چکیده : اهل سنت هم در هر جایی که جمعیتشان به اندازه کافی است و نیاز به داشتن مسجد خاص خودشان را احساس میکنند، باید بتوانند مسجد خود را بسازند و در آن به انجام شعائر دینی و برگزاری نمازهای یومیه یا مراسم دعا و نماز جمعه و اعیاد و … مبادرت کنند همانطور که ما به عنوان مدافع تشیع نیز انتظار داریم در تمامی کشورهای اسلامی که اقلیتی از شیعیان هم حضور دارند، این امکان وجود داشته باشد که شیعیان برای خود مسجد و محل عبادت اختصاصی داشته باشند و مراسم دینی خود را در آن، اجرا کنند. مگر انتظار ما شیعیان از دیگران جز این است؟
علی شکوهی
امروز نامه ۱۴ نماینده شهرهای سنینشین به احمدینژاد در سایتها منتشر شد که به مشکلات برگزاری مراسم مذهبی برادران اهل سنت در تهران اشاره داشت. ظاهرا هیات امنای نمازخانه اهل سنت غرب تهران(صادقیه) در خصوص فراهم نمودن زمینه برگزاری عبادات دهه آخر ماه مبارک رمضان و نمازهای تراویح و برگزاری نماز عید سعید فطر، نامهای را خطاب به این نمایندگان نوشتند و آنها نیز با تکیه بر همین تقاضا، خواستار اقدام عاجل رئیس جمهوری در این زمینه با توجه به جمعیت زیاد اهل سنت در تهران(صادقیه) شدند.
در نامه هیات امنای نمازخانه اهل سنت غرب تهران (صادقیه) تاکید شده است که «سال گذشته بدعت جدیدی تحت عنوان ممانعت از برگزاری نماز عید اهل سنت توسط مسؤولین استان تهران بنیان گذاشته شد و از رهگذر انعکاس رسانهای این محرومیت، جایگاه مفهوم راهبردی وحدت اسلامی نزد قاطبه شهروندان اهل سنت کشور و نیز ناظران داخلی و خارجی مخدوش شد… امسال نیز متأسفانه هیأت امنای این مکان به پلیس امنیت احضار و مراتب ممنوعیت مجددا به آنان ابلاغ گردید. ما معتقدیم در شرایطی که شهروندان نجیب اهلسنت، محرومیت از حق برخورداری از مساجد اختصاصی در پایتخت را با راهاندازی نمازخانههای اجارهای در سالیان گذشته تا حدودی جبران نمودهاند، تکرار تجربه سال گذشته تنها به جایگاه اخوت اسلامی لطمه میزند …».
در این باره چند نکته قابل تامل وجود دارد:
۱ – ممکن است گفته شود که چرا ما به مسائل جزئی این هم توجه نشان میدهیم و به موضوعات اساسی و مهم انقلاب و کشور و وضعیت دشمنان مردم توجه نمیکنیم. صریحا عرض میکنم که این موضوع، مصداقی از یک رویه و شاهدی بر نوع نگاه حاکم بر کشور و زمامداران است و نقد این شیوه عملکرد اگر مورد توجه قرار گیرد و در نهایت منجر به اصلاح این مورد شود، میتواند ثمرات بزرگی را برای اصلاح دیگر امور جامعه به بار آورد.
۲ – یک اصل مهم را به عنوان «قاعده طلایی یا زرین اخلاقی»، همگان قبول دارند و در روایات و تعالیم اسلام هم مورد توجه قرار گرفته است. مطابق این قاعده، «هر آنچه را برای دیگران میپسندیم باید برای خود هم بپسندیم و هر آنچه را برای خود نمیپسندیم برای دیگران هم نباید بپسندیم». با این منطق، انسان از برخوردها و مواضع دوگانه رها میشود و نسبت به همه موضوعات، با منطق مشابهی برخورد میکند. مطابق این اصل و در این مورد خاص یعنی ایجاد فرصت برای دیگران در برگزاری آزادانه مراسم مذهبی، برادران اهل سنت هم در هر جایی که جمعیتشان به اندازه کافی است و نیاز به داشتن مسجد خاص خودشان را احساس میکنند، باید بتوانند مسجد خود را بسازند و در آن به انجام شعائر دینی و برگزاری نمازهای یومیه یا مراسم دعا و نماز جمعه و اعیاد و … مبادرت کنند همانطور که ما به عنوان مدافع تشیع نیز انتظار داریم در تمامی کشورهای اسلامی که اقلیتی از شیعیان هم حضور دارند، این امکان وجود داشته باشد که شیعیان برای خود مسجد و محل عبادت اختصاصی داشته باشند و مراسم دینی خود را در آن، اجرا کنند. مگر انتظار ما شیعیان از دیگران جز این است؟ بر همین اساس ضروری است که مواضع دوگانه خود را کنار بگذاریم و همانگونه که خود طالبیم، برای اهل سنت نیز این حق را به رسمیت بشناسیم.
