چکیده : از هم بندیانت شنیدم که در مقابل مقامات زندان که تو را دعوت به نوشتن توبه نامه و تقاضای عفو کرده اند لبخندی زده ای و گفته ای به مسئولان بگوئید درخواست عفو بنویسند تا ما رسیدگی کنیم و این همه نشان از این می دهد که پروژه زندان و تواب سازی و نمایش های مضحک اعتراف را به سخره گرفته ای و آزادگی ات را با آزادی به دست ظالمان معاوضه نمی کنی. اجرکم عندالله برادر.
یکی از همرزمان محمد رضا مقیسه در نامه ای خطاب وی می گوید: میگفتی میرحسین را بر همان منش و روش میبینم و از مرحوم عالی نسب نقل میکردی زمانی که در سال 76 به ایشان اصرار می کردند که با مهندس موسوی بر سر حضور در انتخابات صحبت کنند ایشان می گفتند بگذارید میرحسین ذخیره این انقلاب باقی بماند. و تو میرحسین را ذخیره انقلاب می دانستی برای روزهایی که دروغ و تهمت و ناراستی سرتاپای جامعه را گرفته بود.
محمدرضا مقیسه، روزنامهنگار و سردبیر مجله بیست سالهها و عضو کمیته پیگیری امور بازداشتشدگان و آسیبدیدگان پس ازانتخابات است.
وی مهرماه سال ۸۸ بازداشت و به اتهام فعالیت در کمیته بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران از سوی قاضی صلواتی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب استان تهران به ۶ سال زندان محکوم شد.
در این نامه که به امضای یک دوست و همراه سبز رسیده، آمده است: یادم می آید بعد از جنگ در کاروان راهیان نور به روایت جنگ و فتح برای نسل جوان می پرداختی و امروز نیز در پشت میله های قفس استبداد دینی برای نسل سبز ایران عزیزمان روایت فتحی دیگر را شروع کرده ای.
محمد رضا مقیسه هم اکنون در بند 350 اوین دوران محکومیت خود را می گذراند، در بخشی دیگر از این نامه در اینباره آمده است: هم بندانت نقل می کنند که در زندان سفره داری میکنی، به حال و روز دیگران رسیدگی میکنی، جوانان را یاری می دهی، اگر کسی گرفتاری مالی داشته باشد دستگیرش می شوی و همه اینها را حمل بر احسان و لطف و بزرگواریت می کنند و من به آن ها می گفتم مقیسه ای که ما میشناختیم غیر از این نبود. مقیسه ما اگر این کارها را انجام ندهد وجود خود را مضر می داند. زندان در رویه های رفتاری او هیچ خللی ایجاد نکرده است.
متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر برادر عزیز
امروز که این نامه را برایت می نویسم یک سالی می شود از بار دومی که به زندان رفتی. بار اول در 22 مهرماه 1388 پس از مصاحبه دادستان کل کشور بازداشت شدی و بار دوم برای اجرای حکم در 8 آبان 1389 به زندان فراخوانده شدی. اکنون 2سال است که تو ناجوانمردانه در حبسی و ما همچنان ناباورانه به نظاره ایستاده ایم.
باورمان نمی شود، نظامی که روزگاری برایش انقلاب کردی و روزگاری در دفاعش به جبهه شتافتی اینچنین تو را در بند بخواهد. اما این را یقین داریم که تو بر مبنای همان آرمان ها که انقلاب کردی و جنگیدی، امروز در صحنه ایستاده ای و راه سبز امید را امتداد راه سرخ شهادت و جنگ می دانی و همچنان بر همان عهدی که با خمینی کبیر و بهشتی عزیز بستی استواری.
همیشه و حتی در همین آخرین باری که به مرخصی آمده بودی به ما میگفتی من هنوز هم حاضرم بر سر همان آرمان ها جان بدهم و حتی با قاطعیتی که از ایمانت لبریز می شد میگفتی من بازمانده قافله شهدای هفتم تیر و دفاع مقدسم. ترس از مرگ برای ما ننگ است و به یاد شهید عزیزمان بهشتی میگفتی ما راست قامتان همیشه تاریخیم.
امروز تو اثبات کردی که با آن شهدا نسبتی داشتی و مرید مکتب مرادمان بهشتی عزیز هستی. میگفتی میرحسین را بر همان منش و روش میبینم و از مرحوم عالی نسب نقل میکردی زمانی که در سال 76 به ایشان اصرار می کردند که با مهندس موسوی بر سر حضور در انتخابات صحبت کنند ایشان می گفتند بگذارید میرحسین ذخیره این انقلاب باقی بماند. و تو میرحسین را ذخیره انقلاب می دانستی برای روزهایی که دروغ و تهمت و ناراستی سرتاپای جامعه را گرفته بود.
یادم می آید بعد از جنگ در کاروان راهیان نور به روایت جنگ و فتح برای نسل جوان می پرداختی و امروز نیز در پشت میله های قفس استبداد دینی برای نسل سبز ایران عزیزمان روایت فتحی دیگر را شروع کرده ای.
اینقدر می دانم که به راهت ایمان داری برادر و همین ایمانت در ذهن ما، چهره ای استوار و مصمم از تو ساخته است. هم بندانت نقل می کنند که در زندان سفره داری میکنی، به حال و روز دیگران رسیدگی میکنی، جوانان را یاری می دهی، اگر کسی گرفتاری مالی داشته باشد دستگیرش می شوی و همه اینها را حمل بر احسان و لطف و بزرگواریت می کنند و من به آن ها می گفتم مقیسه ای که ما میشناختیم غیر از این نبود. مقیسه ما اگر این کارها را انجام ندهد وجود خود را مضر می داند. زندان در رویه های رفتاری او هیچ خللی ایجاد نکرده است.
از هم بندیانت شنیدم که در مقابل مقامات زندان که تو را دعوت به نوشتن توبه نامه و تقاضای عفو کرده اند لبخندی زده ای و گفته ای به مسئولان بگوئید درخواست عفو بنویسند تا ما رسیدگی کنیم و این همه نشان از این می دهد که پروژه زندان و تواب سازی و نمایش های مضحک اعتراف را به سخره گرفته ای و آزادگی ات را با آزادی به دست ظالمان معاوضه نمی کنی. اجرکم عندالله برادر.
محکم و استوار مثل همیشه برقرار باش برادر سبز ما و درس استقامت و آزادگی بده که خداوند به تو و به خانواده ات اجر مجاهدت در راه خدا را عطا خواهد کرد.
ان الذين قالوا ربنا اللّه ثم استقاموا فلا خوف عـليـهـم و لا هـم يـحزنون.
به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند