شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» یادداشت فیروزه صابر، برای برادرش هدی صابر: آن سرو سبز

یکشنبه, 23 اکتبر, 2011

چکیده : سرو سبز دیگری در کنارت خواهیم کاشت تا همراه با سروهای دیگری که در پهنه ایرانمان کاشته اند و خواهند کاشت نوید مهر و دوستی و آزادگی سر دهند.


فیروزه صابر خواهر هدی صابر در رابطه با کندن درخت سرو مزار برادرش می نویسد: سال سالهاست که دشمنی با “سنگ ” را دیده بودیم اینبار با سرو هم آغاز شد.

به گزارش جرس، در این نوشته آمده است: سحرگاه امروز که به دیدارت آمدیم، تند باد پاییزی به استقبال مان آمد و هم چون همیشه از دور نخست سلام مان با ” سرو” سر سبزت بود .

این سحرگاه اثری از آن نیود و جای خالیش بس نمایان بود. سال سالهاست که دشمنی با “سنگ ” را دیده بودیم اینبار با سرو هم آغاز شد. نمی دانم برای آزادگی اش از بند تعلق بود، برای مقاوتش در برابر آفات و طوفان و سرما بود، برای باور پیروان آیین مهر بود که ویژه خورشیدو زایش مهر می پندارند اش، برای آنکه نماد مهر تابان، زندگی بخش و نشانه نامیرایی و آزادگی و پایداری در برابر نیروهای مرگ آور است و یا رنگین به سبز بودن در طبیعت آفریدگار هستی همان “رفیق رهگشای ” تو بود!؟

هدی جانم، نیک می دانی که نیاکانمان به هنگام زایش فرزندانشان به جای قربانی درخت سروی می کاشتند تا سرو آزاد و فرزندشان با هم بزرگ شوند. ما نیز به هنگام وداع با تو سرو کوچکی در کنارت کاشتیم تا با “منش” تو خو بگیرد و رشد یابد. آن سرو را از ریشه کندند. خوش آن است که هر کجا باشد اثرش پنهان کردنی نیست. چه سرو در خشکسالی نیز پایدار است.

اما سرو سبز دیگری در کنارت خواهیم کاشت تا همراه با سروهای دیگری که در پهنه ایرانمان کاشته اند و خواهند کاشت نوید مهر و دوستی و آزادگی سر دهند.

آن میر غوغا را بگو ، وان شور و سودا را بگو وان سرو خضرا را بگو مستان سلامت می کنند

فیروزه صابر