چکیده : به یاد بلوف های سرهنگ قذافی، بلو ف های هیچ صاحب قدرتی را باور نکنیم. به یاد توهین های سرهنگ قذافی به مردمان خویش، هیچ توهینی را از صاحبان قدرت نپذیریم. از هیچ کس با عناوینی چون امیرالمومنین یاد نکنیم. عکس های بزرگ صاحبان چند روزه ی قدرت را زینت بخش شهرها و خانه هایمان نکنیم .یادمان باشد قذافی هم به نام دین بر مردم لیبی حکومت می کرد تا از مبلغان دروغینی که به نام دین از مناسبات دینی بهره برداری می کنند، دوری کنیم. تجمعات سازمان دهی شده و هیجانات کور را در استقبال از سرهنگ قذافی به یاد بیاوریم تا گرفتار شهوت حاکمان برای بردگی شهروندان نشویم و بی بهانه به استقبال هیچ صاحب قدرتی نرویم.
کلمه- هانی زرتشت: دیکتاتورها از تاریخ درسی نخواهند گرفت، حتی از سقوط دیکتاتورها و عاقبت آنها هم درسی نخواهند آموخت. دیکتاتورها اصولاً به این دنیا نیامده اند اند تا عبرتی بگیرند، آمده اند تا عبرت دیگران شوند. قدرت مطلقه ای که بر دیکتاتورها سوار می شود، آنان را بی اختیار به ناکجا اباد میبرد و مُهری که بر دل های آنان می زند، چشم و گوششان را هم کور و کر می کند. با این حساب نباید توقعی داشت که عاقبت غم انگیز و عبرت آموز قذافی هم درسی برای آخرین دیکتاتورهای دنیا باشد.
اما مردم می توانند از عاقبت و سقوط دیکتاتورها درس ها بگیرند. متاسفانه، نسل ما آنچنان که باید و شاید از سقوط شاه ایران، نیاموخت و افسوس که به سبب غلبه ی فرهنگ استبداد، به باز تولید مناسبات شاهنشاهی ذیل لوای نام ها و عناوین دیگری پرداخت. اما همین نسل این نیک بختی را دارد که عاقبت سیاه صدام و سقوطِ بن علی و محاکمه ی مبارک وسرانجام تلخِ قذافی را ببیند و به خود آید.
ما مردم، باید از سقوط قذافی درس ها بگیریم. درس ها بگیریم تا به عاقبت ویران لیبی و سقوط پرهزینه ی قذافی دچار نشویم. «چادرهای رنگارنگ سرهنگ قذافی» و محافظان مشهورش را به یاد بیاوریم تا ابهت دروغین محافظان قدرت را باور نکنیم. به یاد «بلوف های سرهنگ قذافی»، بلو ف های هیچ صاحب قدرتی را باور نکنیم. به یاد «توهین های سرهنگ قذافی» به مردمان خویش، هیچ توهینی را از صاحبان قدرت نپذیریم. از هیچ کس با عناوینی چون «امیرالمومنین» یاد نکنیم. «عکس های بزرگ» صاحبان چند روزه ی قدرت را زینت بخش شهرها و خانه هایمان نکنیم. به یاد «سخنرانی های دیوانه وار» و هیجان زدهی سرهنگ قذافی، از مصاحبه ها و سخنرانی های بی حساب و کتاب دوری کنیم. «مصاحبه های جنجالی» و سخنرانی های پوچ صاحبان قدرت را باور نکنیم و یادمان باشد که همین سرهنگ قذافی گاه 3 ساعت از تریبون سازمان ملل مثلاً برای سران دنیا سخنرانی می کرد تا آنان را به دین خود دعوت کند! یادمان باشد «قذافی هم به نام دین بر مردم لیبی حکومت می کرد» تا از مبلغان دروغینی که به نام دین از مناسبات دینی بهره برداری می کنند، دوری کنیم. «تجمعات سازمان دهی شده و هیجانات کور» را در استقبال از سرهنگ قذافی به یاد بیاوریم تا گرفتار شهوت حاکمان برای بردگی شهروندان نشویم و بی بهانه به استقبال هیچ صاحب قدرتی نرویم.
از اراده مردم لیبی برای رسیدن به آزادی درسِ امید بگیریم اما به قدرت های خارجی دل خوش نکنیم. یادمان باشد یکی از سبک ترین نفت های دنیا را لیبی دارد و یادمان باشد لازم بود قذافی 40 سال در قدرت بماند تا هر کشوری به نوعی از دیوانگی های او بهره ها بگیرد. به «حمایت استثماری» کشورهایی که محتاج بازار و نفت ایران اند دل نبندیم و آنان را مسحور قدرت افسانه ای و تاریخی و خدادادی خویش نپنداریم. برای رسیدن به آزادی و دموکراسی «به دام خشونت نیافتیم» تا زیر ساخت هایمان زیر بمب های بیگانگان ویران نشود.
آزادی مردم لیبی را ارج بنهیم و قلبهای غمگینمان را با آزادی آنها شاد کنیم تا »جوانه های امید» قوت بگیرند اما فراموش نکنیم که مردم لیبی در آغاز راهند تا نه فریب ِ قدرت را بخوریم و نه فریبِ انقلاب را.