چکیده : با توجه به آیات فراوان از معارف اسلام فهمیده میشود که از مردم دینداری همراه با رضایت قلب و طیب خاطر و شوق و انگیزه و باور و ایمان می خواهد و نه از روی ترس و وحشت و تهدید قتل و ارعاب، زیرا دینداری که به این اوصاف باشد، ارزش معنوی و اخلاقی ندارد و پیامبران برای چنین دینداری مبعوث نشده اند. طبعاً اگر برای صرف تغییر عقیده مجازات و یا ترس از کیفر، باشد، خودش نوعی اکراه به حساب میآید.
کلمه: این روزها خبر صدور حکم اعدام برای یک جوان گرویده به مسیحیت، خبرساز شده است. موجی از اعتراضات بینالمللی، مسئولان جمهوری اسلامی را به خاطر صدور این حکم هدف گرفتهاند و تنها واکنش غیر رسمی نظام، این بود که خبرگزاری فارس امروز خبری را منتشر کند و بدون ذکر منبع و مدرک، ادعا کند که اتهام یوسف ندرخانی، انجام جرایم خشن، تجاوز و اخاذیهای متعدد بوده و نه ارتداد. این در حالی است که محمدعلی دادخواه، وکیل وی، در گفتوگو با بیبیسی تاکید کرده است که ندرخانی به خاطر ارتداد به اعدام محکوم شده، و ابراز امیدواری کرده که این حکم با توجه به ایرادات قانونی متعدد آن، نقض شود. بیبیسی یوسف ندرخانی را «یک مسیحی تبشیری غیرتثلیثی» معرفی کرده که از دو سال پیش در رشت زندانی است و در جریان محاکمه، حاضر نشده است که از دین خود برگردد.
وارد شدن اتهام ارتداد به این فرد و بازتابهای آن، فرصت خوبی را برای بازخوانی موضوع ارتداد در فقه اسلامی فراهم کرده است. به خصوص فقهای نوگرا به این موضوع، که در سالهای اخیر یکی از چالشهای مهم اسلام سنتی با مقتضیات دنیای مدرن و مبانی حقوق بشر بوده، توجه خاصی داشتهاند. ماده هجدهم اعلامیه جهانى حقوق بشر تصریح دارد که هر کس حق دارد از آزادى فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. این حق متضمن آزادى تغییر مذهب یا عقیده و همچنین متضمن آزادى اظهار عقیده و ایمان است. واضح است که برداشت رسمی فقهی از حکم ارتداد، با این اصل سازگار نیست.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم که یکی از تشکلهای روحانی اصلاح طلب و متشکل از فقها و علمایی با گرایش نواندیشی و معتقد به اجتهاد پویا است، چندی پیش نتایج تفصیلی تحقیقات گروه فقهی خود را در پاسخ به پرسشهایی درباره موضوع ارتداد در فقه اسلامی منتشر کرد. این تحقیق نشان میدهد که تعریف ارتداد از نظر فقیهانِ مسلمان یکسان نیست.
اکراه بر عقیده جایز است، یا عقیده اکراه بردار نیست؟ کلمه ارتداد در چه ملابسات و ظرف تاریخی بکارگرفته شده است؟ اسلام از مردم چه نوع دینداری را می خواهد که با فرض کیفر می تواند صادق باشد یا نباشد؟ آیا مجازات و ترس از کیفر، اکراه به حساب می آید؟ آیا می توان گفت اکراه بر عقیده در حدوث جایز نیست، ولی در بقا صحیح است، یا در حدوث و بقا فرقی نمی کند؟ آیا کیفر دادن به مرتد مجازاتی اعتقادی است، یا مجازات بر عمل اجتماعی است؟ آیا برفرض که ارتداد جرم اجتماعی شناخته شد، آیا حکم اعدام تناسب با چنین جرمی دارد؟ نسبت میان بیان قرآن که مجازاتی دنیایی برای ارتداد بکار نگرفته با سنت چیست، آیا تشریع حکم جدید است، تفصیل حکم است، یا حکم حکومتی است؟ فهم فقهای پیشین را بویژه در بحث ارتداد و حکم آن، تا چه مقدار می توان مبنای فتوا قرار داد و اگر فقیهی برخلاف اجماع فقها فتوایی داده، این مخالفت با اجماع چگونه است؟
اینها 9 سوالی است که در پژوهش مذکور، مبنای تحقیقی فقهی درباره ارتداد قرار گرفتهاند. این گروه فقهی، سپس آیات و روایات مورد استناد در بحث ارتداد رو به تفصیل مورد بررسی قرار داده و نتایج آن را مطرح کرده است. از جمله نتایج مطرح شده، این است که در قرآن، ارتداد به معنای مطلق برگشتن از دین نیست، بلکه به معنای توطئه آگاهانه علیه حق است، و کفر را نیز نباید با ارتداد یکی گرفت. همچنین در آیات قرآن تنها به عقوبت اخروی ارتداد و اثرات منفی معنوی آن در دنیا اشاره شده و حکمی برای آن ذکر نشده است. نتیجهی این گروه فقهی نیز این بوده که بر مبنای قرآن نمیتوان صرف تغییر عقیده را به معنای ارتداد دانست.
