چکیده : در یکی از شبهای تاریک سال 88، یک جوان فعال سیاسی و حامی جنبش سبز به نام مهدی کریمیان اقبال، ناراحت از تناقض ادعا و عمل حاکمیت و نگران از وابستگی دولت مستقر و عوامل کودتا به روسیه، به تنهایی - بدون هماهنگی قبلی و همراهی با دیگری، که بتواند اتهام اجتماع و تبانی را توجیه کند - با اسپری به سمت سفارت روسیه در تهران، در نزدیکی چهارراه کالج رفت و با رنگ سبز بر روی دیوار این سفارتخانه نوشت: «مرگ بر روسیه»
کلمه-علی اربابی:
1. سال 1388 بسیاری از مسائل پنهان عرصه سیاست برای مردم آشکار شد. یکی از آنها هم وابستگی بخشی از حاکمیت به روسیه بود که به ویژه در ایام پس انتخابات مخدوش ریاست جمهوری هویدا شد و اعتراضات بسیاری را هم در پی داشت. سبزها که با ادعای بیگانهستیزی حاکمیت در ملأ عام و روابط ضد مردمی برخی با روسیه در خفا مطلع شده بودند، شعار «مرگ بر روسیه» را به عنوان یکی از شعارهای اصلی خود برگزیدند و بعدها در تجمعات خود، به خصوص در روز قدس و 13 آبان، تکرار کردند.
2. در یکی از شبهای تاریک سال 88، یک جوان فعال سیاسی و حامی جنبش سبز به نام مهدی کریمیان اقبال، ناراحت از تناقض ادعا و عمل حاکمیت و نگران از وابستگی دولت مستقر و عوامل کودتا به روسیه، به تنهایی – بدون هماهنگی قبلی و همراهی با دیگری، که بتواند اتهام اجتماع و تبانی را توجیه کند – با اسپری به سمت سفارت روسیه در تهران، در نزدیکی چهارراه کالج رفت و با رنگ سبز بر روی دیوار این سفارتخانه نوشت: «مرگ بر روسیه»
3. این جوانمرد که در محافل اصلاح طلبان به هنرمندی و قرائت قرآن شهره بود، به اتهام شعارنویسی بر روی دیوار سفارت روسیه دستگیر شد، سه ماه در سلوله انفرادی بازداشت بود، خانوادهاش – مانند دیگر خانوادههای زندانیان سیاسی – بین زندان و دادسرا سرگردان بودند و همسرش نیز برای بازچویی احضار شد. مهدی اقبال که به «اقدام علیه امنیت ملی» متهم شده بود، از سوی قاضی صلواتی به چهار سال زندان محکوم شد. دستگاه امنیتی اما به این هم بسنده نکرد و به شیوهای کثیف که حتی در ساواک شاه هم سابقه نداشت، تلاش کرد برای او مشکلات خانوادگی ایجاد کند: خانوادهی این زندانی سیاسی را تحت فشار قرار دادند، از همسرش خواستند از وی طلاق بخواهد و رفتارهایی کردند این خانوادهی مذهبی پس از دو سال، از روی حجب و حیا، هنوز مکتوم نگه داشته و فاش نکردهاند.
4. چند روز قبل عدهای خودسر! در روز روشن، همراه با اجتماع و تبانی قطعی قبلی، دست به اقدامی مشهود علیه امنیت ملی کردند: وارد سفارت کشوری دیگر شدند، گروگانگیری کردند، پرچم آن کشور را آتش زدند و کاری کردند که ظرف کمتر از 24 ساعت شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران بیانیه صادر کند و اکثر کشورهای جهان علیه ایران موضع بگیرند.
5. اولین کشوری که اقدام این بسیجیان ِ ظاهرا دانشجو را محکوم کرد و خبر آن در رسانهها منعکس شد، روسیه بود. کمی پس از آن هم چین علیه این اقدام موضع گرفت. کشورهای دوست و برادر، هیچ یک حضار نشدند از اقدام نهاد شبهنظامی دانشجویی در حمله و تخریب سفارت بریتانیا و باغ قلهک در تهران حمایت کنند. هیات دولت هم پشت حملهکنندگان را خالی کرد و وزارت امور خارجه به محکوم کردن این اقدام پرداخت. چند تن از مهاجمان هم دستگیر و در کمتر از دو روز آزاد شدند. اما نه وزارت اطلاعات علیه آنها موضع گرفت، نه دادستان به تهدید انها پرداخت و نه پروندهای به اتهام اقدام آشکارشان علیه امنیت ملی، برایشان تشکیل شد.
6. مهسا امرآبادی، همسر مسعود باستانی زندانی سیاسی، خود نیز در سال 88 زندانی بود. این دو روزنامهنگار، اتهامی جز فعالیت مطبوعاتی و انتخاباتی قبل از 22 خرداد نداشتند. مهسا مرآبادی که همسرش بیش از دو سال است بدون مرخصی در زندان به سر میبرد، پس از حمله به سفارت انگلیس و باغ قلهک در تهران، در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی فیس بوک نوشت: “اگر تلاش براي مرخصي مسعود و دادخواهي و تظلمخواهيهاي ما ميشود اقدام تبليغي و اقدام عليه امنيت ملي و اجتماع و تباني و هزار اتهام ديگر، حمله به سفارت كشوري ديگر كه منجر به عذرخواهي دولت ايران از بريتانيا ميشود، چيست دقيقا؟ دلم ميسوزد و ميسوزد و ميسوزد از اين همه تبعيض و ناديده گرفتن مصالح كشور.”
7. مسعود باستانی و مهدی کریمیان اقبال، تنها کسانی نیستند که جرمشان اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام اعلام شده و حتی هنوز در اوین و رجایی شهر زندانیاند. اما دوستان آنها این روزها شاهدند برخلاف واکنشی که نظام به اعتراض خاموش و مسالمتجویانه سبزها نشان داد، رفتاری سرشار از مهر و محبت و مهرورزی! با مهاجمان به سفارت انگلیس – که البته شاید همان باتوم به دستان آشنای دو سال قبل بودند – در پیش گرفته شد. آنها که با اقدام خود برای کشور اعتبار و امنیت آفریدند! و اقدامشان هم لابد علیه امنیت ملی نبود؛ وگرنه حتما حکمیت فعلی با آنان طبق قانون و عدالت رفتار میکرد!