شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» سیاست شما عین خیانت شماست

شنبه, 8 اکتبر, 2011

چکیده : آنچه من و امثال من را که غم دين داريم و از تخريب چهره آن نگرانيم به فکر فرو ميبرد اين است که اينگونه آلوده شدن روحانيت به سياسی کاری های ناپسند نه تنها ايشان را از وظيفه اصلی شان دور ميکند بلکه چهره دين را تخريب مينمايد و به دين ضربه ميزند و شرايط را برای دين گريزی جوانان ما مهيا می سازد و همان کسانی که بايد به تبليغ دين و علاقه مند کردن مردم به اصول دينی مشغول باشند خود عامل اصلی طرد دين و اعتقادات مذهبی در جامعه ميگردند و خواسته يا ناخواسته سياستشان عين خيانتشان مي شود.


حسین زمان

کاری ندارم به اينکه شعار سياست ما عين ديانت ماست توسط چه کسی يا کسانی داده شده و چه برداشت های ضد و نقيضی از آن صورت گرفته. خود بر اين باورم که اگر سياست به مفهوم آگاهی از مسائل روز و سياست ورزی به معنای زيرکی و هوشمندی در مقابل دسيسه های نابخردان و سالوس ها باشد و سياست مداری به مثابه تعقل ورزی با کياست، آنگاه قطعا يک انسان متدين با ايمان نبايد از چنين سياست ورزی دور باشد و اين شعار حتما معرف يک فرد با ايمان است.

به هيچ عنوان با افرادی که به بهانه های گوناگون به طور کلی مهر بطلان بر واژه سياست مي کشند و به اين ترتيب از مبارزه با مزوران و زورمداران شانه خالی مي کنند و باد روشنفکری نيز در غبغب می اندازند و خود را باهوش و با ذکاوت و دانای بر همه امور تصور مي کنند موافق نيستم و ايشان را فرصت طلبان و راحت طلبانی مي دانم که از بيم جان و مال و موقعيت های شغلی خطر نمي کنند و برای اين کارشان دنبال توجيه مي گردند. خود من بارها و بارها اينگونه مورد مؤاخذه چنين افرادی واقع شده ام که آقا چرا وارد سياست شده ای، سياست پدر و مادر ندارد و بهتر است به عنوان يک هنرمند اصلا وارد چنين مسائلی نشوی و اين حضور دون شأن شماست و حرف هايی از اين قبيل. پاسخ من به اين حضرات اين بوده است که همه ملت به ويژه هنرمندان که هر چه دارند از مردم است موظفند در مقابل بی عدالتی و نامردمی عکس العمل نشان دهند و برای برقراری عدالت و برابری و احقاق حقوق مردم سکوت نکنند، حال اگر اين نامش ورود در سياست است که وظيفه است و نمي توان از آن شانه خالی کرد.

اما پيامی هم دارم برای کسانی که در صف علمای دين قرار دارند و وظيفه اصلی شان تبليغ و اشاعه دين است. کسانی که نان دين مي خورند و بعضا به واسطه دين عزت و اعتباری برای خود کسب کرده اند . من اول بار شعار سياست ما عين ديانت ماست و ديانت ما عين سياست ما را از زبان شما شنيدم و آن هم قبل از انقلاب و البته باور کردم و هنوز هم باور دارم البته با تعريفی که از سياست پذيرفته ام نه آنچه امروز شما باور داريد اما شما چطور ؟ آيا شما هم به شعاری که زير لوای آن مردم را به مبارزه و تقوا و دين باوری دعوت کرديد هنوز پايبنديد ؟ من اينگونه فکر نمي کنم. به نظر من بسياری از روحانيت ما آنچنان به سياست بازی و سياسی کاری فاقد تقوا و دنيا محور پرداخته اند و آنچنان آلوده بازی های سياسی متداول شده اند که وظيفه اصلی شان که دفاع از دين خدا و ترويج و تبليغ شعائر دينی بود غافل گشته اند . هر روز که از انقلاب سپری شد جامعه دينی ما بيشتر به سياسی کاری های رايج آلوده گشت و اين امر باعث مخدوش شدن چهره برخی مبلغين دينی که هم اکنون تبديل شده اند به سياسيون قدرت طلب، گرديد.

موضوع بحث من در اين مجال پرداختن به مسائل و مشکلات پيوند دين و حکومت و يا جدايی آنها از يکديگر نيست که خود مباحث متعددی را ميطلبد و متفکران و انديشمندان در اين باب نظرات زيادی داده اند . آنچه من و امثال من را که غم دين داريم و از تخريب چهره آن نگرانيم به فکر فرو مي برد اين است که اينگونه آلوده شدن روحانيت به سياسی کاری های ناپسند نه تنها ايشان را از وظيفه اصلی شان دور ميکند بلکه چهره دين را تخريب مي نمايد و به دين ضربه ميزند و شرايط را برای دين گريزی جوانان ما مهيا می سازد و همان کسانی که بايد به تبليغ دين و علاقه مند کردن مردم به اصول دينی مشغول باشند خود عامل اصلی طرد دين و اعتقادات مذهبی در جامعه مي گردند و خواسته يا نا خواسته سياستشان عين خيانتشان مي شود.

منبع: صفحه فیس‌بوک نویسنده