چکیده : این جمعیت در حالیکه میگویند شرایط دشواری را در طول شبانه روز برای فروش اجناس خود میگذرانند، سخنشان با مسوولان این است که اگر با کار این گروه مشکل دارند، زمینه فعالیت دیگر و یا بهبود وضع معیشتی آنها را مهیا سازند و یا آنها را راحت بگذارند.
سرویس اجتماعی کلمه-زهره نقیبی:
ماموران، با دستفروشان زن مترو مرتکب خشونت فیزیکی میشوند. یکی از زنان میگوید: برای اینکه در مترو کالایی نفروشیم با باتوم ما را میزنند. اجناسمان را ضبط میکنند. یک بار دست یکی از ما را شکستند. آن دیگری از برخوردهای توهین آمیز آنها گلایه دارد.
اینجا در زیر زمین تصویر شفاف تری از روزگار سخت تحمیل شده به مردم وجود دارد. حضور دستفروشان زن مترو اگر چه موضوع جدیدی نیست و تعداد آنها نیز رو ز به روز در حال افزایش است؛ اما خود حکایت از فقر و شرایط دشوار اقتصادی مردم دارد که برای گذران زندگی پناه به تونل زیر زمینی آوردند تا از این طریق بخشی از هزینههای سرسام آور زندگی خود را تامین کنند. حضوری که پاسخ آن از سوی اقتدارگرایان نه رسیدگی و نه حمایت بوده است. اینجا در ایران سرکوب است که حکمرانی میکند.
پای صحبت تنی چند از این جمعیت حاضر در مترو نشستیم که درپی میآید:
باتوم، شوکر، توهین سهم زنان زیر زمین
بر روی صندلی انتظار مترو نشسته است، سرخی صورت زن میانسال که سرش را پایین انداخته نشان از عصبانیت او دارد. کنار دستیاش میگوید تا شب چند بار برو التماس و اصرار کن وسایلت را بگیر. میگوید نزدیک ۵۰ هزار تومان جنس همین صبح امانی برای فروش در مترو خریده که در ایستگاه صادقیه با حمله ماموران از او ضبط شده و اصرار و خواهش برای دریافت بیفایده بوده است. دیگران هم یک به یک میآیند برای دلداری و به همدیگر سفارش میکنند که ماموران بیشتر در چه ایستگاههایی مستقر هستند که با آنها درگیر نشوند. میگویند قدرت تامین هزینههای خانوار را ندارند و اتکای آنها بیشتر بر اجناسی است که آن را هم نیز به صورت امانی برای فروش در مترو میآورند.
یکی از آنها خانم جوان چادری است که وقتی با او هم صحبت میشوم میگوید چون شوهرش هم بیکار است مجبور است در مترو کار کند. میگوید همسرم حتی راضی به کار سرایداری هم شده است؛ اما وقتی برای همین کار هم مراجعه کرده میگویند کارگر افغانی میخواهند. به هر حال من باید جبران کنم تا هزینه زندگی تامین شود. چادرش را باز میکند و ساک پر از وسایل را نشان میدهد که هر روز برای فروش آن را حمل میکند.
او که از برخورد ماموران پلیس گلایه دارد، میگوید: حرفهای توهین آمیز میزنند.
این نحوه برخورد با زنان دستفروش مترو در حالی است که سید جعفر تشکری هاشمی، معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران اذعان کرده است: «قانونی برای اینکه از دستفروشی در مترو جلوگیری کنیم وجود ندارد و دستفروشان نیز قابل ارجاع به مراجع قضایی نیستند و علی رغم تلاشهای شرکت بهرهبرداری مترو به نظر میرسد راهکاری برای حل این موضوع وجود ندارد.»
یکی دیگر از زنان اضافه میکند خیلی اذیت میکنند. با دستبند شوکر، باتوم ما را کتک میزنند. اما ما باز میآییم. اگر چاره داشتیم کار داشتیم در رفاه بودیم که دوباره بر نمیگشتیم. چرا؟ چون میخواهیم آبرومندانه زندگی کنیم. کار کنیم. بارها زد و خورد شده و همه ما باز برای کار برگشتیم. از سر ناچاری است.
دستفروشی بهتر از گرسنه ماندن است
سرپرست خانوار است و دغدغه تامین مخارج زندگی را دارد. میگوید اجناس سبک را برای خرید انتخاب میکند تا حمل و نقل آن آسان باشد و ماموران متوجه آن نشوند و اجناسمان را ضبط نکنند. دایم اضطراب و استرس داریم که اجناس را نگیرند. گرانی است دیگر باید خرج زندگی را فراهم کرد. کرایه خانه خرج بچهها خورد و خوراک همه اینها هست. نمیتوانیم کار نکنیم. اگر میخواهند ما اینجا نباشیم برایمان کار پیداکنند.
آن دیگری اضافه میکند: من و شوهرم هر دو کار میکنیم اما کفاف زندگی را نمیکند. مجبوریم در مترو دستفروشی کنیم. نمیشود که گرسنه بمانی. زندگی است.
این گلایهها در حالی است که محمود احمدینژاد چندی پیش با اشاره به اینکه در طرح هدفمند کردن یارانهها بیش از ۷۳ میلیون نفر یارانه دریافت کردند، گفته بود: این بدان معناست که کسی گرسنه نمیماند و به نان شب محتاج نیست.
