شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» سرمقاله/ تروریسم آمریکایی

پنج‌شنبه, 17 نوامبر, 2011

چکیده : این سخنان از یکی از ارکان کشوری بیرون آمده که مدعی‌ست راهبر مبارزه‌ی جهانی با تروریسم است. این‌جا دیگر ماهیت سپاه قدس اهمیت خود را از دست می‌دهد، این‌جا مهم ترویج تروریسم از سوی کشوری‌ست که بیش از هر کشور دیگری در دنیا داعیه‌ی مبارزه با تروریسم را دارد و به همین بهانه، هم هزینه‌های فراوانی را به کشورهای دیگر تحمیل می‌کند، هم آدم‌های زیادی را می‌کشد و حتی در تریبون رسمی کنگره‌اش هم چنین سخنانی مطرح می‌شود... چرا فرماندهی در این سطح، که رهبر جمهوری اسلامی شخصاً در مراسم تشییع جنازه‌اش حاضر می‌شود، باید در جریان انتقال مهمات از یکی از انبارهای سازمان تحت امرش حاضر باشد و کشته شود؟ این حادثه چگونه این‌قدر دقیق فردی به این اهمیت را از میان برمی‌دارد که گفته می‌شود فناوری موشکی به‌واسطه‌ی وی در ایران متولد شده و توسعه یافته‌است؟


کلمه – بامداد راد:

خبرگزاری فرانسه نوشته‌است:

چرا آن‌ها [فرماندهان ارشد سپاه] را به قتل نرسانیم؟ آن‌ها قریب به هزار آمریکایی را کشته‌اند، چرا ما عامدانه آن‌ها را ترور نکنیم؟ نمی‌گویم که اقدام نظامی انجام دهیم، من پیشنهاد می‌کنم عملیات محرمانه انجام دهیم. باید فشارهای شدیدی روی آن‌ها اعمال کنیم.

جک کین (فرمانده پیشین نیروی زمینی آمریکا)، نشست کنگره

آنان [همان] به‌اندازه‌ی ما دارای منطق نیستند، فکر نمی‌کنم بتوانید بدون به قتل رساندن یکی از آن‌ها مرعوب‌شان کنید. قاسم سلیمانی خیلی زیاد سفر می‌کند، بروید او را دستگیر کنید یا به قتل برسانید!

رویل مارک گریچ (کارشناس پیشین بخش خاورمیانه‌ی سی‌آی‌اِی و کارشناس مؤسّسه‌ی دفاع از دموکراسی)، همان

 

در ادامه‌ی این اظهارات، برخی از نمایندگان کنگره اعلام کردند انجام هرگونه اقدامی را درباره‌ی ایران دور از ذهن نمی‌دانند، اما در ضمن از ابراز موافقت با اظهارات جک کین هم امتناع کردند.

اول. سرلشگر قاسم سلیمانی، رزمنده‌ی جنگ تحمیلی و فرمانده سپاه قدس -شاخه‌ی برون‌مرزی سپاه- است. ادعا شده او و مجموعه‌ی تحت امرش «قریب به هزار نفر» را  در خارج از کشور کشته‌اند. چنین ادعایی هیچ سندی ندارد، حتی اگر چنین اسنادی هم موجود باشند و بنا به دلایل امنیتی منتشر نشده‌باشند، چنین اظهارنظراتی چه معنایی جز هواداری از تروریسم دارد؟ اگر واقعاً چنین ادعایی درست است، آیا نباید در دادگاه صالح مطرح و به آن رسیدگی شود؟ آن هم در حالی که این کشور مدعی مبارزه با تروریسم است و پس از ۱۱ سپتامبر، به بهانه‌ی مبارزه با تروریسم به عراق و افغانستان حمله کرده‌است.

من قاسم سلیمانی را نمی‌شناسم، شناخت درستی هم از مجموعه‌ی تحت امرش ندارم. ادعاهای این‌چنینی هم زیاد شنیده‌ام، از دخالت این نیرو در سرکوب معترضان سوری گرفته، تا این‌که سپاه قدس حتی در تجهیز مخالفان قذافی نقش داشته‌است.

یک چیز در این میان واضح است، آن هم این‌که این سخنان از یکی از ارکان کشوری بیرون آمده که مدعی‌ست راهبر مبارزه‌ی جهانی با تروریسم است. این‌جا دیگر ماهیت سپاه قدس اهمیت خود را از دست می‌دهد، این‌جا مهم ترویج تروریسم از سوی کشوری‌ست که بیش از هر کشور دیگری در دنیا داعیه‌ی مبارزه با تروریسم را دارد و به همین بهانه، هم هزینه‌های فراوانی را به کشورهای دیگر تحمیل می‌کند، هم آدم‌های زیادی را می‌کشد و حتی در تریبون رسمی کنگره‌اش هم چنین سخنانی مطرح می‌شود.

دوم. به‌تازگی مرکزی وابسته به سپاه در اطراف کرج منفجر شده‌است. دلیل این انفجار تاکنون معلوم نیست، گمانه‌زنی‌ها از بروز یک حادثه تا حمله‌ی اسراییل حکایت می‌کنند؛ هرچند اعلام شده این مرکز یک انبار نگهداری مهمات بوده و در جریان جابه‌جایی مهمات این انفجار به‌وقوع پیوسته‌است، اما اولاً انفجار یک انبار مهمات متوالی‌ست و نه یک انفجار مهیب، ثانیاً دود آن نه سفید که مشکی‌ست. ضمن این‌که روایتی هم هست که این مرکز ِ شدیداً محافظت‌شده را یکی از محل‌های نگهداری موشک بالستیک شهاب۳ معرفی می‌کند. سرلشگر حسن تهرانی‌مقدم -رییس سازمان جهاد خودکفایی سپاه- در میان کشته های این رخداد بوده و وزیر جنگ اسراییل، هرچند هرگونه دخالت کشور متبوعش را در این رویداد رد می‌کند و لابد استدلالش این است که اسراییل را با تروریسم چه کار، ابراز امیدواری می‌کند چنین وقایعی در آینده نیز تکرار شود!

این سازمان یکی از مهم‌ترین مراکز سپاه است؛ جایی‌ست که در آن قرار است آن‌چه تحریم شده، با «خودکفایی» تولید شود و مهم‌ترین حیطه‌ی پژوهشی آن مسائل نظامی‌ست. چگونه به همین سادگی رییس این سازمان راهبردی کشته می‌شود؟ چرا فرماندهی در این سطح، که رهبر جمهوری اسلامی شخصاً در مراسم تشییع جنازه‌اش حاضر می‌شود، باید در جریان انتقال مهمات از یکی از انبارهای سازمان تحت امرش حاضر باشد و کشته شود؟ این حادثه چگونه این‌قدر دقیق فردی به این اهمیت را از میان برمی‌دارد که گفته می‌شود فناوری موشکی به‌واسطه‌ی وی در ایران متولد شده و توسعه یافته‌است؟

سوم. تروریست‌هایی که تروریسم را محکوم می‌کنند و دزدان دانه‌درشت ۱۳رقمی‌ای که خود را عدالت‌محور می‌نامند. در هر سو از عالم، این سخن جوزف استالین که «دیپلمات راستگو مانند آهن چوبی‌ست» به‌گونه‌ای رخ می‌نماید؛ دقیقاً همان‌گونه که جورج اورول در جهان هراس‌آور «۱۹۸۴» از دوگانه‌باوری سخن می‌گفت. اورول اگر زنده بود، شاید تعجب می‌کرد تصویری که ترسیم کرده‌بود، این‌چنین با جزئیات به واقعیت تبدیل شده‌است.