شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» «منعزل بودن» رهبری یعنی چه؟

دوشنبه, 17 اکتبر, 2011

چکیده : مشکل از آنجایی شروع می‌شود که خبرگان ناظر، اساسا متوجه از دست رفتن شرایط ولایت فقیه در شخص رهبری نشوند یا متوجه بشوند و سکوت کنند. در واقع ممکن است رهبری در دوران حاکمیت خود، سازوکاری فراهم کرده باشد که استقلال نهاد نظارتی از میان رفته باشد و خبرگان خاصی بر این نهاد حاکم شده باشند که به خود اجازه ورود به حیطه رهبری را ندهند.


علی شکوهی

قبل از سفر مقام رهبری به استان کرمانشاه، از برخی از دوستان شنیدم که ایشان قصد دارند در این سفر، مباحث تازه‌ای را مورد توجه قرار دهند و به صورت علنی مطرح کنند. این گفته با برخی از سخنانی که رهبری در باره ضرورت توجه به آینده نظام اسلامی مطرح کردند، محقق شده است. بنده بر این باورم که مجموعه سخنان تازه و نو رهبری در این سفر نیازمند بررسی و نقد و بررسی است و جا دارد محققان با توجه به نکات مهم این سخنان، به تصویری که ایشان در ذهن دارند توجه و برنامه‌های احتمالی ایشان برای آینده کشور را پیش‌بینی کنند و با طرح نظرات انتقادی و اصلاحی، راهکارهای تحقق یک آینده خوب، پایدار و کارآمد برای جمهوری اسلامی را ارائه دهند. بنده تنها به یک مورد اشاره می‌کنم.

مقام رهبری در یکی از سخنرانی‌ها در جمع دانشجویان به تبیین مفهوم ولایت فقیه و رهبری در نظام اسلامی پرداختند و با اشاره به تعریف ولایت فقیه از دیدگاه امام افزودند: از دید امام ، ولایت فقیه یعنی مدیریت زنده، بالنده و پیش‌رونده که البته امام بزرگوار ما، خود مظهر تام و تمام این مفهوم بود. رهبری با اشاره به مغالطه عده‌ای در تعبیر امام مبنی بر ولایت مطلقه فقیه، خاطرنشان کردند: آنها سعی کردند نظر امام را به معنای بی‌اعتنایی ولایت فقیه به قوانین تفسیر کنند اما امام بزرگوار ملت، ضمن تأکید بر ولایت مطلقه فقیه، خود بیشتر از همه به رعایت قوانین، اصول، مبانی و جزییات احکام شرعی مقید بود. وی در تبیین شرایط حساس و دقیق ولایت فقیه از دیدگاه امام افزودند: اگر این شرایط از بین برود، رهبری، حتی اگر کسی او را عزل نکند، خود بخود عزل می شود و این مسئله، نشان دهنده اهمیت فراوان این موضوع است.

سخن بنده در باره بخش پایانی کلام رهبری است. قبلا امام خمینی نیز در سخنانی گفته بودند که اگر ولی فقیه، شرایط رهبری را از دست بدهد، خود بخود «منعزل» است و اینک نیز همان تعبیر در کلام رهبری تکرار شده است. واقعیت این است که این مفهوم «منعزل» بودن رهبری، در شرایط عینی قابل تحقق نیست مگر این که امکان عزل رهبری در قانون پیش‌بینی شده و نهادی برای نظارت بر شرایط رهبری تعیین شود و آن نهاد نظارت کننده هم بدون دخالت مستقیم و غیرمستقیم دستگاه رهبری، کار نظارتی خود را انجام دهد و در عمل، با از دست رفتن شرایط رهبری، اقدام به عزل رهبری کند و الا منعزل بودن خودبخودی رهبری، مفهومی ذهنی است که مصداق خارجی پیدا نخواهد کرد.

