شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» نما آهنگ

» میرحسین از آن سوی دیوار می گوید صبر…

چهارشنبه, 16 نوامبر, 2011

چکیده : دوست خوب را باید در سفر شناخت...ما همسفریم میرحسین...شما خوب...ما بد...شما در آن سوی دیوار اسیر...ما در این سوی دیوار خسته...دیواری که در نبود شما ما را یاد آزادی می اندازد که از انسان گرفته شده. شما از آن سوی دیوار می گویید صبر...ما در این سوی دیوار صبوری از کف داده ایم


کلمه- یک همراه سبز:

رابطه ما با شما با یک برگه رای آغاز شد. ارتباطی که نمی دانم کی و  کجا از آن برگه ای که ربودند فراتر رفت. قبل از انتخابات در صفحه تلویزیون می دیدیم تان. پس از انتخابات این رابطه کوچ کرد به صفحات کاغذ. تصویر تبدیل شد به متن. نوشتید راهها برای احقاق حق بسته شده، گفتید اما تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهید شد تا در جایی دور از تلویزیونی که مانند صندوق رای افسارش در دستان حاکمان خودکامه بود پیدایتان کنیم. روی صفحات سفید کاغذ، تا آن الله‌ی که مطلع نامه‌ی 26 خردادتان بود الیه راجعون ما باشد به سوی کرامتی که سالها پیش از آن برگه رای کذایی از ما ربوده شده بود. عهدی بستیم بدون سند، ضامن‌مان آسمان آبی بیست و پنجم خرداد تهران، نام‌مان: فرزند کوچک ایران، تاریخ تولدمان: روز آشنایی با شما، شماره شناسنامه‌مان: بی شمار…عهدی که بستیم بر « خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی» بود.

برای ملتی خسته ازهر چه بیانیه و نامه، نوشتید… سفری دشوار آغاز کردید با اسم شب آگاهی که همه جا تاریک بود و باید راه خود را خود می یافتیم. سفری سرخوشانه   «در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌ها» که در آن «حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند» شما جایی به همین تجربه، به همین زندگی گره خوردید…«آنچه دائمی است زندگی است» و راز دوام شما از همین جنس زندگی بودنتان است… .

دوست خوب را باید در سفر شناخت…ما همسفریم میرحسین…شما خوب…ما بد…شما در آن سوی دیوار اسیر…ما در این سوی دیوار خسته…دیواری که در نبود شما ما را یاد آزادی می اندازد که از انسان گرفته شده. شما از آن سوی دیوار می گویید صبر…ما در این سوی دیوار صبوری از کف داده ایم… صبری که اگر سر آید آتشی می شود که هم میراث شما را به باد می دهد و هم «دولتمردان مالیخولیا زده» را به شعله های ملتی اسیر می سپارد…زمانی که دلمان برای زندگی تنگ می شود…یاد شما می افتیم…با دستانی باز در میان خیابان آزادی ایستاده اید…گویی از آن همه دوری که امروز خاطره شده، از این همه نزدیکی که نشان زندگی بر خود دارد می گویید می توانی پرواز کنی…ما همسفریم میرحسین…ما با هم پرواز خواهیم کرد…شما مثل هیچکس نیستید…

=====

جملات داخل گیومه از بیانیه های میرحسین موسوی انتخاب شده است.


برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید.