شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» قرائت دوباره گزارش محفلی کمیسیون اصل نود؛ این بار در نماز جمعه تهران

جمعه, 13 ژانویه, 2012

چکیده : علیرغم اعتراض های گسترده به قرائت و تنظیم گزارش محفلی کمیسیون اصل نود درباره ی حوادث پس از انتخابات در توجیه سرکوب های آن در صحن مجلس بار دیگر این گزارش به همراه توهین ها و تهمت های آن از تریبون نماز جمعه ی تهران قرائت شد.


با وجود اعتراض های گسترده به قرائت و تنظیم گزارش محفلی کمیسیون اصل نود درباره ی حوادث پس از انتخابات در توجیه سرکوب های آن در صحن مجلس بار دیگر این گزارش به همراه توهین ها و تهمت های آن از تریبون نماز جمعه ی تهران قرائت شد.

در این گزارش که بارها به مردم و رهبران جنبش سبز و فعالان سیاسی و صنفی متعهد در امور کشورمان افترا زده شده بود و حتی از سوی نمایندگان اصولگرا هم “گزارش فدایی” نامیده شده بود آمده: آنچه فردای پس از انتخابات را ورق زد فرصتی بود كه از سال‌ها و دهه‌ها قبل با برنامه‌ریزی مدون و منسجم بیگانگان و همراهی عناصر فریب‌خورده داخلی فراهم آمد. فضای مطلوب سوءاستفاده بیگانگان از طریق حاكم شدن فضای غیرعقلانی و ترویج احساسات، نادیده گرفتن تذكرات مقام معظم رهبری و قواعد و اخلاق انتخاباتی و مصالح انتخابات و انقلاب مهیا شد تا دشمنان به پیاده‌سازی سناریویی از پیش تعیین شده خویش بپردازند در این راستا می‌توان به عوامل داخلی و خارجی موثر در این حوادث اشاره كرد.

متن گزارش قرائت شده پیرامون حوادث بعد از انتخابات در نماز جمعه تهران به گزارش ایسنا، به شرح زیر است:

تجربه دوران حاكمیت جریان دوم خرداد كه جورج بوش پسر هنگام ترك كاخ سفید آن را دورانی خوش خواند و از بابت به پایان رسیدن آن ابراز تاسف كرد، آمریكا و متحدانش را به این نتیجه رساند كه بهترین و كوتاه‌ترین روش برای ایجاد تغییر در رفتارهای ایران اسلامی، سرمایه‌گذاری بر روی جریان ساختارشكن و غرب‌گرای داخل ایران است كه در طول دوران در اختیار داشتن سكان اداره دو قوه مجریه و مقننه در ایران به خوبی نشان داده بود روش‌ها و اهداف خود را كاملا بر مطلوب‌ها و نیازهای غرب منطبق كرده است به همین دلیل بود كه بلافاصله پس از به پایان رسیدن دوران اصلاحات فرآیندهای 1- فرآخوان مراكز تصمیم‌سازی برای تهیه راهبردهای عملیاتی علیه ایران 2- تصویب بودجه ویژه برای حمایت از اپوزیسیون 3- ایجاد و تقویت ساختارها و شیوه‌های رسانه‌ای جدید برای ایجاد هدایت و تغذیه آشوب داخلی كه بی‌بی‌سی فارسی در راس آن‌ها قرار داشت 4- تصویب قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران 5- فعال شدن سرویس‌های اطلاعاتی برای تحقق دو پروژه اپوزیسیون واحد، برداشتن مرزهای میان گروه‌های مختلف اپوزیسیون و اپوزیسیون حرفه‌ای كه اصلاح‌طلبان غرب‌گرا در سال 84 فقدان آن‌ها را جزو ضعف‌های اساسی خود اعلام كرده بودند و گنجاندن در قالب پروژه شبكه‌سازی در محیط‌های واقعی و مجازی 6- تقسیم كار در میان كشورهای غربی برای برقراری پیوندهای پنهان با اپوزیسیون داخلی 7- برنامه‌ریزی برای تبدیل انتخابات به هسته مركزی یك فرآیند كودتای مخملی، شتابی فزاینده گرفت.

اگر چه بسیاری از این فرآیندها از سال‌ها قبل آغاز شده بود و عمر برخی از آنان به بیش از 20 سال می‌رسید اما در این تردیدی نیست كه برخی از آنان و مجموع اطلاعات موجود هم نشان می‌دهد كه برنامه‌ریزی اصلی برای تبدیل این پروژه‌ها برای فتنه داخلی پس از سال 84 اوج گرفته است.