توضیحا عرض می‌کنم که اگر رهبری صلاحیت داشته باشد و کارش را مطابق قانون و شرع پیش ببرد و از ظلم و تعدی پرهیز کند و خود بیش از دیگران به میثاقی که با مردم بسته است (از جمله قانون اساسی) پایبند باشد و روحیه قدرت‌طلبی نداشته باشد و تمرکز قدرت در دستان خود را به نام تامین مصالح نظام توجیه نکرده و دوستان و دشمنان نظام اسلامی را براساس مصالح شخص خود تعیین نکند و به شکایات مظلومان رسیدگی کرده و در مقابل صاحبان قدرت متجاوز به حقوق مردم بایستد و خلاصه همانی باشد که در نظریه ولایت فقیه مورد توجه است، طبعا مشکلی پیش نمی‌آید اما اگر چنین نباشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟

در صورتی که رهبری شرایط خود را از دست داده باشد، به گفته حضرت امام و مقام رهبری، «منعزل» است یعنی بدون آن که نیازی به عزل کردن داشته باشد، خود بخود معزول است و باید کنار برود و حق دخالت در امور را ندارد و هرگونه تصرفی در امور مملکت از سوی وی، خلاف شرع است. حال این پرسش مطرح می‌شود که آیا خبرگان ناظر بر رهبری هم این «منعزل» بودن را در می‌یابند یا ممکن است متوجه نشوند یا بنا به مصالحی سکوت کنند و حتی به حمایت از همان رهبری که «منعزل» است، بپردازند؟ اگر آنها هم به این واقعیت پی برده باشند و رهبری را منعزل بدانند و بدور از مداخلات رهبر و دستگاه رهبری، امکان تصمیم‌گیری در این زمینه را داشته باشند، طبعا مبادرت به عزل قانونی رهبری می‌کنند و تعارضی در نظریه «منعزل» بودن رهبری پیش نخواهد آمد ولی مشکل از آنجایی شروع می‌شود که خبرگان ناظر، اساسا متوجه از دست رفتن شرایط ولایت فقیه در شخص رهبری نشوند یا متوجه بشوند و سکوت کنند. در واقع ممکن است رهبری در دوران حاکمیت خود، سازوکاری فراهم کرده باشد که استقلال نهاد نظارتی از میان رفته باشد و خبرگان خاصی بر این نهاد حاکم شده باشند که به خود اجازه ورود به حیطه رهبری را ندهند و حتی ممکن است تحت تاثیر برداشتهایی انحرافی از نظریه ولایت فقیه، گمان کنند که امام زمان(عج) شخصا بر ولی فقیه نظارت دارد و نیازی به مداخله خبرگان نیست. حتی ممکن است به دلیل سلطه رهبری بر تمامی ارکان قدرت، از آینده خود بیمناک باشند و از سر ترس، تصمیم به عزل رهبری که «منعزل» است، نگیرند. در این صورت، مفهوم «منعزل» بودن رهبری چگونه تعین خارجی پیدا می‌کند؟

البته یک راه دیگر هم باقی می‌ماند و آن راه، کنار رفتن داوطلبانه رهبری از قدرت با علم به از دست رفتن صلاحیتها و شرایط رهبری است. من تصور می‌کنم این موضوع هم کاملا ذهنی است و رهبری که صلاحیت اداره کشور را ندارد و مثلا به دلیل حب جاه و قدرت‌طلبی، باید منعزل تلقی شود، قطعا آنقدر تقوا ندارد که بتواند جام شیرین قدرت را بر زمین گذاشته و داوطلبانه، قدرت را به دیگری واگذارد. چنین فردی در قدرت می‌ماند و با تراشیدن مصالح و توجیهات شرعی و قانونی، رفتار خود را توجیه کرده و بتدریج خودش هم فراموش خواهد کرد که اساسا از شرایط رهبری و ولایت در نظام اسلامی برخوردار نیست.

خوانندگان گرامی این مطلب را با در نظر داشتن ضمنی مقام رهبری کنونی مورد مطالعه قرار ندهند زیرا بنده این موارد را از منظر مصداقی مطرح نکردم و منظورم توجه به یک مفهوم کلی است زیرا گمان می‌کنم که مفهوم «منعزل» بودن ولایت فقیه با از دست رفتن شرایط، یک امر ذهنی است که مصداق خارجی پیدا نمی‌کند. خوب است یکی از حوزه‌هایی که رهبری در اصلاح احتمالی روندهای پیش‌روی کشور در ذهن دارند، همین مفهوم عزل رهبری یا منعزل بودن رهبری باشد تا سازوکار نظارتی خبرگان بر رهبری، بیش از پیش کارآمد شود.

منبع: نقد زمانه