چکیده : اگر به هشدارهای دلسوزانه امثال من توجه میشد، به یقین کار به اینجا نمیکشید، فسادهای چند میلیارد دلاری از درون دیوانسالاری برون نمیزد و چون امروز در این گرداب بلا مبتلا نبودیم. افسوس که سرنوشت به گونه دیگر رقم خورده است.
عبدالله شهبازی، وبلاگ نویس و نویسنده کتاب «زمین و انباشت ثروت: تکوین الیگارشی جدید در ایران امروز»، روز دوشنبه ۳۰ آبان طی پستی در وبلاگش، از حضور ماموران امنیتی در منزل خود و دستور انتقالش به زندان خبر داد.
این نویسنده ، که چند ماه پیش نیز به دلیل افشاگری پیرامون زمین خواری برخی مقامات سیاسی و نظامی استان فارس، مورد بازداشت موقت قرار گرفته و با وثیقه آزاد شده بود، در پست روز دوشنبۀ وبلاگش که قبل از دستگیری نگاشته شده، نوشته است “اگر به هشدارهای دلسوزانه امثال من توجه میشد، به یقین کار به اینجا نمیکشید، فسادهای چند میلیارد دلاری از درون دیوانسالاری برون نمیزد و چون امروز در این گرداب بلا مبتلا نبودیم. افسوس که سرنوشت به گونه دیگر رقم خورده است.
شهبازی در این پست آورده است: اندکی پیش، با حضور مجدد مأموران به منزل، متوجه شدم که برغم تاریکی شب، باید به زندان منتقل شوم. آنها که میخواهند از ماوقع به تفصیل مطلع شوند به اینجا مراجعه کنند. در صفحه فوق، سیر ماجرا، از آغاز تا امروز، ذیل عنوان «تاریخچه کتاب»، درج شده.”
وی در ادامه اشاره ای به سوابق بازداشت خود داشته و نوشته: “یک سال و پنج ماه محکومیتی است که به دلیل نگارش کتاب «زمین و انباشت ثروت: تکوین الیگارشی جدید در ایران امروز» (نشر اینترنتی، فروردین 1387، 1461 صفحه) و ملحقات آن، از سوی شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر شیراز برایم در نظر گرفته.
شاکیان اصلی من عبارتند از سردار عبدالعلی نجفی، فرمانده وقت ناحیه مقاومت سپاه فارس، سرهنگ ابراهیم عزیزی، فرمانده وقت بسیج ناحیه مقاومت شیراز، محمود قوام (وارث و نوه ابراهیم خان قوامالملک شیرازی و برادرزاده ملک تاج همسر امیراسدالله علم، نخستوزیری که قیام پانزده خرداد 1342 را به خاک و خون کشید) و چند نفر از عوامل ایشان هر یک به دلایلی.
در کتاب «زمین و انباشت ثروت» نجفی و عزیزی را، در کنار افراد دیگر، به سوءاستفاده از موقعیت شغلی، در مقام فرماندهان سپاه ناحیه مقاومت فارس و شیراز، برای دستاندازی به اراضی مردم و مراتع عشایر متهم کردم و محمود قوام را به زدوبند با شرکت احرار فارس برای تصرف مراتع عشایر طوایف ششگانه سُرخی به دلیل مجاور بودن با موقوفه امامقلی خان، والی فارس در زمان شاه عباس بزرگ و فاتح هرمز و بنیانگذار مدرسه خان شیراز، که در زمان رضا شاه به نام موقوفه ابراهیم خان قوام، پدر علی قوام (داماد رضا شاه)، ثبت شده است.
