چکیده : این چه پیامی است که عدم ابلاغ آن مساوی تباه شدن همه رسالت است؟ امامتی که بعضی سفارشات امیرالمومنین به مالک اشتر همچون دوست داشتن مردم، درنده خو نبودن در برابر مردم، گذشت از خطای انسان ها، پشیمان نشدن از عفو مردم، خوشحال نبودن به هنگام کیفر مجرمان، خدایگانی نکردن و جبروت به خود نگرفتن، انصاف با دوست و دشمن، عدم سوء استفاده از مقام قدرت و ... بخش کوچکی از تجلی حقیقت آن است.
کلمه – گروه معارف:
غدیر خم، روز هجده ماه ذیحجه در آخرین سال عمر پیامبر و در آخرین حج او که به حجة الوداع معروف است، حادثه ای را در خود دید که با تمام عظمت 23 سال رسالت پیامبر اکرم برابری می کند. (ای رسول ما اگر ابلاغ نکنی آنچه را مامور تبلیغ آنی، رسالتت را نرسانده ای. خدا تو را در این ابلاغ از شر مردم نگه می دارد.) این آیه به شهادت شیعه و سنی در شأن این روز نازل شده است. این چه پیامی است که عدم ابلاغ آن مساوی تباه شدن همه رسالت است؟
در آخرین سال رسالت پیامبر، در اوج قدرت او در عربستان، این کدامین پیام است که پیامبر از ابلاغ آن ترس دارد؟ رسولی که بزرگترین تهدیدها و تطمیع ها در اوج تنهایی و غربت، او را از ابلاغ پیام خدا بازنداشت. این ترس چیست و از ناحیه کیست؟ از ناحیه کفار و اهل کتاب که نمی تواند باشد، چرا که در آن زمان همه مرعوب شوکت مسلمین بودند، ترس از تبیین تکلیف سنگین و طاقت فرسایی است که چه بسا فتنه بزرگ برپا سازد و شعله عصیان در دل گروهی بیفروزد، ترس از ابلاغ امامتی است که درک آن سهل و ممتنع است. سهل است چون جانشین پیامبر بودنِ این صحابه با آن صحابه چه تفاوتی دارد؟ هردو مجاهد و در رکاب پیامبر بودند. هر دو با ظواهر دین و نحوه اجرای آن آشنایند. علاوه بر اینکه دومی مسن تر و پخته تر می نماید. ممتنع است که فردی را می طلبد که سبب ارتباط عمیق و پیوستگی سیستماتیک تعالیم دین و تجلی و بروز حقیقت دین بر جامعه باشد.
دین اسلام دینی است جمعگرا، با نظام کامل اجتماعی، تعلیمات همه جانبه آن همچون فلسفه، عرفان، حقوق، اخلاق، سیاست و … ارتباطی سیستماتیک با هم دارد. لذا سرپرستی انسانی را می طلبد که بطن این حقیقت را بشناسد. این حقیقت با تمام ریزه کاری هایش در وجود او تحقق یافته و به عمق و بطون مختلف آن شناخت داشته باشد. فردی که افضل و اعلم امت است. اگر آگاهی او با یکی از افراد جامعه مساوی یا از او کمتر باشد، بر او امامت ندارد.
امامتی که بعضی سفارشات امیرالمومنین به مالک اشتر همچون دوست داشتن مردم، درنده خو نبودن در برابر مردم، گذشت از خطای انسان ها، پشیمان نشدن از عفو مردم، خوشحال نبودن به هنگام کیفر مجرمان، خدایگانی نکردن و جبروت به خود نگرفتن، انصاف با دوست و دشمن، عدم سوء استفاده از مقام قدرت و … بخش کوچکی از تجلی حقیقت آن است. تربیت عارفانی بزرگ همچون سلمان و اباذر و مقداد که بعضی تا انتساب به پیامبر علو و تکامل می یابند، حاصل مدت کوتاهی از حاکمیت آن است. ایثار و ازخودگذشتگی در حد جان، مواسات با همنوعان در همه اموال و احساس مسئولیت در تک تک انسان ها، اثر این امامت در دوران کوتاه رسالت رسول الله است. اعتراض امیرالمومنین به قاضی در امتیازگذاری در لقب بین حاکم حکومت و فردی عادی، ثمره ای کوچک از تفکر توحیدی آن است.
اندکی انحراف از باطن این معنویت با حفظ تمام ظواهر دین، جامعه را به جایی می رساند که امیرالمومنین بعد از 25 سال می فرمایند: اکنون مصیبت و گرفتاری (اداره و رهبری) شما به حالت آن روز برگشته است که خدا، پیامبر خود را بر انگیخت. (نهج البلاغه خطبه 16) جامعه ای که پیامبر توانسته بود معرفت توحیدی را در آن به حد بالایی تحقق بخشد و شخصیت اجتماعی و حقوقی اقشار مختلف را احیا نماید؛ فقیرترین اشخاص را با بزرگان در یک صف بنشاند و آموختن دانش را بر همه واجب کند، نیکی و عدل و اخلاص و پشتکار و اندیشه و رأفت را در میان انسان ها جاری نماید، اکنون با وجود حفظ تمام ظواهر دین به نقطه اول معنویت و عقلانیت خود بازگشته است …