چکیده : سؤال من این است که آن فرد سپاهی که خود را سردار مشفق معرفی کرده است بر اساس کدام اطلاعات ادّعا کرده است که این اقدام یک طرح آمریکائی بوده است؟ و مدّعی شده است که اینگونه اقدامها در دانشکدههای آمریکا تدریس میشود؟ سؤال دیگر من این است که چه کسی - سی دی - سخنرانی این سردار را که بر خلاف نظر و تحلیل صریح فرمانده کل قوا است در تیراژ وسیع در سراسر کشور پخش کرد؟ و چه کسی بودجه آن را تأمین کرده است؟ سؤال سوّم اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چه بر خوردی با این قضیّه کرده است؟ آیا مقررات درون نیروی های مسلّح اجازه میدهد یک فرد نظامی و موظف، بر خلاف نظر حضرت امام - ره - و بر خلاف نظر فرمانده کل قوا راجع به یکی از قلّه های بلند انقلاب در میان جمعی بزرگ سخنرانی کند؟
آیتالله موسوی خوئینیها در پاسخ به سؤال یکی از کاربران وبسایت خود درباره نقش وی در حادثه 13 آبان، نوشت:
بنده لیدر «دانشجویان مسلمان پیرو خطّ امام» نبوده و نیستم، دانشجویان خود تصمیم بر انجام این کار گرفته بودند این موضوع را با من در میان گذاشتند تا بنده به اطلاع حضرت امام برسانم و نظر ایشان را جویا شوم؛ من ضمن اینکه اصل این تصمیم را تایید کردم، مطرح کردن آن را با امام کار صحیحی ندانستم و توضیح دادم که اگر امام موافق باشند به خاطر جایگاهی که دارند نمیتوانند بگویند که من موافقم و بروید سفارتخانه یک کشور خارجی (حتی اگر سفارتخانه آمریکا باشد) را اشغال کنید. پس شما کار خود را انجام دهید اگر حضرت امام موافق بودند که مشکلی ندارید و اگر مخالفت کردند شما بلافاصله اعلام میکنید به خاطر اطاعت از امام ما محل سفارت را ترک میکنیم و…، دانشجویان هم قانع شدند و در روز موعود این تصمیم عملی شد.
من در سال گذشته در یک جمع دانشجوئی بیش از دو ساعت به شرح و توضیح زمینههای سیاسی بعضی از اقدامات آمریکا در ایران از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا سال ۵۷ و پس از پیروزی انقلاب تا آبان ۵۸ پرداختهام و نیز بخشی از پیامدهای إشغال لانه را توضیح دادهام و اگر فیلم آن آماده شود و خدا بخواهد در روزهای آینده بر روی این سایت خواهم گذاشت.
در زمانی که این واقعه رخ داد اولین کسی که آن را تأیید کرد حصرت امام بود و از مقامات رسمی دوّمین نفر مرحوم آیت الله شهید دکتر بهشتی بود که در جلسه رسمی مجلس خبرگان قانون اساسی (نوبت بعد از ظهر) به عنوان نطق پیش از دستور به طور قاطع از این اقدام حمایت کرد و اکثر شخصیّت های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و… و اکثریّت قاطع مردم در سراسر کشور و تمام گروهها و احزاب و سازمانهای سیاسی حمایت کردند و در حزب نهضت آزادی ایران اختلاف رخ داد و عدهای از اعضاء از نهضت آزادی جدا شدند و در سراسر ایران نه یک گروه سیاسی و نه یک شخصیّت معتبر در کشور این اقدام را نه به آمریکا نسبت داد و نه به شوروی و هیچ کس تردید نداشت که این واقعه یک اقدام صد در صد خالص داخلی است و دانشجویان اقدام کننده هم بیرون از همه گروهها و احزاب سیاسی چپ و راست هستند، و از آن روز تا امروز به ویژه پس از رحلت حضرت امام رضوان الله تعالی علیه شنیده نشده است آیت الله خامنه ای چه در جایگاه رهبری و چه در جایگاه فرمانده کل قوا این اقدام را تخطئه کرده یا مشکوک خوانده باشند و آنچه شنیده شده است تأیید آن و بیان دستاوردهای آن بوده است.
اکنون سؤال من این است که آن فرد سپاهی که خود را سردار مشفق معرفی کرده است بر اساس کدام اطلاعات ادّعا کرده است که این اقدام یک طرح آمریکائی بوده است؟ و مدّعی شده است که اینگونه اقدامها در دانشکدههای آمریکا تدریس میشود؟ سؤال دیگر من این است که چه کسی – سی دی – سخنرانی این سردار را که بر خلاف نظر و تحلیل صریح فرمانده کل قوا است در تیراژ وسیع در سراسر کشور پخش کرد؟ و چه کسی بودجه آن را تأمین کرده است؟ سؤال سوّم اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چه بر خوردی با این قضیّه کرده است؟ آیا مقررات درون نیروی های مسلّح اجازه میدهد یک فرد نظامی و موظف، بر خلاف نظر حضرت امام – ره – و بر خلاف نظر فرمانده کل قوا راجع به یکی از قلّه های بلند انقلاب در میان جمعی بزرگ سخنرانی کند؟
آیا تعجب آور نیست که سپاه در پاسخ به کسانی که میگویند چرا سپاه در انتخابات که از امور مهم سیاسی است دخالت میکند، میگوید یکی از وظائف سپاه حفظ دستاوردهای انقلاب است ولی دراین مورد چرا هیچ واکنشی از خود نشان نداد تا حداقل دامن خود را از مخالفت صریح این سردار با نظر اکثریّت قاطع ملت ایران و با نظر حضرت امام و با نظر فرمانده کل قوا مبرّا سازد؟ و مگر تسخیر لانه جاسوسی آمریکا از دستاوردهای انقلاب نیست؟ و مگر حضرت امام آن را انقلاب دوم و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نخواندند؟ (البتّه در همین جا بگویم که من هرگز وظیفه حفظ دستاوردهای انقلاب را که درقانون اساسی آمده است جز آنچه در قوانین مجلس شورای اسلامی تبیین شده است برای سپاه روا نمیدانم). سؤال من اما بر اساس تفسیری است که مورد قبول سپاه است.
من به خود حق میدادم که از سپاه انتظار داشته باشم و سؤال کنم که وقتی آن جوان نادان تحت فشار پول و تشویق فردی خاص، از اباطیل نشریّات غربی به ویژه آمریکائی، کتابی ساخت که محصول آن این بود که واقعه تسخیر سفارت آمریکا نقشه شورویها بوده است و این نقشه را توسط فردی که عضو کا-گ-ب بوده ودانشجویان را همراهی کرده، پیاده شده است چرا سپاه که دفاع از انقلاب رابدون محدودیّت به قوانین عادی وظیفه خود میداند در این مورد برای دفاع از این دستاورد انقلاب عکس العملی از خود نشان نداد؟ ولی وقتی که دیدم سپاه از قضیّه آن سردار با سکوت گذر کرد متوجه شدم که بیهوده آن انتظار را داشته ام.