چکیده : کلمه - مهستی شیرازی: مصاحبه ی سقای بی ریا با روزنامه ی قدس در رسانه های وابسته به مدعیان اصولگرایی انعکاس کم سابقه ای داشته است. در این مصاحبه، مشاور پیشین احمدی نژاد به نقل از مشایی نقل کرده است «من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد...» اصول گرایان، ظاهرا با تکثیر و انتشار این مصاحبه ، از اینکه سرچشمه ی هتاکی های احمدی نژاد را کشف کرده اند، ذوق زده شده اند. اما در میان این ذوق زدگی فراموش کرده اند که دو سال و اندی از هتاکی های احمدی نژاد گذشته است و در این دو سال چه خسارت ها که بر جان و مال و ناموس مردم نرفته است. اصولگرایان باید بدانند این ذوق زدگی، اعتراف به چند خطای عظیم است ...
کلمه – مهستی شیرازی:
مصاحبه ی سقای بی ریا با روزنامه ی قدس در رسانه های وابسته به مدعیان اصولگرایی انعکاس کم سابقه ای داشته است. در این مصاحبه، مشاور پیشین احمدی نژاد به نقل از مشایی نقل کرده است «من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد…»
اصول گرایان، ظاهرا با تکثیر و انتشار این مصاحبه ، از اینکه سرچشمه ی هتاکی های احمدی نژاد را کشف کرده اند، ذوق زده شده اند. اما در میان این ذوق زدگی فراموش کرده اند که دو سال و اندی از هتاکی های احمدی نژاد گذشته است و در این دو سال چه خسارت ها که بر جان و مال و ناموس مردم نرفته است.
اصولگرایان باید بدانند این ذوق زدگی، اعتراف به چند خطای عظیم است. خطای نخست، «سکوت دوساله و موثر در مقابل هتاکی» است. خطای دوم «حمایت تمام قد و همراهی با فرد هتاک» است. خطای سوم «عدول از وظیفه و کوتاهی قوای نظارتی در رسیدن به عوامل این هتاکی» است و خطای بزرگتر «نقش موثر این هتاکی در ورود کشور به بحران های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی» است.
آیا تنها پی بردن به یکی از این خطاها، اصولگرایان حامی احمدی نژاد را به ابراز پشیمانی در حمایت و همراهی با او و جبران خسارتهای وارد شده بر اشخاص و افکار عمومی وادار می کند؟ گفته اند جلوی ضرر را از هر کجا که بگیری منفعت است …
ممکن است کسانی برای رفع تکلیف بگویند: احمدی نژاد آلت دست مشایی شده است و یا وسوسه ی مشایی در او کارگر افتاده و او را وادار به هتاکی کرده است. پاسخ روشن است: اگر احمدی نژاد هتاکی کرده است، پس جرمی اتقاق افتاده است. در این صورت کدام عقل سلیم می گوید مباشر جرم را بگذارید و تنها به سراغ معاون بروید؟ آیا بهتر نیست همه ی حامیان فرد هتاک را نیز مواخذه کنید؟
آقایان اصول گرا !
اصولا این مشایی و جریان انحرافی چیست که قرار است مسئولیت همه ی انحرافات و افتضاحات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را بر دوش آنها بیاندازیم؟ مگر این افراد تازه در کنار احمدی نژاد قرار گرفته اند؟ مگر احمدی نژاد صغیر است که او را بری از خطا بدانیم و دیگران را فقط مؤاخذه کنیم؟ مگر مجلسی برای نظارت بر رئیس دولت وجود ندارد؟ مگر قوه ای به نام قضائیه برای پیشگیری و رسیدگی از جرم وجود ندارد؟ مشایی و بقایی به کنار، مگر رحیمی متهم به فساد نیست؟ مگر افتضاح 3 هزار مییلیارد تومانی را نشنیده اید؟ یعنی هنوز هم شک دارید که عدالت خواهی و مهر ورزی احمدی نژادی، دروغ و فریبی بیش نبوده است؟
می گویید نمی دانستیم؟ والله دروغ می گویید! مگر این میرحسین نبود که دو سال پیش می گفت: من احساس خطر کردم … مگر صاحبان این سخن را به حصر و بند نکشیده اید؟
آقایان اصول گرا !
