شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» برخورد تعالي‌بخش و چشم خيربين داشته باشيم

سه‌شنبه, 1 نوامبر, 2011

چکیده : آخوند كاشي در مسجد صدر اصفهان از وضوي يك ايلياتي ايراد مي‌گيرد، او مي‌گويد من تنها مي‌خواهم دو ركعت نماز بخوانم و به خدا بگويم ياغي نشده‌ام. پس اگر اين احساس مسئوليت را داشته باشيم خداوند هم به عهدش تداوم مي‌بخشد و خلقت و هدايتش را بيشتر مي‌كند.


لطف الله میثمی درباره رفتار تربیتی تعالی بخش قرآن نوشت:

اگر اين احساس مسئوليت را داشته باشيم خداوند هم به عهدش تداوم مي‌بخشد و خلقت و هدايتش را بيشتر

«اَتَأمرُون الناس بِالبِر و تَنسَونَ اَنفُسَكُم وَ اَنتُم تَتلُون الكِتابَ‌ اَفَلا تَعقِلون» (بقره:44)

خداوند يهودي‌هايي كه به دنبال سودجويي هستند و نژادپرستند را بني‌اسراييل مي‌خواند، يعني براي هدايت آنها نقطه‌قوتشان را مطرح مي‌كند و برخورد تعالي‌بخش با آنها دارد و آنها را فرزندان حضرت يعقوب مي‌خواند. آنها را گروه نزولخوار و نژادپرست نمي‌خواند، بلكه اهل كتاب مي‌خواند، يعني نقطه‌قوت آنها را بيان مي‌كند ‌كه كتاب و انسجامي را قبول كرده‌اند. هريك از اين «اذ»‌ها كه مطرح مي‌شود مرحله‌اي را نشان مي‌دهد كه در سوره بقره و ديگر سوره‌ها به تفصيل هر گزاره آن توضيح داده مي‌شود، براي نمونه سامري‌گري و چالش موسي با هارون درباره سامري در سوره طه شرح داده مي‌شود. ما هم بايد برخورد تعالي‌بخش و چشم خيربين داشته باشيم. استفاده‌اي كه من از اين روش قرآني كردم اين بود كه راست افراطي كه در ايران شكل گرفته و به‌‌‌صورت طبقه‌اي درآمده و تركيب گروه‌هاي پورسانتاژبگير نفت و كالا، بنادر نامرئي، قاچاق موادمخدر و نقدينگي سيال بسيار خطرناك است، ولي ما به آنها مي‌گوييم اي كساني‌كه قانون‌اساسي را پذيرفته‌ايد ـ‌ هرچند آنها به هيچ قانوني تن نمي‌دهند ـ سعي مي‌كنيم در آنها تأثير بگذاريم و نقطه‌قوتي را در مورد آنها ذكر كنيم و به آنها مي‌گوييم شما قانون‌اساسي برآمده از انقلاب را قبول داريد و از طريق آن سر كار آمده‌ايد و… حضرت محمد(ص) وقتي مي‌خواست در مراحل مختلف با نزولخواران يهودي مدينه مبارزه كند (بويژه پس از جنگ احد كه نيروهاي انساني شهيد شده بودند و يهودي‌ها نزول مي‌دادند) مي‌گويند يا اهل كتاب، يعني شما هم براساس كتاب خودتان رفتار كنيد. در تورات هم با نزولخواري مخالفت شده است و آن را حرام مي‌داند، اما آنها به كتاب خودشان هم عمل نمي‌كردند.

ديگر اين‌كه مي‌گويند يا بني‌اسراييل «اوفوا بعهدكم …» يا مي‌گويند «فاذكروني اذكركم» ظاهر آن نشان مي‌دهد كه قرارداد و بده بستاني بين خداوند و مردم است و خداوند عهد خود را مشروط به عهد مردم مي‌كند. ابتدا ممكن است به ذهن انسان برسد كه چرا خداوند شأن خود را در حد يك قرارداد اجتماعي پايين آورده است؟ در «فاذكروني اذكركم» هم مي‌گويد ياد من كنيد تا من ياد شما كنم. ظاهر‌ آيه اين است، ولي در معناي ذكر كه حدود ده سال روي آن بررسي داشته‌ام، «اذكروني»، يعني مرا مبنا بگيريد تا خود شما هم مبنائيت پيدا كنيد. يا مي‌گويد «اوفوا بعهدي»، عهد من اين است كه شما را خلق و هدايت كردم. «اعطي كل شيء خلقه ثم هدي»، خدا خلقت را به ما داد و هدايت هم كرد. اين عهدي است كه از ابتدا خداوند به ما داده و اين پيوند هيچ‌گاه از بين نمي‌رود، چه آن را فراموش كنيم و چه آن را به ياد داشته باشيم.

خداوند در آيه 115 سوره طه مي‌گويد: «وَلَقَد عَهدنا اِلي آدَمَ مِن قَبلُ فَنَسِيَ وَ لَم نَجِد لَهُ عَزماً» ما از قبل با آدم عهد بستيم، ولي او فراموش كرد كه همه ويژگي‌هاي او ناشي از مخلوق‌بودن و ارتباطش با خالق است، و اگر اين بگسلد، اين مشكلات براي او پيش مي‌آيد، از اين‌رو خداوند لازمه تكامل آدم را هبوط مي‌داند و اين‌كه انسان پس از هبوط مي‌تواند تكميل شود. آنجا كه مي‌گويد «وَ اِذِ ابتَلي ابراهيمَ رَبُهُ بِكَلَمات فَاَتمَهُن قالَ اِني جاعِلُكَ لِلناس اماماً»، (بقره: 124) ابراهيم از همه آزمايش‌ها سربلند بيرون مي‌آيد، سپس خداوند به او مي‌گويد حالا بايد پيشواي مردم شود. ابراهيم مي‌پرسد ذريه من چه مي‌شود «قالَ وَ مِن ذُريَتي» و خداوند مي‌گويد عهد من به ظالمين نمي‌رسد، «قالَ لايَنالُ عَهدي لِظالمين»، يعني اگر ذريه تو ظالم باشند شامل عهد من نمي‌شوند.

آخوند كاشي در مسجد صدر اصفهان از وضوي يك ايلياتي ايراد مي‌گيرد، او مي‌گويد من تنها مي‌خواهم دو ركعت نماز بخوانم و به خدا بگويم ياغي نشده‌ام. پس اگر اين احساس مسئوليت را داشته باشيم خداوند هم به عهدش تداوم مي‌بخشد و خلقت و هدايتش را بيشتر مي‌كند.

منبع: جرس