سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» نامه به رهبری؛ سند شجاعت ابوالفضل جنبش سبز

ابوالفضل قدیانی؛ خط شکن سبزها

چکیده :امروز کانون مبارزه با دیکتاتوری و خودکامگی، سلولهای سرد انفرادی و شکنجه گاه هایی است که برای به زانو در آوردن فرزندان این ملت برپا کرده اند،اما کانون امید ملت ایران شده است. امروز ابوالفضل ها دست یاری به حسین می دهند ولو دستانشان در زنجیر خودکامگان قفل باشد. اما زبانش سبز است و دلشان با یاد خدا...


کلمه-بیتا موحد: 
ابوالفضل قدیانی را به مسن ترین زندانی سیاسی جنبش سبز می شناسند؛ اما او شجاع ترین، صریح ترین و گویاترین عضو جنبش سبز است.

می خواهند به جرم توهین به رهبری سه سال دیگر بر حبسش بیافزایند، غافل از آنکه او ابایی ندارد که در محکمه ملت به جرمی که متهم شده فریاد کند و همه آنچه اینان سعی در کتمانش دارند با رساترین کلام باز گوید. سخن دل میلیونها ایرانی. سخنی که همه جا در خانه و کوچه و خیابان، حتی وقتی مسافر چند دقیقه ایی یک ماشین کرایه ای هستی می شنوی، انقلاب نکردیم که شاه بازگردد!

امروز ابوالفضل قدیانی با صدای بلندی که دیوارهای سرد اوین هنوز نتوانسته اندکی از صلابتش کم کند، همان را فریاد می کند ” من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.”

چه کسی ذی صلاح تر از او می تواند مدعی انقلابی شود که برایش شش سال در زندان های ساواک شکنجه شده و برای حفظش آن زمان که دشمن بعثی با کمک همه دست نشاندگان منطقه ای و بین المللی بسیج شده بودند، جان بر کف در جبهه حاضر شده بود.

قدیانی نماینده سه نسل و زبان گویا انقلابیون، حامیان جمهوری اسلامی و جنبش سبز مردم ایران است. سخن او سخن همه کسانی است که هنوز در هوای آرمانی های بلند انقلاب نفس می کشند و جمهوری اسلامی را ثمره مبارزات دویست ساله ملت ایران می دانند.

قدیانی بی هیچ ملاحظه ای بدون اجمال و لفافه صریح و بی پرده بر مشکل بنیادی کشور که استبداد است دست گذاشته و بدون تعارف شخص رهبری را مورد خطاب قرار داده و او را مسئول همه فجایع و مظالم دانسته است.

برای کسی که مسن ترین زندانی خوانده اند و خانواده اش بیم آن دارند که سلامتش در خطر باشد به لحاظ سابقه بیماری قلبی و بستری بودن در بیمارستان، نامه اخیرش “سند افتخار” همه زندانیانی است که طی این مدت مظلومانه آماج همه کین ها و حملات بوده اند.

همانگونه که مانیفست انتخابات و عدم مشارکت در آن از سوی آزادگان سرفراز فصل الخطابی بود در مباحث انتخاباتی، نامه ابوالفضل قدیانی هم فصل جدیدی است در تاریخ مبارزات جنبش سبز. آنها که می خواهند رهبری را بری از این مظالم کنند و هاله قدسی به دورش کشند. آنان که در مانور بصیرت نمی دانند در کدام سو باشند. قدیانی تکلیف را روشن کرده و جبهه حق را برگزیده، بدون اندکی شک و دو دلی.

او شک ندارد که آنچه این روزها در برابر چشمان حیرت زده و مبهوت مردم به تصویر کشیده می شود چیزی نیست جز همان ” چهره استبداد سلطانی” که اینک در قالب ولایت فقیه می خواهد این مردم را رنج دهد. او این قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقه‌ی ابدمدت را خیانتی آشکار در حق آرمان ها و منافع ملی می داند. 



قدیانی استبداد را ” ام الفساد” می داند همه آنچه این روزها به نام فساد اقتصادی و مالی و قضایی و بی آبرویی در سطح بین المللی در جریان است در اثر حاکمیتی است که راه را بر مصلحان و دلسوزان بسته و کشور را به سراشیبی سقوط کشانده است.

از نظر این آزاد سرفراز اوین، ” اعمال استبدادی و خودکامگی” است که نظام جمهوری اسلامی را دچار فرسودگی و فروپاشی کرده .

قدیانی سخن حق را صریح می گوید و بازی با کلمات ندارد. انتخابات را او “قمار شومی” می داند که در دستان رهبری است و به یاد رهبری می آورد که قذافی ها و حسنی مبارک ها هم انتخابات داشتند و هم مجلس فرمایشی. 