سردار نجفی مدتی بعد فرمانده سپاه انصارالمهدی (حفاظت از شخصیتها) شد، چند ماه بعد از این سمت برکنارش کردند و با تنزل جایگاه در مقام سرپرست تیم حفاظت رئیسجمهور قرار گرفت. برغم این که با مشایی روابط بسیار نزدیک برقرار نمود، اخیراً از اینجا نیز برکنارش کردند. سرهنگ عزیزی، برخلاف نجفی، رشد صعودی کرد و هم اکنون استاندار هرمزگان است با آن بندرگاه و گمرکات عظیم و درآمدهای سرشار. محمود قوام نیز، که در اوائل سالهای 1380 با جیب تهی و وضع اسفناک مالی از لندن به ایران بازگشت و به خانه یکی از فهندژهای سعدی پناه برد، از طریق فروش غیرقانونی مراتع عشایر سُرخی میلیاردها تومان از شرکت احرار فارس و عدهای دیگر گرفت و به کیف و حال خود مشغول شد. ”
عبدالله شهبازی همچنین به احکام صادره و دادگاه تجدیدنظر اشاره کرده و نوشته است: “…در دادگاه بدوی به پنج ماه زندان قطعی و ششصد هزار تومان جریمه محکوم شدم. به رأی صادره اعتراض کردم.
دادگاه تجدیدنظر، که حق تشدید رأی دادگاه بدوی را ندارد، به جای آن که به علل مخففه، مانند شخصیت و خدمات علمی و پیشینه و سوابق من، استناد کند و پنج ماه زندان را به جریمه نقدی بدل نماید (آنگونه که مرسوم است)، ششصد هزار تومان جریمه نقدی را به زندان تبدیل کرد که شد یک سال زندان. به این ترتیب، یک سال زندان به پنج ماه سابق افزوده شد و به هفده ماه زندان محکوم شدم.
از رأی صادره دادگاه تجدیدنظر بیخبر بودم که بدون رعایت صوری تشریفات قانونی در شامگاه چهارشنبه، 9 آذر 1389، به خانهام ریختند و پس از جستجوی خانه و بردن برخی وسائل شخصی مرا به بازداشتگاه اطلاعات نیروی انتظامی منتقل کردند. نمیدانم بازداشت در تاریکی شب (ساعت 6:31 بعد از ظهر) با ریختن دهها مأمور پلیس و جستجوی خانه برای محکومی که جرمش فقط و فقط «افترا و نشر اکاذیب و توهین» است، نه بمب گذاری یا قتل یا سرقت مسلحانه یا قاچاق مواد مخدر یا برداشت چند هزار میلیارد تومانی از بیت المال و غیره، چه توجیه قانونی دارد؟
فردای آن روز به دلیل بیماری قلبی با رأی کمیسیون پزشکی قانونی آزاد شدم. شاکیان متنفذ اعتراض کردند. پرونده به تهران رفت و کمیسیون پزشکی قانونی تهران نیز نظر پزشکان شیراز را تأیید نمود.
مدتها در کشاکش با دستگاه قضایی شیراز بودم. در پی درخواست من و پیگیری وکیلم، پرونده به تهران رفت و سرانجام از مجاری مختلف و موثق شنیدم که اجرای حکم متوقف شده و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه همعرض ارسال شده.
معهذا، ماههاست که تلفنهای مقامات دادسرای شیراز ادامه دارد و همچنان خواستار معرفی من به زندان هستند. تقاضای ارسال برگهای مکتوب میکنم برای معرفی خود و چیزی به دستم نمیدهند. به این روند مشکوک بودم و تصورم این بود که خودسرانه عمل میکنند.
اینک، ظاهراً باید دوره محکومیتم آغاز شود. من بارها زندان کشیدهام و این یکی نیز برایم آموزنده خواهد بود.
مبارک است این زندان بر محققی زحمتکش که تنها «گناهش» هشدار دادن درباره مفاسد مهلکی بود که همچون گرداب جامعه ایران را به کام خود میکشید. او زودتر از دیگران دید این روزها را که «سونامی فساد» همه جا را فرا گرفته است.
اگر به هشدارهای دلسوزانه امثال من توجه میشد، به یقین کار به اینجا نمیکشید، فسادهای چند میلیارد دلاری از درون دیوانسالاری برون نمیزد و چون امروز در این گرداب بلا مبتلا نبودیم. افسوس که سرنوشت به گونه دیگر رقم خورده است.”