چکیده : طالبان برای اجرای احکام اسلامی، زنان را از تحصیل محروم میکند، مدارس دخترانه را به آتش میکشد، دماغ دختران را میبرد، سنگسار میکند، برای رفتن به بهشت و با عملیات انتحاری، دیگر اسلامگرایان را در آتش میسوزاند. در مقابل اسلامگرایان ترک از معرفت اسلامی سخن میگویند، آزادی را نه تنها برای خود، بلکه برای مخالفان هم میخواهند، به رسانههای آزاد اعتقاد دارند و بیشتر کتابهایی را که در جهان اسلام نوشته شده، به ترکی ترجمه کرده و از آنها استفاده میکنند.
حجتالله جودکی
با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، اسلامگرایی در ترکیه وارد مرحله نوینی شد تا قبل از آن اسلامگرایان ترک، اپوزیسیون لاییکها به حساب میآمدند. بعد از به دست گرفتن قدرت توسط حزب یاد شده، این باور در میان تحلیلگران مسایل ترکیه تقویت شد که اسلامگرایی از نوع حزب عدالت و توسعه نه تنها دارای پشتوانه غنی فکری است، بلکه در صحنه عمل سیاسی بسیار کار آزموده است.
این حزب در آن واحد باید با لاییکها که از زمان آتاتورک به وسیله ارتش قدرت بلامنازع را در دست داشتند و حرف اول و آخر را میزدند، دست و پنجه نرم کند. دوم اقتصاد این کشور را به مرحلهای برساند تا بتواند برای ورود به اتحادیه اروپا مهیا شده و یکی از آرمانهای ترکیه را جامه عمل بپوشاند. سوم مشکل کردها را به نحوی حل کند تا هزینه آن برای کشور پایین بیاید. علاوه بر این سازگاری با همسایهها کار چندان آسانی نبود، از ارمنستان گرفته تا سوریه و عراق و یونان و… بدون حل مسایل با این کشورها، توسعه در داخل امکانپذیر نبود.
اسراییل یکی از متحدان استراتژیک لاییکهای ترکیه بود، از اینرو تعامل با اسراییل به وسیله اسلامگرایان که یکی از خواستههای همیشگی آنها حل مساله فلسطین بود، کاری دشوار میکرد. جنگ عراق و ورود آمریکا و ناتو به این جنگ بر مشکلات کار اسلامگرایان افزود. جهانی شدن و ایفای نقش در دنیای جدید دغدغه دیگر او بود. کارنامه اسلامگرایان در ترکیه نشان میدهد که آنان توانستهاند نقش بسیار موفقی در حل مسایل یاد شده ایفا کنند. اقتصاد ترکیه را شکوفا کردند، نه تنها جلو ورود کالاهای چینی را گرفتند، بلکه رقیب صادراتی آن کشور شدند و بازارهای منطقهای را قبضه کردند. به دلیل نرمش سیاسی با همسایگان، از رویارویی با آنها پرهیز کرده و توان او را به خدمت قدرت رشد یابنده خویش درآوردند.ماهرانه به جنگ دیپلماتیک با اسراییل برخاستند و اسراییل را نزد افکار عمومی جهانی آچمز کردند و دل فلسطینیها را هم ربودند و اردوغان قهرمان مساله فلسطین شد. در برخورد با مسلمانان، سیاست تقریبی پیشه کردند و از جمهوری اسلامی که با بنیانگذاری مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی جلودار بود، پیشی گرفتند. جالب اینکه آنان این کار را با کمترین هزینه انجام دادند.
اردوغان بعد از ملاقات با آیتالله سیستانی در عراق در پاسخ به خبرنگارانی که از مذهب او پرسیدند، پاسخ داد: من مسلمانم و اسلام پیش از مذاهب شکل گرفته است. از اینرو من نه شیعه هستم و نه سنی! او در داخل ترکیه همه اسلامگرایان را تحمل کرد، از علویان سکولار گرفته تا سنیها و شیعیان. جالب اینکه در مراسم روز عاشورای شیعیان شرکت و در آن محفل سخنرانی کرد و امام حسین(ع) را به عنوان نماد آزادگی معرفی کرد. این سعهصدر همراه با تسامح، تساهل و روشهای عملی، باعث شد تا اسلامگرایان حزب عدالت و توسعه از افتادن به ورطه اختلافات مذهبی برهند.
با شروع بهار عربی و خیزش مردم منطقه، ترکیه در کنار مردم منطقه ایستاد و ابتدا رهبران کشورها را نصیحت کرد که با مردم خود آشتی کنند و کمکم راه خود را از دیکتاتورهای منطقه جدا کرد و به دفاع از مردم برخاست. از اینرو ترکیه اکنون نخستین کشور اسلامی است که رهبر آن در راس هیات بلند پایهای از سیاستمداران و تجار و … به کشورهای مصر، تونس و لیبی پا میگذارد. اردوغان در سفر به مصر به طور ضمنی الگوی مورد نظر خود را برای کشور مصر پیشنهاد داد و گفت: از سکولاریسم غافل نشوید. این سکولاریسم پیشنهادی به معنای دست شستن از اسلام نیست، بلکه مفری است که در شرایط فعلی میتواند میان همه شهروندان کشور همزیستی برقرار کند.
برخی از تحلیلگران اسلامگرایی بر این باورند که اندیشههای دکتر علی شریعتی در ایران متولد شد و در ترکیه ثمر داد. اسلامگرایان فعلی جهان اسلام بر دو دسته تقسیم میشوند: اول آنهایی که در پی اجرای احکام اسلامی هستند. دوم آنهایی که برای رسیدن به اهداف اسلامی تلاش میکنند. این دو جریان فکری در هدف و روش با یکدیگر فاصله دارند. گروه نخست با تکیه بر اسلام سنتی میخواهند جامعه را با اجرای احکام اسلام، اسلامی کنند. گروه دوم به اهداف بلند اسلامی نظر دارند و قبل از احکام به معرفت اسلامی توجه میکنند. آنان با این رویکرد به سراغ قرآن میروند و میراث اسلامی را در پرتو قرآن استفاده میکنند. این دو گروه اسلامگرا در هدف و روش با یکدیگر تفاوت ماهوی دارند.
برای روشن شدن مطلب باید عملکرد آنها را با هم مقایسه کرد. به عنوان مثال طالبان برای اجرای احکام اسلامی، زنان را از تحصیل محروم میکند، مدارس دخترانه را به آتش میکشد، دماغ دختران را میبرد، سنگسار میکند، برای رفتن به بهشت و با عملیات انتحاری، دیگر اسلامگرایان را در آتش میسوزاند. در مقابل اسلامگرایان ترک از معرفت اسلامی سخن میگویند، آزادی را نه تنها برای خود، بلکه برای مخالفان هم میخواهند، به رسانههای آزاد اعتقاد دارند و بیشتر کتابهایی را که در جهان اسلام نوشته شده، به ترکی ترجمه کرده و از آنها استفاده میکنند. از نظر آنان کسب معرفت علمی در اولویت قرار دارد. دیگر اسلامگرایان را دشمن حساب نمیکنند. بر تفکر، تفقه و تعقل تکیه دارند. آنان بر رحمت اسلامی تاکید کرده و جدال احسن را مد نظر قرار میدهند. آنان اکنون با این رویکرد به مقابله با اسلام هراسی برخاستهاند که در نتیجه عملکرد گروه نخست حاصل شده و دستگاه رسانهای غرب آن را به شدت بزرگ کرده است.
منبع: پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان