شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» سرمقاله/ توبه‌فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌‌کنند؟

دوشنبه, 5 سپتامبر, 2011

چکیده : کلمه - آمنه کشاورز: کمتر مفهومی به اندازه‌ی «زهد و توبه» در ادبیات عرفانی ایران و به خصوص در میان اشعار حافظ با طعنه مواجهه شده است. گویا در همه‌ی دوران‌ها آدمیانی صاحب منصب و منبر وجود داشته‌اند که برای بهره‌ی چند روزه از دنیا، از این مفاهیمِ اصیل دینی «صورتی ریاکارانه و و دروغین» ساخته‌اند، تا جایی که که حافظ قرآن را هم وادار کرده‌اند بگوید: ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم / با ما به جام باده صافی خطاب کن


کلمه – آمنه کشاورز:

کمتر مفهومی به اندازه‌ی «زهد و توبه» در ادبیات عرفانی ایران و به خصوص در میان اشعار حافظ با طعنه مواجهه شده است. گویا در همه‌ی دوران‌ها آدمیانی صاحب منصب و منبر وجود داشته‌اند که برای بهره‌ی چند روزه از دنیا، از این مفاهیمِ اصیل دینی «صورتی ریاکارانه و و دروغین» ساخته‌اند، تا جایی که که حافظ قرآن را هم وادار کرده‌اند بگوید:

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جام باده صافی خطاب کن

و یا:

حدیث توبه در این بزمگه مگو حافظ
که ساقیان کمان‌ابرویت زنند به تیر

و ایضا:

من که عیب توبه کاران کرده باشم بار‌ها
توبه از می‌، وقتِ گل؟ دیوانه باشم گر کنم

حتی سعدی هم که که یک بابِ تمام از بوستان را به ضرورت و جایگاه توبه گشوده است، آنچنان از این آدمیان «زهد فروش و توبه فرما» به تنگ افتاده است که در جای جای غزلیات خود به زهد و توبه‌ی آنان طعنه زده است:

ساقی بیار جامی کز زهد توبه کردم
مطرب بزن نوایی کز توبه عار دارم

و یا:

جمیع پارسایان گو بدانند
که سعدی توبه کرد از پارسایی

البته حقیقت کلام و منظور واقعی این بزرگان را نیز می‌توان در لابه‌لای همین اشعار یافت. حافظ در یکی از مشهور‌ترین غزلیات خود از این «واقعیت تلخِ اجتماعی» پرده برانداخته و آشکارا می‌گوید که او نه با حقیقتِ توبه، که با «توبه‌فرمایان و واعظان ریاکار» مشکل دارد:

واعظان که این جلوه بر محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند ان کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه‌فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند؟

بهانه‌ی اصلی این یادداشت، مواجهه‌ی امروزی با این «واقعیت تلخِ اجتماعی» است. این روز‌ها، در حالی که آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است و اغلب دلسوزان مملکت «خوش‌بینانه» آرزو کرده‌اند که این آزادی به همه‌ی زندانیان سیاسی تسری یابد، دسته‌ای از واعظان و صاحب منبران – بخوانید صاحبان رسانه‌ها و سایت‌ها – با سوء استفاده از «حق آزادی و عفو قانونی» این زندانیان، هوای توبه‌فرمایی کرده‌اند! و مدام از توبه و پشیمانی این افراد می‌نویسند و «نفرت و انزجار خود را به آنان نسبت می‌دهند» و…، غافل از آنکه این افراد زنده‌اند و در میان مردم و در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند و تنها انتشار یک عکس و یا یک مصاحبه می‌تواند همه‌ی این سوداهای کج و آرزوهای محال را رسوا کند، که گفته‌اند:

در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود
می‌ ده که عمر در سر سودای خام رفت

جالب آنکه اغلب این رسانه‌ها و سایت‌ها در زمان دستگیری این افراد، نه تنها به آن اشاره نکرده بودند، بلکه اخبار منتشر شده در خصوص دستگیری‌ها را بار‌ها و بار‌ها تکذیب کرده و به عبارتی ترجیح داده بودند «دروغ» بنویسند، تا وجود هرگونه اعتراض و دستگیری و زندانی سیاسی را در آن روز‌ها – به خصوص در ۲۵ بهمن ۸۹ – انکار کنند. و طرفه آنکه از دروغ‌های پیشین توبه نکرده، هنوز هم به دروغ از توبه‌های دروغین می‌نویسند و دیگران را نیز به توبه می‌خوانند.

و جالب‌تر آنکه این توبه‌فرمایان،‌ گاه گاهی ترسشان را از حضور محصورِ مهدی کروبی در پسِ این توبه‌فرمایی پنهان می‌کنند و از توبه‌ی شیخ مهدی کروبی می‌گویند و دست‌کم نمی‌گویند که: شیخ قرار است از کدام گناه توبه کند؟ از دروغ‌هایی که در قامت رییس دولت به مردم گفته است؟ از وعده‌هایی که داده و عمل نکرده است؟ از انحرافی که در جمهوری اسلامی به بار آورده است؟ از کهریزکی که افشا کرده است؟ شاید هم از ایستادگی بر رأی مردم و سال‌ها مبارزه با استبداد؟

 


توبه کردم که دگر می‌نخورم در همه عمر
به جز از امشب و فردا شب و شب‌های دگر