چکیده : کلمه - حسین ناصری نیا: انتشار آخرین نامهی امام به میرحسین، ظاهرا دردسرساز شده است. سایت آیتالله هاشمی رفسنجانی این نامه را به عنوان یکی از ضمیمههای کتاب خاطرات 1367 وی منتشر کرده، اما رسانههای اقتدارگرا از انتشار این سند تاریخی برافروخته شدهاند و حملهای تازه را به هاشمی آغاز کردهاند. سایت منتسب به اقوام حسین شریعتمداری میداندار اصلی بود و با انتقاد شدید از انتشار این نامه در سایت رئیس مجمع تشخیص مصلحت، او را تهدید کرد که «مهلت یک ماهه استمهال فائزه هاشمی به پایان رسیده و وی در آستانه محاکمه قرار دارد»!
کلمه – حسین ناصری نیا:
انتشار آخرین نامهی امام به میرحسین، ظاهرا دردسرساز شده است. سایت آیتالله هاشمی رفسنجانی این نامه را به عنوان یکی از ضمیمههای کتاب خاطرات 1367 وی منتشر کرده، اما رسانههای اقتدارگرا از انتشار این سند تاریخی برافروخته شدهاند و حملهای تازه را به هاشمی آغاز کردهاند. سایت منتسب به اقوام حسین شریعتمداری میداندار اصلی بود و با انتقاد شدید از انتشار این نامه در سایت رئیس مجمع تشخیص مصلحت، او را تهدید کرد که «مهلت یک ماهه استمهال فائزه هاشمی به پایان رسیده و وی در آستانه محاکمه قرار دارد»!
این سند مهم، که میتواند همهی دروغپردازیهای دو ساله رسانههای جریان مدعی اصول علیه دولت دفاع مقدس را نقش بر آب کند، سه ماه قبل در کلمه هم منتشر شده بود. این نامه که چند ماه پس از پذیرش آتشبس و تنها شش ماه قبل از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی صادر شده، حاوی تایید مطلق امام بر عملکرد دولت موسوی در دوران جنگ و همچنین تاکید ایشان بر لیاقت و دلسوزی میرحسین برای کشور و انقلاب است.
بنابراین به نظر میرسد مشخص باشد که چرا اقتدارگرایان از انتشار این نامه در سایت هاشمی خشمگین شدهاند. اما باز به نظر میرسد همهی ماجرا این نباشد و عصبانیت مدعیان اصولگرایی، وجه دیگری نیز داشته باشد. برای فهم این وجه، کافی است به دیگر اسناد مشابه منتشر شده در سایت هاشمی در روزهای اخیر توجه کنیم که همهی آنها ضمائم کتاب خاطرات 67 وی هستند:
– همزمان با انتشار نامهی مذکور، سند دیگری در همانجا منتشر شد، راجع به نامه علی اکبر ناطق نوری به امام و پاسخ ایشان. ناطق نوری از اینکه در روز اخذ رای اعتماد محتشمیپور برای وزارت کشور گفته شده بود «کسانی که به آقای محتشمی رأی مثبت ندادند مخالفت با فرمان امام کردند» سخن به میان آورده بود و از نظر امام در این باره پرسیده بود و اینکه آیا کسانی که رای ندادند، خلاف شرع کردند یا خیر؟
پاسخ امام به این نامه، حاوی نکتهای است که به نظر میرسد اقتدارگرایان از طرح آن نگراناند: «در جمهوری اسلامی جز در مواردی نادر که اسلام و حیثیت نظام در خطر باشد، آن هم با تشخیص موضوع از طرف کارشناسان دانا، هیچ کس نمی تواند رأی خود را بر دیگری تحمیل کند؛ و خدا آن روز را هم نیاورد. من تمام سعی خود را می نمایم که با نسبت مطلبی به من، کسی مظلوم نگردد.»
امام خمینی همچنین تاکید میکند که «باید تلاش کنیم زهد و قدس اسلام ناب محمدی را از زنگارهای تقدس مآبی و متحجرگرایی اسلام امریکایی جدا کرده و به مردم مستضعفمان نشان دهیم. ما اگر توانستیم نظامی برپایه های نه شرقی نه غربی واقعی و اسلام پاک منزه از ریا و خدعه و فریب را معرفی نماییم، انقلاب پیروز شده است.»
– یک هفته بعد، سایت هاشمی پیام امام در آستانهی انتخابات مجلس سوم را منتشر کرد؛ باز به نقل از کتاب خاطرات 67 و با این تیتر: «مردم در انتخابات آزاد؛ قیّم نمی خواهند». امام در بخشی از این پیام مینویسد: «همان طور که بارها گفته ام، ” مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند” و “هیچ فرد یا گروه و دسته ای ” حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارند.» بخشهای دیگری از این پیام و اشارات امام به «طرفداران اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یک کلمه، اسلام آمریکایی» نیز برای مدعیان امروزین اصولگرایی، خاطرات تلخی را یادآوری میکند و از این رو، آنها باز حق دارند از هاشمی و سایتش عصبانی باشند.
– مطلب بعدی هم که دو روز بعد منتشر شد، پیام تاریخی امام در پایان جنگ (موسوم به منشور روحانیت) بود که باز در آن از عملکرد دوران دفاع مقدس دفاع میشد و به خصوص این جملهی امام که «اگر تخلفی از من هم سر زند مهیای مؤاخذه ام» خشم اقتدارگرایان را برانگیخت.
پس مشکل فقط در این نیست که هاشمی نامهی حمایت امام از میرحسین را منتشر کرده است. مشکل در نویسندهی آن نامه است، و نویسندهی دیگر نامهها و پیامهای مذکور در بالا. مشکل، بدون تعارف اگر بخواهیم بگوییم، اساسا با شخص بنیانگذار نظام است که راه و روشی را نشان میدهد که حتی اگر نقدی هم به آن وارد باشد، با آنچه امروز به نام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه پیاده میشود، فاصلهی بسیاری دارد.
تصویری که مرحوم امام خمینی – دستکم در این چند متن – از موقعیت رهبری در جامعه و نسبت آن با مجلس و مردم ارائه میکند، در ذهن هر ناظر منصفی این واقعیت را متبادر میکند که آنچه بر امروز ما حاکم است، با آنچه قرار بوده باشد، چه فاصلهی زیادی دارد.
اصولگرایان حق دارند از انتشار اسناد و مدارکی از این دست نگران و عصبانی باشند؛ چرا که اینها مردم را به «مقایسه» وا میدارد، انحرافات 22 ساله و به ویژه سوء مدیریتها و بیتدبیریهای دو ساله را به خوبی برملا میکند و نشان میدهد نه تنها از اثری از پایبندی حاکمیت به شرع و قانون دیده نمیشود، که حتی اگر سیره و شیوهی رهبری امام هم بخواهد مبنا قرار گیرد، چیز زیادی از نظام مورد پسند و خواست امام باقی نمانده است.