چکیده : "منتقدان هر اندازه اصرار دارند که بگویند ما بر انداز و مخالف نیستیم و ما فقط منتقدیم، حاکمیت و حداقل بخش رادیکال آن دو چندان اصرار دارد که بگوید شما منتقد نیستید و براندازید و خود با جفاهائی که بخصوص در این سه سال به مردم و به فعالان سیاسی بویژه به شخصیتهای محترم و محبوب مردم کردهاند سر تا پا آلوده به گناهند و باید توبه کنند ولی به ما می گویند که شما باید توبه کنید! چرا ؟"
دبیرکل مجمع روحانیون، با تحلیل و اشاره به فضای حاکم بر جامعه گفت: “به حاشیه راندن اول کار است. این جماعت خیال داشته اند و دارند که ما را از این دنیای بیمقدار بیرون کنند… پس اگر این است چرا فریادتان گوش فلک را کر می کند که ما آزادترین کشور جهانیم ، ما بهترینیم ، ما قویترینیم ، ما بالاترینیم و ما… و ما…”
به گزارش تارنمای «آهنگ راه»، محمد موسوی خویینی ها در ادامه پاسخگویی به سوالات کاربران این وبسایت شخصی، در خصوص دلیل به حاشیه رانده شدن اصلاح طلبان و طیف فکری نزدیک به مجمع روحانیون می گوید: “منتقدان هر اندازه اصرار دارند که بگویند ما بر انداز و مخالف نیستیم و ما فقط منتقدیم، حاکمیت و حداقل بخش رادیکال آن دو چندان اصرار دارد که بگوید شما منتقد نیستید و براندازید و خود با جفاهائی که بخصوص در این سه سال به مردم و به فعالان سیاسی بویژه به شخصیتهای محترم و محبوب مردم کردهاند سر تا پا آلوده به گناهند و باید توبه کنند ولی به ما می گویند که شما باید توبه کنید! چرا ؟”
وی با اشاره به اصرار حاکمیت به اصلاح طلبان برای توبه کردن، ادامه می دهد: (آنها می گویند) چون گفتیم خفه شوید و شما باز هم صدا به اعتراض بلند کردید و خفه نشدید . آیا این است معنی احترام به مردم ؟ این است معنیِ این که مردم ولینعمت ما هستند ؟ ما مگر چه اعتراضی کردهایم که گناه آن نابخشودنی است؟ ما اعتراض به وزارت کشور کرده ایم ، ما به شورای نگهبان اعتراض کردهایم، اگر اینطور است پس اگر ما به رئیس جمهور یا بالاتر اعتراض کرده بودیم حتماً مشکل با توبه هم حل نمیشد وتنها راه چاره اعدام بود ؟! پس اگر این است چرا فریادتان گوش فلک را کر می کند که ما آزادترین کشور جهانیم ، ما بهترینیم ، ما قویترینیم ، ما بالاترینیم و ما… و ما…
روزگار عجیبی است ؟!
خویینی ها در مورد اقدامات حاکمیت در حوزه سیاست خارجی و حملات آزادانۀ لباس شخصی ها به سفارتخانه های خارجی اظهار داشت: می گویند که انتقاد و اعتراض آری ولیکن هر وقت لازم باشد ما خودمان انتقاد و اعتراض می کنیم ، عدهای ساماندهی و بسیج میشوند تا حمله کنند به سفارت انگلیس تا مثلاً ادای اشغال لانه جاسوسی را در بیاورند ( البته یادشان رفته بود که گفته بودند آن قضیه زیر سر خود آمریکائیها بوده است ) سپس صدا وسیما و جماعتی طبل پیروزی می نوازند ( وماجرا می شود مصداق آن جمله معروف :- خود گوئی و خود خندی عجب مرد هنرمندی). در این مرحله که آقایان سرمست این پیروزی بچگانهاند کسی حق ندارد بگوید این چه کاری است که می کنید و هر کس هم اعتراض کند انگلیسی است و وابسته به بیگانه.
وی با انتقاد از حملۀ لباس شخصی های حامی حکومت به سفارت انگلیس که از آنها به عنوان “دانشجو” نام برده شده بود، می گوید: “پس از این مرحله وقتی بازخورد منفی ماجرا را میبینند و مشاهده می کنند که مردم نه تنها هیچ شوری و تحسینی و تشویقی از خود نشان نمی دهند بلکه با یک دنیا ابهام و شک و تردید به قضیه نگاه می کنند، خودشان شروع می کنند به انتقاد و اعتراض و… ملاحظه می کنید که منطق آقایان این است که انتقاد آری ولی شما حق ندارید انتقاد کنید، هر وقت لازم شد ما خودمان تشخیص می دهیم که جای انتقاد کجا است و چه مقدار لازم است! چگونه باید انتقاد کرد که هیچ مسئولی مقصّر و حتی قاصر هم شناخته نشود و تنها همان عده سامان داده شده و بسیج شده محکوم شوند که چرا خودسرانه و فراتر از قانون و حرکتی فاقد عقلانیت انجام دادهاند ؟! و البته انگلستان هم غلط می کند که نپذیرد که این حرکت خود جوش و خودسرانه بوده است!”