چکیده : رآیند کارنامه سینمای ایران حتی به فرض داشتن برخی نارساییهای احتمالی دستاورد بزرگ نظام ماست که به تدریج و با مرارتها و برنامهریزیها و تلاشهای فردی و جمعی اهل اندیشه و هنر و صرف هزینههای مادی و معنوی بسیار، شکل گرفته و به سرمایه ارزشمند فرهنگی-اجتماعی این مرزوبوم تبدیل شده و در سالهای متوالی برای ایران افتخار آفریده است.
احمد مسجدجامعی
برخی رفتارها و نثار نسبتهای زشت و دور از ادب به هنرمندان، حیثیت سینما را نشانه گرفته و خواسته و ناخواسته زمینهساز نفی و انکار سینمای ملی و طبعا جایگزینی سینمای غیرملی شده است. هتک حرمت زنان و بانوان سینماگر ایران و دادن نسبتهای زشت و دور از انصاف به آنها، دادن لقب لانه جاسوسی و خانه فساد به بزرگترین تشکل صنفی سینما با چند هزار عضو و نزدیک ربع قرن سابقه، اعلام انحلال مهمترین پایگاه صنفی هنر هفتم، بهکارگیری کلمات دور از شأن و زننده مانند «لجنزار و ننگین» خواندن کارنامه 30 ساله سینما، توهین آشکار به موجهترین و برترین چهرههای ملی و جهانی سینمای ایران با تعابیری مانند «گندمنماهای جوفروش» و «بچههای لوس و ننر انقلاب» و «تشبیه جشنواره فیلم فجر به مراکز فساد» از این نمونههاست.
با وجود چنین دیدگاههایی واقعیت آن است که برآیند کارنامه سینمای ایران حتی به فرض داشتن برخی نارساییهای احتمالی دستاورد بزرگ نظام ماست که به تدریج و با مرارتها و برنامهریزیها و تلاشهای فردی و جمعی اهل اندیشه و هنر و صرف هزینههای مادی و معنوی بسیار، شکل گرفته و به سرمایه ارزشمند فرهنگی-اجتماعی این مرزوبوم تبدیل شده و در سالهای متوالی برای ایران افتخار آفریده است. کارنامه سینمای ایران در تمام این سالها در قیاس با تولیدات مشابه سایر دستگاهها که از اعتبارات و امکانات به مراتب بیشتری بهره برده و حمایت شدهاند، تاثیرگذارتر، ایرانیتر، سالمتر و اخلاقیتر است. اگر سینما را نه با ایدهآلها، بلکه با مقتضیات این رشته و عملکردمان در عرصههای دیگر مقایسه کنیم، آنگاه به توفیق مستدام آن پی میبریم. سینما یک صنعت است.
کدام رشته را در این صحنه داشتهایم که تا این حد آثار آن طنین جهانی داشته است؟ سینما به عنوان فرهنگ توانسته دارای بیشترین پیام برای مخاطبان پرشمار ایرانی باشد. سینما از نگاه اقتصادی، ظرفیت و پویایی خود را بارها و بارها نشان داده به ویژه اگر در معرض سرمایهگذاریهای نامناسب دستگاههای اجرایی نباشد. این سینما از شرایط و کیفیت متفاوت برخوردار است. سینمای امروز ما نیازی به زیرنویسهای معمول در شناسنامه اثر ندارد و همچون نشانی درخشان، خود، گویای نحوه تلقی و نگاه متعالی ماست؛ نگاهی که با نجابت همراه است، از خشونت پرهیز دارد، راز و رمز شاعرانهاش عطر ویژهای میپراکند و تودرتو و اندیشهگراست؛ برعکس تعابیر زشتی که دربارهاش گفتهاند، بسیار نجیب و ارجمند و اخلاقی است و در همه کانونهای سینمایی دنیا با همین ویژگی شناخته میشود و هویت مستقل و منحصر به فردی را به نمایش میگذارد و از فضایل این سرزمین سخن میگوید؛ هر چند بیعیب و ایراد هم نباشد. «خانه سینما» محصول تجربه مشترک همین جامعه سینمایی است که مهمترین و قدیمیترین تشکل صنفی هنر هفتم را در خود جای داده است و با تجربهای ماندگار راهگشای سایر فعالیتهای جمعی اصحاب فرهنگ و اندیشه بوده است. بزرگان سینمای ایران از هر طیف و گرایش در این نهاد مدنی گرد آمدهاند و در طول همه این سالها و دورانها در کنار مدیران اجرایی با هر نگاه و مرامی که داشتهاند یار و یاور سینما و هنر بودهاند.
کافی است به فهرست کسانی که در این روزها به دفاع از سینما و تنها نماد صنفی فراگیر آن پرداختهاند، نگاهی بیندازیم. در این فهرست کسانی از نسلهای مختلف و دورههای گوناگون و دیدگاههای متفاوت فرهنگی و هنری حضور دارند. کسانی که آبروی فرهنگ، عصاره هنر و اسباب سرفرازی این کشورند، حتی هنرمندانی که منتقد عملکرد «خانه سینما» هستند با انحلال آن به شدت مخالفند. نکته اینجاست که بخش مهمی از مخالفان تصمیم دستگاه اجرایی در انحلال خانه سینما گروهی از هنرمندانی هستند که کارنامه آنان در تولید فیلمهای اجتماعی، آیینی و دفاع مقدس بسیار درخشانتر از همه مدعیان کنونی است.
متاسفانه مدیریت اجرایی امروز در برابر سینماگرانی از جنس انقلاب اسلامی قرار گرفته است؛ سینماگرانی که با پشتوانه مردم و مخاطبان فراگیر و گسترده بار اصلی سینمای انقلاب و معناگرا را نمایندگی میکنند. در بیست و پنجمین سالگرد انقلاب اسلامی قرار شد از بزرگان فرهنگ و هنر کشورمان تجلیل ویژهای بهعمل آید؛ از اینرو به بررسی جایگاههای جهانی سینماگران ایران در طول همه این سالها پرداختیم. جالب است بدانید بیشترین جوایز ملی و بینالمللی سینمای ایران از آن گروهی از همین هنرمندانی است که این روزها در مخالفت با انحلال «خانه سینما» به صورت جمعی به میدان آمدهاند و از حقوق صنفی و مصلحتهای سینما و کشور حمایت میکنند و سوگمندانه آماج زشتترین و غیراخلاقیترین تعابیر قرار میگیرند؛ کسانی که در حافظه تاریخی سینما به عنوان بنیانگذاران سینمای انقلاب، دفاع مقدس و معناگرا برای همیشه خواهند ماند. سوژههای پر راز و رمز آنها که مملو از ارزشهای انسانی و عاطفی و نگرشهای آیینی این مرز و بوم است، همواره خواهد درخشید. باری مقولههای صنفی را در انحصار دستگاههای اجرایی نخواهیم و با زبان غیرصنفی سخن نگوییم، فرهنگ را در حد دعواهای سیاسی تنزل ندهیم و سینما و هنر را در مسلخ نگاههای جناحی قربانی نکنیم. هر موضوعی را با منطق و ادبیات خودش ارزیابی کنیم و با اهل فرهنگ و اندیشه جز به ادب سخن نگوییم. «خانه سینما» را هرچه سریعتر و در آستانه 30سالگی جشنواره فیلم فجر بگشاییم و بدانیم جایگاه هنر و هنرمندان قراردادی نیست. آنها در صدر مینشینند و ارج میبینند و به یاد داشته باشیم که «هنر» برتر از «دولت» آمد پدید.
منبع: روزنامه شرق