۳ – چگونه است که داعیهدار ایجاد وحدت میان همه مسلمانان هستیم و از ضرورت کنار گذاشتن اختلافات میگوییم و هزینه صدها نفر را از سراسر دنیا میپردازیم که به ایران بیایند و در کنفرانسهای وحدت اسلامی شرکت کنند اما به برادران اهل سنت کشور خودمان که میرسیم، مراعات حقوق آنان را نمیکنیم؟ دو سال قبل در سفر مقام رهبری به کردستان برای اولین بار این حق برای آنان تامین شد که بتوانند از صدا و سیمای استانی، اذان مطابق اعتقادات اهل سنت را پخش کنند و طبعا ایجاد مسجد اختصاصی اهل سنت در شهرهای بزرگی که جمعیت زیادی از اهل سنت هم در آن زندگی میکنند، حق دیگری از آنان است که مورد توجه قرار نمیگیرد. ایجاد وحدت اسلامی یک شعار توخالی نیست و نیاز به اقدامات عملی دارد. امام خمینی مبنا بودن اهل سنت در همه مسائل جمعی مرتبط با ایام حج را پذیرفت تا شیعیان را به همکاری با برادران اهل سنت و شرکت در نمازهای جماعت و بقیه اعمال و عبادات آن سفر روحانی فرا بخواند. مرحوم شیخ شلتوت، شیعه را در کنار دیگر مذاهب اسلامی، به رسمیت شناخت تا گامی در مسیر وحدت امت اسلامی بردارد. اینک ما که درصدد ایجاد وحدت میان همه مسلمین هستیم باید خودمان الگوی مناسبی از وحدت میان مسلمانان را در کشور ایران به نمایش بگذاریم تا دیگران باور کنند که ما آنان را هم برادران خود میدانیم و به همکاری با آنان برای دفاع از سرزمین اسلامی و اقتدار مسلمین، ایمان واقعی داریم.
۴ – از بعد آیندهنگری نیز این روش به سود ایران و جامعه شیعی ماست. شیعیان صرفا در ایران دارای اکثریت هستند و در چند کشور هم اقلیت شیعه زندگی میکنند. طبعا اگر اهل سنت بخواهد با ما با همان روشی برخورد کند که بعضا ما با اهل سنت کشورمان مواجه میشویم، در آن صورت این ما هستیم که ضرر میکنیم و دامنه نفوذ شیعیان در جهان، کاسته خواهد شد. اگر تحولات انقلابی در کشورهای مسلمان دیگر رخ دهد، ما انتظار داریم که شیعیان هم بسان اهل سنت، به رسمیت شناخته شوند و مانند آنان بتوانند انتخاب بشوند و انتخاب بکنند و در انجام شعائر اسلامی خود، آزاد باشند. به همین دلیل امروز آنان هم حق دارند که از ما انتظار مشابه داشته باشند و دستکم بنای یک مسجد اهل سنت در شهری مانند تهران میسر شود.
۵ – نکته آخر این که ما در تهران شاهد فعالیت چندین و چند کلیسا و کنشت و خانقاه هستیم و قبول کردیم که آنان در ذیل حاکمیت اسلام آزادانه فعالیت کنند. حال باید پرسید که آیا اهل سنت که به ما نزدیکتر است، حق ندارد از این فرصت برخوردار باشد؟