چکیده : رییس هیات دولت منتصب که افتخار "نزدیکترین کس به رهبری" را در نماز جمعه تاریخی از آن خود کرد بی هراس به قانون شکنی و صف آرایی خود ادامه می دهد و پوزخند زنان به هر کسی که برای "مردانش" مشکل ایجاد کند، پرونده ای رو کرده و افشاگری می کند و برای "نظام" خط قرمز می گذارد و بارها منت "سکوت برای وحدت" را بر سرشان می نهد و با همه آشوبی که در کشور به پا کرده می گوید تنها "ده درصد" از آنچه می گذرد را بیان کرده است و تا بر باد دادن همه سرمایه های این سرزمین از پا نخواهد نشست.
کلمه – بیتا موحد: طی هفته ای که گذشت سه قطعنامه بین المللی علیه جمهوری اسلامی صادر شد و با پیوستن کشورهای منطقه و مسلمان به جمع محکوم کنندگان، ام القرای جهان اسلام در انزوای بیشتری قرار گرفت و ماجراجویی های هسته ای وبی کفایتی سیاست خارجی حاکمیت، کشور را در معرض تهدیدهای فزاینده نظامی و بحران جدی جهانی داد.
همزمان فساد مالی گسترده سه هزار میلیارد تومانی که به فرموده رهبری نباید کش داده شود، اعتبار نداشته دولتمردان را بیش از پیش در مقابل افکار عمومی کاهش داد و شکاف دولت- ملت به عمیق ترین حد خود رسید. در کنار افتضاح مالی و بی کفایتی “فاسدترین دولت تاریخ”، دهها تن از فرزندان ملت در انفجار بزرگ پادگان ملارد جان باختند.
در حالی که صدها پرونده فساد و تخلف و تقلب و جرم و جنایت در دفتر قاضی القضات خاک “مصلحت” می خورد و عزیزترین فرزندان ملت در “حصر و حبس” هستند، اقتدارگرایانی که دو سال پیش با افتخار رای مردم را دزدیدند و بر پیکر شهیدان جنبش سبز پایکوبی کردند و “جشن پیروزی” گرفتند، این روزها برای هم شاخ و شانه می کشند و “هماورد” می طلبند و برای بازداشت یکی از همان مدیرانی که روزی برایش سینه چاک می کردند و اخبار ویژه رهبری را تنظیم می کرد به یک مرکز فرهنگی لشکر لشکی می کنند و باز بی گناهانی به حبس می روند و “یار نزدیک احمدی نژاد” و “خط قرمز دولت دهم” با سربلندی از “پادرمیانی” قانون شکن ترین رییس دولت تاریخ نام می برد و به برادران نشسته در قوه قضا و مقننه ریشخند می زند.
رییس هیات دولت منتصب که افتخار “نزدیکترین کس به رهبری” را در نماز جمعه تاریخی از آن خود کرد بی هراس به قانون شکنی و صف آرایی خود ادامه می دهد و پوزخند زنان به هر کسی که برای “مردانش” مشکل ایجاد کند، پرونده ای رو کرده و افشاگری می کند و برای “نظام” خط قرمز می گذارد و بارها منت “سکوت برای وحدت” را بر سرشان می نهد و با همه آشوبی که در کشور به پا کرده می گوید تنها “ده درصد” از آنچه می گذرد را بیان کرده است و تا بر باد دادن همه سرمایه های این سرزمین از پا نخواهد نشست.
آنان که برای به قدرت رساندن “دولت امام زمانی شان” فتوای حبس و شکنجه و محارب دادند و شلیک بر قلب جوانان را مباح کردند و حجاب کشیدن از سر زن مسلمان را جایز دانستند و شبانه به خانه مردم تاختند و شکستند و به تاراج بردند تا شاید بتوانند “حکومت اسلامی” مورد نظر خود را غیاب فرزندان انقلاب عملی کنند، امروز در برابر “منحرفینی” که پیشتر یاران برگزیده امام زمان بودند به میدان آمده اند که در این عرصه انتخابات دیگر، مجلس فرمایشی را هم در قبضه قدرت خود در آورند، غافل از آنکه مترسکی که برای ترساندن یاران انقلاب بپا کردند امروز بلایی شده به جان خودشان.
در میانه آتشی که به گفته مقامات رسمی کشور، مردم در برخی مناطق حتی توان خرید نان ندارند و آوازه یارانه های اهدایی از پول نفت ملت گوش فلک را پر کرده است، در نبود امنیت اجتماعی هر روز دامنه قتل و تجاوز و ناهنجاری های اجتماعی گسترش می یابد، این بار اصولگرایانی که تا سال گذشته همه هم و غمشان به حبس کردن و اعدام رهبران جنبش سبز برای برقراری جمهوری اسلامی خالی شده از محتوا بود و دست در دست یاران احمدی نژاد حمله به کوی دانشگاه، جنایت کهریزک و انزوای بین المللی ایران را طراحی کردند، امروز عرصه را آنقدر تنگ دیده اند که دیگر جایی برای متحدان سابقشان ندارند.