این تحقیق فقهی همچنین یادآور شده که در قرآن بارها به ارتداد منافقان یا کافر شدن برخی افراد اشاره شده، اما در تاریخ ذکر نشده که پیامبر آنها را به مجازات ارتداد محکوم کرده باشد. در این تحقیق به اجرای حکم ارتداد پس از درگذشت پیامبر اسلام و در دوره خلفا اشاره شده و همچنین خاطرنشان شده که روایات موجود از اهل بیت درباره ارتداد نیز حاوی ابهامات متعددی است که در این تحقیق به آنها اشاره شده، و همچنین لزوم تفسیر آنها با توجه به آیاتی که بر اجباری نبودن دین و آزادی عقیده تاکید دارند، یادآوری شده است.
در بخشی از این تحقیق آمده است: در دین آیا تظاهر به دین مطلوب است و اگر کسی عقیده نداشت، چه ارزشی دارد که تظاهر کند و دورویی نشان دهد. ایمان وقتی مطلوب است که قلبی و خواسته ارادی باشد، و اگر در جایی ترس از مجازات او را به تظاهر به دین و بیان نکردن شبهات و اشکالات وادار می سازد، چه ارزش معنوی و اخلاقی و تربیت روحی دارد؟ پیامبران برای ساختن و باوراندن و به جا گذاشتن آثار ایمان آمده اند و نه ایجاد ترس و وحشت. از این رو نمی توان به ظاهر خبر واحدی استناد کرد و حکم کلی استنباط کرد. فهم کامل نیازمند توجه به مجموعه احادیث و فضای آنها است، نوعی بستر شناسی تاریخی شکل گیری دسته ای از موضوعات را نشان می دهد.
گروه فقهی مجمع مدرسین تاکید کرده است: در نظر مشهور از فقها، حکم مرتد از حدود الهى یعنى از احکام معین و غیر قابل تغییر تلقى نشده است و بحث ارتداد را در بخش تعزیرات یا عقوبات گنجانیده اند، زیرا حدود الله احکامى است که کیفیت آن دقیقاً از سوى خدا معلوم شده و غیر قابل تغییر است، هرچند حدود هم بر اساس مصلحت اسلام و مسلمین قابل تغییر و در شرایطی می تواند غیر قابل اجرا باشد.
در نتیجهگیری این پژوهش نیز تصریح شده است: با توجه به آیات فراوان از معارف اسلام فهمیده می شود که از مردم دینداری همراه با رضایت قلب و طیب خاطر و شوق و انگیزه و باور و ایمان می خواهد و نه از روی ترس و وحشت و تهدید قتل و ارعاب، زیرا دینداری که به این اوصاف باشد، ارزش معنوی و اخلاقی ندارد و پیامبران برای چنین دینداری مبعوث نشده اند. و طبعاً اگر برای صرف تغییر عقیده مجازات و یا ترس از کیفر، باشد، خودش نوعی اکراه به حساب می آید. بنابراین کیفر دادن به مرتد با بررسی که از آیات و روایات انجام گرفت و گفته شد، در آن عصر با نگاه تاریخمندی آن مجازاتی اعتقادی نبوده و ناظر به رفتارها و برخوردهای متهمان در عمل اجتماعی بوده است. و این حکم برفرض که ارتداد با همه خصوصیاتش جرم اجتماعی شناخته شد، الزاماً به معنای حکم اعدام نیست و امروز با توجه به شرایط همان طور که در سایر جرم هایی مانند سرقت با تناسب به جرم و مجرم از زندان و جریمه تعیین می گردد، در باره مرتد نیز چنین خواهد بود و اگر در آن عصر که تشدید مجازات امری طبیعی بوده تناسب با آن عصر داشته و مصالح اجتماعی و احتیاط در دماء امروز اقتضای دیگری خواهد داشت.
مشروح این تحقیق را در اینجا بخوانید.