این زندانی سیاسی بی پرده پوشی سخن میلیونها ایرانی را به زبان می آورد ” دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه ” اوست. این کلام یعنی شور تازه ای در مبارزات مدنی ملت ایران. اگر در 25 خرداد پرسش از رای من بود. امروز در اثر سیاستهای خودکامه و نابخردانه نوک این حمله به سمت رهبری نشانه رفته و شرکت در شوی انتخابات اسفندماه به کلی از صفحه مبارزات جنبش سبز پاک شده است.

امروز این آزاده سرفراز انقلابی زندانی دو نظام الگوی استقامت، پایداری بر هدف از درون زندان اوین است. امروز کانون مبارزه با دیکتاتوری و خودکامگی، سلولهای سرد انفرادی و شکنجه گاه هایی است که برای به زانو در آوردن فرزندان این ملت برپا کرده اند،اما کانون امید ملت ایران شده است. امروز ابوالفضل ها دست یاری به حسین می دهند ولو دستانشان در زنجیر خودکامگان قفل باشد. اما زبانش سبز است و دلشان با یاد خدا آرام.

قدیانی پیش از رفتن به زندان گفته بود شاید ” عمرمان قد ندهد” اما این جنبش به اهداف بلند خود خواهد رسید. همانگونه که او می داند در سنت الهی وقتی ظلم و جور فربه شود خواهد شکست. هنگامه موساست که با عصایش نیل را گشود و با کلامش سحر ساحران را باطل کرده است. صدای شکستن استخوان فرعون ها دیربازی است که از کاخ ها شنیده می شود، اما خداوند بر دلها و گوشهایشان پرده نهاد و “فراعنــه زمانی صـــــــــدای ملــــــــت را می شنوند که دیر شده است. “الیس الصبح بقریب؟! قدیانی ها عمرشان “قد” می دهد. تاریخ سیر نزولی به خود ندیده است. این سنت الهی است. دیر نیست که باز زمستانی بهار شود و فجر سپیده ای در بهمنی بدمد.


20 پاسخ به “ابوالفضل قدیانی؛ خط شکن سبزها”

  1. حاج احمد گفت:

    درود به اين ابرمردان وطن پرستان راستين ومسلمانان راستين درو به شرف وشجاعتشان اميدوارم ملت رشيد ايران به صداي بزرگمردا نداي مثبت بدخند ودر اين انتصابات ديكتاتوري شركت نكنند

  2. علی گفت:

    درود بر این بزرگمرد قهرمان شرم بر ما که نشسته ایم و تماشا می کنیم. امروز هر ایرانی باید این پیام را به گوش همه برساند. نامه قدیانی باید به خانه همه ایرانیان برود تا بدانند صدای آنان خاموش نشده است.

  3. ناشناس گفت:

    درود درود

  4. سید محمد گفت:

    ظالم رفتنی است.

  5. ناشناس گفت:

    یا حسسسسسسسسسسسسسسین یا ابو الفضل.

  6. ناشناس گفت:

    این هم لبیک ابوالفضل به هل من ناصرنی حسین.

  7. ناشناس گفت:

    آسیاب به نوبت. نفر بعدی نوبت خاندان سلطنتی جناب اسد است. به بهانه “مبارزه” نمیشود استبداد مادام العمر ایجاد کرد و نسل و حرث ملت ها را به نابودی کشید.

  8. ناشناس گفت:

    درود به این ابرمردان وطن پرستان راستین ومسلمانان راستین.

  9. ما این را می خواستیم؟راست میگه گفت:

    والله دهن این مرد را باید بوسید که هم دل شیر دارد و هم زبان گویا و مغزش هم درست کار می کند. والله تمام حرفهایش درست است ما آن کارها را کردیم که شاه برود و سلطان بیاید. بابا تاجایی که من یادم هست ما میرفتیم در خیابانها علیه شاه تظاهرات می کردیم و یواش یواش شعار دادیم که استقلال آزادی “عدالت اسلامی” . سرجدم یکی به من توضیح بدهد “عدالت اسلامی” کجایش به معنای جمهوری اسلامی است کجایش به معنای ولایت فقیه است کجایت به معنای ولی مطلقه فقیه است. کجایش حکم حکومتی است کجایش به معنای اینست که یک نفر آدمی که سنش از هفتاد گذشته و اصلا معلوم نیست که مخش تا چه حدی کار می کند آن بالا بنشید و در مورد همه کارها حتی علوم انسانی نظر بدهد. نظر که چه عرض کنم دستور بدهد. راجع به انرژی اتمی، ارز، تجارت جهانی، مدیریت جهانی، شیعه ، اسلام زناشویی، مشکلات دانشجویی ما غلط کردیم که خواستار این روزها بوده باشیم. چی میخواستیم چی گیرمان آمد؟ خوش به حال آن کسانی که سالها پیش مردند و این روزهای نکبت بار را ندیدند.