حامیان رهبری که پیش بینی می کردند با حذف مدیران لایق و شایسته و به حصر کردن برگزیدگان ملت، اوضاع و احوال بر وفق مراد می چرخد و رییس هیات دولت منتصبشان که با دست بوسی شروع کرده بود به پابوسی می رسد، نمی دانستند که او ولایت پذیریش را چنان نشانه می رود که ماموران و لباس شخصی ها این بار به “پاستور” می روند و مردان او را هم به انفرادی می برند و در دفتر روزنامه ای که می خواست “ویژه نامه اختلاس” منتشر کند، گاز ضد اشک آور می زنند.
در کنار همه مشکلات سیاسی و اقتصادی و امنیتی که گریبان کشور را گرفته، حمله به مدیران لایق و باسابقه، انزوا، حصر و حبس و خارج کردن آنان ازگردونه قدرت و مصادر تصمیم گیری توانایی مدیریت بحران را هم از حاکمیت سلب کرده و هر روز افکارعمومی و جامعه در مقابل بحران جدیدی قرار می گیرند که ناشی از سوء تدبیر و بی کفایتی دست اندرکاران است.
آنان که پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری با سکوت و همراهی خود، آتش بحران را بر افروختند و در مقابل فریادهای “دلسوزانه و مسئولانه” همراهان جنبش سبز واکنشی نشان ندادند، یکی پس در از دیگری در آتش خود افروخته ای که هیزمش را با ندانم کاری، خودمحوری و عصبیتهای قبیله ای فراهم کرده اند می سوزند و در این وادی مردمی را که به رغم همه منابع خدادادی ثروت و قدرت قربانی خودکامگی آنان شده اند را با زحمت و حرج روبه رو می کنند.
مردان احمدی نژاد که از شروع دوره اول ریاست جمهوری با تهاجم بی منطق خود به مدیران و سیاستمداران پیش از خود سعی داشتند خود را تافته جدا بافته معرفی کرده و از شکافها و نارسایی های موجود بهره گیرند، بعد از به در کردن اصلاح طلبان و اصولگرایان مصلح اینک بار دیگر میدان دار شده و می خواهند همه گناهان را به سمت دفتری که نمی خواهند اسمش را ببرند نشانه روند و از مسئولیت همه نابسامانی ها و مفاسدی که در دو دوره حاکمیتشان بر مردم رفته است سربار زنند و از ما بهتران را مانع خدمت به مردم معرفی کنند.
دولتی که علاوه بر همه مفاسد اقتصادی و مالی و اشتباهات اساسی در عرصه دیپلماسی، در برابر اعتراض قانونی مردم متوسل به خشونت عریان شد، اینک معاونان وزارت اطلاعات تحت امرش را برانداز می خواند و دیگری را توبیخ می کند برای عدم گزارش بموقع و می خواهد با تبری از همه ظلمی که به مردم شده از این آشفته بازاری که در کشور ایجاد کرده اند، برای انتخابات نهم مجلس بیشترین کرسی را تصاحب کند و بازی قدرت را وارد مرحله تازه ای نماید. جنگ زرگری که برای بازی افکار عمومی در غیاب اصلاح طلبان به میدان رزم واقعی با سلاح و سرباز تبدیل شد و اینک در حالی که کشور را خطر حمله خارجی تهدید می کند، خیره سرانی که هیچ چیز جز ماندن چند صباحی بیشتر بر سریر قدرت نمی شناسند، همه منابع کشور را بر باد می دهند و بر لجاجت و خودمحوری خود پا می فشارند. آنان که کشور را آنقدر ضعیف کرده و به تحلیل برده اند که قدرتهای بزرگ به آن طمع کرده و قصد غنیمت دارند و حالا هر کدام بر دیگری سبقت می گیرد تا افتخار مذاکره مستقیم را از آن خود کند.
جنبش سبز “تب” جامعه بیمارعفونی بود که عمق فساد و دیکتاتوری حاکمیت اقتدارگرایان را نشان داد. جنبشی که “فساد و ظلم ساختاری و خودرایی” را که ممکن بود برای مدت طولانی پنهان بماند و در آینده کشور را در معرض خطرهای علاج ناپذیرتری قرار دهد، در برابر چشم اقتدارگرایان به نمایش گذاشت. طبیبان نا آگاه و خودسر بجای درمان این عفونت که در جای جای سیستم فاسد کشور خانه کرده، به سرکوب پرداختند و در عوض یافتن راهکاری برای علاج این غده چرکین، دهانش را بستند، مصلحان و طبیبان حاذق را در بند کردند. غافل از آنکه فساد و ظلم آنقدر گسترده شده که حتی “مریدان دیروز” هم برایتان شاخ و شانه می کشند و آنقدر پرونده از “مردان رهبری” و “یاران احمدی نژاد” و “برادران قاچاقچی” در زیر بغل سربازان گمنام و بانام هست که دیگر حتی جربزه دستگیری یک مدیر را هم از آنان سلب کرده است.
آنان که بی هیچ گناهی میرحسین موسوی و مهدی کروبی را به همراه صدها فعال سیاسی و مدیر لایق و انقلابی در حبس کردند و می دانستند این بزرگان آنقدر برای منافع ملی کشور ارزش و اهمیت قائل هستند که کودک را به نامادری بسپارند، مجازاتی ندارند جز اینکه در مقابل “پرده درانی” چون خود قرار گیرند که برای “دستمالی قیصریه را به آتش می کشند”.