1- این گزارش تلاش می‌كند چگونگی تكمیل این پروژه‌ها و تبدیل آن به یك فتنه سیاسی و اجتماعی را با استناد به اطلاعات معتبر واكاوی كند و روایتی دقیق از چگونگی مهار این فتنه عمیق ارائه دهد.

2- بررسی علل و عوامل و ریشه‌یابی جریان فتنه:

آنچه فردای پس از انتخابات را ورق زد فرصتی بود كه از سال‌ها و دهه‌ها قبل با برنامه‌ریزی مدون و منسجم بیگانگان و همراهی عناصر فریب‌خورده داخلی فراهم آمد. فضای مطلوب سوءاستفاده بیگانگان از طریق حاكم شدن فضای غیرعقلانی و ترویج احساسات، نادیده گرفتن تذكرات مقام معظم رهبری و قواعد و اخلاق انتخاباتی و مصالح انتخابات و انقلاب مهیا شد تا دشمنان به پیاده‌سازی سناریویی از پیش تعیین شده خویش بپردازند در این راستا می‌توان به عوامل داخلی و خارجی موثر در این حوادث اشاره كرد.

الف- زمینه‌ها و عوامل خارجی: مجموعه اسناد و مطالعات موجود نشان می‌دهد به طور كلی راهبرد غرب در قبال ایران اسلامی مبتنی بر این پیش‌فرض است كه در نهایت هر نوع پروژه براندازانه علیه ایران باید راهی به داخل ایران بیابند و هدف از مجموعه فشارهای بین‌المللی بر ایران نیز در نهایت چیزی جز اثرگذاری بر داخل ایران و فعال كردن مجموعه نیروهای غرب‌گرا كه همواره نسبت به اكثریت مطلق مردم، اقلیتی بسیار كوچك محسوب می‌شدند نبوده است. اطلاعات موجود نشان می‌دهد این فعال سازی به عنوان یكی از عوامل زمینه‌ساز فتنه 88 در زمانی به مدت دو دهه به ویژه از سال 84 به این سو در قالب مكانیزم‌های زیر صورت گرفته است.

1- برقراری ارتباطات پنهان 2- كمك‌های مالی 3- حمایت علنی در چارچوب پروژه‌های دیپلماسی عمومی 4- فشار بر نظام جمهوری اسلامی ایران به منظور ایجاد فضای مانور برای جریان غرب‌گرا در داخل 5- شبكه‌سازی اجتماعی در حوزه‌های مجازی و حقیقی

در عین حال نكته مهم و برجسته در این میان این است كه غرب برای كلید زدن پروژه‌ خود به آماده شدن مجموعه‌ای از شرایط داخلی نیاز داشت و به منظور هرچه كامل‌تر كردن این پروژه از پیش برنامه‌ریزی شده انتخابات را به عنوان یكی از مهم‌ترین نقاط قوت جمهوری اسلامی ایران هدف قرار داد.

بررسی دقیق و موشكافانه فتنه 88 نشان می‌دهد عملكرد و سخنان سران داخلی و خارجی فتنه، الگوبرداری كاملا دقیق از تئوری‌های از پیش طراحی شده، انقلاب‌های مخملی در اتاق فكر سیستم‌های جاسوسی خارج از كشور از جمله تئوری مبارزات خشونت‌پرهیز و روش‌های مسالمت‌آمیز از كشور از جمله تئوری‌های مخالفت بوده است. نافرمانی مدنی كسانی چون جین شارپ بوده است كه در تمام نمونه‌های قبلی خود از جمله موارد اجرا شده در اروپای شرقی و آسیای میانه به صورت انتخابات محور عمل كرده است.

مطابق اسناد موجود كشورهای غربی و در راس آن‌ها دولت آمریكا بر مبنای مجموعه كدهایی كه از داخل ایران دریافت كرده‌اند به نتیجه رسیده‌اند كه مقطع انتخابات ریاست جمهوری دهم سال 88 بهترین فرصت برای اجرای كودتای مخملی در ایران است كه در مقاطعی چون سال‌های 76، 80 و 84 شریط را برای اجرای آن مناسب ندیده بودند.

مطابق اسناد اطلاعاتی موجود در پیوست این گزارش عوامل زیر در متقاعد شدن طرف خارجی به این كه سال 88 مناسب‌ترین زمان برای اجرای پروژه كودتای مخملی است، نقش كلیدی داشته است.

