شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» سرمقاله/ چقدر با اسلام فاصله داریم

چهارشنبه, 2 نوامبر, 2011

چکیده : چقدر با اسلام فاصله دارد جامعه‌ای که در آن فحاشی و بدزبانی امری متعارف و عادی باشد. جامعه‌ای که دولتمردان آن بدترین الفاظ را درباره ملت خود و نیز سران کشورهای دیگر به کار ببرند. آیا جامعه‌ای که الفاظ ناروا و زشت از زبان حاکمان آن بیرون می‌آید و حتی از تریبون‌های مذهبی شنیده می‌شود نباید این اعمال در آن جامعه رواج یابد و از کوی و برزن به گوش رسد؟ چقدر با اسلام فاصله دارد جامعه‌ای که در آن سردبیر روزنامه‌ای، که در واقع سخنگوی جناح حاکم است، سخنان یکی از سران کشوری دیگر را وارونه می‌کند و آن را بهانه می‌کند تا هر چه می‌خواهد در رابطه با مخالفان داخلی جناح خود به زبان آورد! آیا جامعه‌ای اسلامی است که در آن افرادی برای خود صرفا ظاهری خاص درست کنند و با دولت همراهی داشته باشند ولی هر چه خواستند بگویند؟


کلمه – عبدالرحیم سلیمانی اردستانی:

امام باقر (ع) می‌فرماید: «ان هذا اللسان مفتاح کل خیر و شر، فینبغی للمؤمن ان یختم علی لسانه کما بختم علی ذهبه و فضته، فان رسول الله (ص) قال: رحم الله مؤمنا امسک لسانه من کل شر، فان ذلک صدقة منه علی نفسه، ثم قال (ص): لایسلم احد من الذنوب حتی یخزن لسانه» راستی که این زبان، کلید هر خوبی و بدی است. پس سزاوار است که مؤمن بر زبان خود مهر بزند، همان گونه که بر طلا و نقره خود مهر می‌زند. رسول خدا(ص) فرمود: خدا رحمت کند انسان مؤمنی را که زبانش را از هر شری نگاه دارد، و این صدقه‌ای برای خود اوست؛ و نیز پیامبر(ص) می‌فرماید: هیچ کس تا زبانش را حفظ نکند، از گناهان در امان نماند (تحف العقول، ص308).

و باز امام باقر(ع) می‌فرماید: «قولوا للناس احسن ما تحبون ان یقال لکم، فان الله ببغض اللعان السباب الطعان علی المؤمنین، الفاحش المتفحش» بهترین چیزی را که دوست دارید به شما گفته شود، به مردم بگویید، زیرا خداوند از شخص لعنت کننده ناسزاگوی طعنه‌زن به مؤمنان و فحش دهنده بی‌آبرو نفرت دارد (همان، ص310؛ بحار الانوار، ج78، ص181)

اگر این سخنان گرانبها را، که مشابه آن در متون اسلامی بسیار زیاد است، در نظر بگیریم، آیا به این نتیجه نمی‌رسیم که یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین اعضای بدن انسان که می‌توان با آن مسلمانی مردم را سنجید، زبان است؟

امام باقر(ع) زبان را کلید می‌شمارد، کلیدی که یا به سوی خوبی‌ها راه می‌گشاید و یا به سوی بدی‌ها. پس باید از این کلید مراقبت کرد. همان گونه که طلا و نقره را در صندوقچه قفل شده می‌گذارند و صندوقچه را در جای امنی قرار می‌دهند، زبان را نیز به همین صورت باید حفظ کرد چرا که این عضو مهم‌ترین عضوی است که یا انسان را به سعادت و یا به شقاوت می‌رساند. از سخنی که امام باقر (ع) از پیامبر خدا(ص) نقل می‌کند بر می‌آید که زبان دروازه همه گناهان است و کسی که می‌خواهد خود را از گناهان حفظ کند باید ابتدا زبانش را کنترل نماید.

در حدیث دوم امام(ع) دو نکته را بیان می‌کند. یکی درباره نیکویی زبان و دیگری درباره بدی آن. درباره نیکویی زبان آن حضرت معیاری به دست می‌دهد. با مردم و درباره مردم آن گونه سخن بگویید که دوست دارید با شما سخن بگویند. این در واقع مصداقی از قاعده زرین اخلاق است که همه مکاتب و ادیان بر آن تأکید می‌ورزند و آن اینکه: «با دیگران آن گونه برخورد کن که دوست داری با تو برخورد کنند». پیش‌تر در نوشتاری تحت عنوان « قاعده زرین….» به بیان این قانون و جایگاه آن در متون اسلامی پرداختیم. امام باقر(ع) آیه «قولوا للناس حسنا» با مردم با به زبان خوش سخن بگویید (بقره/83) را اینگونه تفسیر و تبیین می‌کند: «بهترین سخنی را که دوست دارید درباره شما گفته شود، به مردم بگویید» (الکافی، ج2، ص165).

