چکیده : كشته شدن سرهنگ قذافي، رهبر ليبي كه در برابر اراده مردم كشورش تسليم نشد و دگرگونيهاي بنيادي در جهان را به حساب نياورد، بار ديگر روند رو به گسترش كمي و كيفي نظامهاي مبتني بر اراده و انتخاب مردم را در عصر جهاني شدن يادآور شده است.
الهه كولايي*
كشته شدن سرهنگ قذافي، رهبر ليبي كه در برابر اراده مردم كشورش تسليم نشد و دگرگونيهاي بنيادي در جهان را به حساب نياورد، بار ديگر روند رو به گسترش كمي و كيفي نظامهاي مبتني بر اراده و انتخاب مردم را در عصر جهاني شدن يادآور شده است.
قرنها از طرح وعده حاكم شدن مردم بر سرنوشتشان و تحقق يافتن اراده آزاد آنان براي تعيين شيوه زندگيشان از سوي رسولان اديان ابراهيمي كه آخرين آنان محمد(ص)، حتي انتخاب دين را نيز به اراده آزاد انسانها موكول كرد، ميگذرد و نيز نزديك به دو قرن از طرح ايده كارل ماركس براي حاكم شدن محرومان بر حياتشان گذشته و «شبحي» كه به بيان او در سرزمينهاي اروپايي به حركت درآمده بود تا نظامهاي استبدادي اروپايي را با حكومتهاي مردمي جايگزين كند، همچنين نزديك به سه دهه از انتشار كتاب ساموئل هانتينگتون ميگذرد كه به تبيين «موج سوم دموكراسي» پرداخته بود كه در ادامه موج اول و موج دوم آن، با فروريختن ديوار برلين و نابودي اتحاد شوروي به اوج خود رسيد. در پي رخدادهاي تروريستي سپتامبر2001 اين موج، انرژي جديدي يافت. آمريكا و همپيمانانش اين بار ترويج دموكراسي و واژگونسازي حكومتهاي ديكتاتوري را ابزاري براي تامين صلح و ثبات بينالمللي يافتهاند. در طرحهاي گوناگوني كه پس از اين حادثه، با نام «خاورميانه بزرگ» ارايه شد، دموكراتيكسازي البته براساس استانداردهاي غربي، راهكاري موثر براي تقويت روند رشد، توسعه و تامين امنيت بينالمللي، بهويژه در خاورميانه و شمال آفريقا برآورد شده است. از سوي ديگر، با رخداد «انقلاب ارتباطات» و تغيير اساسي در معناي زمان و مكان، آگاهيهاي جهاني هم از شرايط زندگي انساني و تقاضا براي آن، به شدت گسترش يافته است. اين شرايط در غرب آسيا و شمال آفريقا كه بخش مهمي از منابع مهم انرژي فسيلي جهان در آن قرار گرفته، اينك از حساسيت بيشتري برخوردار شده است. تامين ثبات و مبارزه با افراطگرايي در چنين شرايطي، راهكاري جز واژگونسازي حكومتهاي ديكتاتوري و تسليم شدن در برابر موج بلند دموكراسيخواهي، پيش پاي قدرتهاي اين منطقه و جهان باقي نگذاشته است. فرياد آزاديخواهي مردم كشورهاي غرب آسيا و شمال آفريقا، كه در اصطلاح خاورميانه خوانده شده است، در پرتو تغييرهايي كه در دهههاي اخير شكل گرفته، به گوش همه جهانيان رسيده است. اينك رسانههاي بينالمللي تحت كنترل قدرتهاي جهاني نيز وظيفه انتقال اين پيام را برعهده گرفتهاند. بيترديد حاكم شدن مردم بر سرنوشتشان در مسير تحقق اراده الهي است كه جامعه بشري به اشكال گوناگون براي رسيدن به آن تلاش كرده است.
*استاد دانشگاه
منبع: روزنامه شرق