شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» تاملاتی چند درباره تغییر قانون اساسی

» تکمیل پروژه براندازی جمهوریت نظام یا حذف رئیس‌جمهوری که وجود خارجی ندارد؟

سه‌شنبه, 25 اکتبر, 2011

چکیده : تا همین چند روز پیش، هر کس که پیشنهادی در خصوص تغییر قانون اساسی می‌داد، احتمالا به جرم براندازی دستگیر می‌شد و هر روزنامه‌ای که در اینباره می‌نوشت، توقیف می‌شد. این نیز نماد و نمایی از اجرای سلیقه‌ای قانون اساسی است که در ظرف چند روز باب گفتگو بر تغییر قانون اساسی گشوده شده است. این نیز نمادی از غلبهٔ سلیقهٔ حاکمان بر متن قانون و خواستهای عمومی است.


 کلمه- آل طاها:

• در ادبیات سیاسی منظور از اصولگرا کسی است که بر حفظ و تداوم وضعیت فعلی اصرار دارد و نیازی به اصلاح نمی‌بیند. تغییر در قانون اساسی یک راهکار اصلاح طلبانه برای غلبه بر مشکلات قانونی است، لذا کسانی که به تغییر در قانون اساسی روی آورده‌اند قبل از هر چیز باید بدانند که مقهور گفتمان اصلاحات شده‌اند و از اصولگرایی سیاسی عدول کرده‌اند.

• اصلاحات غیر از براندازی است. این را همه می‌دانند اما گویا فقط اصلاح طلبان حاضرند که به این تفاوت توجه کنند. براندازی به معنای تغییر در پایه‌های نظام است و نظام فعلی ایران رسماً جمهوری اسلامی نام دارد و مطابق قانون اساسی این دو رکن غیر قابل تغییرند. یعنی کسی که درصدد حذف یکی از این دو رکن بر می‌آید، پا را از اصلاح فرا‌تر گذاشته و به فکر براندازی است.

• میر حسین در یکی از بیانیه‌هایش گفته بود «اینجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فرا‌تر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم.». نوع جدیدی از زندگی سیاسی‌‌ همان براندازی است و جالب آنکه میر حسین بابت اعتراض به همین رویکرد مورد حملهٔ براندازان هم از طیف‌های داخل قدرت و هم براندازان شناخته شده قرار گرفت، یعنی میرحسین درست به هدف زده بود.

• انتخابات جایی است که اراده جمهور تجلی می‌یابد و رئیس جمهور کسی است که توسط جمهور مردم انتخاب می‌شود. شخصی که توسط نمایندگان مردم انتخاب می‌شود، می‌تواند هر عنوانی داشته باشد اما دیگر رئیس جمهور نیست. بعید است آقای لاریجانی رئیس پارلمان این موضوع را نداند اما اگر از در انکار بر آماده است، همه می‌دانند. شاید هم در اندیشه انتخاب یک لاریجانی دیگر برای ریاست دولت باشد، حرجی نیست اما بهتر است آقای لاریجانی دیگر از اصولگرا بودن خود استعفا دهد و مادامی که اصلاح طلب هم نیستند، امیدوارم برانداز نشوند.

• فعالان جنبش سبز مدتهاست احمدی‌نژاد را رئیس دولت می‌خوانند و او را رئیس جمهور نمی‌دانند. به عبارتی دیگر براندازی و تغییر در جمهوریت نظام، از دید جنبش سبز سالهاست آغاز شده است و شیخ مهدی کروبی به همین گفته مشهور است. اگر طرفداران آیت الله خامنه‌ای و وابستگان به بیت رهبری به تازگی به این گفتمان پیوسته‌اند، نشان دهندهٔ حقانیت این تشخیص و عظمتِ گفتمان جنبش سبز است و البته نشان دهنده مکر و دورویی کسانی است که آراء مردم را در ۲۲ خرداد دزدیدند و اینک برای دزدی خود به دنبال حیلهٔ شرعی می‌گردند.

• تا همین چند روز پیش، هر کس که پیشنهادی در خصوص تغییر قانون اساسی می‌داد، احتمالا به جرم براندازی دستگیر می‌شد و هر روزنامه‌ای که در اینباره می‌نوشت، توقیف می‌شد. این نیز نماد و نمایی از اجرای سلیقه‌ای قانون اساسی است که در ظرف چند روز باب گفتگو بر تغییر قانون اساسی گشوده شده است. این نیز نمادی از غلبهٔ سلیقهٔ حاکمان بر متن قانون و خواستهای عمومی است.

• با همهٔ این تفاسیر، اصل تغییر و بروز آوری و اصلاح قانون اساسی اگر واقعی باشد و بر مبنای خواست مردم شکل بگیرد و نتیجهٔ آن راهم بتوان به رفراندوم واقعی گذاشت، باید مورد استقبال همهٔ اصلاح طلبان قرار گیرد. باز شدن باب تغییر در قانون اساسی دست کم این حسن را دارد که پذیرفته‌ایم «قانون اساسی نه تنها یک متن مقدس نیست، بلکه اشخاصی که بر مبنای همین قانون عرفی به مقامی رسیده‌اند از قداستی برخوردار نیستند که اگر کسی برآنان خرده گرفت و یا انتقادی بر آنان گرفت بتوان او را به بند کشید.