نکته دومی که امام (ع) در این حدیث بیان می‌کند درباره بد زبانی است. آن حضرت در مورد بدزبانی به کسانی اشاره می‌کند که لعنت می‌کنند و ناسزا می‌گویند، طعنه می‌زنند و فحاشی می‌کنند و بی‌آبرو هستند و باکی ندارند که به آنان فحش داده شود. درباره اینان به گونه‌ای سخن می‌گوید که سخت‌تر و شدیدتر از آن در ادبیات اسلامی نمی‌توان سخن گفت. عملی و شخصی که خدا از آن نفرت دارد بدترین عمل و شخص است. او اهل نجات و رستگاری و سعادت نیست. پیامبر خدا(ص) می‌فرماید: «خداوند بهشت را بر هر فحاش بد زبان بی‌شرمی که باکی ندارد چه بگوید و چه بشنود، حرام کرده است (الکافی، ج2، ص323) و می‌فرماید: «یکی از بدترین بندگان خدا کسی است که به سبب بدزبانی و دشنام گویی‌اش، همنشینی با او ناخوشایند است» (همان، ص325) و امام صادق(ع) می‌فرماید: «هر کس که مردم از زبانش بترسند، او در آتش است» (همان، ص327)

این درباره نجات و رستگاری شخص بدزبان و فحاش و جایگاه او نزد خدا بود. در احادیث دیگری درباره شخصیت انسان فحاش نیز سخن رفته است. امام باقر(ع) می‌فرماید: «زشتگویی حربه فرومایگان است» (بحار الانوار، ج78، ص185) و امام علی(ع) می‌فرماید: «انسان بزرگوار، هرگز دشنام ندهد» (غرر الحکم، ح9478) و امام صادق(ع) می‌فرماید: «دشنام گویی و بدزبانی و دریدگی از نشانه‌های نفاق است» (بحار الانوار، ج79، ص113).

آری! این است جایگاه زبان در دینداری در متون اسلامی و با این سخنان و احادیث است که می‌توانیم میزان اسلامی بودن جامعه‌ها را بسنجیم.

جامعه‌ای که خود را اسلامی می‌خواند باید اعمال و کردارش اسلام و تعالیم آن را مجسم سازد. نظام و حکومتی که خود را اسلامی می‌نامد باید دولتمردانش در تمام سطوح اخلاق اسلامی را در سرلوحه کار خود قرار دهند، به گونه‌ای که جهانیان بتوانند اخلاق اسلامی را در رفتار و کردار آنان به روشنی مشاهده کنند. اما اگر خلاف این مشاهده شود و دیده شود که اعمال آنان هیچ شباهتی با آنچه در متون دینی آمده،‌ ندارد، اسلامی خواندن چنین نظامی نادرست و ناروا و زیانبار است.

چقدر با اسلام فاصله دارد جامعه‌ای که در آن فحاشی و بدزبانی امری متعارف و عادی باشد. جامعه‌ای که دولتمردان آن بدترین الفاظ را درباره ملت خود و نیز سران کشورهای دیگر به کار ببرند. آیا جامعه‌ای که الفاظ ناروا و زشت از زبان حاکمان آن بیرون می‌آید و حتی از تریبون‌های مذهبی شنیده می‌شود نباید این اعمال در آن جامعه رواج یابد و از کوی و برزن به گوش رسد؟

چقدر با اسلام فاصله دارد جامعه‌ای که در آن سردبیر روزنامه‌ای، که در واقع سخنگوی جناح حاکم است، سخنان یکی از سران کشوری دیگر را وارونه می‌کند و آن را بهانه می‌کند تا هر چه می‌خواهد در رابطه با مخالفان داخلی جناح خود به زبان آورد!

آیا جامعه‌ای اسلامی است که در آن افرادی برای خود صرفا ظاهری خاص درست کنند و با دولت همراهی داشته باشند ولی هر چه خواستند بگویند؟ و اینگونه است که دیده می‌شود فردی که با این شرایط توانسته است از امکانات جامعه استفاده کند و از پروژه‌های بزرگ سود ببرد، آزادانه نسبت به تمام زنانی که در یک صنف مشغول به کار هستند بدترین الفاظ را به کار می‌برد و هیچ کس نمی‌گوید آیا این سخن مطابق شریعت مجازات ندارد، آیا این با اخلاق اسلامی سنخیت دارد؟ آیا مجازات‌های شرعی شدید تنها برای مخالفان و منتقدان است؟!

به هر حال چنین جامعه‌ای از مکتب پیامبر(ص) و امام باقر(ع) و دیگر بزرگان دین و متون دینی فاصله بسیار زیادی دارد و بنابراین اسلامی خواندن آن بسیار دور از واقعیت است.