می دانید مردم چه می گویند؟ مردم می گویند اصولگرایان شرمنده اند و وجدان درد دارند. وضعیت بد مملکت را خبر دارند و نمی خواهند کاری بکنند، تنها می خواهند مسئولیت را به گردن دیگری بیندازند . مردم می گویند اصولگریان اسیر و درگیر جنگ قدرت شده اند و مملکت را به فراموشی سپرده اند. می گویند از حضور اصلاح طلبان هراس دارند و می خواهند اصلاح طلب مبتذل درست کنند.
آقایان اصولگرا !
می دانید آگاهان و تحلیلگران چه می گویند؟ آنان می گویند: اصولگرایان و اقتدارگرایان، برای جذب افکار عمومی به مصادره ی مبتذل بخشی از گفتمان اصلاح طلبی روی آورده اند. طیفی از اصولگرایان که هنوز حاضر نشده است رسما اشتباهات 6 ساله ی خود را در حمایت و همراهی با احمدی نژاد بپذیرد، نگران «تقلب در انتخابات» و «خرید رای» است، از تشکیل «کمیته ای برای صیانت از آرا»می گوید. به «انحرافات و قانون شکنی ها» اذعان دارد، اما مسئولیت آن را فقط و فقط متوجه ی حلقه ی احمدی نژاد می کند. دسته ای از اقتدارگرایان هم شعار لزوم «بازبینی در سیاست های فرهنگی و تلطیف فضای دانشگاهی» را مطرح می کنند. با تفکیک جنسیتی دانشگاهها مخالف اند. روحانیون و روحانیت را تنها مرجع دین نمی داند و با تعابیر دیگری از ولایت و انسان کامل و امام زمان یاد می کند. بی آنکه شناختی از تاریخ و تمدن ایرانی داشته باشد، ابایی ندارد که منشور کوروش را علیه نامه ی امام علی به مالک اشتر به کار گیرند. طیف مقابل را اقتدارگرا می خواند! و… و جالب آنکه هر دو خود را از کودتای انتخاباتی 88 و بحران سیاسی دو سال اخیر، پاک و منزه می دانند و توپ را در زمین دیگری می کارند. باهنر نایب رئیس مجلس! می گوید با تحریک چند نفر تندرو در مجلس شعار مرگ و اعدام سر داده اند و احمدی نژاد رئیس شورای عالی امنیت ملی می گوید که راضی به برخورد با رقبای انتخاباتی خود نبوده است! محسن اژه ای حصر خانگی را بازداشت نمی داند و از تصمیم گیری توسط دستگاههای ذی ربط می گوید و احمدی نژاد حصر موسوی و کروبی را دستور مستقل قوه ی قضائیه می داند تا دامن خود را از این موضوع پاک کند … و شاید اگر ترس سرزنش ها نبود، ابراز شرمندگی ها بیش از اینها بود.
آقایان اصولگرا !
یک بار دیگر آنچه را در انتخابات 88 گذشت و پس از انتخابات 22 خرداد روی داد، مرور کنید. یادتان هست که در جریان اعترافات و افتضاحات تلویزیونی چه گذشت؟ آنگاه که حیدری، مجری مشهور تلویزیون، در حین قرائت بخشی از دست نوشته های سعیدحجاریان گفت: «کمونیسم …» و سعید به او یادآوری کرد: «کمونیسم نه! کمونیسم مبتذل …» حیدری تعجب خود را از حضور ذهن حجاریان پنهان نکرد. بیچاره نمی دانست حقیقتِ ماجرا در همین کلمه ی «مبتــذل» نهفته است ….