شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» فقط به یاد امام حسین گریه نکنید

» به حال کسانی که داغ شهید موسوی ها دامنشان را خواهد گرفت هم گریه کنید

سه‌شنبه, 6 دسامبر, 2011

چکیده : عابران تهرانی خسته و دلزده اند. اما سبز بودنشان را همه جا با خودشان می برند. سبز بودن مثل سایه باماست. خیالشان می کنم که از کنار این بیت می گذرند و یاد تو می کنند. مگر می شود به سرو سبز داغدیده فکر کرد و در تهران ماتم زده بود و با داغ امام حسین به دل داغدیده میر فکر نکرد که در عاشورای ۸۸ یکی از آن هفتاد و چند داغ را به سینه اش گذاشتند و او همچنان صبورانه ایستاد و حتی حاضر نشد برای آن داغ بیانیه ای جداگانه بدهد.


کلمه-زهرا صدر: شنیده ام که محرم امسال تا دلت بخواهد پلاکاردهایی چاپ و نصب شده که روی زمینه قرمز آن سرو شیراز سبز زیبایی هست. سروی گرافیکی و ساده اما به تمامی سبز و باوقار!

این سروهای سبز را روی زمینه خون های شتک زده، جا به جا توی اتوبان ها و میدان ها و خیابان ها جلوی چشم عابران خسته تهرانی چسبانده اند و زیرش با مشکی نوشته اند: این سرو که در میان خون می بینید، هفتاد و دو داغ دیده اما برپاست!

عابران تهرانی خسته و دلزده اند. اما سبز بودنشان را همه جا با خودشان می برند. سبز بودن مثل سایه باماست. خیالشان می کنم که از کنار این بیت می گذرند و یاد تو می کنند. مگر می شود به سرو سبز داغدیده فکر کرد و در تهران ماتم زده بود و با داغ امام حسین به دل داغدیده میر فکر نکرد که در عاشورای ۸۸ یکی از آن هفتاد و چند داغ را به سینه اش گذاشتند و او همچنان صبورانه ایستاد و حتی حاضر نشد برای آن داغ بیانیه ای جداگانه بدهد.

دایی جان! شما توی این صحرای محشر خیابان شادمان، بین این همه عزادار حسینی داغ دیده، گلی گم نکرده اید؟

نمی دانید شهید سید علی موسوی وقتی که سینه می زد و زیر لب حسین حسین می گفت تشنه بود یا نه؟

نمی دانید پیش از آن که سفیر مرگ، پاترول مشکی بی پلاک، از راه برسد و گلوله را شلیک بکند به کتفش و بپیچد و برود، نام عباس را بر زبان آورده بود یا نه؟ دستش که یک هو از هم شکافت و خون که فواره زد، آیا همان شتک های خونی نیست که امروز روی پیراهن سبز سرو ایستاده در خیابان های تهران در محرم ۹۰ خودنمایی می کند؟

پسر سید علی موسوی باید دیگر خواندن را یاد گرفته باشد. پدرش که شهید شد هفت ساله بود. حالا حتما خواندن این بیت برایش مثل آب خوردن است. برای او هر سال این بیت معنی تازه تری می گیرد. بزرگ و بزرگ تر می شود و هر سال عاشورا برای او یک واحد درس اضافه تر از درس های عاشورا دارد. برای او و برای همه سبزهایی که از سبز یودنشان مثل سایه هایشان مراقبت می کنند.

دایی جان! آقای میر حسین موسوی عزیز! شما کی می توانید برای کاشتن نهال سرو باوقار و ساده ای بالای مزار خواهرزاده تان و همه خواهرزاده ها و برادرزاده های سبزتان همراه ما بیایید. می دانید چقدر سرو باید بکاریم؟ و می دانید با چند تا پسر و دختر هفت ساله باید درباره این سروها حرف بزنیم؟

تهران فقط سیاهپوش عزای امام حسین نیست. تهران ماتم خودش را گرفته است که نمی تواند آزادانه در غم همه کسانی که در سالگرد شهادت امام حسین، کتفشان، سینه شان، شاهرگشان و روحشان گلوله خورد گریه کند. شما هم در عزاداری های امسال فقط به یاد امام حسین گریه نکنید. به حال کسانی که داغ شهید موسوی ها دامنشان را خواهد گرفت هم گریه کنید. یادتان باشد آن سروی که هفتاد و دو داغ دیده هنوز برپاست.