  10. میثم گفت:

    مرا به یاد آخرین نامه سعیدی سیرجانی به آقای خامنه ای انداخت . زبانی صریح و بی پرده . امید به سلامتی و بودن بیشترشان بین ما

  11. ناشناس گفت:

    سلام
    لطفا نسخه قابل چاپ سایت را تصحیح کنید تا امکان چاپ درست و سریع مطلب وجود داشته باشد .

  12. ناشناس گفت:

    خطاب به نویسنده سایت: چه سپیده ای از پس بهمن برون آمد که این چنین بر نجوای خروشان مبارز پرده می کشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    دیر نیست که باز زمستانی بهار شود و فجر سپیده ای در بهمنی بدمد.

  13. ناشناس گفت:

    سبزها خط شکنی را باید از این مرد دلیر یاد بگیرند. ازجمله خود من و با اجازه شما منهم زبان باز می کنم و رسما اعلام می کنند من از این امامزاده نظام معجزه ای نمی ببینم و فکر نکنم این نظام با اصلاحات هم به جایی برسد. باید کنار برود و مردم حکومتی دلخواه خود بوجود آورند. به اعتقاد من سیاست کلی جنبش سبز باید استقرار حکومتی ملی و لاتیک باشد. احترام دین به جای خود اما امری شخصی و خصوصی و درحریم خانواده. اما دین بهیج عنوان دخالتی در اداره مملکت و سیاست نبایست داشته باشد. حتی یک مسیحی هم باید بتواند به ریاست جمهوری ایران برسد. مگر یهودی و مسیحی و بهائی و سنی ایرانی نیستند و این آب و خاک به آنان تعلق ندارد؟

  14. ناشناس گفت:

    درود بر شرف این انسان بزرگوار

  15. ناشناس گفت:


    خدا مي‌داند چقدر خوشحالم كه اين مواضع از سوي يك عضو داخلي جنبش سبز كه به اتهام توهين به خامنه‌اي در زندان است، اعلام مي‌شود. اميدوارم تمام اصلاح‌طلبان، بدون استثناء‌ با شجاعت و صراحت همين مواضع را مدام تكرار كنند و از مماشات و فعل جمع براي اين فرد ذليل به كار بردن جداً بپرهيزند. مرگ ديكتاتوري – مرگ آخرين ديكتاتور تاريخ ايران – نزديك است.

  16. سبز گفت:

    باید از بیست و پنج بهمن دوباره شروع کرد
    این خواست عده ای از مردم از شورای هماهنگیه

  17. مادرسبز گفت:

    این هم از خوبی های جنبشه که با انسانهای بزرگی چون ابوالفضل قدیانی آشنا بشیم خدا حفظتون کنه! آدم امیدوار میشه وقتی این همه صلابت میینه! چهره ی ایشون من و به یاد فیلم عمر مختار میندازه!

  18. ناشناس گفت:

    قدیانی پیش از رفتن به زندان گفته بود شاید ” عمرمان قد ندهد” اما این جنبش به اهداف بلند خود خواهد رسید. همانگونه که او می داند در سنت الهی وقتی ظلم و جور فربه شود خواهد شکست. هنگامه موساست که با عصایش نیل را گشود و با کلامش سحر ساحران را باطل کرده است. صدای شکستن استخوان فرعون ها دیربازی است که از کاخ ها شنیده می شود، اما خداوند بر دلها و گوشهایشان پرده نهاد و “فراعنــه زمانی صـــــــــدای ملــــــــت را می شنوند که دیر شده است. “الیس الصبح بقریب؟! قدیانی ها عمرشان “قد” می دهد. تاریخ سیر نزولی به خود ندیده است. این سنت الهی است. دیر نیست که باز زمستانی بهار شود و فجر سپیده ای در بهمنی بدمد.

  19. ناشناس گفت:

    حظ کردم از دل نوشته دقیق و صحیح آقای قدیانی. گل آلودگی آب از سرچشمه آغاز میشود و همه افراد پایین دست نظام هم درست کار باشند باز گره از کاری باز نخواهد شد. باید به اصل گرفتاری مملکت که استبداد و دیکتاتوری و خودخواهی است پرداخت. این مشکل حل بشود سایر مشکلات هم قابل حل خواهند بود و اگر این مشکل حل نشود بقیه مشکلات هم لاینحل باقی خواهند ماند کما اینکه تجربه دوران اصلاحات این را نشان داد که با درستکاری رئیس جمهور و مجلس هم کارها درست نمیشود زیرا بالا دستی آنها کار ها را خراب میکند ….

  20. ناشناس گفت:

    درود خدا بر تو باد.خیلی مردی