1- مسافرت‌های خارجی افرادی چون محمد خاتمی كه اغلب به تلاش برای متقاعد كردن طرف خارجی به این‌كه میرحسین موسوی فردی مناسب برای پیش بردن پروژه تغییرات ساختاری در ایران است اختصاص داشته است. اسناد موجود نشان می‌دهد خاتمی در تونس، تركیه و استرالیا برای ترغیب خارجی‌ها به حمایت از موسوی تلاش كرده و موفق نیز بوده است.

2- مسافرت‌های مجموعه‌ای از عوامل اطلاعاتی خارجی در پوشش‌های مختلف به داخل ایران و برآورد اوضاع داخلی ایران

3- شناخت تاریخی از شخصیت‌ میرحسین موسوی به دلیل حضور عوامل وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی در كنار وی مانند اردشیر امیرارجمند

4- پیشبرد پروژه شبكه‌سازی با همراهی گروه‌هایی چون حزب مشاركت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از سال 88 به این سو كه اصلی‌ترین مكانیزم اجرایی آن برگزاری دوره‌های متعدد براندازی نرم، بیش از چند صد نفر از چهره‌های شناخته شده جریان دوم خرداد به خارج از ایران به منظور شركت در این دوره‌ها در فاصله سال‌های 84 تا 88 بود.

5- و آخرین عامل پیام‌هایی بوده كه غربی‌ها مستقیما از داخل ایران دریافت كرده‌اند و این پیام‌ها منجر به شكل‌گیری این اشتباه محاسباتی در ذهن آن‌ها شد كه سال 88 زمانی مناسب برای كلید زدن كودتا است. اطلاعات موجود در اسناد اطلاعاتی كه به هنگام نگارش این گزارش به آن‌ها مراجعه شده نشان می‌دهد مهدی هاشمی نقشی عمده در ارسال این پیام‌ها به بیرون را داشته است. و از جمله پیام‌های مستقیم وی برای آمریكا در اواخر سال 87 موجب شد كه آمریكا پروژه مذاكرات هسته‌یی ایران را كه از اهمیت حیاتی برخوردار بود، تعطیل كرده و انرژی خود را بر پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات 88 متمركز كنند.

آنچه به عنوان عوامل خارجی زمینه‌ساز فتنه سال 88 مد نظر است صرفا یك فاكتور تاثیرگذار بر سهل شدن زمینه بروز فتنه 88 نیست، بلكه می‌توان به جد گفت طرف غربی در برنامه‌ریزی، سازماندهی و هدایت ناآرامی‌های اجتماعی به سمت و سوی مورد نظر خود نقش اصلی را بر عهده داشته باشد، فلذا مدیریت فتنه 88 بر عهده طرف غربی بوده است. در اثبات این موضوع شواهد بسیار قطعی در مواضع رسمی سكان‌داران غرب، طرح‌های اتاق‌های فكر آمریكایی و رسانه‌های دیداری، شنیداری، مجازی و مكتوب موجود است.

آنچه در این بحث به آن اشاره می‌شود شواهد موجود از دخالت به مدیریت طرف غربی در این سه منبع است. 1- بنیادهای غربی حامی براندازی: به نتیجه نرسیدن پروژه‌های جنگ سخت در ایران سبب شد نظام سلطه جهت پیگیری اهداف خود در ایران و خاورمیانه فایل خاصی در اتاق‌های فكر خود برای ایران پدید آورد، موید این موضوع تعدد فایل‌های قابل ملاحظه‌ای است كه تولیدات موسسات برانداز پیرامون ایران است. مرور پژوهش‌های انجام شده در بنیادهای غربی طی سال‌های نزدیك به 2009 نشان می‌دهد كه تحلیل‌گران از عدم وجود یك استراتژی كلان‌نگر پیرامون ایران و غرق شدن در تاكتیك‌هایی چون ایران منهای انرژی هسته‌یی هستند و به دنبال یك استراتژی مدون هستند. به وجود آمدن چنین دیدگاهی است كه موجب می‌شود به یك باره تعداد پژوهش‌ها پیرامون دستیابی به یك استراتژی كلان در برخورد با ایران و بازشناسی اركان جمهوری اسلامی اوج گیرد.

لازم به ذکر است، قرائت این گزارش که چندی پیش توسط پاسدار حسین فدائی، عضو کمیسیون اصل 90 در صحن مجلس صورت گرفت، با واکنش های تند فعالان جریان اصلاحات و برخی نمایندگان مجلس و جنبش سبز روبرو گردید، که آنرا غیر واقعی، محفلی و اهانت آمیز خواندند.