چکیده : حاصل و دستاورد سیاستگذاری دولتهای نهم و دهم و نظارت غیر موثر مجلس موجب شده است دولت بدهکارترین دولت تاریخ شود. این وضع نامساعد را جدی بگیریم و تهدیدهای بالقوه تحریمها را با سادهانگاری کم اثر نشان ندهیم.
صادق زیباکلام
پاسخ رسمی مسوولان و دولتمردان ایرانی به تحریمهای اعمال شده غرب این است که این تحریمها تاثیری بر اقتصاد ما نداشتهاند. برخی مسوولان گامی جلوتر گذاشته و میگویند تحریمها موجب تقویت بنیان اقتصادی ایران شده و ما قادر شدهایم بسیاری از کالاها و مواد اولیه مورد نیاز و ماشینآلات، وسایل و ابزارهای نیم ساخته را که بهواسطه تحریم به بازار ایران وارد نمیشود را از داخل کشور تامین کنیم.
برخی دیگر استدلال میکنند که تحریم شرکتهای بزرگ نفتی غرب در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی موجب شدهاست شرکتهای داخلی نیرومند داخلی آستین بالا زده و یک شبه ره صدساله بروند و پیشرفتهای چشمگیر را تجربه کنند. به گفته این مسوولان، شرکتهای ایرانی وارد پروژههایی شدهاند که غربیها هرگز تصورش را نمیکردند.
علاوه بر این بارها شنیده و خواندهایم که وقتی یک شرکت نفتی غرب اعلام کرده در ایران فعالیت نمیکند، مسوولان تاکید کردهاند که شرکتهای داخلی جانشین آنها شدهاند و هیچ مشکلی پیش نیامده است. اما این یک روی سکه است و در روی دیگر سکه، آثار تلخی از پیامدهای منفی تحریم را می شنویم. از جمله گفته میشود که کشور 700هزار نفری قطر بیش از دو برابر ایران از میدان مشترک گازی پارس جنوبی برداشت کرده است.
بدیهی است که این اقدام قطریها به نبوغ آنها بستگی ندارد، بلکه تحریمهای ایران موجب شده است بسیاری از فازهای پارس جنوبی با تاخیر در اجرا مواجه شوند، در حالی که قطریها این محدودیت را ندارند و با سرمایهگذاری و تکنولوژی غربی از ایران سبقت گرفتهاند. از این دست مثالها در فضای صنعت و گاز و پتروشیمی و عقب ماندن ایران در برداشت از حوزههای مشترک فراوان است که یک نمونه آن حوزه نفتی فروزان است که نمیتوان گفت تحریمها در این حوزه بیاثر بوده و هستند. کاهش میزان تولید نفت آثار جدی در استفاده از چاههای نفت دارد. همچنین گفته شدهاست که چاههای نفت ایران با افت فشار مواجه و بنابراین تولید کاهش یافته است و برای جلوگیری از این وضع نیازمند تکنولوژیهای پیشرفتهای هستیم که در اختیار شرکتهای غربی است و به ایران نمیدهند. این وضع موجب شده است که احتمال کاهش صادرات نفت ایران که حدود 5/2میلیون بشکه در روز است افزایش یابد.
این اتفاق در حالی رخ داده است که وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای حاصل از صادرات نفت در دولت احمدینژاد به مراتب بیشتر از دولتهای گذشته است. در دولتهای هاشمی رفسنجانی و خاتمی بودجههای سالانه براساس نفت 20 تا 35 دلاری بسته میشد، در حالی که در دولت احمدینژاد قیمت هر بشکه نفت در بودجههای سالانه حتی تا قیمت 80دلار برای هر بشکه نفت بسته شده است. این وابستگی خارج دولتی و بودجه عمومی به درآمدهای نفت به اندازهای شده است که کارشناسان میگویند اگر قیمت هر بشکه نفت کمتر از 80دلار باشد، تامین منابع برنامههای عمرانی و حتی هزینههای جاری با بحران مواجه میشود. از طرف دیگر گزارشهای رسمی منتشر شده از سوی نهادهای قانونی نشان میدهد از زمان روی کار آمدن اصولگرایان در سال 1384، حساب ذخیره ارزی یا صندوق ذخیره ارزی نیز مانده قابل توجهی ندارد. بیانضباطیهای گسترده دولتهای نهم و دهم در حوزه مالی و ارزی ذخایر ارزی کشور را در شرایط مبهم قرار داده است و این در حالی است که امارات و سایر کشورهای صادرکننده نفت با استفاده از افزایش درآمدهای نفتی در سالهای اخیر طرحهای زیربنایی سنگینی را تعریف و اجرا کردند.
حاصل و دستاورد سیاستگذاری دولتهای نهم و دهم و نظارت غیر موثر مجلس موجب شده است دولت بدهکارترین دولت تاریخ شود. این وضع نامساعد را جدی بگیریم و تهدیدهای بالقوه تحریمها را با سادهانگاری کم اثر نشان ندهیم.
منبع: ماهنامه صنعت و توسعه