محمدرضا رحیمی، معاون اول او نیز وجود فقیر و گرسنه در کشور را منکر شده و گفته است: «امروز در جمهوری اسلامی هیچ فردی سر بر بالین گرسنگی نمیگذارد با توجه به خسارتهایی که در جنگ تحمیلی و از تحریمهای ظالمانه برای ما ایجاد شده است، امروز در جمهوری اسلامی یک گرسنه وجود ندارد.»
مجموعه اظهاراتی که حکایت صفر بودن اطلاعات رییس دولت و معاون او از وضعیت معیشتی مردم دارد، چرا که این روزها کسی نیست که شبههای در مورد چالشهای معیشتی مردم، بیکاری و تورم داشته باشد.
یکی از زنان میگوید: مسوولان همه از حضور ما در مترو با خبرند. یکبار برای اعتراض جلوی مجلس رفتهایم و هم مشکلات را به معاون احمدینژاد رساندیم؛ اما دریغ از حمایت و توجهی. چه کنیم دزدی و گدایی کنیم؟ یک بار وعده دادند برایمان غرفه درست میکنند که کمک نکردند.
جمعیت بیکار کشور جذب بازار دستفروشی شده است
لیسانس هوشبری دانشگاه دولتی است و چند سالی است در مترو مشغول دستفروشی است. متوجه صحبت همکارانش که میشود بلند فریاد میزند، اینها همه از خودشان هستند. میپرسند اما علیه ما مینویسند.
با او هم صحبت میشوم و او را راضی برای گفتوگو میکنم. از درآمدش راضی است اما گلایهاش از آزار و اذیتهای ماموران پلیس است که اجازه فعالیت به آنها را نمیدهند. میگوید با همه ما بیاحترامی میکنند. میگویند برو توی خیابون خودفروشی کن. ادامه میدهد که خواهرش نیز که لیسانس پرستاری دارد با او در مترو کار میکند. وقتی کار نیست راه دیگری نداریم. اما در مورد کارمان مقاومت میشود. وقتی هم که اجناسمان را میگیرند کلی ضرر میکنیم. با این حال مردم از ما حمایت میکنند و پشتیبان ما هستند.
کیفش را نشان میدهد و میگوید: این جنسها را با گرو گذاشتن کارت ملی و شناسنامه میگیریم. درآمدمان اینجا که خیلی نیست. اما باز بهتر از هیچی است. او میگوید: بیکاری و نبود شغل باعث شده بسیاری جوانان اقدام به فروش کالا در مترو کنند.
بر اساس این گزارش، بخشی از جمعیت دستفروشان زن مترو را نیز جوانان جویای کار و دانشجویان شامل میشوند. این در حالی است که دولت احمدینژاد میگوید سال گذشته یک میلیون و ششصدهزار شغل ایجاد کرده است و میخواهد در سال جاری دو میلیون و نیم شغل دیگر نیز ایجاد کند. ارایه این آمار در شرایطی است که تا پیش از این حتی در بهترین وضعیت یعنی با رشد اقتصادی بیشتر از شش درصد، دولت به سختی میتوانست ۷۰۰ هزار شغل در سال ایجاد کند و به اعتقاد منتقدان با وجود کاهش شدید رشد اقتصادی در وضع موجود، ایجاد این تعداد شغل امکانپذیر نیست.
مرکز پژوهشهای مجلس نیز ایجاد یک میلیون و ششصدهزار شغل در سال گذشته و برنامه ایجاد دو میلیون و پانصدهزار شغل در سال جاری را «مورد تردید جدی» قرار داده و با کنار هم گذاشتن اطلاعات و آمار سالهای قبل اعلام کرده چطور میتوان پذیرفت وقتی در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶ با رشد اقتصادی حدود شش درصد به طور متوسط سالانه ۷۶۴ هزار شغل ایجاد شده، در سال گذشته با رشد یک درصدی یک میلیون و ششصدهزار شغل ایجاد شده باشد.
از قشرهای مختلف در بین دستفروشان مترو به چشم میخورد. دانشجویی که برای مخارج تحصیل اینجاست تا جوانان بیکاری که شغلی نیافته و رو به دستفروشی آوردند. از سرپرستهای خانوار که حمایتی از آنها صورت نمیگیرد تا بچههای کم سن و سالی که هم پای مادران خود در مترو دستفروشی میکنند. جمعیتی که حضورشان زاییده شرایط نامناسب اقتصادی و بیکاری تحمیل شده ناشی از سیاستهای دولت است. آمار دقیقی از زنان دستفروش در مترو وجود ندارد. خود آنها میگویند جمعیتی حدود ۸۰۰ هزار تا یک میلیون نفرند. میگویند خودمان آمار خودمان را بهتر داریم.
این جمعیت در حالیکه میگویند شرایط دشواری را در طول شبانه روز برای فروش اجناس خود میگذرانند، سخنشان با مسوولان این است که اگر با کار این گروه مشکل دارند، زمینه فعالیت دیگر و یا بهبود وضع معیشتی آنها را مهیا سازند و یا آنها را راحت بگذارند.