشاهی در ۲۲ بهمن سال ۵۷ گردید و قطعا مقایسه نظام ستمشاهی با نظام جمهوری اسلامی ایران قیاسی مع الفارق بوده و به هیچ وجه مورد نظر نویسنده مقاله نبوده است.”
او بر این باور است که ” نظام جمهوری اسلامی که با هدایت و رهبری های حضرت امام خمینی و آرائ قاطبة مردم ایران به عنوان مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی پدید آمد” و سوگند خورده است که مثل همیشه بر صراط مستقیم خود که مبارزه با استبداد و دفاع از ماهیت انقلاب اسلامی ایستاده است.