چکیده : آنچه این روزها بیش از پیش برعهده فعالان سیاسی است، یافتن راهکارهایی است که بتوان زمینه های مشارکت مردم را فراهم کند، مشارکتی فعال نه انفعالی. مشارکتی که مسئولیت ساز است و تعهد می آورد. مشارکتی که پرسشگری می کند و از رای گمشده اش نشان می خواهد. مشارکتی آگاهانه که نماینده ای به مجلس می فرستد که توان ایستادگی در برابر صاحبان زر و زور و تزویر را دارد، مشارکتی که وکیلش صدای مردم است نه شعبه ای از بیت رهبری
کلمه-بیتا موحد: شورای هماهنگی راه سبز امید با انتشار سومین بیانیه خود درباره انتخابات مجلس با غیر قانونی و ناعادلانه اعلام کردن انتخابات مجلس آینده شرکت در این نمایش انتخاباتی را مغایر با مصالح ملت و کشور دانست. این شورا پیش از این نقطهی عزیمت و گام نخست حاکمیت در فراهم کردن زمینه های حل بحران جاری، آزادی میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان و نیز کلیه زندانیان سیاسی به عنوان مظهر آزادی سیاسی و انتخابات آزاد اعلام کرده بود. درخواستهایی که نه تنها به اجابت نرسید و حاکمیت را بر سر عقل نیاورد بلکه حبس ها و محدودیتها ادامه یافت و پایانی بر این اقتدارگرایی مشاهده نمی شود.
بی شک نگاهی به شرایط اجتماعی و سیاسی، محدودیت گروه های سیاسی و چینش نیروهای حامی حاکمیت نشان از آن دارد که انتخابات پیش روز فاقد تمامی استانداردها و ضوابط لازم برای یک انتخابات «آزاد و منصفانه» است. شورای هماهنگی راه سبز امید با چنین پیش زمینه ای که افق پیش رو را به نمایش گذاشته است، هرگونه امکانی را برای برگزاری یک انتخابات به معنای واقعی آن منتفی میبیند. باوری که بسیاری از فعالان و کنشگران سیاسی بر آن اذعان دارند و معتقدند با چنین فضایی ورود به انتخابات و ارائه لیست بر دامنه بی اعتمادی عمومی خواهد افزود و نه تنها گره ای از بحران مشروعیت حاکمیت حل نخواهد کرد بلکه شکاف دولت – ملت را عمیق تر خواهد کرد.
اما در این میان وظیفه اصلاح طلبان چیست؟ اصلاح طلبان که بهجز صندوق رای میدان دیگری برای مبارزه ندارند، اگر قرار باشد این صحنه را هم از دست بدهند طی چهار سال آینده چه بستری برای فعالیت سیاسی خواهند داشت؟ تجربه احزاب در ایران نشان داده است که گروه های خلق الساعه و وابسته به صاحبان قدرت نخواهد توانست زمینه های مشارکت سیاسی و تشکیل جامعه مدنی را فراهم آورد. شرط اولیه حیات طیبه ای که در منشور سبز به آن وعده داده شده است، گسترش آگاهی در میان اقشار مختلف مردم از طریق تشکیل شبکه های اجتماعی مختلف است تا بدینوسیله جامعه صاحب رای به دنبال مطالبات سیاسی و آزادی های مدنی باشد. تزریق نهادهای مدنی و سیاسی توسط دولت در این راه کمکی نخواهد بود. آنچه این روزها بیش از پیش برعهده فعالان سیاسی است، یافتن راهکارهایی است که بتوان زمینه های مشارکت مردم را فراهم کند، مشارکتی فعال نه انفعالی. مشارکتی که مسئولیت ساز است و تعهد می آورد. مشارکتی که پرسشگری می کند و از رای گمشده اش نشان می خواهد. مشارکتی آگاهانه که نماینده ای به مجلس می فرستد که توان ایستادگی در برابر صاحبان زر و زور و تزویر را دارد، مشارکتی که وکیلش صدای مردم است نه شعبه ای از بیت رهبری. مشارکتی که مجلس را تجسم خواسته بنیانگزار جمهوری اسلامی کند و آن را در راس امور قرار دهد نه مجلسی که صدای عربده کشی آنان که روزی همه افتخارشان این بود که پرونده قتل در زندگی خود دارند، مرگ بر مصلحان و دلسوزان سردهند و در “خانه ملت” بر خون به ناحق ریخته جوانان مردم رجز خوانی کنند و شهامت پرسشگری از عوامل و اوامر قتل و غارت و خشونت را نداشته باشند.
جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی فراگیر و دامنه دار است که ریشه در مبارزات ضد استبدادی دویست ساله کشور دارد. گسترش اطلاعات و دسترسی گسترده به رسانه های جمعی و افزایش کانالهای ارتباطی از ویژگی های منحصر بفردی است که در این عصر انفجار اطلاعات در اختیار جنبش های اجتماعی قرار گرفته و آن را توانمند کرده که بتواند در کوتاه مدت پیام خود را جهانی کند. وقتی پیامی قابلیت جهانی شدن دارد، خواهد توانست در فضای داخلی جامعه هم تعمیق شود و امروز این وظیفه همه فعالان و کنشگران سیاسی و اجتماعی که به گسترش آن بپردازند. امروز وظیفه همه فعالان جنبش سبز، دانشجویان، کنشگران اجتماعی و سیاسی گسترش این آگاهی است که صحنه آرایی که برای انتخابات مجلس نهم شده است، نمایندگان واقعی مردم را به “خانه ملت” نخواهد فرستاد. آنان که در دزدیدن میلیون ها رای سبزها در انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری شرم نکردند، از به غارت بردن رای حوزه های انتخابیه کوچک و بزرگ هراسی به دل نخواهند داد. بهارستان این بار جایگاه نمایندگان مردمی نخواهد بود و همانگونه که ماههاست اصولگرایان وعده می دهند قرار است وکیل الدوله ها از گنج قارونی که از اختلاس و دزدی فراهم کرده اند، رای بخرند و سه چهارم کرسی های مجلس را از آن خود کنند.
مردم در انتخاباتی شرکت می کنند که مجلس برآمده از “در رأس همه ارگانها واقع است و آن “مجلس، ملت است که متبلور شده و تحقق پیدا کرده است”* نه انتخاباتی که به گفته خودشان با زر و زور و تزویر و تقلب برپا می شود.
* امام خمینی؛ صحیفه امام،ج17صفحات: 248 ، چهارم بهمن 1361